با عناصر ساختمانی، عامل محدود کننده¬ای محسوب می¬شود. عوامل مهمی که در ترکیب ساختار خانه باید مورد توجه قرار بگیرند عبارت از: مقرون به صرفه بودن، استفاده صحیح از مواد طبیعی و استفاده نکردن از مواد آلاینده محیط زیست.

-نیازهای اجتماعی
از آنجا که افراد اغلب در شهرها و شهرکها در کنار یکدیگر زندگی می¬کنند سازماندهی¬های اجتماعی برای کار و زندگی در کنار یکدیگر توصیه می¬شود. این گونه همجواری تعیین می¬کند که ظاهر خانه چگونه باشد و چگونه از آن محافظت شود .شان و منزلت اجتماعی هر شخص عامل تعیین ¬کننده شکل ظاهری خانه اوست. برای مثال، شهروند متشخص جامعه ترجیح می¬دهد که خانه¬اش از همسایه¬ای که موقعیت اجتماعی-اش پایین¬تر از ¬اوست، باشکوه¬تر باشد. بنابراین خانه تفاوت طبقات اجتماعی افراد را نیز نشان می¬دهد. این که افراد سعی کنند که از فلان خانواده ثروتمند کم ¬نداشته باشند. مسئله¬ای کاملاً طبیعی است و باید آن را در ساخت ظاهر خانه دخالت داد .
مردم همچنین دوست دارند با کسانی زندگی کنند که افکار و عقاید مشترکی با آنها داشته باشند. می¬توان دیدگاه این افراد را با ساخت مکان¬های ¬مشترک، یا در خانه¬هایی که دو اتاق خواب اصلی دارند به اجرا در آورند. این خانه¬ها به گونه¬ای سازمان دهی می¬شود که همزمان دو خانواده در آن ¬زندگی کنند ولی خصوصی بودن هریک نیز تا حدی رعایت شود. بعضی¬ها درخانواده گسترده زندگی می¬کنند، پدر و مادر به همراه فرزندان وخانواده¬های آنها با هم زندگی می¬کنند، یا برعکس بسیاری از این زندگی¬های گروهی به خاطر مسائل اقتصادی و در جاهایی است که هزینه¬های ساختمان سازی ¬بالا است .

-نیازهای نمادین
درطول سالیان متمادی انسان¬ها در مورد جنبه¬های عملکردی و فیزیکی زندگی و گاه جنبه¬های ماوراء طبیعی و غیرمنطقی آن مانند دین، فلسفه ¬و جنبه¬های مرموز هنر و آداب و رسوم با یکدیگر به بحث پرداخته¬اند. معماران، چه بدوی و چه انواع دیگر، زمانی را به مطالعه هنر و آداب و رسوم می¬پرداخته¬اند تا بتوانند ساختمان¬ها را با مجموعه نمادها و سنبل¬هایی طراحی کنند که با آداب و رسوم محل مطابقت داشته باشد. اشاره به جوامع ¬قدیمی¬تر، دراین مورد آسان¬تر است زیرا سنبل¬های آن¬ها ساده و اندک است. امروزه، از نظر تاریخی، نمونه¬های بسیاری، برای انتخاب در دسترس داریم ¬و اگر بخواهیم الگوهای زندگی کوچ نشینی را نیز وارد کنیم از نظر جغرافیایی نیز با نمونه¬های بسیارمتنوعی روبه¬رو خواهیم بود. معماران گاه ازسنت¬های قدیمی درحکم عاملی برای جایگزینی عناصرنمادین استفاده می¬کنند. برای مثال، در تزیینات خانه از ستون-های سنتی استفاده می¬کنند. آن¬ها عقیده ¬دارند که این نمادها مظهر زندگی و گردش زندگی روزانه درخانه است. به هرحال، در خانه¬های امروزی می¬توان ضمن رعایت کاربرد حفاظتی ¬در برابر سرما و گرما از باورهای نمادین نیز استفاده کرد. برای مثال، سقف شیب¬دار در آب و هوای معتدل فقط نماد نیست پاسخگوی نیازی عملکردی، ¬یعنی جاری شدن آب برف وباران، نیز هست .

2-1-3- شناخت کلی کالبد و ساختار خانه ایرانی
شناخت کلی کالبد وساختار خانه ایرانی – فارغ از هر گونه تعریف پیچیده نظری، معماری توده به هم بافته ای از اجزاء و عناصر ساختمانی است که به زبانی خاص موجودیت خود را به بیننده القا می کند، بنابراین قواعد بیانی مخصوص به خود را دارد.به طور خلاصه دو نوع قاعده کلی را می توان مطرح کرد. اول اینکه اجزای معماری چون دیوار، پنجره، کف، سقف، گنبد و غیره در ارتباط با یکدیگر تابع قوانین درونی هستند. در معماری این قواعد مربوط به ساخت خود معماری است که تا حدودی از نظم هندسی موجود و یا اصول ساختمان متداول زمان خود پیروی می کند. دوم اینکه معماری نیز چون هر اثر ساخته شده ای دارای معانی جدا از بافت درونی خود است که مسلما این نحوه بیان منتج از ماهیت اجزای معمارانه و چگونگی ترکیب بکار برده شده است(صارمی،1376،ص13).

2-1-3-1-کلیات خانه ایرانی
وقتی صحبت از شهر و شهرسازی ایرانی می¬شود، حرف از محله و فضای خصوصی¬ به میان می¬آید .محله همان مجموع چندین واحد مسکونی و تأسیسات عمومی و فضاهای جمعی و ارتباطی است و فضای خصوصی همان خانه ایرانی است.
از آنجاکه زندگی پیوسته در خانه جریان دارد، معماری خانه در مقایسه با نقشه های کامل شده حیاط های مسجد و مدرسه و کاروانسرا، بیشتر تابع شرایط محیطی و عملکردی زمان خود است و وضع ظاهری اش دستخوش تغییر میشود(صارمی،1376،ص53).
شهر ایرانی به راستی که به مانند ارگانیزم زنده طبیعی است .بازار قلب شهر است. راه¬ها شهر را از قلب به کوچکترین نقاط آن توزیع می¬کنند. مسجد و میدان، محل تجمع و دیدار غریبانه است .باغ، سرسبزی و طراوت را به روح انسان هدیه می¬کند .ورودی، انسان را بخود می¬آورد و از دالان پیچ و خم¬دار پرمعنایی به حیاط می¬رساند و حیاط قلب خانه است .تمامی ذرات شهر آن¬گونه هستند که باید باشند .میدان، بازار، مسجد، حمام، مدرسه، باغ، محله¬ها، بدنه¬ها، حریم¬ها، ورودی، هشتی، دالان، حیاط، اتاق و درها و پنجره¬ها. خانه ایرانی جزئی تفکیک ناپذیر از شهر ایرانی است و لاجرم تمامی خصوصیات آن را دارا است .خانه و شهر لازم و ملزوم هم¬اند .و با همدیگر روییده می¬شوند و نمو می¬یابند .این یک نمونه واقعی رشد طبیعی و تکامل یافته شهر است .شهر از هسته خود یعنی خانه جوانه می¬زند .چندین خانه در کامل¬ترین صورت به هم پیوند می¬خورند. راه¬ها برای تردد روییده می¬شوند، رشد می¬کنند و محله و شهر را خلق می¬کنند .این چنین است که خانه، اولین رکن شهر به حساب می¬آید و در حقیقت با وجود خانه شهر می¬شود.
ورودی اولین فضایی است که از خانه نمایان می¬شود نکته کلی دیگری که درباره ورودی در معماری ایران گفتنی است این است که افزون بر ارزش و اهمیتی که همیشه ورودی ها در معماری داشته‌اند مسئله چرخش ورودی و گردشی که وارد شوند. به طرف راست یا چپ می‌کند و‌سپس‌‌وارد‌حیاط‌ اصلی می‌شود، اهمیت‌بسیار دارد(صارمی،1376،ص70).
تنها بخشی از خانه که با شهر ارتباط برقرار می¬کند. در ورای ورودی خانه ایرانی است، خانه¬ای در کمال ذوق و هنر و مهارت .خانه ایرانی عصاره شهر ایرانی است و چون شهر ایرانی یک سازمان انسانی و کامل است، بنابراین خانه نیز دارای یک چنین خصوصیتی است .
زمانی که سخن از خانه سنتی است، منظره به هم تپیده منازل در بافت سنتی نقش حیات بخش و مذهبی آن، و سایر نیروهای طبیعی (خورشید، باد و …) و بهره¬وری هماهنگ از آنان بر اساس دور طبیعی در شالوده¬های فن شناسانه نظیر قنات، بادگیر و … نظم بسیار پیچیده¬ای را پیشروی می¬نهد که پایه در سرشت زمین دارد .
معمار سنتی به دنبال نظمی بر اساس بهره وری از مواهب طبیعی و هماهنگ با نظم حاکم بر طبیعت است. به دنبال آماده کردن مکانی است که هر آنچه از مواهب طبیعی را می¬توان در محدوده زیست فراهم آورد، بدون آنکه خلوت زندگی بر هم بخورد و پیش چشم غیر و بیگانه قرار گیرد .در پاسخ به این خواست خصوصی¬ترین باغ درونی را مثال زد .آن را به نام حیاط یا به اعتباری باغ درون شهر می¬شناسیم.
آب، گیاه، خورشید، و باد هر یک به نحوی و از طریق فن شناسی به کار گرفته می¬شوند و مجموعه¬ای هماهنگ از کاربری¬های زیست محیطی را فراهم می¬کنند .در این باغ دگرگون سازی کیفی شرایط اقلیمی، محیطی به وجود می¬آید که اوج یک منظومه از فن آوری¬های هماهنگ است که مفهوم آن همیشگی است و با زمان تغییر نمی¬یابد .
تاکید بر شخصیت فرد در اسلام، اعضای خانواده فرد مسلمان را منزل یا حرم یا منسوبین مقدس او محسوب کرده و تاکید این مفهوم نمادین و حرم خصوصی که مکان نزدیک¬ترین افراد یک فامیل است، خصوصی¬ترین عرصه زندگی است .و حیاط به عنوان خصوصی¬ترین فضای باز و باغ درون شهر دور از چشم غیر باقی می¬ماند. این ویژگی خانه سنتی است که حیاط را در مرتبه¬ای بالاتر از مفهوم فضای باز قرار می¬دهد .خانه¬ها به صورتی فشرده پشت تا پشت تنها نگاه به حیاط دارند .از بیرون نیز دیوارهای بلند حد خارجی خانه را معین کرده است .اتصال به حیاط یا قلب خانه تنها از طریق دروازه ورودی صورت می¬گیرد ولی هیچ گاه این اتصال مستقیم نیست بلکه در پس در ورودی هشتی قرار گرفته است و سپس طی دالان رسیدن به حیاط میسر می¬شود .
فضای خانه سنتی در سطوح افقی و قائم نظم می¬گیرد در سطح افقی بر اساس سلسله مراتب دسترسی از بیرون (حوزه خیلی عمومی) و لایه بندی نور و تاریکی نسبت به هسته مرکزی حیاط است .و در سطح قائم بر اساس مسیر و خیز آب تعیین می¬شود .سر در ورودی، هشتی، دالان و حیاط ردیف سلسله مراتب فضاهای است که با حفظ محرمیت باغ درونی، دسترسی به اندرون خانه را ممکن می¬سازد .لایه¬های اطراف حیاط به ترتیب مکان اتاق¬هاست که مستقیماً با نور، آب، گیاه، هوا و بطور کلی با باغ درونی در تماس هستند .
اتاق¬های سه دری، پنج دری، تالار و بادگیر، ارسی، بالاخانه، گوشوار و تختگاه در اطراف حیاط جا می-گیرند. در لایه دوم، نسبت به حیاط فضاها به علت دوری از حیاط، ناگزیر از بهره¬گیری نور سقفی است .فضاهای آشپزخانه، هشتی، پستو، انباری و آب¬ریزگاه در این ردیف قرار می¬گیرند .

2-1-3-2-عناصر و ساختار خانه ایرانی
– سر در ورودی
فضای ورودی در معماری سنتی ایران از چنان اهمیتی برخوردار است که می¬توان بخش مهمی از سیر تحول و تکامل معماری سنتی کشور را در آن مشاهده کرد .
فضای ورودی تنها به عنوان یک فضای ارتباطی بکار نمی¬رود، بلکه دارای کارکردهای اجتماعی و فرهنگی نیز می¬باشد .برای ایجاد پیوند و ارتباط بین یک بنای بزرگ با معبر یا میدان مجاور آن و همچنین برای اهمیت بخشیدن به فضای ورودی غالباً یک صحن جلو خان در جلوی پشت طاق ورودی می¬ساختند؛ بنحوی که دارای یک فضای مشترک با معبر یا میدان می¬شد .یا به صورتی در کنار آن¬ها قرار می¬گرفت که برای ورود به بنا جاذبه و کشش کافی ایجاد کند .سر در ورودی عنصری دعوت کننده در فضای ورودی است .معمولاً دیوارهای بیرونی کاه گلی بوده و فقط سر در به صورت مجلل ساخته شده است .و این تدبیر در راستای تحقق خصوصیت دعوت کنندگی و جذبه فضای ورودی اندیشیده می¬شده است .

– هشتی
هشتی یا کریاس فضایی است که در بسیاری از انواع فضاهای ورودی طراحی و ساخته می¬شده است .این فضا غالباً بلافاصله پس از فضای ورودی قرار می¬گرفته است و یکی از کارکردهای آن تقسیم مسیر ورودی به دو یا چند جهت بوده است .در برخی از بناهای عمومی با خانه¬ها دو یا چند راه از داخل هشتی منشعب می¬شده است که هر یک از آنها به فضایی خاص و از جمله به فضای داخلی بنا یعنی حیاط منتهی می¬شده است .در بناهای که از هشتی آنها تنها یک راه منشعب می¬شده است، فضای هشتی کارکرد یک فضای تقسیم کننده را نداشته، بلکه به عنوان فضای برای انتظار و با شکوه نمودن مسیر ورودی مورد استفاده قرار می¬گرفته است. از فضای هشتی برای تغییر