می شویم که به کودکی گفته می شود که سلامت بدنی، روانی و اخلاقی او در آستانه خطر شدید است. هرگاه این خطر شدید ویژگی مجرمانه داشته باشد، کودک در خطر بزه دیده انگاشته می شود.
کودک بزه دیده درمعنی خاص، فرد زیر 18 سال است که از سوی والدین، سرپرستان قانونی و کسانی که به نوعی مسئولیت تربیت، نگاهداری، آموزش و پرورش کودکان را دارند، مورد سوء استفاده یا بی توجهی قرار گرفته و در پی آن تمامیت جسمی، روانی، اخلاقی و همچنین فرآیند رشد وی مورد آسیب واقع شده است.
سند بین المللی رهکردهای راجع به عدالت برای کودکان بزه دیده و شاهد جرم، کودکان و نوجوانان کمتر از 18 سال را که علیه آنها جرمی به وقوع پیوسته صرف نظر از نقش آنها در ارتکاب جرم و یا تعقیب متهمان بزه دیده تلقی کرده است. بر اساس قوانین ایران، کودک کسی است که به حد بلوغ شرعی نرسیده باشد و بر اساس ماده 1210 قانن مدنی سن بلوغ در دختران نه سال تمام قمری و در پسزان پازده سال تمام قمری است. ولی طبق قانون حمایت از کودکان و نوجوانان مصوب 1381 افراد زیر 18 سال از حمایت های مندرج در قانن مذکور بهره مند می شوند.
بد رفتاری یا کودک آزاری عبارت است از آسیب رساندن بدنی، روانی یا عاطفی عمدی یا از روی غفلت به یک کودک به ویژه به شکل بدرفتاری یا سوء استفاده جنسی، فعل یا ترک فعل پدر و مادر یا پرستار کودک که به بهره کشی یا سوء استفاده، آسیب شدید بدنی، روانی یا عاطفی، بدرفتاری یا سوءاستفاده جنسی یا مرگ کودک بیانجامد به منزله برجسته ترین شکل های کودک آزاری شناخته می شوند.
بند سوم: سالمندان بزه دیده
یکی دیگر ازانواع بزه دیدگان خاص سالمندان هستند. بزه دیدگی اغلب معلول علل و عوامل مختلفی همچون ضعف جسمی، عدم تعادل روحی و روانی، فقدان موقعیت اجتماعی و عدم مراقبت محیطی است و این عوامل سبب می شود تا میزان بزه دیدگی برخی افراد به لحاظ ویژگی های خاصی که دارند بیش از سایرین باشد. به عبارت دیگر میزان بزه دیدگی سالمندان بیش از سایرین نیست ولی آسیب پذیری سالمندان در جرائم خاصی و همچنین در حمله های مشخصی بیش از سایر افراد می باشد. همچنین علل بزه دیدگی در سالمندان متفاوت از علل بزه دیدگی سایر افراد است و آثار بزه دیدگی در سالمندان بیشتر و عمیق تر از این آثار در سایر افراد است و خسارت ها و آسیب های حاصله از جرم و آزار بر روی سالمندان دیرتر از سایر افراد بهبود می یابد یا اصلاَ بهبود نمی یابد. در جهت دست یابی به راهکارهای حمایتی نخست باید به بررسی ریشه های و عوامل خشونت علیه سالمندان و بزه دیدگی آنها پرداخت و پس از لحاظ نمودن نتایج این بررسی به اتخاذ برنامه های حمایتی از سالمندان اقدام نمود. با توجه به مطالب بیان شده بزه دیدگی سالمندان را می توان اینگونه بیان نمود: « سالمندانی که از رهگذر فعل یا ترک فعل های ناقض قوانین کیفری از جمله قوانینی که سوء استفاده از قدرت را ممنوع کرده اند به شکل فردی یا گروهی متحمل آسیب جسمی یا روانی، درد و رنج عاطفی ، ضرر و زیان اقتصادی یا آسیب اساسی نسبت به حقوق بنیادی خود می شوند.»
از دیدگاه بزه دیده شناسی، این باور وجود دارد که سالمندان به ویژه در مورد خشونت هایی که تجربه می کنند، نقش و حتی تقصیری ندارند. بزه دیدگی سالمندان بیشتر به جرم هایی مانند ضرب و جرح یا آزارهای عاطفی و روانی شامل: تهدید، تحقیر، طرد و آزارهای جنسی مربوط است. البته بر پایه برخی گزارش ها، میزان بزه دیدگی سالمندان در جرم های مالی مانند کلاهبرداری و خیانت در امانت نیز بالاست. از آنجا که سالمندان ممکن است به دنبال گردآوری پس اندازهای بیشتری برای زندگی شان باشند، نسبت به این جرم ها آسیب پذیرترند. به عبارت دیگر، سالمندان از یک سو چون ممکن است حساب های پس انداز در خور توجهی داشته باشند و از سوی دیگر، از آنجا که ترس از پاره ای پدیده های اقتصادی مانند تورم، توان خرید آنان را کم می کند بیشتر در آستانه ناامنی و بزه دیدگی قرار دارند.
بند چهارم: ناتوانان بزه دیده
ناتوانی بزه دیدگان یکی دیگر از تازه ترین ملاک های آسیب شناسانه برای حمایت از بزه دیدگان خاص است. ناتوانی در واژه شناسی یعنی « توانایی انجام کاری را از دست دادن» یا « بیمار شدن و ضعیف شدن» و بنابراین، افزون بر مفهوم عام، معنای خاصی در دانش پزشکی نیز دارد.
در یونان باستان، ناتوانان به ویژه کودکان ناتوان، در کوهستان ها رها یا به رودخانه ها سپرده می شدند تا از این گذر راه دست یابی به هدف اصلاح نژاد و داشتن ملتی تندرست و نیرومند هموارتر شود. وضعیتی مشابه را درباره ناتوانان در دوران میانه و نیز در حقوق باستان فرانسه می توان دید. در دوران میانه بیماران روانی دارای یک حالت شیطانی دانسته می شدند. در دوران استبداد فرانسه نیز بیماران روانی و دیوانگان دارای مسئولیت کیفری انگاشته می شده و به کیفر می رسیدند. اما نگرش دین های آسمانی به ویژه زرتشت، مسیحیت و اسلام به ناتوانان همواره مثبت بوده است؛ به گونه ای که در این ادیان به توصیه هایی چون رفتار انسانی با عقب ماندگان ذهنی یا برچیدن سنت کشتن کودک ناتوان همواره تأکید می شده است.
بند پنجم: اقلیت های بزه دیده
یکی دیگر از گونه های خاص بزه دیدگان که بر پایه ملاک آسیب شناسانه اقلیت بودن بزه دیده شناخته می شوند اقلیت های بزه دیده اند. اقلیت ها گروهی از مردم جامعه اند که از جهاتی مانند دین، فرهنگ، نژاد و بینش سیاسی از عموم مردم که اکثریت آن جامعه را تشکیل می دهند تمایز می شوند و به عبارت دیگر، نسبت به عموم مردم درصد کمتری دارند. بر همین پایه، آنان را معمولاً به اقلیت های دینی، اقلیت های قومی یا نژادی و اقلیت های ملی تقسیم می کنند و اقلیت های دینی به گروهی گفته می شود که از یک آرمان مشترک معنوی پیروی می کنند. اینان با به جا آوردن اعمال و آیین های دینی به ویژه که هم بستگی و یکپارچگی باورهای آنان را نشان می دهد از پیروان دیگر دین ها و به طور کلی از اکثریت جامعه باز شناخته می شوند. اقلیت های قومی و نژادی که به طور معمول با هم در یک ردیف می گنجند به گروه های انسانی خاصی گفته می شود که از ویژگی های مشترک زیست شناختی ( بندی و روانی) ، اجتماعی، زبان شناسی، تاریخی و فرهنگی برخوردارند. این همانندی ها که ویژگی زیست شناختی آن برجسته تر است از نسلی به نسل دیگر در میان آن قوم به ارث می رسد و سرانجام اقلیت ملی گروهی است که در تابعیت یک دولت به سر می برد و با حفظ وابستگی های قومی، مذهبی و زبانی از اکثریت حاکم متمایزند.
در نوشتگان بزه دیده شناسی اقلیت به همه گروه های اجتماعی که پست شمرده می شوند و مورد تبعیض قرار می گیرند گفته می شود. از آنجا که این نگرش تحقیربار و آمیخته به تبعیض به طور معمول به شکل جرم رخ می نماید، گروه اقلیتی را که از این رفتار یا رفتارهای مجرمانه زیان و آسیب دیده اند اقلیت بزه دیده می توان نامید.
وصف گروه در تعریف اقلیت ها بازتاب تأکیدی بیشتر و پررنگ تری از دیگر گونه های خاص بزه دیدگان دارد. زیرا از آنجا که بزه دیدگی اقلیت ها به طور عمده از گذر سوءاستفاده های دولتی از قدرت پدیدار می شود، گستره این بزه دیدگی به نسبت دیگر گونه های خاص بزه دیدگان گسترده تر و بیشتر چشم گیر است. از این رو، واژه اقلیت حتی به شکل مفرد آن در نوشتگان فارسی و انگلیسی بزه دیده شناسی بیان کننده بزه دیدگی گروهی از افراد است که تنها به دلیل اقلیت بودن جرم یا جرم هایی را تجربه کرده اند. به عبارت دیگر، حتی زمانی که یک فردِ اقلیت، بزه دیده می شود از آن جا که این بزه دیدگی به دنبال یک هدف یا قصد تحقیربار یا آمیخته به تبعیض پدید آمده، اثر و پیامدی گسترده تر در میان گروهی که بزه دیده به آن وابسته است و به ویژه خانواده و بستگان او به منزله بزه دیدگان نامستقیم دارد.این موضوع نشان می دهد که ماهیت جرم های ارتکابی نسبت به اقلیت ها به طور معمول با جرم های دیگر که می توان آن ها را جرم های عادی یا متداول نامید متفاوت است؛ چرا که مرتکبان آن یقه سفیدان و قدرت مدارانی هستند که با سوءاستفاده از موقعیت یا قدرت خود در بزه دیده ساختن اقلیت یا اقلیت هایی از جامعه قصد مجرمانه خاصی را دنبال می کنند. از این رو، جرم هایی را که به طور اتفاقی و نه پیوسته با قصد مجرمانه خاص نسبت به اقلیت ها روی می دهد، از پوشش بزه دیدگی های اقلیت ها باید بیرون گذاشت.
مبحث دوم: مبانی و تحولات حمایت از بزه دیده
پس از بیان و شناخت بزه دیده و انواع آن و نیز شناخت و بررسی گونه های بزه دیدگان خاص در حقوق کیفری، در این مبحث، مبانی و تحولات حمایت از بزه دیده را در دو گفتار بررسی می کنیم. در گفتار اول مبانی حمایت از بزه دیده را مطابق نظرات حقوقدانان و دانشمندان علوم جنایی مطرح کرده و در گفتار دوم تحولات حمایت از بزه دیده را بررسی می کنیم.
گفتار اول: مبانی حمایت از بزه دیده
به طور کلی بزه دیده شناسی با تأکید بر رویکرد حمایتی آن، امروزه از ملاک هایی جهانی پیروی می کند که نه تنها خود الهام بخش دیدگاه های نظری و تخصصی این رشته است، بلکه این ملاک ها از سرچشمه های بنیان های نظری بزه دیده شناسی نیز آبیاری شده اند. به این ترتیب، در این گفتار مبانی حمایت از بزه دیده را مطرح می کنیم و هر یک را توضیح می دهیم.
بند اول: مبنای فلسفی و ایدئولوژیک
برخی از اندیشمندان بزه دیده شناسی انتقادی، حمایت از بزه دیده را دارای زیربنای فلسفی و ایدئولوژیک می دانند.
اصولاً، این مطلب در نظام های حقوقی مبتنی بر مذهب یا متأثر از مذهب صادق است، زیرا حمایت از مظلوم و دفاع از بزه دیده ای که به ناحق مورد تعدی قرار گرفته است، در همه ادیان الهی، به ویژه در اسلام، از تکالیف شرعی و از موجبات خشنودی خداوند و رستگاری بندگان شمرده شده است. قرآن کریم در آیات متعددی به حمایت از بزه دیدگان فرا می خواند؛ برای نمونه می فرماید:« چرا در راه خدا و در راه مردان و زنان و کودکانی که به دست ستمگران تضعیف شده اند پیکار نمی کنید؟ همان افراد ستمدیده ای که می گویند: خدایا ما را از این شهر (مکه) که ستمگرند، بیرون بر و برای ما از طرف خود سرپرست قرار بده و از طرف خود برای ما یارو یاوری تعیین فرما! ». حمایت از بزه دیدگان و تأمین خسارت های آنان، در حکومت نبوی و احادیث شریفی که از ناحیه معصومان علیهم السلام وارد شده، نیز از جایگاه خاصی برخوردار است، به گونه ای که در کتب روایی باب ویژه ای تحت عنوان « باب نصرالصغاء والمظلومین » بدان اختصاص داد شده است.
حمایت هایی که از اقشار آسیب پذیر جامعه در صدر اسلام به عمل می آمد اختصاص به یک جنبه نداشت، بلکه ابعاد وسیع از حقوق و نیازهای آنان را فرا می گرفت، از حمایتهای قضایی و تقنینی گرفته تا حمایت های مالی و روانی؛ مانند اختصاص دادن مقداری از بیت المال برای پیامبران.
در اسلام راهکارهایی مانند ایجاد اشتغال، موقوفات، کفّارات، قرض الحسنه، زکات، خمس و صدقه نیز در جهت حمایت از افراد محروم و زیان دیده پیش بینی شده است که از عوامل مؤثر پیشگیری از جرم و کاهش بزه دیدگی به شمار می روند.
همچنین، « قاعده لاضرر» که در نظام حقوقی اسلام از جایگاه محکمی برخورداراست می‌تواند‌ در‌ این بـحث نـیز بـه‌ عنوان‌ مبنایی برای حمایت از بزه‌دیده محسوب شود. یکی از معانی مهم و محتمل این قاعده این اسـت کـه در‌ اسـلام‌، مـسلمین‌ از هـرگونه اضرار و ضرر رساندن بـه دیـگران نهی شده‌اند.با توجه به این معناست که برخی‌ ازحقو‌ق دانان قاعده لا ضرر را مبنای مسئولیت مدنی در فـقه امـامیه و بـه‌ تبع آن‌ در قانون ما دانسته‌اند.
اگر بپذیریم که قـاعده لا ضـرر مـبنای مـسئولیت مـدنی مـی‌باشد، به این معنی‌ است‌ که‌ جبران خسارت که موضوع مسئولیت مدنی است به این دلیل الزامی است که‌ خسارت‌ در واقع ضرری است که به فرد وارد شده است و از باب حاکمیت قاعده لا ضـرر‌، زننده‌ خسارت ملزم به جبران آن می‌باشد.
همین تحلیل نیز می تواند در بحث حمایت از‌ بزه‌دیده‌ مطرح شود؛ یعنی فردی که بزه‌دیده می‌شود، همانطور که در گفتار نخست و در بحث مفهوم بزه دیده بیان