معنای نظارت
از نظر لغوی نظارت به معنای اعمال محدودیت است که ترجمه واژه کنترل در زبان فرانسه و انگلیسی است.
از بعد حقوقی، نظارت عبارتست از : رابطه ای که میان مراجع نظارت کننده و نظارت شونده برقرار می شود و ماهیت و محتوای این رابطه به گونه ایست که عملکرد ، وظایف و مجموعه اجزای نظارت شونده، با قوانین، مقررات و سایر منابع نظارت مقایسه شده و در جهت اهداف یا خواسته¬های آن سوق داده می شود (عمید زنجانی و همکاران،14، 1389).
نظارت مجلس به معنای صلاحیتی است که هدف از اعمال آن، بررسی و کنترل اجرای صحیح قانون بوسیله همه ارکان، نهادها و مقام های دولتی و حکومتی ، اعمال نظر و صلاحدید سیاسی نمایندگان درباره شکل¬گیری و انتخاب وزرا ، هیئت وزیران و ساختار و سازمان تشکیلاتی دولت برای جلوگیری از هرگونه خودکامگی بوسیله نهادها و مقام های اجرایی و اداری ، حفظ و حراست از حقوق مردم و حصول اطمینان از اداره صحیح و کارآمد کشور است (جعفری لنگرودی،1381،3650). مجلس در اعمال صلاحیت¬های نظارتی خود از یک طرف با کنترل رفتار و تصمیمات نهادها و مقام¬های اداری و اجرایی بر مبنای قانون از اجحاف مسئولان اداری و اجرایی جلوگیری و از حقوق مردم حمایت می¬کند و از طرف دیگر با نظارت سیاسی و ارزیابی مستمر عملکرد مقامات عالی رتبه اجرایی کشور با تأکید بر اجرای صحیح قوانین بر چگونگی تحقق اهداف کمی و کیفی تعیین شده برای نهادها و مقام های اجرایی مذکور در قوانین برنامه¬های توسعه اجتماعی ، اقتصادی ، قوانین شرح وظایف دستگاه¬های اجرایی و سایر قوانین، کارآمدی و اثربخشی فعالیت های دستگاه های اجرایی مراقبت و پیگیری مستمر می¬کند (قاضی،1383،352).
بند اول: معنای لغوی نظارت
مفهوم نظارت از جمله مهم‌ترین مسایل در هر نهاد و سازمان و به طور کلّی در هر نظام سیاسی و اجتماعی است و با مسئولیت اجتماعی پیوندی ناگسستنی دارد. اندیشمندان و صاحب‌نظران این عرصه‌ها از گذشته‌های دور به فراخور به این موضوع پرداخته و تعاریف گوناگونی ارائه کرده‌اند.
نظارت در اصل واژه‌ای عربی است که از ماده « نَظَرَ» و به معنای نگاه توأم با تأمل و اعتبار آمده است و بیشتر به معنای حاصل مصدر یعنی به رأی صادره از سوی نظار به کار می‌رود. همچنین نظارت را به معنای نگریستن در چیزی با تأمّل، چشم‌انداختن، حکومت کردن میان مردم و فیصله دادن دعاوی ایشان، یاری دادن و مدد کردن و نیز به معنای چشم بصر، دیده، فکر، اندیشه، تفکّر، رویه، دقّت، تدبّر و … آورده و همچنین آن را به معنای نظرکردن و نگریستن به چیز، مراقبت و در تحت‌نظر و دیده‌بانی داشتن کاری، نگرانی و مباشرت معنا کرده‌اند (دهخدا ، 1385 : 233).
و نیز مرحوم معین در فرهنگ لغت خود نظارت را نگریستن، دیدن و مراقبت در انجام کاری دانسته است.
همچنین نظارت را عمل ناظر، و ناظر را در اصطلاح به معنای کسی که بر کار دیگری نظارت می‌کند تا عمل او به صورت صحیح صورت گیرد، معنا کرده‌اند. (جعفری لنگرودی، 3650 و 3603، 1381)
معادل واژه نظارت در زبان انگلیسی، از جمله واژه¬های زیر پیشنهاد شده‌اند: monitoring, inspection, overseeing, control, stewardship, supervision
همچنین عده‌ای نظارت را به معنای اعمال محدودیت که ترجمه واژه کنترل در زبان فرانسه است آورده‌اند (خورشیدی، 1، 1387).
بند دوم: معنای اصطلاحی نظارت
در تعریف مصطلح، نظارت به مجموعه عملیاتی گفته می‌شود که طی آن، میزان تطابق عملکرد اشخاص با قوانین و مقررات سنجیده می‌شود تا از این طریق به مطابقت نتاج عملکرد با هدف‌های مطلوب، اطمینان به دست آید (اخوان کاظمی، 1391،31).
نظارت در حقوق اساسی نیز بررسی و ممیزی و ارزشیابی کارهای انجام شده یا در حین انجام و انطباق آن‌ها با تصمیمات اتخاذ شده و همچنین قانون و مقررات در جهت جلوگیری از انحراف افراد تعریف شده است (قاضی، 352، 1383).
به طور خلاصه، نظارت در مفهوم حقوقی عبارت است از بازرسی و سنجش و ارزیابی اقدامات مجریان. و ناظر کسی است که به منظور چنین بازرسی و ارزیابی و سنجش تعیین می‌شود (عمیدزنجانی و همکار، 1389،15).
آنچه در مجموع نظریات مختلف در تعریف نظارت می‌توان یافت آنکه در همه تعاریف، نظارت را نوعی آگاهی و اطلاع از آنچه در حال وقوع است دانسته‌اند. به عبارتی نظارت مقایسه ضمنی بین آنچه هست و آنچه باید باشد و انجام اموری در راستای رسیدن به هدف مطلوب است (ایزدهی، 6، 1390). این نظارت می‌تواند در موضوعات مختلف یا به شیوه‌های مختلفی اعم از پیشینی یا پسینی، استصوابی یا استطلاعی، مستفیم یا غیرمستقیم، نهان یا آشکار و بسیاری انواع دیگر اِعمال گردد.
نظارت در اصطلاح حقوقی به معنای داشتن اختیار قانونی برای دقت و بررسی و سنجش اعمالِ اشخاصی است که مورد نظر قانونگذار یا شخص ناظر است.
از بْعد حقوقی، نظارت عبارت است از: رابطه‌ای که میان مراجع نظارت‌کننده و نظارت شونده برقرار می‌شود و ماهیت و محتوای این رابطه به‌گونه‌ای است که عملکرد، وظایف و مجموعه اجزای نظارت‌شونده، با قوانین، مقررات و سایر منابع نظارت مقایسه شده و در جهت اهداف یا خواسته‌های آن‌ها سوق داده می‌شود.
نظارت مجلس به‌ معنای صلاحیتی است که هدف از اعمال آن، بررسی و کنترل اجرای صحیح قانون به‌وسیله همه ارکان، نهادها و مقام‌های دولتی و حکومتی، اعمال نظر و صلاحدید سیاسی نمایندگان درباره چگونگی شکل‌گیری و انتخاب وزرا، هیئت وزیران و ساختار و سازمان تشکیلاتی دولت برای جلوگیری از هرگونه خودکامگی به‌وسیله نهادها و مقام‌های اجرایی و اداری، حفظ و حراست از حقوق مردم و حصول اطمینان از اداره صحیح و کارآمد کشور است.
مجلس در اعمال صلاحیت‌های نظارتی خود از یک طرف با کنترل رفتار و تصمیمات نهادها و مقام‌های اداری و اجرایی برمبنای قانون (شاخص) از اجحاف مسئولان اداری و اجرایی، جلوگیری و از حقوق مردم حمایت می‌کند و ازطرف دیگر با نظارت سیاسی و ارزیابی مستمر عملکرد مقامات عالی‌رتبه اجرایی کشور با تأکید بر اجرای صحیح قوانین بر چگونگی تحقق اهداف کم‍ّی و کیفی تعیین شده برای نهادها و مقام‌های اجرایی مذکور در قوانین برنامه‌های توسعه اجتماعی، اقتصادی، قوانین شرح وظایف دستگاه‌های اجرایی و سایر قوانین، کارآمدی و اثربخشی فعالیت‌های دستگاه‌های اجرایی را مراقبت و پیگیری مستمر می‌کند (خورشیدی ،2، 1381).
نظارت در حقوق اساسی عبارت است از بررسی و ممیزی وارزشیابی کارهای انجام شده یا در حین انجام و انطباق آن‌ها با تصمیمات اتخاذ شده و همچنین قانون و مقررات در جهت جلوگیری از انحراف افراد. (قاضی شریعت‌پناهی، 392، 1383)
گفتار دوم: مفاهیم مشابه
مفاهیمی چون ارزیابی و کنترل مشابه مفهوم نظارت می‌باشند و در بسیاری از مواقع کنار یکدیگر به کار برده می‌شوند، اما باید گفت نظارت با ارزیابی متفاوت است؛ زیرا اگر در نظارت بازرسی خلافکاری‌های عاملین در یک سازمان یا غیرسازمان مورد توجه باشد، غایت ارزیابی آن است که سرانجام در یک برنامه چه چیزی عاید شرکت‌کنندگان می‌شود و چه نگرش و مهارت‌هایی را کسب می‌کنند و بازخورد آن را به متولیان امر منعکس نموده و در مجموع می‌توان اینگونه بیان نمود که ارزیابی از مفهوم وسیع‌تری نسبت به نظارت برخوردار است. (بهادری، 25، 1389)
نظارت با کنترل نیز متفاوت است. گرچه برخی درصددند مترادف بودن این دو واژه را اثبات کنند ولیکن باید گفت این دو واژه علی‌رغم نزدیکی معنایی که با یکدیگر دارند، در برخی موارد از یکدیگر جدا می‌شوند؛ بدین صورت که نظارت در بعد حقوقی و فلسفه‌ی سیاسی خودنمایی می‌کند و کنترل به حوزه مدیریت نزدیک شده و شکل عملی به خود می‌گیرد و از این روی، کنترل به مجموعه شیوه‌ها، تدابیر و وسایلی اطلاق می‌شود که به یک فرد، جامعه و یا گروه در راستای تحقق اهداف و هدایت افرادش به رعایت قوانین، اصول، کارکردها، آداب، شعائر، مناسک، هنجارها و ارزش‌های پذیرفته خود به کار می‌گیرد. (ایزدهی،7، 1390).
گفتار سوم: تاریخچه نظارت
قدمت نظارت به اندازه ی زندگی اجتماعی بشر است. پس از شکل‌گیری ابتدایی‌ترین اجتماع‌ها و نظام‌های اجتماعی، نظارت هم ایجاد گشت چرا که انسان‌ها همواره برای رسیدن به اهداف خود، نظارت بر امور را لازم می‌دانستند. البته نوع نظارت با پیچیده شدن نظام‌های اجتماعی، تفاوت کرده است و هم اکنون در نظام‌های سیاسی، نظارت امری حیاتی و لازم گشته است و بدون نظارت نمی‌توان به اهداف مورد نظر دست یافت. در دوران باستان هم نظارت به انحاء مختلف در نظام‌های سیاسی وجود داشته است. درایران باستان در حکومت داریوش نظارت امری مهم بوده و از تمام جنبه‌های مدیریتی و سازمان‌های اداری داریوش، نظام بازرسی و کنترل آن هنوز هم ارزشمند است و اگر خواننده ای نداند که این نظام مربوط به 2500 سال پیش است‌، ممکن است آن را بسیار مدرن و امروزی بداند، این نظارت با پیشرفت جوامع در عصر حاضر تا جایی رسیده است که بدون وجود نظارت در یک نظام سیاسی، رسیدن به اهداف غیر ممکن به‌نظر می¬رسد.
بحث نظارت با انواع مختلف و شیوه‌های گوناگون آن در حکومت‌های مختلف مطرح بوده است. در زمان هخامنشی و در زمان پادشاهی کوروش و داریوش، تفتیش و نظارت جزو مشاغل اداری محسوب می‌گشته است. (پیرنیا، 462، 1389). پس از ظهور اسلام، نظارت به عنوان سنتی از سنن ثابت الهی معرفی گردید. نظارت کامل و دقیق نیات انسان‌ها و ارزیابی اعمال انسان در روز قیامت مفاهیمی است که بر این امر دلالت دارد. (عمیدزنجانی و همکار،20، 1389)
فارغ از بحث اخلاقی نظارت، این مفهوم در ساختار حکومت نیز جایگاه ویژه‌ای در سیره‌ی عملی پیامبر اکرم‌(ص) و امیرمؤمنان علی(ع) داشته است. سیره و روش پیامبر(ص) این بود که هرگاه سپاهی را به مأموریت می‌فرستاد، فرماندهی بر آن سپاه تعیین می‌کرد، همچنین برخی از افراد موثق و مورد اعتماد هم خود را بر او می‌گماشت تا رفتار و عملکرد او را زیرنظر گرفته و برای ایشان گزارش کنند.
موضوع نظارت و بازرسی در حکومت و مدیریت حضرت علی(ع) که الگوی کاملی از دولت اسلامی به حساب می‌آید نیز از جمله مقولاتی است که به دفعات و تناوب مورد توجه ایشان بوده است. (عمیدزنجانی و همکاران، 24، 1389)
امیرالمؤمنین علی(ع) با تدبیر و سازماندهی گسترده، نظارت و کنرلی سازمان‌یافته و دقیق را در فراخنای جامعه اسلامی سامان داده بود و انواع و اقسام نظارت‌های پیشرفته در حکومت ایشان مشهود بود. بازرسان ناظر نیز در سنت علوی از افراد لایق و امین انتخاب می‌شدند و امام(ع) در موارد متعددی صفات ممدوح و ایجابی بازرسان را با تأکید به عمّال و کارگزاران خود گوشزد می‌نماید؛ به عنوان نمونه در نامه‌ای به مالک اشتر، در سال 38هجری، هنگامی که او را به فرمانداری مصر برگزید، ‌فرمود: «بازرسانی را بر آنان اعزام کن که اهل راستی و وفا باشند … آنان را بر اساس شایستگی به کار بگمار و از روی روابط وامتیازات نابجا، به کار نگیر … . با فرستادن مأموران مخفی -که اهل صدق و راستی و وفا باشند- کارهای آنان را زیرنظر بگیر. زیرا بازرسی نهایی در کارشان، آنان را به رعایت امانت و ملاطفت با مردم وادار می‌سازد و با دقت فراوان، مواظب اَعوان و انصار و کارگزاران خود باش و بر اَعمال ایشان نظارت کن و چنانچه یکی از آنان دست به خیانتی زد و مأموران مخفی تو، به طور جمعی آن را تأیید کردند، باید که به آن اکتفا کنی و بدون تأخیر، خیانتکاران را کیفر دهی و به مقدار خیانتی که انجام داده است او را کیفر نمایی، آن‌گاه وی را در مقام خواری و مذلّت بنشان و داغ خیانت بر پیشانی او بگذار و طوق رسوایی بر گردنش بیفکن» (نهج البلاغه، نامه 53)
همچین در نامه‌های متعددی در نهج البلاغه ( از جمله در نامه‌های: 3، 19، 20، 33، 34، 40، 42، 44، 44، 45، 63، 70) حضرت، رسیدن گزارش بازرسان و مأموران ویژه و ناظر رسمی غیررسمی خود را بیان کرده‌اند.
گفتار چهارم: مبانی نظارت
گستره نظارت مجلس، به جایگاه مجلس در میان قوای حکومتی و قانون اساسی بستگی دارد. به‌طورکلی نظام‌های حکومتی به سه مدل حکومت‌های ریاستی، حکومت‌های پارلمانی و حکومت‌های نیمه‌ریاستی/ نیمه‌پارلمانی