مطالعه موردی یا «case-study» به زبان ساده، روشی است که از منابع اطلاعاتی هرچه بیش تر برای بررسی نظام مند افراد، گروهها، سازمان ها ویا رویدادها استفاده می کند. مطالعه ی موردی هنگامی انجام می شوند که پژوهشگر نیازمند فهم با بستن یک پدیده است. واژه ی case در لغت به معنای مورد، نمونه، سرگذشت و حالت و study به معنای مطالعه، بررسی، پژوهش و تحقیق- آمده است در فارسی از case study با تعابیر مختلفی همجون مطالعه موردی، نمونه پژوهی، مورد پژوهی وقضیه پژوهی یاده شده است. مطالعه ی موردی یک نوع روش تحقیق رایج در علوم اجتماعی است و بر مبنای یک بررسی عمیق درباره یک فرد، گروه یا روایداد خاص است. مطالعه ی موردی ممکن است توصیفی یا تبینی باشد. نوع دوم برای کشف علت ومعلولی به منظور پیداکردن اصول اساسی استفاده می شود. مطالعه ی موردی بجای استفاده از نمونه ها و پیگیری مجموعه محدودی از قوانین برای بررسی تعداد محدودی از متغیرها، از روش- بررسی عمیق و طولی «در طی یک دوره زمانی طولانی» از نمونه یا رویداد خاص استفاده می کند. مطالعه ی موردی یک راه سیستماتیک از بررسی رویدادها، جمع آوری، تجزیه وتحلیل اطلاعات و گزارش دهی نتایج ارائه می دهد. به دیگر سخن آنکه مطالعه ی موردی یک کاوش تجربه ی است که از منابع وشواهد چندگانه برای بررسی یک پدیده موجود در زمینه واقعی اش در شرایطی که مرز بین پدیده و زمینه آن، به وضوح روشن نیست، استفاده می کند.
مطالعه ی موردی یکی از روش های تحقیق کیفی است و با توجه به این که یکی از ویژگی های عمده تحقیق کیفی، تمرکز آن بر مطالعه عمیق نمونه ی معینی از یک پدیده است. به همین دلیل گاهی به پژوهش کیفی، پژوهش موردی نیز گفته می شود .
اگر چه این دو روش، مترادف یکدیگر نیستند. وجود این پژوهش موردی به عنوان یک رویکرد تخصصی از پژوهش علمی، به ویژه به عنوان واکنشی به درک محدودیت های پژوهش کمی تکامل یافته است. موضوع مورد نظر مطالعه ی موردی این است که چه باید پرسید. مطالعه ی موردی برای پرسش هایی که با “چطور”و “اگر” شروع می شوند، بسیار مناسب است. یک سوال تحقیق روشن و دقیق، تلاش های بعدی را در یک مطالعه ی موردی متمرکز می کند. موضوع دوم در طراحی مطالعات موردی این است که چه چیز را باید تحلیل کرد”مورد” ما چیست؟ بنابراین یک مطالعه ی موردی بر وضعیت، رویداد، برنامه یا پدیده خاص متمرکز می کند. از طرفی به فهم بهتر موضوع مورد مطالعه کمک می کند. کشف روابط متقابل، کشف چشم اندازهای تازه و کشف معانی جدید همگی از اهداف مطالعه موردی است. به دست آوردن انبوه اطلاعات، روبه روشدن با منابع بیشتر، از جمله مزایای مطالعه موردی است. قادر ساختن پژوهشگر به روبه رو شدن با طیف وسیعی از شواهد، اسناد، مصاحبه های نظام مند، مشاهده مستقیم و … از جمله نقاط قوت- و مزایای مطالعه ی موردی است یکی از دیگر نقاط قوت تحقیق موردی پرداختن به شناخت تمام ابعاد یک واحد اجتماعی است . هر چند مطالعه ی موردی ابزاری ارزشمند است وبا استفاده از آن می توان متغیرهای معنا داررا کشف کرد. اما مکان تعمیم داده ها را فراهم نمی سازد. زیرا فقط بر روی یک مورد ودر یک مقطع زمانی خاص صورت می گیرد در بسیاری از مطالعات موردی، نظم و انسجام علمی رعایت نمی شود اغلب دیده شده که پژهشگر بی دقتی کرده واجازه نمی دهد که دیدگاههای مغرضانه بریافته ها اثر گذارد. این مطالعات روبط علی – را مورد شناخت قرار نمی دهند و بسیاری از دانشمندان آنرا برای مراحل ماقبل قجری تحقیق، مفید می دانند. به عنوان یک استراتژی، تحقیق موردی در زمینه هایی چون سیاست، علوم سیاسی، مدیریت جامعه شناسی، تحقیقاتی که در زمینه مدیریت و سازمان انجام می شود، تحقیقاتی که در زمینه برنامه ریزی شهری ومنطقه ای، مثل تحقیقاتی که در زمینه برنامه ها، کشورهای همسایه یا سازمان ها ونهادهای دولتی انجام می شود و مطالعات و تحقیقاتنی که به منظور پایان نامه های دوره های کارشناسی ارشد و دکتری «علوم اجتماعی» انجام می شود، به کار می رود. برای مطالعه ی موردی می توان از منابع زیر بهره چیست: 1) اسناد: به عنوان منبع غنی برای داده ها که شامل نامه، یاداشت، صورت جلسه، دستورکار، پرونده ها، بروشورها، کتابچه و غیره است.
2) مصاحبه: در برخی مطالعات موردی، می توان روش های پژوهش پیمایشی را به کاربرد و از پاسخ گویان در خواست کرد تا پرسش نامه هایی را پرکنند. 3) مشاهده مشارکتی: در این روش، پژوهشگر به میان مشاهده شوندگان رفته ودر رفتار تحت مشاهده مشارکت می کند و هم زمان به جمع آوری اطلاعات در محل تحقیق می پردازد.


گفتار دوم: مفاهیم مرتبط
الف) سرقت مقرون به آزار یا تهدید:
یکی از انواع سرقت های مشدد به لحاظ خشونت آمیزبودن عمل، سرقت مقرون به آزار یا تهدید است. بنابراین سرقت مقرون به آزار یا تهدید عبارت است از ربودن مال منقول متعلق به دیگری همراه با اعمال خشونت و توام با آزار یا تهدید متصرف مال یا دیگران است . منظور از آزار، هر نوع آسیب یا صدمه ای است که توسط یکی از سارقین در جریان ارتکاب سرقت نسبت به شخص یا اشخاصی که در صحنه جرم حضور دارند اعمال شود. مانند بستن دست و پای صاحبخانه یا ایراد ضرب نسبت به افراد ناظر بر وقوع سرقت حتی وقتی آزار توسط یکی از سارقین به عمل آید. زیرا سرقت مزبور از کیفیات فشدده موضوعی است که به حساب همه ی سارقین گذارده می شود گرچه بعضی مبادرت به ایذاء و اذیت و آزار ما لباختگان ننموده باشد . به کارگیری آزار یا تهدید عنف توسط سارق برای درهم شکستن مقاومت طرف مقابل ودر نتیجه رسیدن به خواسته های نامشروع خود از جمله کیفیات مشددی است. واژه ی عنف در لغت به معنای شدت و قساوت است وعنفا یعنی به طور تندی و درشتی واجبار . در اصطلاح حقوق جزا منظور از عنف عبارت است از اقدام و واداشتن کسی به کاری بدون رضای او خواه توام با عمل مادی باشد خواه نباشد. این واژه به مفهوم درهم شکستن مقاومت شخص یا چیزی مانند دخول قهری در منازل اشخاص نیز به کار رفته است. البته عنف اعم است از این که استفاده از قوه ی مجریه نسبت به انسان باشد یا اشیاء. بنابراین عنف در موضوعات مختلف معاونی متفاوتی دارد. بنابراین اگر کسی بدون رضایت زنی با او نزدیکی کند تجاوز به عنف محسوب می شود، اگر کسی بدون رضایت شخصی از او نوشته یا امضایی بگیرد عنف تلقی می شود. آزار در جرم سرقت مقرون به آزار کلمه ای پهلوی بوده است ودر فارسی به معنای رنج، آسیب، گزند، بیماری، ناخوشی ودرد و مرض به کاررفته است . معنای دیگر آن اذیت، تعب،اندوه،زیان،غم وظلم وستم است. با توجه به معانی فوق معلوم می شود که این واژه ها عرفا شامل، صدمات و آسیب هایی است که درد و رنج جسمی یا آزردگی روحی ایجاد کند بی آنکه عرفا ضرب وجرح اصطلاحی به شمار رود. مثل این که موی سر کسی را بگیرید و بکشند به حدی که طرف متالم شود.
به موجب ماده ی 8 از قانون جزای انگلستان، سرقت مقرون به آزار عبارت است از: دزدی و استفاده از زور- علیه شخصی، بلافاصله، قبل از دزدی یا حین دزدی وبه منظور انجام آن، یا تهدید یا قصد تهدید به استفاده از زور مجازات سرقت مقرون به آزار حسن ابد می باشد ودر صورتی که سرقتی به وقوع نپیوندد. سرقت مقرون به آزار هم وجود نخواهد داشت. برای تحقق سرقت مقرون به آزار باید برای تحصیل مال از زور عنف استفاده شود. اعمال زور علیه شخص ثالث همچون رهگذاری که ملاحظه می کند، کافی است . مسلما استفاده از زور وتهدید به آن، به منظور سرقت برای تحقق این جرم لازم است در مورد یکه چند مرد جوان مرد جوان دیگری را بصورت تهدید آمیزی دوره کرده بودند و آن مرد جوان از ترس جان خود پولی را داد که از طرف آن ها پذیرفته شد، دادگاه مقرر نمود که عمل آنها سرقت مقرون به آزار نبوده است زیرا که تهدید تبرعاً انجام گرفته بود ونه به قصد سرقت . در واقع عنصر خشونت مهم ترین قسمت جرم سرقت مقرون به آزار است اما تنها عنصر وعامل نیست. وجود سلاح ضروری است حتی اگر استفاده نشود. در حقوق انگلستان، عواملی وجود دارند که این عوامل جزء کیفیات مشدده در ارتباط با سرقت مقرون به آزارمحسوب می شوند: استفاده از سلاح، میزان ودرجه ی قدرت یا خشونت، آسیب پذیرتربودن قربانی مانند مورد هدف قرار دادن افراد پیر ویا بسیار جوان وآنان که از ناتوانی رنج می برند، انجام جرم بصورت گروهی چرا که میزان ترس وارده به قربانی در این حالت شدیدتر می باشد، ارتکاب جرم در شب و ساعات تاریکی چرا که در این مورد نیز ترس وارده به قربانی شدیدتر است و قربانی نیز آسیب پذیرتراست، پوشیدن نقاب قبل از سرقت ودر حین سرقت از جمله کیفیات مشدده در ارتباط با جرم «robbery» و یا سرقت به عنف در حقوق انگستان محسوب می گردد. جالب آنکه استفاده ی حساب شده از یک نوع خاص نقاب قبل از سرقت مهم تر است از استفاده ی فی البداهه از کلاه در هنگام سرقت چرا که نشان و حاکی از یک برنامه ریزی دقیق از جانب سارق است. در عوض عواملی چون، عدم برنامه ریزی در ارتباط با سرقت، داشتن نقش جزئی یا سطحی، جایی که سرقت بصورت گروهی انجام می پذیرد، بازگرداندن اختیاری اموال مسروقه ،ازجمله کیفیان محففه محسوب می شوند.
ویا چشم ودهان کسی را با دستمال ببندند. در این که آزار و صدمه تاچه حدی باید باشد که مشمول ماده مذکور قرار گیرد صراحت قانونی به نظر نمی رسد. مع هذا می توان گفت مقصود از آزار عبارت از هر نوع صدمه و آسیب اعم از جسمی یا روحی هرچند خفیف، است که سارق در جریان سرقت و ضمن آن وبرای انجام سرقت نسبت به متصرف مال یا شخص و اشخاصی که در صحنه ی جرم حاضرند، به عمل می آورد و لو این که صدمه و تعدی وارده موجب جراحت یا موجد آثاری در بدن نشود. مانند این که سارق با تابانیدن نور بسیار قوی چشم صاحبخانه را آزرده کند یا چشم و دست پای اورا می بندد یا به صورت صاحبخانه سیلی ای می زند امثال آن. پس هر نوع ایراد ضرب وجرح خفیف در حین سرقت آزار تلقی می شود. چنان که در حقوق انگلیس در دعوای داوسون در سال 1976 مقرر گشت که ایراد ضربه ای به قربانی به وسیله آرنج، به طوری که تعادل خود را از دست بدهد، برای تحقق استعمال زور کفایت می کند . تهدید در جرم سرقت مقرون به آزار یا تهدید، کلمه ای عربی و مصدر از باب تفعیل است که در لغت به معنای ترسانیدن، بیم دادن و عقوبت دادن به کار رفته است . وبه معنای وعده عقاب وزجردادن نیز استعمال شده است. خواه به صورت کتبی باشد. خواه شفاهی. در اصطلاح نیز مقصود از تهدید عبارت از هر نوع اعمال زور و قدرت برای ترسانیدن متصرف مال یا شخص و اشخاص دیگر حاضر در صحنه ی جرم در حین سرقت است. مثل این که سارق پس از حضور در صحنه ی جرم صاحبخانه را با سلاح کمری تهدید کند که اگر قصد خروج از صحنه و طلب کمک از دیگران را داشته باشد اورا هدف قرار خواهد داد. درمورد اعمال تهدیدآمیز باید خصوصیات طرف واوضاع و احوال واقعه از هر جهت در نظر گرفته شود. بدیهی است صرف داشتن خوف از سارق ربودن این که از طرف وی عملاً تهدیدی شده باشد. سرقت مقرون به تهدید تلقی نخواهد شد. بنابراین برای تحقق سرقت مقرون به آزار یا تهدید باید آزار یا تهدید در حین سرقت وبرای ارتکاب آن صورت بگیرد و لذا صورتی که سارق پس از ارتکاب سرقت ودر حین فرار در خیابان صاحب مال را آزار یا تهدید نموده باشد چون آزارو تهدید بعد از وقوع سرقت بوده، لذا سرقت مقرون به آزار نبوده است وبه عنوان جرم مستقل قابل مجازات است نهایتا تشخیص وجود آزار یا تهدید در حین سرقت با توجه به اوضاع و احوال واقعه و عرف متداول با دادگاه است . نکته ی که بایست توجه داشت این است که هرگاه شخص ثالثی که آزار متوجه او می گردد کسی باشد که *تهدید یا آزار او تاثیر منفی بر صاحب مال ندارد مثل اینکه سارق همدست خود را کتک بزند تحقق شرط آزار بعید به نظر می رسد.
ب) محاربه:
واژه ی محاربه از ریشه حرب گرفته شده است که متضاد کلمه سلم به معنی صلح می باشد. محاربه در اصل به معنی سلب و گرفتن است و ازاین جهت در مورد کسی که برای جنگیدن با دیگران یا ترسانیدن آنها سلاح می کشد به کار می رود که وی قصد گرفتن جان یا مال یا امنیت دیگران را دارد