مربوط می کند (کاتوزیان. ناصر،ص322).
نسب دارای عمود و حاشیه است مقصود از عمود،پدران و اجداد آن ها و فرزندان آن ها می باشد و بقیه را حاشیه نسب گویند (النراقی، احمد المولی، مستند/ الشیعه فی احکام الشریعه،باب ارث).
انواع نسب:1ـ نسب مشروع2ـ نسب ناشی از شبهه3ـ نسب ناشی از تلقیح مصنوعی4ـ نسب ناشی از زنا (صفایی. حسین؛ امامی. اسداله،ص282).
3-1-3-1- نسب مشروع
نسب مشروع که آن را نسب قانونی نیز می‌گویند، نسبی است که ناشی از نکاح باشد. نسب مشروع، نوع متعارف و کامل نسب است که در همه‌ی کشورها به رسمیت شناخته شده و دارای آثار حقوقی است. در حقوق ایران نسب زمانی مشروع است که؛ در زمان انعقاد نطفه‌ی طفل رابطه‌ی نکاح بین پدر و مادر او وجود داشته باشد. بنابراین ارکان نسب مشروع عبارتند از :
1- وجود علقه‌ی زوجیت بین زن و مردی که کودک متعلق به آنهاست.
2- طفل در اثر نزدیکی آنها به وجود آمده باشد. (البته این مورد از مسائلی است که اختلاف نظر وجود دارد چرا که بعضی از فقها و حقوقدانان معتقدند که صرف نزدیکی ملاک نیست بلکه هر عمل دیگر مثل تفخیذ یا … نیز که موجب باردار شدن زن شود با وجود علقه‌ی زوجیت نسب مشروع است چرا که نزدیکی روش معمول بارداری است).
3- نزدیکی و انعقاد نطفه بعد از نکاح واقعی باشد(کاتوزیان. ناصر،7: 2).
3-1-3-2- نسب ناشی از شبهه
شبهه معنای اشتباه است و مراد از وطی به شبهه در نزد فقها، نزدیکی است که شخص استحقاق آن را ندارد با عدم علم، به تحریم آن(صفائی. سید حسین ؛امامی. اسدالله،(1376)، ص 319).
در قانون مدنی مواد 1164 تا 1166 راجع به نسب ناشی از شبهه بحث شده، که خلاصه‌ی کلام این است که؛ قانون مدنی نسب ناشی از شبهه را در حکم نسب مشروع قرارداده است و آثار و احکام نسب مشروع را بر آن بار می‌کند. هر چند در فقه عامه برخلاف امامیه، فرزند ناشی از شبهه را هنگامی به شخص اشتباه کننده ملحق می‌کند که؛ شخص به نسب اقرار کند و صرف وقوع نزدیکی برای الحاق طفل به اشتباه کننده کافی نیست(کاتوزیان. ناصر،(1372)،ص 160).
چنانچه ملاحظه می‌شود دلیل مشروع شناختن نسب ناشی از شبهه، حسن نیت طرفین است یعنی قانونگذار چنین فرض کرده که، زن و مرد در زمان نزدیکی، یا به حرمت آن علم نداشته یا به وقوع آن؛ چرا که در صورت علم آنها به هر کدام موجب این می‌شود که؛ رابطه‌ی آنها زنا و طفل ناشی از آن نسب نامشروع شود(کاتوزیان. ناصر،(1380)،19: 2).
3-1-3-3- نسب ناشی از تلقیح مصنوعی
تلقیح در لغت به معنای بارداری کردن و لقاح به معنای باردار شدن و منظور از تلقیح مصنوعی این است که اسپرماتوزوئید را با وسایل پزشکی، وارد رحم زن کرده و او را، باردار نماید.
تلقیح مصنوعی به شکل علمی پدیده ای نسبتا جدید و زاییده دانش امروزی بشر است. این پدیده موانع بارداری را مرتفع کرده، در تولید نسل کمک شایسته ای به انسان عرضه می دارد. دانش پزشکی از مدتی قبل این توان را پیدا کرد که به وسیله تلقیح مصنوعی بسیاری از نواقص و عیوب زن و را در تولید نسل جبران کند. این عمل (تلقیح مصنوعی) بدوا به منظور اصلاح نژاد و تکثیر نسل حیوانات اهلی به کار گرفته شده بود. اولین آزمایش را یکی از دانشمندان آلمانی به نام لدویگی جاکوبی در سال 1765 میلادی روی ماهی ها انجام داد. (صفایی. (1380)، 99) و سپس در ایتالیا و بعدا در روسیه تلقیح مصنوعی روی حیوانات انجام گرفت و کم کم به انسان نیز تعمیم یافت.
در تقسیم بندی مبحث تلقیح مصنوعی دو بخش مورد بررسی قرار می‌گیرد :
الف) تلقیح مصنوعی با نطفه‌ی شوهر :
در این فرض تمام شرایط قانونی و شرعی وجود دارد و مانعی برای الحاق طفل به پدر و مادر طبیعی وی وجود ندارد. چرا که آن چیزی که سبب انتساب طفل به پدر و مادر او می‌شود؛ وجود رابطه‌ی زوجیت بین زن و مردی است که از آنها متولد شده، و نه صرف نزدیکی. به بیان دیگر برای الحاق طفل به پدر و مادرش نزدیکی خصوصیتی ندارد.
ب) تلقیح مصنوعی با نطفه‌ی غیرشوهر :
هرگاه زنی اعم از اینکه شوهر داشته باشد و به واسطه اختلالات جسمی عاجز از مشارکت با همسرش در تولید نسل باشد یا شوهر نداشته باشد و نخواهد شوهر کند آیا جایز است باتلقیح نطفه مرد اجنبی خود را باردار کند؟ و یا ممکن است این گونه سوال شود که تلقیح نطفه مرد اجنبی به نطفه زن به هر صورت ولو در خارج از رحم چه حکمی دارد؟
رهبر معظم انقلاب حضرت آیه الله خامنه ای، در جواب استفتاء 1/18576 که تلقیح نطفه اجنبی به اجنبیه در صورتی که مرد عقیم باشد چه حکمی دارد؟ فرمودند این عمل فی نفسه اشکال ندارد و باید از لمس و نظر حرام اجتناب شد. (محمدزاد.(1375)، 117) و استفتاء شماره 5/11857 در مواردی که مرد به علتی قادر به تولید اسپرم نباشد ایا می توان از اسپرم اهدایی مرد اجنبی (ناشناس یا شناس) جهت امتزاج نمودن با تخمک همسرش در آزمایشگاه استفاده نمود و بعد جنین تشکیل شده را به رحم زن بیمار منتقل کرد تا پس از وضع حمل مولود توسط بیمار و همسرش نگهداری شود فرمودند. فی نفسه بدون ارتکاب فعل محرمی مانع ندارد و حکم ولد نیز بیان شد. و در ادامه سوال که آیا امکان هست که اسپرم اهدایی را با تخمک همسر بیمار در آزمایشگاهی ممزوج نکرد بلکه مستقیما به داخل رحم همسر بیمار تلقیح نمود تا جنین در همان جا تشکیل شود؟ فرمودند فی نفسه اشکالی ندارد و در این صورت بافرض اینکه خود همسر بیمار منشاء طفل است فرزند ملحق به اوست.
حال بر فرض جواز باروری مصنوعی زن با اسپرم غیر شوهر، پدر بچه کیست؟ شوهر یا فرد صاحب اسپرم ؟ و بر فرض اگر صاحب اسپرم پدر تلقی شود فرزند نیز دختر باشد آیا شوهر زن به این دختر محرم است؟ در صورتی که پسر باشد آیا زن به این پسر محرم است ؟ فرمودند: بچه متعلق به زن صاحب رحم است و در الحاق آن به شوهر صاحب فراش اشکال است التحاق آن به مرد صاحب اسپرم بعیداست در این باره احتیاط را مراعات نمایید. (‌محمد زاده.(1375)، 118).
از نظر بقیه موافقان، این گونه نیز حکم گونه های قبل را دارد یعنی کار جایز است و فرزند به صاحب اوول و اسپرم نسبت داده می شود. و اگر صاحب اوول و اسپرم که جنین از آن ترکیب یافته نامعین و ناشناخته باشند و این دو از بانک های ویژه گرفته شده و پس از ترکیب در رحمی کاشته شود در این فرض پس از گذشتن از جایز بودن فرایند گرفتن اوول و اسپرم و نیز فرایند ترکیب آنها با یکدیگر در لوله آزمایش اشکالی در جایز بودن کاشتن آن نیز وجود ندارد. دلیل این حکم همین صدق نکردن عنوان های حرام است که پیشتر ذکر شد. در این حال، فرزند متعلق به زنی است که جنین در رحم او کاشته شده و اگر او شوهر داشته باشد آیا می توان گفت: ( الولد الفراش ) به این اعتبار که فراش کنایه از همسر (زن) است. ؟
آیا در این صورت بکارگیری این لفظ در مورد این فرزند صادق است ؟(میرهاشمی. (1382)،ص 71)
اگر گفته شود معنای الولد الفراش آن است که فرزند از آن کسی است که آن فراش و بهره بردن از او برایش حلال است (هم چنان که حق همین است و از روایات نیز همین بر می آید) نتیجه آن است که فرزند به مردی که اسپرم از اوست تعلق می یابد و هیچ وجهی برای نسبت دادن او به زن و شوهر او نمی ماند. مگر آنکه گفته شود پدر ناشناخته است ولی زن به آن دلیل که فرزند را دوران جنینی پروارنده و تغذیه کرده است مادر اوست زیرا تخمک از آن مادر است و مادر رضاعی نیست، بلکه مادر حقیقی است که هم تخمک داده و هم تغذیه کرده است و در این فرض ولادت پاک و فرزند هم پاک است زیرا زنا و ناپاکی در این جا صدق نمی کند. (یزدی.(1375)، ص106).
مخالفان در این باره این گونه اظهار نظر می کنند اسلام اصل نظام ازدواج و خانواده را امضاء کرد. یعنی نظام خانوادگی ای که بر ارتباط خونی حاکم باشد رابطه طبیعی و اصیل است. لذا ارتباط های مصنوعی دیگر مثل انواع ازدواج ها و فرزند خواندگی و قرابت به ولاء باطل است.
علاوه بر این اسلام نظام ازدواج را بر یک شوهر و یک همسر مبتنی کرده است اگر چه با شرایطی مثل رعایت عدالت، ؛ تا چهار همسر را نیز مجاز می داند همچنین ازدواج با مادر، ‌دختر ؛ خواهر ؛ عمه، خاله، دختر برادر و خواهر، زن پدر، مادر، ؛ رضاعی، ‌خواهر رضاعی، مادر زن و. . را ممنوع کرد.
نکاح شغار را به شرط آنکه هریک از زوج ها به زن شان مهریه بدهند، مجاز شمرد. چنان که ازدواج موقت و متعه را مباح دانست با وجود این بقیه انواع ازدواج ها و ارتباط های مصنوعی مثل فرزند خواندگی را که مثل فرزند محسوب می شود از نظر تحریم ازدواج ممنوع نمود. لذا برای سلب روابط نسبی از فرزند خوانده قرآن کریم می فرماید (ما جعل ادعیاء کم ازواجکم یعنی آثار شرعی و حقوقی که در روابط نسبی است این جا جایگاهی ندارد. آیا این عمل قانونگذار اسلام می تواند موید آن باشد که اسلام می خواهد هم روابط مرد و زن نظم خاصی داشته باشد و هم تولید مثل بر رابطه طبیعی اصیل و بر مبنای ارتباط خونی استوار باشد. (رضایت نیا. (‌1382)،ص 111).
در همین زمینه تعدادی از فقهای بزرگوار ضمن اعتراف به نبود نص، عموم یا اطلاق قرآنی و روایی بر تولید مثل با کمک ابزار پزشکی به دلیل لغویت تشریح نکاح یا مذاق شرع (روح قانون در اسلام ) آن را ممنوع کرده اند.
آیه الله میلانی می فرمایند: از ظواهر آیات و روایات درباره لقاح اختیاری (مصنوعی) چیزی به نظر نرسیده است ولی از لحن الخطاب و ذوق فقهی می توان گفت که یقینا جایز نیست. (امامی.(1349)،ص 367).
همچنین ایه الله صافی گلپایگانی معتقد است پذیرش این روش مغایر با اغراض قانونگذار اسلام در تشریح ازدواج و برقراری روابط زناشویی و بقای خانواده است و موجب از کف رفتن مصالح مهمه دیگری می شود که در تشریح ازدواج، و برقراری روابط زناشویی بین زن و مرد مد نظر قانونگذار اسلام بوده است. پذیرش این روش مستلزم نتایج است که کمتر کسی آن را خواهد پذیرفت. بدین معنا که اگر انتقال اسپرم غیر زوج به زنی روا باشد لازمه آن پذیرش جواز انتقال نطفه پدر و دختر و پسر به مادر و برادر به خواهر و سایر محارم است زیرا اگر اصل اولی در این گونه موارد اباحه و حلیت باشد هیچ تفاوتی بین نطفه محارم و غیرمحارم وجود ندارد در حالی که شامه فقاهتی هر فقیهی از پذیرش آن اکراه دارد (صافی. (1371)،ص 222).
علامه جعفری نیز انتقال نطفه بیگانه به رحم بیگانه ( تولید نسل بدون رابطه زوجیت) را ممنوع می داند و منع آن را یک نوع استشمام فقهی می داند (جعفری. (‌1377)،ص 307).
نظر مرحوم ایه الله العظمی بروجردی ( قدس سره الشریف) درباره (تلقیح مصنوعی با اسپرم غیر) چنین است آنچه از مفاهیم ادله و بعضی از مناطق آنها استفاده می شود این است که تلقیح مصنوعی مرد اجنبی بر زن اجنبیه خواه دارای زوج باشد یا نباشد، حرام است و در بعضی از صور آن احکام ولد الزنا ثابت است و در بعضی صور ولد شبهه و اما تلقیح منی زوج به زوجه، پس حکم آن محل تامل است و الله العالم بحقایق احکامه( امامی. (1349)،ص 91).
آیه الله العظمی سید محمدرضا گلپایگانی (ره) در زمینه تلقیح مصنوعی چنین اظهار نظر کرده اند برحسب مستفاد از ادله شرعیه نطفه مرد به هر نحو در رحم حلیه خود قرار گیرد جایز است و اولاد ملحق به مرد او حلیه و توارث از طرفین ثابت است و قرار دادن نطفه مرد در رحم اجنبیه جایز نیست چه با شوهر و چه بی شوهر باشد (صمدی اهری. (1382)،ص 91).
علامه شلتوت از علمای به نام و معروف اسلام در مصر در این باره می گوید: ان التلقیح الصناعی اقطع جزما من التبنی، یعنی تلقیح مصنوعی به طور مسلم از فرزند خواندگی پست تر است.
پاپ رهبر کاتولیک های جهان در زمینه تلقیح مصنوعی عنوان کرده است که این عمل شرعا حرام است. در مذاهب دیگر نیز تلقیح مصنوعی از نطفه غیر شوهر حرام است. اما تلقیح مصنوعی با نطفه شوهر مورد بحث و اختلاف های فقهی معاصر است و بعضی از فقها صریحا آن را تجویز کرده اند (صفایی. (‌1376)،ص 100).
3-1-3-4- نسب نامشروع
زنا در حقوق مدنی تعریف نشده ولی در فقه اسلامی آن را به نزدیکی شخص بالغ عاقل و مختار با زنی می‌دانند که بر او حرام است به علم به حرمت و علم به نزدیکی(شرح لمعه، ج2، کتاب حدود، ص 324). مباحث مربوط به