ور می¬توانند به یکدیگر متصل باشند (با رعایت حداقل فاصله از لحاظ سازه و زلزله که حدود 10 سانتی متر می باشد). در صورتی که مالک بخواهد ساختمانش از ساختمان مجاور فاصله داشته باشد، بایستی این فاصله حداقل به میزان 3 متر رعایت گردد .

2-2- نور
2-2-1-مقدمه
معماری ما معماری روشنی است و این همه، ریشه در اصل ثابتی دارد که در هستی جاری است و آن نور است. نور هم وسیله¬ی دیدن است، هم سبب دیدن و هم خود دیدن است و حیات همه چیز از نور است. بنابراین می¬توان گفت راز باطنی معماری سنتی ایران رسیدن به کیمیای نور است، هم¬چنان که هدف کیمیاگری حقیقی تبدیل ماده¬ی سنگین به روح است.
عنصر نور به¬عنوان نمادی از وجود خداوند است. نقش نور در معماری اسلامی تأکید بسیار گسترده بر اصل تجلی است. نقش نور شفاف کردن ماده و کاستن از صعوبت و سردی بناست.
در واقع نور، تحرک و حیاتی فعال به تزئینات اسلامی بخشیده است. نور ،بجای اینکه ذهن را به دنبال خود بکشد، انسان را به جهانی خیالی رهنمون می سازد و غالبهای ذهنی را درهم شکسته و به روشنایی دنیایی می کشاند که تجلی حق در آن است: والله ورائهم محیط.
در معماری اسلامی ماده ی سنگین و بی شکل با تبدیل به طرح های تزیینی و اشکال مقرنس و مشبک گویی به اشیاء ماورای بدل شده اند. دیگر ماده ی درونی طاق ها گنبد و آجر نیستند، بلکه بصورت اسرار آمیزی از خود نور ساطع میکنند و خود به خود انسان مؤمن را متذکر آیه ” نور السموات و الارض ” می شوند.

2-2-2- جهت¬یابی نور
گردش ظاهری خورشید، با توجه به زمین، مولد خطوط دوگانه مدارهای جغرافیایی می¬باشد. به همین دلیل اگرچه همیشه خورشید از مشرق طلوع و در مغرب غروب می¬کند، برای کشورهایی که در نیم¬کره شمالی هستند خورشید خط سیر جنوبی و برای کشورهایی که در نیم¬کره جنوبی هستند، خط سیر شمالی دارد. به همین دلیل است که نور جنوبی (در نیمکره شمالی) همیشه متشکل از نور مستقیم خورشید با تمایل و درجه انحراف بیشتر و شدت گرمای کمتر در زمستان، و بر عکس آن در تابستان است.

2-2-2-1- نور شمالی
در نیم¬کره شمالی نور به طور مستقیم دریافت نمی¬شود. در نتیجه نور شمالی نوری است پراکنده، بدون سایه و انعکاس¬ها که سبب بوجود آمدن فضایی آرام و امن می¬شود که می¬توان در این فضا احساس آرامش کرد. بنابراین این نور برای محیط کار، ادارات، ویترین مغازه¬ها، اتاق¬های خواب، غذاخوری و نشیمن مناسب است. به منظور بدست آوردن حداکثر نور بدون هراس از نور مستقیم خورشید، می¬توان از پنجره¬هایی بزرگ در جهت شمال استفاده کرد. همچنین به این نکته باید توجه داشت فردی که همیشه در اتاق¬های رو به شمال است و بیشتر وقتش را در آنجا می¬گذراند تماس بسیار کمی با خورشید خواهد داشت. این امر ممکن است سبب احساس غم، افسردگی و حتی بدخلقی شود (فریدون کسرایی، 1387، صفحه25).

2-2-2-2- ¬نور جنوبی
نور جنوب معمولاً بهترین موقعیت برای فضاهای خانوادگی محسوب می¬شود، یعنی برای محلی که اتاق نشیمن و اتاق¬های اصلی خانه در آن قرار می¬گیرند. از سوی دیگر، به دلیل انعکاس¬ این نور روی شیشه¬ها و سطوح صیقلی، مکان مورد نظر فضای مناسبی برای کار کردن نیست. اما اگر به این انعکاس نور از بعد هنری نگاه کنیم این اجازه را به ما می¬دهد که با حجم¬ها بازی کنیم و مناظر زیبایی را خلق کنیم، که جدای از نتایج فیزیکی نتایج روانی هم در پی دارد، با قرار دادن مناسب آن در خانه احساسی از خوشایندی و سرزندگی بوجود می¬آید.
در ماه¬های سرد، هزینه گرمادهی بسیار کمتر از اتاقهایی است که رو به شمال هستند و احساس راحتی در آنها نیز بیشتر است. اگر در و پنجره¬ها بطرف فضاهای باز و بزرگ باشند، داشتن چیزی برای جلوگیری از نور مستقیم تابستان، مانند سایبان یا هشتی (دالان سرپوشیده) مناسب است. فضاهای رو به جنوب تقریباً در تمام طول روز از نور خورشید بهره¬ می¬گیرند (فریدون کسرایی، 1387، صفحه21).

2-2-2-3- نور صبحگاهی
در روزهایی که فرد مجبور نباشد زود از خواب بیدار شود و کار بیرون از خانه را آغاز کند زمان کافی برای فعالیت¬های صبحگاهی وجود دارد. برای برهم زدن روال یکنواخت بیدار شدن از خواب با ساعت زنگ¬دار، روشنایی صبح بهترین ابزار است. خوردن صبحانه کامل و بدون شتاب¬زدگی در کنار روشنایی روز آرامش و نیروی کافی به انسان می¬دهد، بنابراین باید محل قرار گرفتن اتاق خواب، آشپزخانه، نشیمن و غذاخوری خوب جهت¬یابی شود تا بیشترین استفاده را از نور صبح داشته باشند.
پرتو شعاع¬های خورشید کوتاه هستند، چرا که هنوز خورشید زیاد بالا نرفته است و زیاد مزاحم نیستند. همه¬ جا سرد و خورشید گرم است. با وجود این مهم¬تر از نور، منظره پرتوهاست نور خورشید در زمان معین سایه اشیا را تولید می¬کند و می¬توان با تنظیم محل اشیا از زیبایی بازی سایه¬ها، برای تزیین استفاده کرد (فریدون کسرایی، 1387، صفحه31).

2-2-2-4- نور غروب
نور روز پس از زمانی معین شدتش را از دست می¬دهد. خود را پشت¬بام¬های ساختمان گم می¬کند. اما انعکاسش روی پنجره¬های رو به شرق می¬ماند. دیوارهای سفید با شدت بیشتر و با سایه زرد کمرنگی می-درخشند. دیواهای آجری رنگ نارنجی تند به خود می¬گیرند، همه سطوح در شهر تغییر شکل داده و با گرمی خودنمایی می¬کنند. زمانی ¬که بالاخره خورشید ناپدید شود، انعکاس نور روی گنبد آسمانی هنوز شهر را روشن می¬کند. رنگ آبی شرق دور در افق تیره شده و با انعکاس سرخ رنگ اشباع می¬شود. از این لحظه و تا زمان فرا رسیدن کامل تاریکی، نور مثل موج دریا، مدام تغییر می¬کند. در چشم برهم¬زدنی، شهر تغییرات کلی می¬یابد. محیط اطراف اشیاء غیر واضح و محو شده و تشخیص کناره¬ها و حاشیه¬ها دشوار است. واقعیت به هم نزدیک¬تر می¬شود و شهر با رنگ سرخ و آبی که هر لحظه تیره¬تر می¬شود مستقر می¬گردد. فضاهایی که در مغرب هستند باید از آخرین نورهای عمودی خورشید محافظت شوند و قادر باشند تغییرات نور را هم در هنگام غروب بگیرند (فریدون کسرایی، 1387، ص37).

2-2-2-5- نور بالای سر یا عمود
در یک واحد آپارتمانی اغلب امکان استفاده از نور بالای سر (نور طبیعی که از پنجره¬های سقفی وارد می-شود) وجود ندارد مگر در اتاق¬های طبقه آخر و یا زیر ¬شیروانی، این نوع نور امتیازی برای این نوع خانه-هاست. روزنه¬ها و پنجره¬ها می¬توانند انواع زیادی داشته باشند و از مواد و مصالح متنوع و در سطوح مختلف ساخته شوند و به هر اندازه، کوچک، نیم¬شفاف و یا مات (نورگیر پلاستیکی) که می¬توان از هر فروشگاه ساختمانی خریداری کرد، آنها می¬توانند از سازه¬های پیچیده¬تر فلز و شیشه که کاملاً تاق¬ها را پوشش دهد باشند. نورگیرها نه تنها نور طبیعی را به داخل می¬رسانند بلکه ارزش اتاق¬ها را هم به طریق متفاوتی نشان می¬دهند. نوردهی با ارتفاع کم از بالای سر بر دیوار، آن را به عنصر دوجداره، با توانایی ایجاد تصاویر مختلف، بسته به جهت و شدت اشعه نور تبدیل می¬کند. نوردهی بالای پله به این عنصر معمارانه معنای سمبولیک می¬بخشد. تیغه¬های شیشه¬ای و پنجره¬ها دلالت بر ارتباطی کم و بیش روشن بین داخل و خارج (اندرونی و بیرونی) دارد. در حالی ¬که نورگیر سقف نقطه احساس جدایی بیشتری از محیط شهری و جمات داشته و خویشتن¬نگری را ایجاد می¬کند. در مناطق به ¬ویژه شلوغ و پرازدحام این طریق راه جدیدی برای ایجاد و مواجه با محیط خانوادگی را ممکن می¬سازد. عجیب نیست که در شهرهایی مثل توکیو بسیاری از خانه¬های خانواده¬های تک¬نفره که در بافت شهری غرق شده¬اند توسط معمارانی مثل آندو ، ایتو ، نایتو ، تومیناگا ¬¬¬¬و هیاکاوا بر¬اساس پاسیوهای داخلی و محیط¬هایی که با نور بالای سر روشن می¬شوند طراحی شده¬اند. این راه باز¬یافتن آرامش و سکوت، در محیطی است که عاری از آن باشد (فریدون کسرایی، 1387، صفحه45).

2-2-2-6- نور مستقیم و نور منتشره
در فضاهای باز، نور مطابق وضعیت و زاویه خورشید و در هنگام شب بر طبق شکل و مراحل ماه، عمل می-کند. اینکه آسمان کم¬ و ¬بیش ابری است بسته به فصل و آلودگی هوا تغییر می¬کند زمانی که ما در بیرون هستیم مجبوریم خود را با نور، با یافتن جاهای آفتابی یا سایه تطبیق دهیم.
اما در داخل، ما شانس کنترل نور و شکل دادن به آن را به ¬روشی دلخواه داریم به عبارت دیگر ما می¬توانیم-آن¬راکنترل کنیم گرچه ما نمی¬توانیم نور طبیعی ایجاد کنیم اما می¬توانیم شدت، جهت روشنایی¬ بخشی آن را از میان فیلترها¬ی کاملاً کنترل شده با طرح روزنه¬ها و با انتخاب سطوحی که نور در آنها انعکاس می¬یابد کنترل کنیم. ما می¬توانیم نور را توسط عناصری که قادر به کنترل آنها هستیم تغییر شکل دهیم و یا قادریم نور را دوباره ایجاد کنیم: با انعکاس نور مستقیم بوسیله صفحات از سطوح آب و دیوارهایی که با مواد صیقلی پوشیده شده¬اند، امکان کنترل نور را با کرکره¬ها با روزنه¬هایی باریک که نور از خلال آنها به¬طور دقیق می¬تابد، توانایی انتشار نور از میان شیشه مات و نیمه شفاف یا انعکاس آن روی سطوح زبر و خشن و یا وارد کردن نور از طریق نورگیرها به درون محیط¬هایی که در موقعیت شمال قرار گرفته¬اند و امکان رنگی کردن نور با تاباندن آن بر دیوارهای رنگی را داریم. ارتباط بین بعضی اتاق¬ها با اتاق¬های دیگر اندازه¬ یک اتاق در تناسب با کل بنا که کلیه موارد بالا ضمن حل مشکلات نورپردازی فضای زیست ما، آموزش ابتکارهایی است که معماری داخلی بصورت عملی فرا راه ما قرار می¬دهد (فریدون کسرایی، 1387، صفحه53).

2-2-2-7- سایه¬ها
Le cobusier مشهورترین اصطلاحش “معماری بازی حجم¬ها در زیر نور” می¬باشد.
مثل تابلویی که در آن اشکال هندسی مربع، دایره، مخروط و استوانه با کناره¬های تیره¬ و ¬روشن و سایه¬های آن¬ها بر¬روی یکدیگر نقاشی شده¬اند. این حقیقت اهمیت نور در معماری را ثابت می¬کند.
Le cobusier اشیاء را با تأکید مخصوصی روی سایه¬های آن¬ها می¬کشید. سایه، طرف مقابل به نور نیست. نقاشی¬هایی که با سایه¬هایشان کشیده می¬شوند مفهومی واقعی¬تر را به تماشاگر القاء می¬کنند. استادان نقاشی-های ناموزون و بی¬تناسب مثل: Caravaggio, Rembrant, Zurbaran اولین کسانی بودند که به این حقیقت دست یافتند که برای روشن کردن یک شیء روشی بهتر از سایه زدن اطراف آن نیست. همین اثر در نقاشی به معماری منتقل می¬شود. در یک کلیسا وقتی نور از روزنه¬های پنجره یا سقف خودش را به فضای داخل می¬رساند ایجاد سایه می¬کند و محیطی رمانتیک ایجاد می¬کند. بدین ترتیب درزها، پرده¬های توری، سایبان کوچک بالای پنجره¬ها و سایبان¬های دیگر همگی نور را به طریقی فیلتر می¬کنند و این مناسب-ترین راه برای نشان دادن حضور نور است.

2-2-2-8- نیم¬سایه
فضاهای کم¬نور کم¬کم نادر و کمیاب می¬شوند و دیگر جلب توجه نمی¬کنند. در نیم¬سایه مرزهای جداگانه اشیاء از یکدیگر واضح نیستند و ابهام در تشخیص آن¬ها وجود دارد. در مکان¬های کم¬نور ی