یکی از قوی‏ترین‏ پیش‏بینی‏کننده‏های بهزیستی گزارش شده است و می‏تواند به عنوان یکی از مولفه‏های شادکامی در نظر گرفته شود. در حقیقت بعضی بخش‏ها در پرسش‏نامه‏های عزت‏نفس و شادکامی به‏طور زیادی مشابه می‏باشند و این نکته از این‏ دیدگاه روزنبرگ‏ حمایت می‏کند که، معتقد است:افراد با عزت‏نفس پایین بیشتر حالت انزوا و گوشه‏گیری دارند و با احتمال بیشتری نسبت به افراد با عزت‏نفس بالا افسرده می‏شوند. افراد شاد علاوه برداشتن صفت‏های ویژه دارای روابط خیلی قوی هم می‏باشند، مطالعات گوناگون نشان داده‏اند که، دو بعد شبکه‏های اجتماعی خانواده (روابط والدین)و مدرسه (روابط با همسالان و عملکرد مدرسه)برای سلامت روانی‏ افــراد جوان و سازگاری اجتماعی آنان بسیار مهم می‏باشند (چنج و فورنهام، 2003 به نقل از: خانزاده و همکاران، 1384).
به‏هرحال متغیرهایی مانند روش‏های‏ تربیت والدین؛رخدادهای زندگی مانند:ازدواج، طلاق، ناتوانی‏های‏ جدی، ویژگی‏های گوناگون شخصیتی مانند درون‏گرایی، برون‏گرایی، نوروزگرایی، و سایکوزگرایی و. . . همگی از عامل‏هایی‏ هستند که، توسط محققان در تحقیق‏های گوناگون به عنوان‏ عامل‏های موثر بر شادکامی، مورد بررسی قرار گرفتند و به‏ طور کلی می‏توان نتیجه گرفت که، شادکامی سازه‏ای فرضی‏ است که اولا مجموعه‏ای از عامل‏ها و متغیرهای بیرونی در آن‏ دخیل می‏باشند و ثانیا متغیرهای درونی مانند عامل‏های‏ شناختی (نحوه‏ی تفسیر و تبیین فرد از رویدادها)در میزان‏ شادکامی نقش اساسی ایفا می‏کنند (نعمتی و همکاران، 1388).
2-2-38 ارتباط شادی با سن و جنسیت و نژاد
بین شادی و سن و جنسیت رابطه معناداری وجود ندارد. دانستن سن فرد، اطلاعات زیادی در مورد میزان شادی وی به ما نمی دهد. هیچ زمانی از زندگی به طور مشخص شادتر و یا ناشادتر نیست. مطالعات، نشان داده اند که شادی ورضایت از زندگی در بین جوانان، کهن سالان، زنان ومردان و سیاهان و سفیدها، قابل دسترس است. می‌توان از طریق شناختن ویژگی های فردی، به ارتباط های نزدیک و صمیمی، تجربه های کاری و اعتقادهای مذهبی فرد در هر گروه سنی پی برد که وی احساس شادی و بهزیستی می‌کند یا خیر (الیاسی، 1385).
2-2-39 رابطه بین شادی با درآمد و کار
بین درآمد و احساس شادی، رابطه وجود دارد. این رابطه، در زیر یک سطح حداقل درآمد چشم گیرتر است. اما، وقتی مردم از عهده ضروری های زندگی برمی آیند، پول اهیمت کمی پیدا می‌کند. پس افزایش یا کاهش پول (درآمد) اثر طولانی روی شادی افراد ندارد.
کارکردن، در شرایط زیر مشکل ایجاد می‌کند:
1- زمانی که، کار فراتر از توان ما باشد، که با احساس درماندگی و اضطراب همراه است.
2- زمانی که، کار در سطح پایین تر از سطح توانایی ما باشد، که احساس کسالت، نتیجه آن است.
اما، زمانی که فرد دارای مهارت کافی است و جذب فعالیتی شود، که چالش متناسب و بالایی را می‌طلبد، او، همواره از کار خود لذت می‌برد. کار جالب و دلخواه، از هر تفریحی لذت بخش تر می‌باشد (همان منبع).
2-2-40 رابطه بین ایمان وشادی
بین دو پارامتر ایمان وشادی رابطه قوی و مثبت وجود دارد. افرادی که با ایمان هستند، سطوح بالاتری از شادی و رضایت از زندگی را گزارش می‌دهند و در برابر افسردگی، آسیب پذیری کمتری از خود نشان می‌دهند. اشخاصی که ایمان قوی دارند، درحل بحرانها موفق تر هستند، وهمین موضوع، این گونه افراد را به سمت شادی واحساس خوشحال بودن سوق می‌دهد (عابدی، 1383).
ارتباط احساس شادی با عزت نفس و برونگرایی
افراد شاد، از عزت نفس بالاتری برخوردارند. این افراد تصور می‌کنند که نسبت به دیگران، سازگارتر، سالم تر، با خلاق تر و با هوش تر هستند و کمتر، کلیشه ای برخورد می‌کنند و نسبت به برخی از افکار و رفتار خود از تعصب کمتری برخوردارند. همچنین آنها از احساس کنترل شخصی بالاتری نسبت به امور برخوردارند و فکر می‌کنند کنترل بیشتری بر رویدادها دارند. افراد شاد، خوشبین تر هستند، بطوری که آنها این توان را در خود می‌بینند که می‌توانند در حل مشکلات موفق شوند (همان منبع).
2-2-41 صفات شخصیتی و شادکامی
یکی از مشغله‌های پژوهشگران حوزۀ خوشبختی ذهنی، جستجوی همبسته‌ها و مکانسیم‌های علی این سازه است که تاکید عمده در این خصوص بر عوامل شخصیتی است. نظریه‌های صفت شخصیت چنین استدلال می‌کنند که در جنبه‌های مهم رفتار و تجربه افراد را می‌توان با تعداد محدودی ابعاد مشخص ساخت، و نیمرخ‌های صفات شخصیتی خاص با شادکامی پیوند دارند. صفات شخصیتی در جامعه از توزیع بهنجار پیروی می‌کنند. بنابراین از نظر هر صفت مفروض (مثل برون‌گرایی) بیشتر مردم در حد متوسط و تعداد اندکی در سطوح بسیار پایین یا بسیار بالا قرار می‌گیرند (کار، 1385).
بسیاری از این تحقیقات به این نتیجه رسیده‌اند که برون گرایی بدون توجه به محیط دارای همبستگی مثبتی با شادمانی است و به خاطر این پیوند دائمی بین برون گرایی و خوشبختی ذهنی، درک شهودی ما در مورد این مکانیسم این رابطه پیشنهاد می‌کند که این پیوند اساساً اجتماعی است (بروستیک ، 2001؛ به نقل از کار، 1385).
افراد دارای احساس شادکامی بالا ممکن است پاداش و بهره بیشتری در کنش متقابل با دیگران ببرند و بنابراین می‌توانند دارای شبکه گسترده‌تری از کسانی باشند که فرستنده حمایت‌اند دانید و لوکاس (1999، کار، 1385) در مورد رابطه بین صفات شخصیت و سلامت ذهنی بر پنج تبیین احتمالی اشاره می‌کنند:
1. درمدل‌های خلق وخو چنین استدلال می‌شود که فقط آغاز شادمانی و صفات شخصیت هردو از طریق وراثت و از قبل تعیین‌می‌شوند و لذا بین‌صفات شخصیت‌وسلامت، همبستگی وجود دارد.
2. در مدل‌های شناختی فرض بر این است که خلق و خوی تعیین شده به وسیله وراثت بر چگونگی پردازش ادراک و اطلاعات تاثیر دارند واین نیز به نوبه خود سلامت افراد را تحت
تاثیر قرار می‌دهد.
3. در مدل‌های اجتماعی شدن، تصور بر این است که فرایندهای یادگیری هم تجلی صفات شخصیت وهم سلامت ذهنی را تبیین می‌کنند.
4. در مدل‌های همخوانی، فرض بر این است که سلامت ذهنی زمانی رخ می‌دهد که بین نیمرخ صفات شخصیتی فرد و محیط او هماهنگی برقرار است و برخی نیمرخ‌های شخصیتی شرایط پردازش خوب شخص-محیط را تسهیل می‌کنند.
5. در مدل‌های هدف، تصور بر این است که گزینش، پیگیری و دستیابی به اهداف بر سلامت ذهنی تاثیر می‌گذارند و برخی نیمرخ‌های خاص شخصیت با گزینش و نیل به اهداف به ویژه با آن هایی که به شادمانی منجر می‌شوند، برجسته اند (کار، 1385).
آلان کار در کتابش تحت عنوان «روان شناسی مثبت، علم شادمانی و نیرومندی‌های انسان» به ارائه شواهدی در تأیید هر کدام از این دیدگاهها به طور جداگانه می‌پردازد (همان، 353).
2-2-42 شادی و بعد شناختی شخصیت انسان
شخصیت انسان دارای ابعاد شناختی یا به اصطلاح سبک‏های‏ فکری است که با شادی ارتباط دارد. برخی از شناخت‏ها یا سبک‏های فکری، پولینا یا نگاه کردن به طرف روشن قضایا، را تشکیل می‏دهند. این سبک‏های فکری عبارت‏اند از:کنترل‏ درونی‏، خوش‏بینی‏، خلاقیت‏و هدفمند بودن در زندگی که‏ همگی با مقیاس‏های شادکامی همبستگی بالایی دارند. این عوامل‏ به قدری قوی‏اند که می‏توان آنها را بخش از خوشبختی دانست‏ (آرگایل، 1382).
ارتباط میان شادی و مؤلفه‏های‏ ذکر شده به شرح ذیل می‏باشد.
1-کنترل درونی. مفوم منبع کنترل به اشکال بسیاری در سراسر تاریخ بشری ظاهر شده است. جولیان
راتر یکی از نظریه پردازانی‏ است که به مفهوم منبع یا مکان کنترل توجه خاصی داشته است. این مفهوم دارای دو بعد کنترل درونی و بیرونی است. بنابر فرضیات راتر، به عقیده افرادی که دارای منبع کنترل درونی هستند، رویدادهای مثبت زندگی در نتیجه طرح‏ریزی دقیق و کوشش‏ پی‏گیر خود آنها به دست می‏آید. لذا مسئولیت اعمال، رفتار و پیامدهای ناشی از آن را قبول می‏کنند. این افراد خود را حاکم بر سرنوشت خویش و کنترل زندگی را درونی می‏دانند. در مقابل، افراد دارای منبع کنترل بیرونی، بین رفتار خود و رویدادها هیچ‏گونه‏ رابطه علی و معلولی نمی‏بینند و بخت و اقبال، تصادف، شانس و یا اشخاص دیگر را مسئول نتایج رفتار خود می‏دانند؛در نتیجه‏ مسئولیت اعمال و رفتار خود را نمی‏پذیرند. (بیابانگرد، 1374).
بسیاری از تحقیقات تجربی و علمی که در حال پیشرفت‏ می‏باشند، نشان می‏دهند که افراد که به کنترل رفتارشان و نتیجه‏ تجاربشان ایمان دارند، یعنی افرادی که از قدرت کنترل حسی‏ داخلی زیادی برخوردارند، کمتر در معرض تأثیر منفی و افسردگی‏ قرار می‏گیرند، خود تنظیمی و مهارت سازگاری مثبت بیشتری از خود نشان می‏دهند و در مقایسه با افرادی که احساس کنترل آنهاخارجی است، از سطح عزت نفس و صلاحیت عینی بیشتری‏ برخوردارند. علاوه بر این، احساس کنترل با دیگر موارد سلامت‏ که شامل نتایج سلامت در بزرگسالی و عملکرد تحصیلی بهتر در کودکان و نوجوانان می‏باشد، ارتباط دارد (اسکینر و ولبورن ‏، 1997، به نقل از نعمتی و همکاران، 1388).
افراد دارای منبع کنترل درونی نسبت به افرادی که دارای منبع‏ کنترل بیرون هستند، اختلالات روانی کمتری‌نشان می‏دهند (پتروسکی ‏وبیرکایمر ، 1994، به نقل از الیاسی، 1385). بیرونی بودن با احساس اضطراب‌وافسردگی ارتباط دارد. علت اینکه بیرونی بودن‏ با سازگاری ضعیف در ارتباط است، شاید این باشد که داشتن‏ احساس رضایت از زندگی مبتنی بر این است که افراد احساس‏ می‏کنند بر برون دادهای خود کنترل دارند.
فارس (1972، به نقل از لیبرت و اسپیگر، 1375)درتحقیقاتش نشان داده‏ است که درونی‏ها، اضطراب کمتری دارند و احتمالا کمتر در معرض تشخیص بیماری روانی قرار می‏گیرند.
پژوهش هولدر و لوی ‏ (1988، به نقل از صبوری مقدم و براهنی، 1376)نشان داد افرادی که به کنترل درونی بیشتر اعتقاد دارند، پریشانی روانی کمتری را تجربه می‏کنند. کنترل درونییک‏ متغیر شخصیتی است که با خشنودی همراه است، ضمن اینکه‏ پیش‏بینی‏کننده شادی نیز شناخته شده است (آرگایل، 1382). کنترل درونی بعنوان یک جنبه از شخصیت و یک راه مقابله با وقایع استرس‏زای زندگی مطرح می‏باشد. کسانی‏ که دارایاحساس تسلط و کنترل درونی بیشتری هستند، رضایتمندی بیشتری از زندگی دارند و از سلامت بیشتر و افسردگی‏ کمتری برخوردارند (لاچمن ‏و ویور ، 1998 به نقل از علی‌محمدی، 1388).
2-خوش‏بینی و تفکر مثبت. خوش‏بینی به معنای آن است. که فرد اعتقادی قوی داشته باشد؛اعتقاد به اینکه علیرغم وجود موانع و دلسردی‏ها، همه چیز درست خواهد شد (گلمن، 1383).
بسیاری از محققان دریافتند که خوشبختی شامل دو عامل‏ مستقل یعنی خوش‏بینی و بدبینی می‏باشد. این دو عامل با جنبه‏های‏ دیگر خوشبختی همبستگی دارد و البته همبستگی عامل بدبینی‏ منفی و قوی‏تر است (آرگایل، 1382). رابینسون‏ ویلن ‏کیم ‏، مک کالوم ‏و کی کلت گلاسر (1997)دریافتند که فقط عامل خوش‏بینی، بهداشت روانی و جسمانی را پیش‏بینی‏ می‏کند. پژوهش‏ها نشان می‏دهند افرادی که خوش‌بین‏ترند، نسبت‏ به افراد بدبین و واقع‏بین میزان شادمانی بیشتری دارند و یکی از راه‏های افزایش شادمانی، خوش‏بینی است (عابدی، 1383). فریدمن ‏ (1987)معتقد است که خوش‏بینی و افکار مثبت، حالت‏ روانی انسان را بهتر می‏سازد (عابدی، 1383).
لوکاس، داینرو ساح ‏‏ (1996)دریافتند که خوش‏بینی با مقیاس‏های شادمانی مانند رضایت از زندگی، عاطفه مثبت و عاطفه‏ منفی رابطه دارد. هیلز و آرگایل (2001)نیز در تحقیق خود همبستگی بین خوش‏بینی و شادی را 75/0 نشان دادند. شوارتزو استراک ‏ (1991)معتقدند که افراد شادکام کسانی هستند که در پرازش اطلاعات در جهت خوش‏بینی و خوشحالی سوگیری‏ دارند؛ یعنی اطلاعات را طوری پردازش و تفسیر می‏کنند که به‏ شادمانی و شادکامی آنها منجر می‏شود. در تحقیق سویتمن، مانزو ولر ‏ (1993)مشخص شد که در یک نمونه متشکل از حقوق‏دانان، خوش‏بینی بهترین پیشگویی‏کننده خوشبختی فردی و در این زمینه از سر سرسختی و شیوه اسنادی بهتر بود (منتظری، 1391).
شرر، والبتو سامرفیلد (1986)دریافتند که افراد خوشبین در هنگام بروز موقعیت‏های مشکل‏زا از