می کند پیشرفت شخصی او کم است و مشخص شده که این عوامل با فرسودگی شغلی رابطه مستقیم دارد.علاوه برآن فرصت های اندک برای ارتقاء وجوددارد. قوانین و مقررات خشک و غیر قابل انعطاف این احساس را در فرد ایجاد می کند که در دام یک نظام غیر منصف افتاده است و همین احساس را در فرد ایجاد می کند که در دام یک نظام غیر منصف افتاده است و همین احساس باعث می شود نسبت به شغل خود نقطه نظر های منفی پیدا کند. (گینزوجرمینز، 1983،به نقل از ساعتچی ،1376). عامل مهم دیگری که می تواند در فرسودگی شغلی اثر قابل توجهی داشته باشد، سبک مدیریت و رهبری سرپرست واحد کار است .برای مثال نتایج برخی از تحقیقات نشان می دهد که در مواردی که بعد ملاحظه (یعنی توجه نسبت به رفاه افراد و برقراری روابط دوستانه با آنان)،در مدیریت یک سازمان ضعیف است،در صد بیشتری از کارکنان آن گرفتار نشانه های فرسودگی شغلی می شوند.یکی از عواملی که در بی رمقی تنیدگی،یا فرسودگی شغل نقش قابل توجهی را برعهده دارد،سبک هایی است که افراد برای کنار آمدن بافشارهای روانی از کار زیاد به کار می گیرند.هر چند برخی از افراد اصطلاحا پیش گستر هستند و نیروی زیادی را صرف اثر گذاری بر رویدادها و محرک های تنش زا می کنند که دیگران فقط واکنش نشان می دهند و اجازه می دهند تا رویدادها و انتقادات بر آن ها حادث شود و نیز می کوشند تا از عوارض و نتایج چنین رویدادها و حوادثی اجتناب کنند. (کنار آمدن یا فرار کردن ) رابطه بین این شاخص ها ی معنی دار قابل توجه است . (استلرزونومروف ،1986،به نقل از ساعتچی ،1376).
پاریک در سوال به اینکه چه عاملی باعث فرسودگی شغلی می گردد می گوید.
– سطح فشار روانی
– نوع فشار روانی
– شخصیت فرد ماهیت شغل یا نقش فرد نوع زندگی فرد در خارج از محیط کار
– سبک زندگی فرد
– سبک هایی که فرد برای مقابله با فشار روانی به کار می برد
– جو یا اقلیم سازمانی (شولتز،وشولتز 1998،ترجمه: سید محمدی ،1382)
از بین متغیرهای دیگری که با فرسودگی شغلی دخیل هستند. می توان به وضعیت تاهل افراد اشاره کرد.تحقیقات حکایت از این دارند که موارد کمتری از فرسودگی شغلی دربین اشخاص متاهل نسبت به افراد مجرد گزارش شده است (بارون ،گرینبرگ 1990،نقل از سلطانی،1379).دلیل احتمالی این امر نیز شاید به وجود روابط عاطفی گرم،حمایت اجتماعی و مواردی از این قبیل با شد، تحقیق روی فرسودگی شغلی معطوف به تبیین علل و آراء طرق عملی مقابله با آن است ،یک یافته جدید حاکی از آن است که افسردگی می باشد (شولتز،وشولتز 1998،ترجمه: سید محمدی ،1382).
هنگامیکه افراد افسردگی و فرسودگی شغلی را تجربه می کنند احساس بدی دارند به علاوه بسیاری از افراد بدون کمک دیگران در تشخیص دقیق احساسات خود ناتوان هستند(طلایی،1986).
طبق تحقیقات صاحبنظران علوم رفتاری،یکی از مهمترین عوامل مولد فرسودگی شغلی در سازمان، سبک رهبری خاصی است که توسط سرپرستان سازمان اتخاذ می شود در این زمینه در مجموع تحقیقات حکایت از این دارند،کارکنانی که با سرپرستان دارای ملاحظه کاری کم،کار می کنند برای مثال،پایین بودن رفاه و آسایش کارکنان و پایین بودن روابط دوستانه وگرم بین سرپرستان خود دارند، بیشتر در معرض ابتلا به فرسودگی شغلی قرار دارند.براساس دیدگاه های کارشناسان رفتار سازمانی، رفتار ملاحظه کارانه شامل کارهایی از قبیل مشاوره،گوش داده، و پیشنهادهای یاری دهنده، به اعضای سازمان می شود، به هر حال وجود سبک ملاحظه کارانه معقول در سازمان در کاهش فرسودگی شغلی می تواند موثر واقع شوند (طلایی،1386).
افرادی که در مشاغل سطوح بالاتر قرار دارند و احساس خشنودی در مورد کارشان می نمایند، کمتر احتمال می رود فرسودگی شغلی را تجربه کنند. کارکنانی که روابط خوبی با همکاران خود دارند و پسخوراندی نیز از دیگران در یافت می کنند و همینطور کسانی که احساس می کنند، می توانند محیط کار خود را راحت تر تحت تاثیر قرار دهند. نیز کمتر احتمال می رود از پای در آیند (محمدی،1986).
همان طور که بیان شد علل و عوامل جسمی و روانی متعددی در ایجاد فرسودگی شغلی موثر هستند که مهم ترین آنها عبارتند از:
– درماندگی آموخته شده
– فقدان کنترل
– عدم هماهنگی
– عدم تعادل در ارزشها
– فعالیت افراطی
– بی علاقه بودن به محیط کار ،همکاران ،کار فرمایان
– کار یکنواخت
– کم بودن یا زیاد بودن کار نسبت به توانایی افراد
– مسائل و مشکلات خانوادگی و مالی
– بیماری های جسمی و روحی
– مسائل اجتماعی و سیاسی
– فقدان پاداش
– احساس ضعف
– نا مناسب بودن نظام ارزیابی عملکرد شغلی افراد و جایگزین شدن رابطه به جای ضابطه در سازمان
– هماهنگ نبودن میزان پرداخت حقوق و مزایا و میزان کاری که انتظار می رود فرد در سازمان انجام دهد .
– نا آشنا بودن افراد با اهداف سازمان یا قابل درک نبودن این اهداف برای آنان
– عدم بهره گیری از همه توان و استعدادهای بالقوه افراد در انجام دادن وظایف شغلی

شکل شماره 2-2برخی از علل اصلی فرسودگی شغلی

2-23مراحل پنج گانه فرسودگی شغلی:
الف) مرحله ماه عسل :در این مرحله فرد احساسات شادمانی سرخوشی ناشی از برخورد با شغل جدید را تجربه می کند. این احساسات عبارتند از تهییج، اشتیاق، غرور و چالش وجوه نامطلوب به دو طریق ظهور پیدا می کند و بعد از مدتی نیروی ذخیره شده برای مقابله با نیازهای یک محیط چالش آور به تدریج به اتمام می رسد .در این مرحله و در جهت مقابله با چالش های بعدی، مفید نیستند.
ب) مرحله کمبود سوخت :در این مرحله فرد، نوعی احساس مبهم زوال، خستگی وگیجی را تجربه می کند نشانه های این مرحله عبارتند از: نارضایتی شغلی، عدم کارایی، اختلال در خواب و احساس خستگی، نتایج چنین احساساتی نیز واکنش فرار (پر خوری و اعتیاد )است.
ج) مرحله نشانه مزمن: در این مرحله نشانه های مرضی فیزیولوژیکی بیشتر آشکار می شود و فرد نیازمند توجه و کمک می شود. نشانه های عادی این مرحله عبارتند از: فرسودگی مزمن، بیماری های جسمی، خشم و افسردگی که بر فرد مستولی می شود.
د)مرحله بحران: اگر احساست و نشانه ها ی مرضی مرحله سوم برای مدتی طولانی ادامه پیدا کند. فرد وارد مرحله بحرانی می شود .در این مرحله فرد احساس می کند که بر او ستم رفته و تمایلات مربوط به بد بینی، شک و تردید نسبت به خود در او افزایش می یابد.در این مرحله، ممکن است زخم معده، سردرد مزمن پشت، فشارخون بالا، و کم خوابی شود در ضمن ممکن است این دردها به صورت حاد نیز جلوه گر شود.
ه) مرحله برخورد با دیوار :این مرحله از نشانگان فشار روانی ناشی از فرسودگی شغلی یا به پایان رسیدن نیروی فرد برای سازگاری با محیط کار مشخص می شود و احتمال دارد در این مرحله فرد شغل خود را از دست بدهد. از طرف دیگر این احتمال وجود دارد که در این مرحله و با بهبود فرد ،بعضی از نشانه های مرضی از بین بروند .اما این نشانه ها تغییرات فیزیولوژیکی دیگری را در فرد ایجاد می کنند که ممکن است رهایی از آن به سادگی انجام نگیرد(وحدانی ودیگران،1391)

2-24 اثرات فرسودگی شغلی:
فرسودگی شغلی دارای اثرات گوناگونی است که مهمترین آنها عبارتند از:
– کاهش عملکرد ،که در آن فرد نمی تواند از تمام و قسمت اعظم توان و استعداد و انرژی جسمی و روانی خود برای انجام کار استفاده کند(محمدی ،1386).
-تلاش برای یافتن مشغله و حرفه های جدید در مطالعه ای که توسط جکسون ،اسکاپواسکالر (1986نقل از ساعتچی ،1381)برروی صدها معلم صورت گرفت،مشخص گردید که معلمان در معرض فرسودگی شغلی به دنبال شغل و حرفه ی دیگری هستند.هم چنین،همان گونه که انتظار می رفت، معلمانی که درجه فرسودگی شغلی شان بالاتر بود بیشتر به دنبال مشاغل دیگر و تغییر کار خود بودند.
-اغلب قربانیان فرسودگی شغلی در واقع از لحاظ روان شناختی حالت کناره گیری پیشه می کنند و تا زمان باز نشستگی دچار چنین وضعیتی خواهند بود .
-افرادی که از نشانگان فرسودگی شغلی رنج می برند ممکن است در جستجوی مشاغل و نقش های اداری و جزئی باشند.
یکی دیگر از اثرات فرسودگی شغلی رنج بردن از فرسودگی بدنی است.افرادی که از این عارضه رنج می برند. اصولا دارای انرژی کم و خستگی بیش از حد هستند.به علاوه اینکه،برخی از نشانه های فشار بدنی نظیر سردرد،تهوع،کم خوابی و تغییراتی در عادات غذایی را به طور فراوان گزارش می دهند.اثر دیگر این است که افراد مبتلا به فرسودگی شغلی فرسودگی عاطفی را نیز تجربه می کنند.افسردگی درماندگی،احساس عدم کار آیی در شغل خود و مواردی از این قبیل، همگی نمونه هایی از فرسودگی شغلی هستند.(فیلیان ،1371)

2-25پیشگیری از فرسودگی شغلی:
موارد زیر می تواند ما را در پیشگیری از فرسودگی شغلی راهنمایی نماید:
– بهتر است قبل از به کار گماردن افراد،توانایی های آنها را برای انجام کار از نظر فعالیت های فیزیکی، فیزیولوژیکی و روانی سنجید و افرادی را که دارای این توانمندی ها هستند به کار مشغول کرد.
– مناسب کردن شرایط محیط کار مانند کاهش سر و صدا، رطوبت درجه حرارت مناسب، روشنایی کافی.
– توجه به حق و حقوق کارکنان و کمک گرفتن از یک روانشناس برای بهبود روابط کاری.
– توجه به این موضوع که تولید زیاد و افزایش بهره وری در صورت توجه به ارزش های انسانی کارکنان بهتر و راحت تر به دست می آید .
– رعایت عدالت و انصاف در محیط کار و مشخص بودن شرح وظایف کارکنان .
– تعداد روزهای کاری و جمع ساعات کار هفتگی در محدوده پیش بینی شده در قوانین کار.
-کاهش یا حذف حرکات غیر ضروری در کار و انجام دادن کار با سرعت متعادل.
– ایجادتنوع در کار.
– استراحت کوتاه بین کار.
– پرهیز از اضافه کاری زیاد و غیر ضروری به ویژه در کارهای سخت.
– استفاده از تعطیلات و مرخصی های قانونی که به تمدد اعصاب، افزایش قدرت جسم و روان کمک می کند .
-کار نکردن در ساعات شب و در صورت امکان، چون در هنگام شب خستگی زودتر به سراغ می آید.
– توجه به رفاه کارکنان و تشویق آنها به انجام ورزش و تفریحات سالم. این کار به طور قابل ملاحظه ای سبب افزایش توانمندی افراد و مقابله با خستگی می شود .
14-توجه به وضعیت روانی کارکنان در خارج از محل کار.
15-مصرف نکردن بیش از حد مواد محرک زا مثل قهوه و چایی.
16-عدم مصرف دخانیات،مواد مخدر و داروهای آمفتامین .
17-استراحت و خواب کافی(فیلیان،1371).

2-26 درمان فرسودگی شغلی:
غلبه بر بسیاری از انتقالات تنش زا در وهله اول به نظر آسان می آید.اما واقعا احتمال می رود پیچیده ـ تر از آن باشد که ما فکر می کنیم. دلیل این پیچیدگی آن است که ویژگی های فردی و عوامل موقعیتی ترکیب می شوند تا دوره ی انتقال حل و فصل شود (ساعتچی ،1382).
اگر خستگی به صورت مزمن و پیشرفته در آید نیاز به درمان خواهد بود.شواهد و یافته های جدید علمی نشان می دهد که امکان بهبود و بازگشت سلامتی به فرد وجود دارد .برای درمان فرسودگی شغلی قبل از هر چیز دیگر باید به دنبال علت آن باشیم تا بتوانیم برای رفع آن اقدام کنیم.تلاش برای درمان فرسودگی شغلی شامل تهیه فرصت هایی است برای حساسیت اجتماعی،افزایش آموزش عملی کارکنان و بهبود کیفیت مدیریت است.مدیران مقتدر و معتاد به کار ایجاد فشار روانی می نمایند. رهبران مردمی که می توانند رفتارهای خود را تحمیل نمایند فرسودگی را کاهش می دهند (ساعتچی، 1382).
روشهای درمانی گوناگونی برای فرسودگی شغلی وجود دارد که مهمترین آنها عبارتند از :
الف) روان درمانی که سهم عمده ای را در اصلاح نشانگان فرسودگی شغلی دارد.تغییر نگرش های منفی مبتلایان و دمیدن روح غزت نفس و خود ارزشمندی از نیاز های مبتلایان می باشد (ساعتچی،1381).
برای حل مشکلات باید مهارت های زندگی و کاری را به آنها آموخت و در جهت بالا بردن سطح توانمندی ها تلاش کرد،باید به آنها اطمینان داده شود که وضعی غیر عادی ندارند و کفایت و لیاقت آنان یاد آوری شود .حمایت های روحی وعاطفی از این دسته افراد در بهبود آنها نقش مهمی دارد.
ب) درمان های شیمیایی:داروها و مواد شیمیایی مثل،ویتامین ها،آدرنالین،هورمون ها و اسیدهای آمینه می توانند