ه است [101]. داوطلبان ورزشی در انگلیس، به تنهایی بزرگترین بخش را در کل جمعیت داوطلبی این کشور تشکیل می دهد.در سال 2002 در انگلستان، 5821400 داوطلب ورزشی وجود داشت که این تعداد نزدیک 15% جمعیت جوان را تشکیل می داد. آن ها 2/1 بیلیون ساعت، هر ساله در ورزش همکاری می کنند، که ارزش زمانی آن تقریباً 14 بیلیون پوند برآورد شده است [109].

 

جدول(2-9): تعداد شاغلین بخش ورزش در چند کشور منتخب

شاغلین نام کشور
% از کل تعداد
8/1 45500 اسکاتلند
8/1 434000 انگلیس
5/2 80300 هنگ کنگ
2 262325 کانادا
7/2 388200 استرالیا
07/1 25000 ایران
783000 آلمان
48000 آفریقای جنوبی
9/1 13700 ایرلند شمالی

 

همچنین گفتنی است که در سال 2005، بخش داوطلبی ورزش انگلستان 6/2409 میلیون پوند هزینه و 8/3514 میلیون پوند درآمد داشته است [114]. در نیوزلند، همکاری بخش داوطلب ورزشی در حدود 8/583 میلیون دلار و 6/0 درصد GDP تخمین زده شده است [101].

تعداد شاغلین بخش ورزش کشور انگلستان از 304000 نفر در سال 1985 به 434000 در سال 2005 رسید که 34% افزایش را نشان می دهد. و همچنین نسبت به سال 2000، 19% افزایش داشته است [114].

جدول(2-10 ) :اشتغال در بخش های مختلف ورزش انگلیس  2005-1985

                   سال

شرح

1985

(000)

2000

(000)

2003

(000)

2004

(000)

2005

(000)

تجارت ورزشی 97 115 116 133 134
تجارت غیر ورزشی 144 175 192 202 197
بخش داوطلبی 31 38 46 47 52
بخش عمومی 32 37 48 49 51
کل 304 365 401 431 434

 

در نیوزلند، همکاری بخش داوطلب ورزشی در حدود 8/583 میلیون دلار و 6/0 درصد GDP تخمین زده شده است [101]. جدول زیر میزان سهم مشارکتی بخش داوطلب را در اقتصاد نیوزلند نشان می‌دهد.

جدول(2-11): میزان مشارکت بخش داوطلبی ورزش در اقتصاد نیوزلند در سال 1996

              عنوان داوطلبی

شرح

مربی و مدرس داور و دیگر کارمندان مدیر کل
میانگین ساعات کار در هفته 9/3 2 45/3  
تعداد داوطلبان 158981 121885 164280  
کل ساعات کار داوطلبی در سال (میلیون ساعت) 24/32 68/12 47/29 39/74
ارزش هر ساعت (دلار نیوزلند) 85/7 85/7 85/7 85/7
ارزش کار داوطلبی (میلیون دلار نیوزلند) 253 5/99 3/231 8/583
درصد از کل 3/43% 17% 6/39% 100%
کل تولید ناخالص داخلی نیوزلند (میلیون دلار نیوزلند)       94940
سهم داوطلبی از GDP (%)       6/0%

طی مقایسه ای که BERL [14] بین تعداد شاغلین صنعت ورزش با  دیگر صنایع در نیوزلند انجام داد، مشخص شد که تعداد شاغلین صنعت ورزش بیش از صنعت بیمه و بیش از مجموع کل شاغلین در جنگلداری، ماهیگیری و صنعت نفت و صنعت معدن بود. همچنین اطلاعات نشان می دهد که در حالیکه میانگین افزایش اشتغال از سال 1991 تا 1996 در نیوزلند 13% بود، اشتغال در بخش ورزش 25% رشد داشته است (6/4% در سال) [101].

نتایج یک بررسی بر روی باشگاه های حرفه ای فوتبال شهر لیورپول انگلستان نشان داد که حدود 3000 شغل تمام وقت و 1400 شغل نیمه وقت (در روز مسابقه) توسط این باشگاه برای مردم شهر ایجاد شده است [4].

 

جدول (2-12): تعداد شاغلین در چند باشگاه انگلیس

تعداد نیروی انسانی باشگاه باشگاه
415 چلسی
251 لیورپول
225 نیوکاسل
185 تاتنهام
180 آرسنال
498 منچستر یونایتد

 

همچنین کشور اسپانیا با توسعه اقتصادی صنعت فوتبال خود برای 47000 نفر ایجاد شغل نموده است [4].

 

2-11-3) جذب گردشگران

امروزه صنعت توریسم بعنوان پررونق ترین صنعت جهان، در حال تسخیر صنایع قرن بیست و یکم است [18]. صنعت گردشگری تا پایان دهه آینده در صدر جدول صنایع پردرآمد جهان قرار می گیرد و انتظار می رود بیش از 40 درصد اشتغال جهان را به خود اختصاص دهد. در سال 2008، درآمدی نزدیک به 8 تریلیون دلار را کسب نموده است [18] .

یکی از حوزه های پراهمیت صنعت گردشگری در دنیا، گردشگری ورزشی است که بر اساس اطلاعات موجود، درآمد کشورهای پیشرفته جهان از محل توریسم ورزشی سالانه  چیزی بیش از 20 میلیارد دلار است [18] .

هیچ و هیگهام (2003) گردشگری ورزشی را مسافرت به دلایل غیر تجاری برای مشاهده یا شرکت در فعالیت های ورزشی که دور از محل زندگی باشد تعریف کرده اند. دیری  و جاگو[15] (2006) بیان کردند که گردشگری ورزشی نقش مهمی در اقتصاد ملی و محلی دارد و به نظر می رسد از توانایی بالقوه برای افزایش آن برخوردار است. سهم گردشگری ورزشی در استرالیا سالیانه حدود 3 میلیارد دلار برآورد شد [31].

گراتون و هنری[16] (2001) نشان دادند که استفاده از ورزش بعنوان یک خدمت رفاهی در حال کاهش است ، اما اهمیت ورزش بعنوان یک عنصر در بازاریابی شهر، عامل جذب کننده بازار توریست یا سرمایه گذاری داخلی، برای حکومت محلی و مخصوصاً برای شهرها در حال افزایش است [24].

رویدادهای ورزشی بطور فزاینده بعنوان بخشی از استراتژی توسعه دهنده توریسم دیده می شوند که افزایش نیمرخ یک شهر را هدف قرار می دهند. بنابراین موفقیت آن به آسانی بر اساس اصل سود و زیان تشخیص داده نمی شود. برگزاری رویدادها اغلب در شهرهای زیادی به استراتژی های احیای شهری و توسعه توریسم مربوط می شود.(روچ 1994؛ لوفمن واسپیرو 1996؛ برامول   1995 ؛ بیانچینی و اسچوانگل 1991 )[17] [24].

گردشگری ورزشی یک تجارت چند میلیون دلاری است که دارای سریعترین رشد، یعنی حدود 5/4 تریلیون دلار در سطح دنیاست و تا سال 2011 میلادی انتظار می رود که حدود 10 درصد اقتصاد بومی را در بر می گیرد [18]. به عنوان مثال مسابقات جام جهانی فوتبال فرانسه موجب افزایش 4 میلیارد دلاری صنعت گردشگری این کشور نسبت به مدت مشابه در سال های گذشته شده است [10]. همچنین سالانه 300000 نفر گردشگر برای دیدن بازی ستارگان محبوب فوتبال خود، به شهر منچستر انگلستان مسافرت می کنند [115].

بر اساس گزارش انجمن صنعت گردشگری آمریکا، تعداد گردشگرانی که برای رویدادهای ورزشی، طی پنج سال گذشته وارد این کشور شده اند را بیش از 3/75 میلیون نفر اعلام کرده است [90]. گردشگری ورزشی در کشورهای صنعتی، بین 1 تا 2 درصد تولید ناخالص داخلی و 4 تا 6 درصد GDP صنعت گردشگری این کشورها را به خود اختصاص داده است [80].

قبول میزبانی بازی های المپیک و پارالمپیک 2012، عامل مهمی در ترقی و بهبود صنعت توریسم کشور انگلستان می باشد و پیش بینی شده است مبلغ 600 میلیون پوند سود نصیب انگلیسیها می شود [31]. برپایی رقابت های جام جهانی 2006 در آلمان میلیون ها توریست و هوادار روانه این کشور کرد که این امر سودی حدود 2/86 میلیارد یورو نصیب مردم این کشور کرد.  گفته می شود تأثیرات مثبت این میزبانی تا سال 2008 به طور ناخالص  حدود 3/88 میلیارد یورو بوده است [51].

درآمد توریسم ورزشی کانادا در سال 2007، 2 بیلیون دلار بود که 25% درآمد کلی توریسم در این کشور را شامل می شود. توریسم ورزشی در کانادا، تقریباً 24000 شغل ایجاد کرده و تولید ناخالص داخلی ناشی از آن بیشتر از 2/1 بیلیون دلار در همان سال گزارش شد [112]. همچنین گفتنی است که در سال 2004، درکانادا 11982000 مورد سفرهای شخصی مرتبط با ورزش صورت گرفته و در این سفرها مبلغ 4/2 میلیارد دلار هزینه شده است [48].

در استرالیا گردشگران ورزشی روزانه به طور متوسط 130 دلار هزینه می کنند و گردشگری ورزشی 3 میلیارد دلار درآمد در هر سال دارد. بازدید کنندگان ورزشی از انگلستان در طول اقامت خود در سال 2002، 1/1 میلیارد دلار هزینه کردند [48].

2-11-4) جذب حامیان مالی

مفهوم حمایت مالی از ورزش یک پدیده جدید به شمار نمی رود. کشاک (2004)، به نقل از گراتون و تیلور(1985) بیان می دارد که شروع حمایت مالی از ورزش به سال 1850 میلادی باز می گردد که در آن یک شرکت استرالیایی به عنوان حامی مالی مسابقات کریکت انگلستان درآمد و از این طریق سود زیادی را عائد خود و برگزارکنندگان مسابقه مذکور کرد [4]. حمایت مالی می تواند اشکال مختلفی داشته و در بسیاری از فعالیت ها و رویدادها صورت پذیرد. در قرن اخیر هر چند فعالیت های فرهنگی مختلف مانند فیلم سینمایی، نمایش های مختلف، کنسرت موسیقی عرصه جذب حامیان مالی بوده است ولی در این میان بیشترین سرمایه گذاری شرکت های تجاری در زمینه های ورزشی بوده است [81]. هاروارد و کرامپتون (1995)، بیان می دارند که تقریباً دو سوم از کل سرمایه گذاری حامیان مالی در ایالات متحده در زمینه های ورزشی بوده است. هزینه تبلیغات شرکت نایک در مسابقات فوتبال جام جهانی 2002 معادل 100 میلیون دلار و آدیداس 44 میلیون دلار بوده است [48].

بر اساس نظر شانون[18] (1999) جذابیت ورزش و رویدادهای ورزشی برای عموم مردم در اقصی نقاط جهان، به عنوان یک هدف تبلیغاتی مورد توجه حامیان ورزشی قرار گرفته است تا با استفاده از آن جهت شناساندن محصولات منحصر به فرد و آرم شرکت تجاری خود بهره ببرند [14].

در واقع یکی از مهم ترین و موثرترین عناصری که موجب پیوند رویدادهای ورزشی و اقتصاد شده است، موضوع «تبلیغ» به مفهوم روش القای فکری و یا ایده ای است که به منظور توسعه و گسترش آن در فرد یا عموم مردم صورت می گیرد. مدیران بنگاه های اقتصادی به اهمیت فوق العاده ی «تبلیغ» از طریق بهره گیری از محبوبیت رشته های ورزشی مختلف در دهه های گذشته آگاه گشته و با استفاده از مشاوران و کارشناسان بازاریابی، تبلیغ و بکارگیری روش های مناسب و ابزارهای رسانه ای در فضای جامعه ورزشی، توانسته اند قضاوت، نگرش، برداشت، تصور و عقاید مردم را نسبت به بنگاه، کالا یا خدمت مورد نظرشان تحت تأثیر قرار داده و فرآیند کلی رفتار و اعمال عمومی را متناسب با اهداف و مزایای مورد نظرشان ساماندهی نمایند [39].

جذب حامیان ورزش که یکی از دستاوردهای بزرگ رویدادهای ورزشی است و به عنوان یکی از مهمترین منابع درآمدی بخش ورزش به حساب می آید. اهمیت حامیان مالی در درآمدزایی بخش ورزش دنیا بعد از امتیاز پخش زنده تلویزیونی قرار دارد [63،65]. که ارزش مشارکتی آنها در المپیک ها مانند شرکت های مک دونالد، کداک، ویزا، آدیداس و کوکاکولا بیش از 170 میلیون دلار بوده است. در استرالیا، بر اساس گزارش استریت رایان، سالانه 7/49 میلیون دلار توسط حامیان مالی به فوتبال جنوب استرالیا کمک بلاعوض می شود [47].

در بازی های المپیک 1984 در لس آنجلس رابطه بین دنیا و ورزش به طور برجسته تری دیده می شد. در این بازی ها، شرکت کوکاکولا تقریباً 3 میلیون دلار پرداخت کرد تا آن را به عنوان نوشیدنی غیر الکلی رسمی معرفی کنند [62]. در بازی های المپیک آتلانتا در سال 1996 هزینه تبلیغات به 540 میلیون دلار آمریکا افزایش یافت. کمیته انتظامات سیدنی در بازی های المپیک سال 2000 از فعالیت حمایت مالی 830 میلیون دلار درآمد داشته است [73]. همچنین بودجه ی حامیان مالی المپیک 2004 ، یک میلیارد و نهصد و شصت و دو میلیون یورو بود [17]. سرمایه گذاری در حمایت مالی یک روند رو به رشد داشته و از تقریباً 500 میلیون دلار در سال 1982، به 4/24 میلیارد دلار درسال 2002 و 28 میلیارد دلار در سال 2003 رسید [83]. در استرالیا برآورد شده است ، فعالیت و درخشش موسسات ورزشی که باعث شناخته شدن توسط 95% از جمعیت استرالیا شده است، موجب افزایش حمایت مالی از 2 میلیون دلار استرالیا در سال 1992 به 18 میلیون دلار در سال 2000 شده است.

تجارت و بازرگانی باشگاه ها و گرفتن مبالغی برای تبلیغات شرکت های مختلف نیز سهم زیادی در درآمد کلان باشگاه ها داشته است.به عنوان نمونه تیم منچستر یونایتد یک قرار داد 495 میلیون دلاری با شرکت تولید کننده لوازم ورزشی نایک منعقد کرد که طبق این قرار داد، تیم فوتبال باشگاه منچستر یونایتد به مدت 13 سال از سال 2002 ملزم به