پایین پدیدار شود . سهام بدون ارزش اسمی بیانگر یک نوع ارتباط ظاهری میان سرمایه واقعی و سرمایه ابزاری می باشد؛ اما سهام با ارزش اسمی پایین مبین ارتباطی میان سرمایه واقعی و سرمایه ابزاری نمی باشد .استفاده از سهام با ارزش اسمی پایین گرچه سرمایه ابزاری را کاهش می دهد اما به طور مشابه باعث افزایش اندوخته ها می گردد .
2-4-4) ارزش بازار سهام
این ارزش در اثر انجام معامله بر روی سهام در بورس اوراق بهادار ویا بازارهای خارج از آن و یا حتی بین کارگزارن و معامله گران خصوصی بدون اجبار و منع قانونی به وجود می آید . به عبارت دیگر در اثر برخورد آزادانه عرضه و تقاضا برای سهام بخصوصی، قیمت بازار سهم مزبور تعیین می گردد. در این بازارها ارزش مطلقی برای سهام وجود ندارد و عوامل متعددی می تواند بر روی قیمت بازارسهام تأثیر بگذارد، از جمله : دورنمای درآمدی شرکت ، اطلاعات مالی توسط شرکت منتشر می شود ،وضعیت خاصی که شرکت در صنعت دارد،ادوار تجاری ،سیکل بازار سهام ،روند نرخهای بهره ، تورم ،عوامل روانی ، تقاضا برای سهام جهت ایجاد کنترل بر شرکت و عوامل بین المللی ؛ارزش بازار، ارتباط کمی با ارزش دفتری دارد و به طور کلی ارزش بازار مفهوم معتبرتری نسبت به ارزش دفتری دارد. در حالی که ارزش اسمی بیانگر قیمت سهام در زمان تأسیس شرکت می باشد، ارزش بازار مبین ارزش واقعی وروز اوراق بهادار است . ارزش بیشتر مورد توجه سرمایه گذاران و سهامداران قرار می گیرد .
2-4-5)ارزش دفتری
ارزش دفتری از روی ترازنامه قابل محاسبه است . برای محاسبه ارزش دفتری کافی است تفاوت کل دارایی ها و بدهی ها را بر تعداد سهام شرکت تقسیم نماییم . بنابراین ارزش دفتری بیانگر ارزش شرکت به قیمت تمام شده می باشد. هرقدر حجم اندوخته ها افزایش یابد ارزش دفتری بیشتر می شود. استفاده از سهام با ارزش اسمی پائین به جای سهام با ارزش اسمی بالا به دلیلی شامل بودن اندوخته ها در محاسبات تأثیری بر روی ارزش دفتری سهام نمی گذارد. ارزش دفتری به ندرت به وسیله سرمایه گذاران به عنوان یک عامل تعیین کننده در ارزیابی قیمت سهام مورد توجه قرار می گیرد، زیرا اقلام ترازنامه بیانگر ارزش ابتدائی داراییها می باشد، ولی درآمد هر سهم یکسان می باشد ؛احتمالأ با وجود تفاوت در ارزش دفتری ،ارزش بازار یکسانی خواهد داشت و شرکتی که توانایی کسب بازدهی مطلوبی را از دارایی هایش نداشته باشد ولی قادر باشد داراییهایش را تقریبأ به قیمت ابزاری در ترازنامه به نقد تبدیل کند، در این صورت ارزش بازارش ممکن است نزدیک به ارزش دفتری آن باشد.
2-4-6)ارزش اقتصادی
به قدرت کسب درآمدها در زمان حال و آینده به علاوه هر بهبودی بالقوه در کل و یا جزئی از سرمایه گذاری شرکت، ارزش اقتصادی گویند.ارزش اقتصادی بیشتر مورد توجه اقتصادی ،یعنی تخصیص بهینه منابع توأم با صرفه جویی است . حال اگر شرکتی نتواند منابع و سرمایه های خود را در جهت مطلوب به کار گیرد ؛نه تنها به در آمدمورد نظر خود نمی رسد بلکه احتمالأ فرصتهای سرمایه گذاری مطلوب را نیز از دست می دهد.
2-4-7)ارزش شرکت با فرض انحلال
وقتی یک بنگاه با مشکلات نقدینگی و سودآوری روبه روست، ممکن است به فروش دارائیهایش اقدام نماید. و از این طریق بدهی های خود را بپردازد، و یا اینکه اقدام به سرمایه گذاری های سودآورتری بنماید؛ و یا چنانچه شرکت در وضعیت انحلال قرار گیرد،از طریق فروش دارائیها،مطالبات بستانکاران را پرداخته ودر صورت وجود مازاد وجه، آن را در اختیار سهامداران قرار می دهد. به وجوهی که از طریق فروش دارایی ها کسب می گردد، ارزش بافرض انحلال گویند.آنچه که این ارزش را تغییر می دهد سرعت و زمان تبدیل به نقد شدن دارایی هاست. هرقدر زمان فروش دارایی ها ی ثابت کوتاه باشد و مابخواهیم سریعتردارایی ها را به نقد تبدیل کنیم ارزش با فرض انحلال شرکت و یا دارایی های ثابت آن کاهش می یابد. مثلأ هنگامی که شرکت در حال انحلال است ما مجبور خواهیم بود سریعتر دارایی ها را به نقد تبدیل نماییم، وبه دلیل وجود این فشار احتمالأ داراییها به قیمت پایین تری فروش خواهند رفت .عوامل متعدد دیگری در این ارزش تأثیر می گذارند که نوع دارایی ها و شرایط عرضه و تقاضای بازار برای دارایی ها از جمله این عوامل هستند .
2-5)سیاستهای تقسیم سود
تصمیم گیری در مورد مصادف سود حاصله از عملیات شرکت یکی از تصمیمات عمده مدیران مؤسسه را تشکیل می دهد. مدیران مؤسسه باید در مورد این مسأله که چه مقدار از عایدات شرکت را به عنوان سود تقسیمی بین سهامداران توزیع نمایند. وچه مقدار از آن رادر شرکت اندوخته نمایند؛ تصمیم گیری کنند. به هر حال شرکت ممکن است حجم ریالی ثابتی از سود خود را بدون توجه به نوسانات درآمدی خود توزیع نماید. ویا درصد ثابتی از سودرا پرداخت کند؛ و یا حتی مبلغی از سود انباشته شرکت در طی سالهای گذشته را به عنوان سود جاری بین سهامداران توزیع نماید . بعضی از شرکت ها در این رابطه از الگوی خاصی پیروی نکرده و صرفأ در پرداخت سود سهام ،شرایط مقطعی را که در آن قرار دارند ،در نظر می گیرند.به طور کلی سیاست های مختلفی که شرکت ها می توانند در تقسیم سود خود اتخاذ نمایند، عبارتند از:
2-5-1) سیاست های تقسیم سود منظم
در این روش مدیریت در پرداخت سود از یک سیاست منسجم و منظم پیروی می کند و سعی می کند با وجود نوسان در سود طی سالهای مختلف ،نظم در پرداخت سود سهام حفظ گردد. شرکتهای تابع چنین سیاستی برای استمرار نظم در پرداخت سود سهام ،معمولأ در دوره هایی که درآمد شرکت بالاست و از نقدینگی خوبی برخوردار است با اندوخته کردن مبالغی از درآمدکسری وجوهی را که بر طبق سیاست پرداختی خود باید توزیع نماید، جبران می کنند.داشتن چنین سیاستی می تواند به دلایلی مهم باشد :
اولأ: چنین سیاستی باعث افزایش و فاداری سرمایه گذاران به شرکت می شود. به طوریکه سرمایه گذاران به سهام شرکت به عنوان یک وسیله سفته بازی نگاه نمی کنند ،بلکه به صورت ابزاری برای سرمایه گذاری بلند مدت می نگرند.
ثانیأ : پرداخت منظم سود باعث افزایش اعتماد بازارنسبت به شرکت ومدیران آن می گردد. به طوریکه امکان تأمین مالی از طریق بازار و از طریق فروش سهام جدید یا اوراق قرضه را تسهیل و میسر می نماید.
ثالثأ: باعث گسترش مالیات می گردد؛ و بدین وسیله امکان از دست دادن کنترل شرکت را تا حدود زیادی منتفی می سازد.
رابعأ :این چنین سیاستی به نفع خرده سرمایه گذاران می باشد . زیرا سهم متناسبی از کنترل شرکت را برای آنان حفظ می نماید.
همان طور که مشاهده می شود، یکی از عوامل مهم در اتخاذ چنین سیاستی و استمرار آن ،امکان پیش بینی درآمد ها می باشد . این مسئله به خصوص در رابطه با شرکتهای جوان وشرکت های جدیدالتأسیس ،یعنی پیش بینی درآمدها با حدس و گمان و عدم قطعیت همراه خواهد بود. ولی در مورد شرکت های قدیمی بر اساس تجربیات گذشته و ثبات بیشتر در عوامل ایجاد کننده درآمد ،پیش بینی های مطمئن تری می توان انجام داد . در اتخاذ سیاست تقسیم سود منظم مدیریت باید وضعیت درآمدی شرکت مطبوع خود را که می تواند به یکی از دو صورت زیر باشد شناسایی نماید :
1- دارای درآمدهای یکنواخت وبا نوسانات کم.
2- دارای درآمدهایی که به صورت ناگهانی وپیش بینی نشده نوسان می نماید .
شرکت هایی که فعالیتشان در جهت تولید وعرضه کالاهای مصرفی است ،که توسط مصرف کننده نهایی استفاده می شود ؛ توانایی درآمدی آنها با ثبات تر از شرکتهایی است که کالاهای واسطه برای تولیدکنندگان دیگر تولید می نمایند . قیمت کالاها وبهای تمام شده آنها می تواند درآمدهای آن را تحت تأثیر قرار دهد . هر قدر هزینه های تولید پایین تر باشد درآمدها باثبات ترند وبالعکس هر چه هزینه های تولیدی بالاتر باشند درآمدها از نوسانات بیشتری بر خوردار خواهند بود . بنابراین چنانچه بهای تمام شده تولیدات پایین باشد، وخریدار آن مصرف کننده نهائی باشد درآمدهای شرکت منظم تر و باثبات تر خواهد بود ؛ اما هر قدر درآمدهای شرکت از محل تولیدات پر هزینه بدست آید ومشتریان ، آن را به عنوان کالای واسطه ای خریداری نمایند ،درآمدها از قاعده ونظم کمتری برخوردار بوده وکمتر می توان با تکیه براین درآمدها ، سیاست پرداختی منظمی را اتخاذ نمود. شرکتها در پیروی از سیاست تقسیم سود منظم از روشهای متفاوتی استفاده می کنند که مهمترین آنها عبارتند از :
2-5-1-1 ) روش درصد ثابتی از درآمد هر سهم
در این روش مؤسسه درصد ثابتی از درآمد خالص خود را به عنوان سود سهام می پردازد . یک درصد سود سهام پرداختی ثابت دلالت براین دارد که درصد عایدات پرداخت شده در هر سال ثابت می باشند؛ وبنابراین سود سهام پرداختی به تناسب تغییر در درآمدهای شرکت نوسان می یابد ، به عبارت دیگر این سیاست ، سودها را مستقیماً به درآمد خالص شرکت نسبت می دهند . به پرداخت سود به عنوان نسبتی ثابت از درآمد هر سهم نسبت (pay out )گفته میشود. روابط بین درآمد هر سهم وسیاست درصد ثابتی از درآمد هر سهم در نمودار (2- 1)ترسیم گردیده است .

به دلیل اینکه در این سیاست مدیریت خود راعملاً از نظر پرداخت سود به درآمدهای مؤسسه وابسته نموده است ، رسیک نوسانات درآمدی شامل سود پرداختی نیز می گردد؛ وبه این دلیل این نحو توزیع سود یک سیاست محافظه کارانه می باشد. در چنین شرایطی اگر درآمدهای شرکت بسیار کاهش یابد مدیریت در عمل خود را ملزم به پرداخت فقط درصدی از همان درآمد می داند . این نوع سیاست برای اکثر سرمایه گذاران به خصوص آن دسته که به نحوی به درآمدهای جاری وابسته اند رضایت بخش نمی باشد . زیرا در سالهایی که درآمد پایین است سود پرداختی به آنان نیزپایین می آید .

2-5-1-2 ) روش مبلغی ثابت
برطبق این سیاست مؤسسه بطورثابت مبلغی قطعی ومعین به عنوان سود سهام بدون توجه به نوسانات سود سالیانه ، برای هر سهم می پردازد . در حقییقت با پیروی از این سیاست شرکت مبلغ ثابتی را بین سهامداران توزیع خواهد کرد ، حتی اگر در سال مزبور زیان داشته باشد . باید توجه داشت پیروی از این سیاست بدین معنی نیست که مبلغ سود پرداختی برای تمامی سالهای آینده بدون تغییر باقی می ماند، بلکه وقتی درآمدهای شرکت افزایش می یابد وانتظار می رود که سطح جدید درآمد در آینده نیز استوار وپابرجا بماند ، مبلغ پرداختی افزایش خواهد یافت . البته اگر چنانچه پیش بینی شود که این افزایش درآمد موقتی بوده است، تغییری در سطح سود پرداختی از سطح موجود آن بوجود نخواهد آمد .با اینکه شرکتهای باثبات راحت تر ومطمئن تر می توانند این سیاست را دنبال کنند ، ولی نوسان در، درآمد ها پیروی از این سیاست را برای شرکتهای با نوسانات درآمدی بالا منتفی نمی سازد . چنین شرکتهایی برای امکان پرداخت مبلغ ثابت سالانه باید در سالهایی که عایدات بیشتر از سود سهام پرداختی می باشد، مبالغی را در دفاتر خود جهت پرداخت سود سهام در سالهای درآمدی پایین ذخیره نمایند . حتی بعضی از شرکتها حسابی تحت عنوان (ذخیره متعادل سازی سود تقسیمی) ایجاد می نمایند که این گونه حسابها در نهایت می تواند به ثبات تقسیمی سود کمک کند .
روایط بین درآمد هر سهم وپرداخت مبلغ ثابتی به عنوان سود سهام سالانه در شکل 2-2 ترسیم شده است .

نسبت پرداختی ممکن است در سال به خصوصی کوچکتر ویا بزرگتر از نسبت پرداختی مورد نظر باشد، اما در مجموع نسبت های پرداخت شده به گونه ای است که هدف مورد نظر را تأمین می نمایند.این سیاست از نظر سرمایه گذاران سیاست کم ریسکی تلقی می شود وسرمایه گذارانی که مایلند حجم معینی از وجوه نقد را برای اداره امور زندگی وهزینه های عملیاتی بدست آورند ، نسبت به سهام چنین شرکتهایی تمایل بیشتری دارند واحتمالاً حاضرند مبلغ بیشتری برای هر سهم شرکتی که دارای سیاست تقسیم مبلغ ثابتی می باشد در صورت تساوی سایر شرایط بپردازند .

مزایای سیاست تقسیم سود با ثبات عبارتند از :
1- محتوای اطلاعاتی سود سهام سیاست تقسیم سود یک شرکت وتغییر این سیاست می تواند شامل اطلاعاتی باشد، که به آن محتوای اطلاعاتی سود سهام م