واژه اوتانازی، اتانازی، آتانازی، یوتانازی یا یوتانازیا در تلفظ فارسی و«Euthanasia » در زبان انگلیسی است که از دو کلمه EU به معنای خوب و Thantos به معنای مرگ مشتق شده است. و در فارسی به بیمارکشی با ترحم، بیمارکشی طبی، تسریع در مرگ محتضر، مرگ مشفقانه، قتل از روی ترحم، مرگ خودخواسته، به مرگی، مرگ آسان، مرگ راحت و مرگ سفید ترجمه شده که برخی دارای بار منفی است و به دلیل قبح ذاتی آن ترجمه های دارای بار منفی آن ترجیح دارد.
همچنین برخی گفته اند: « اتانازی عبارت است از پایان دادن به زندگی فردی به درخواست خودش و به دست دیگری که با نیت رهایی او از درد و رنج طاقت فرسا یا یک بیماری لاعلاج صورت می گیرد.»
در فقه شیعه نیز این مفهوم شناخته شده ولی قابل قبول قرار نگرفته است. به طور کلی، اسلام به هر گونه قتلی اعم از اینکه ظالمانه یا از روی ترحم باشد مخالف است. در این فصل، طی سه مبحث مفهوم قتل از روی ترحم را در حقوق کیفری ایران و هلند و فقه شیعه بررسی می نماییم.

2ـ1ـ1ـ مفهوم قتل از روی ترحم
در تعریف اتانازی گفته اند: «پایان دادن به حیات فردی که از بیماری سخت و یا لاعلاج رنج می برد، با تزریق داروی کشنده یا پایان دادن به معالجات پزشکی. یا کشتن بدون درد بیماری که بیماری دردناک دارد یا از زندگی روزمره ناتوان است.»
از دیدگاه حقوق کیفری، قتل از روی ترحم نوعی قتل نفس است که با درخواست و تقاضا یا موافقت و رضایت مقتول توسط قاتلی که دارای انگیزه رحم یا شفقت یا انسان دوستی است، انجام می‌گیرد. بنابراین، قتل از روی ترحم را می‌توان تا حدودی با قتل و خودکشی مقایسه کرد. در جرم قتل نیز همچون قتل از روی ترحم، مقتول شخصی غیر از قاتل است. اما در خودکشی فاعل جرم، مفعول جرم نیز هست. به عبارت دیگر، هرگاه مجنی‌علیه قتل، خودش قاتل باشد، خودکشی تحقق یافته ‌است. اما در قتل از روی ترحم، مقتول به کشتن خود رضایت و موافقت دارد، لیکن به دلایل مختلفی همچون نداشتن قدرت و ناتوانی جسمی برای انجام خودکشی یا جرأت و جسارت نداشتن عملی کردن آن یا قرار گرفتن در حالتی که امکان خودکشی وجود ندارد قادر بر عملی کردن مقصودش نیست؛ لذا فرد دیگری عمل کشتن را انجام می‌دهد. بنابراین در قتل از روی ترحم، مقتول قصد کشتن خود را دارد، اما عمل کشتن توسط فرد دیگری انجام می‌گیرد. به این ترتیب باید گفت در این نوع قتل، مقتول دارای عنصر روانی قتل (قصد کشتن) است؛ اما عنصر مادی (عمل کشتن) توسط او انجام نمی‌شود، بلکه توسط فرد دیگری صورت می‌گیرد که دارای انگیزه شفقت یا رحم یا انسان دوستی است و داعی خیرخواهانه دارد و از این روست که به آن خودکشی مساعدت شده نیز می گویند.
در واقع می‌توان گفت در قتل از روی ترحم، مقتول در قتل خود معاونت می‌کند؛ به این معنی که او قصد کشتن خود را دارد و از این نظر با قاتل دارای وحدت قصد است، اما در عنصر مادی جرم مشارکتی نکرده است و داخل در عملیات اجرایی جرم نمی‌شود؛ لیکن در خودکشی، مقتول در قتل خود مباشرت کرده و عنصر مادی جرم را خودش انجام می‌دهد. به بیان دیگر در خودکشی، مقتول علاوه بر داشتن عنصر روانی، مرتکب عنصر مادی نیز می‌شود.
حقوق کیفری ایران برگرفته از فقه امامیه می باشد. اما مفهوم اتانازی در کشورهای دیگر از جمله هلند نیز مانند حقوق کیفری ایران دارای تعاریف و مبناهایی است. در این مبحث مفهوم اتانازی در حقوق کیفری ایران و هلند را مطالعه می کنیم.
2ـ1ـ1ـ1ـ حقوق کیفری ایران
در حقوق کیفری ایران، آنچه مسلم است اینکه رضایت مجنی‌علیه سبب سلب مسؤولیت مرتکب قتل در هیچ موردی نمی‌شود. در واقع، قوانین جزایی در ایران، از قواعد مربوط به نظم عمومی جامعه هستند و مجنی‌علیه نمی‌تواند با رضایت خود، اِعمال آنها را عقیم یا وابسته به اراده و نظر خویش کند. پس رضایت مجنی‌علیه در رابطه با جرایم علیه نفس و تمامیت جسمی اشخاص مؤثر نیست و به‌ خصوص در قتل، در به صورت تقاضا و حتی اصرار مقتول، همچنان قابل مجازات است؛ هرچند انگیزه ارتکاب جرم خیرخواهانه باشد. بنابراین فردی که به دلیل احساسات نوع‌دوستی یا رحم و شفقت، بیمار لاعلاجی را می‌کشد، مرتکب عمل مجرمانه شده و دارای مسؤولیت کیفری است؛ زیرا هرچند که انگیزه قاتل، عاطفی و انسانی بوده ‌است، اما باید توجه داشت که «انگیزه یا داعی» در حقوق کیفری مؤثر نبوده است و تأثیری در ماهیت عمل مجرمانه ندارد. آنچه که در حقوق کیفری ایران دارای اهمیت است «قصد مجرمانه» و «سوءنیت» است. پس باید به تفاوت قصد و انگیزه توجه داشت. «انگیزه» شوق و ذوقی است که فرد را به سوی ارتکاب جرم سوق می‌دهد، لیکن «قصد مجرمانه» اراده جهت یافته به مقاصد نهی شده در حقوق جزا است.
به عبارت دیگر، «قصد مجرمانه» یا «سوءنیت» یعنی تصمیم و عزم بر فعل یا ترک فعلی که قانونگذار آن را منع کرده‌است، لیکن «انگیزه» قصد و تصمیم با واسطه و غیرمستقیم فرد در ارتکاب جرم است. حقوقدانان کیفری معمولاً رابطه بین قصد مجرمانه و انگیزه را در حقوق جزا با رابطه بین «جهت» و «سبب» در حقوق مدنی مقایسه می‌کنند. «سبب» یا «علت» عقد برای هریک از متعاملان، تعهدی است که طرف مقابل به عهده می‌گیرد؛ مثلاً در عقد بیع علت عقد برای مشتری، رسیدن به ملک است، ولی جهت معامله در مورد هر عقد بیع تفاوت دارد؛ مثلاً کسی ملکی را می‌خرد تا وقف کند، دیگری می‌خرد تا سکونت کند و شخص دیگری نیز برای دایر کردن محل فساد آن را خریداری می‌کند. در حقوق جزا نیز قصد و انگیزه به همین ترتیب هستند. تمامی قاتلان قصد کشتن مقتول را دارند، اما انگیزه آنها متغیر است به طوری که به تعداد قاتلین، انگیزه وجود دارد. اما باید توجه داشت مجرمی که دارای انگیزه خیرخواهانه و انسانی باشد، احتمال دارد که از کیفیات مخففه بهره‌مند شود.
بحث اتانازی یا مرگ شیرین به صراحت در قوانین کشور ما در هیچ دوره ای بیان نشده است و در حال حاضر هم در قانون مجازات اسلامی ذکر نشده است ولی در مورد قتل از روی ترحم، ماده 54 قانون حدود و قصاص مصوب 1361 در مبحث راجع به کیفیات استیفاء قصاص در قتل عمدی، رضایت مجنی‌علیه حتی بعد از وقوع جرم و قبل از مرگ، فاقد اثر شناخته شده ‌بود. مطابق ماده مذکور: «با عفو مجنی‌علیه قبل از مرگ، حق قصاص ساقط نمی‌شود و اولیای دم می‌توانند پس از مرگ او قصاص را مطالبه نمایند.» ولی با تصویب قانون مجازات اسلامی در سال 1370، مقنن در این خصوص تغییر عقیده داد و رضایت مجنی‌علیه را مؤثر در مقام دانسته و مرتکب قتل را از مجازات معاف کرد، همانطور که در ماده 268 مقرر شده‌ بود: «چنانچه مجنی‌علیه قبل از مرگ جانی را از قصاص نفس عفو نماید، حق قصاص ساقط می‌شود و اولیاء دم نمی‌توانند پس از مرگ او مطالبه قصاص نمایند.»
در 365 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 نیز به نوعی از ماده 268 قانون مجازات اسلامی مصوب 1370 پیروی شده ‌است. برطبق این ماده: «در قتل و سایر جنایات عمدی، مجنی علیه می تواند پس از وقوع جنایت و پیش از فوت، از حق قصاص گذشت کرده یا مصالحه نماید و اولیای دم و وارثان نمی توانند پس از فوت او، حسب مورد مطالبه قصاص یا دیه کنند، لیکن مرتکب به تعزیر مقرر در کتاب پنجم «تعزیرات» محکوم می شود.» بنابراین، طبق ماده فوق اگر مجنی‌علیه قتل، پس از وقوع جنایت و قبل از مرگ، حق قصاص خود را به طور مجانی سلب کند، اولیای دم پس از مرگ او نه می‌توانند مطالبه قصاص کنند و نه مطالبه دیه و چنانچه مجنی‌علیه، قاتل را به صورت غیرمجانی عفو کند، اولیای دم پس از مرگ او فقط می‌توانند مطالبه دیه کنند. بدین ترتیب، اگرچه برطبق اصول کلی حقوق جزا «رضایت مجنی‌علیه» عامل توجیه‌کننده مرگ او محسوب نمی‌شود، ولی مقنن جمهوری اسلامی ایران با وضع این مقررات، رضایت مجنی علیه را استثنائاً پذیرفته و آن را موجب زوال قصاص دانسته‌ است. باید توجه داشت در قتل از روی ترحم، گاهی ممکن است قاتل همچون آلت و وسیله‌ای در دست مجنی‌علیه باشد؛ به طور مثال، ممکن است بیمار محتضری که توانی برای کشتن خود ندارد، صغیر غیرممیزی را تشویق و ترغیب کند که وسایلی را که سبب زنده ماندن او شده است قطع کند و صغیر نیز تحت تأثیر این ترغیب، مرتکب چنین عملی شود و در نتیجه مرتکب قتل شود؛ یا فردی که دچار افسردگی و ناراحتی بوده و زندگی برای او به یک جهنم واقعی تبدیل شده‌ است و جرأت و جسارت کشتن خود را نیز ندارد، فرد مجنونی را تحریک کند که با چاقو به شکم وی ضربه بزند و فرد مجنون نیز بر اثر این تحریکات مؤثر، عمل فوق را انجام داده است و موجب مرگ مجنی‌علیه شود. در این موارد قاتل به دلیل صغر یا جنون و نداشتن اراده و همچنین نبود اِسناد معنوی و مادی، از مسؤولیت مبری خواهد بود. در واقع، در مثال‌های فوق، قاتل همچون آلت و وسیله‌ای در دست مجنی‌علیه بوده و «فاعل معنوی» و «مغز متفکّر جرم» خود مقتول بوده ‌است. فاعل معنوی در برابر فاعل مادی قرار گرفته و عبارت از کسی است که جرم را توسط دیگری مرتکب می‌شود. به عبارت دیگر، فردی که با داشتن اقتدار- خواه در عمل و خواه به موجب قانون- جرم را بدون آنکه به صورت مادی در ارتکاب آن مداخله کند واقع می‌سازد، فاعل معنوی است. فاعل معنوی را باید نسبت به فاعل مادی که «بازوهای اجرایی جرم» محسوب می‌شود، «مغز اندیشیده» دانست.

2ـ1ـ1ـ2ـ حقوق کیفری هلند
در حقوق کیفری هلند، قانون پایان دادن به حیات در صورت درخواست و همکاری در خودکشی(Termination of Lif on Request and Assisted Suicide) از اول آوریل 2002 اجرایی شده است و همکاری فیزیکی در خودشکی در پرونده های خاص با شرایط ویژه را قانونی می داند.
شرایط انجام اتانازی مطابق قانون این کشور عبارت است از:
1ـ رنج بیمار تحمل ناپذیر بوده باشد و امیدی به بهبودی نباشد.
2ـ بیمار داوطلبانه اتانازی را درخواست و بر آن اصرار کند.
3ـ بیمار باید از شرایط، راه های محتمل و موارد قابل انتخاب، کاملا مطلع باشد.
4ـ باید دست کم با یک پزشک دیگر راجع به تأیید شرایط ذکر شده در بالا مشورت صورت گیرد.
5ـ در پرونده هایی که حضور دکتر لازم است، مرگ باید از طریق پزشکی معمول توسط دکتر یا مریض صورت گیرد.
6ـ سن بیمار باید حداقل دوازده سال باشد و بیماران بین دوازده تا شانزده سال به رضایت پدر و مادر نیاز دارند.
در عمل در این کشور، طبق برخی گزارش ها، اتانازی غالباً بدون رضایت بیمار انجام می گیرد تا جایی که بیش از ده هزار شهروند کارت هایی را با عنوان « مرا از روی ترحم نکشید» برای مواردی که ناخواسته به بیمارستان منتقل می شوند همراه خود دارند.
بنابراین، از نظر مقررات، هلند نیز از جمله کشورهایی است که اتانازی فعال و کمک به انجام خودکشی به دست بیمار را قانونی دانسته است.
2ـ1ـ2ـ قتل از روی ترحم در فقه شیعه
اسلام با قتل نجات بخش یا کشتن از روی ترحم مخالف است. فقهای مسلمان، قتل نجات بخش را گونه ای جنایت می شمارند. جنایت می تواند با سلاح یا درنگ، به دست قاتلان یا یک پزشک یا حتی خود مقتول، انجام گیرد. مثلاً امام خمینی (ره) اعلام کرد که هر اقدامی برای سرعت بخشیدن به مرگ کسی یک جنایت است. آیت الله مکارم شیرازی می فرماید: «کشتن یک انسان حتی از سر ترحم (قتل نجات بخش) یا رضایت خود بیمار، مجاز نیست.» وی استدلال می کند که دلیل اساسی چنین ممنوعیتی آیات و احادیثی است که به ممنوعیت قتل دلالت می کنند و در این موارد هم به کار می روند. فلسفه ورای این ممنوعیت ممکن است این واقعیت باشد که مجاز شمردن چنین اعمالی به کاربردهای نادرست بسیاری می انجامد و ممکن است این اعمال به هر دلیل ناچیز و ضعیفی مجاز دانسته شوند.
2ـ2ـ پیشینه تاریخی قتل از روی ترحم
در فصل نخست، مفهوم اتانازی را در حقوق کیفری ایران و هلند و فقه شیعه بررسی نمودیم. در این فصل پیشینه این مفهوم را در حقوق کیفری دو کشور ایران و هلند بررسی می نماییم.
مفهوم کلاسیک اتانازی، «مرگ در آرامش» است. اولین بار در سال 1890 میلادی این مفهوم با پیدایش مفهوم « زندگی که ارزش زیستن ندارد» زیر سوال برده شد. در واقع اتانازی در آغاز برای تعریف وضعیت معنوی ذهن در حین فرآیند مرگ