داشتند(رولند و همکاران،2003).

براون و همکارانش (2004)در تحقیقی به بررسی ارتباط مقدار فعالیت بدنی و کیفیت زندگی پرداختند. دراین‌ارتباط براون بیان داشت که اگرچه اثرات مفید شرکت در تمرینات منظم بدنی به‌طور گسترده پذیرفته‌شده اما ارتباط میان مقدار فعالیت بدنی و کیفیت زندگی هنوز نامشخص است. آن‌ها ارتباط بین شدت، مدت، تکرار فعالیت بدنی و کیفیت زندگی را در میان نوجوانان با استفاده از آزمون 2001 برس مورد آزمایش قراردادند. آن‌ها دریافتند افرادی که سطوح تعیین‌شده‌ای از فعالیت بدنی انجام داده بودند در مقایسه با افراد غیرفعال کمتر دچار مشکلات جسمانی و روانی بودند. همچنین شرکت در فعالیت‌های بدنی شدید و ملایم و دوره‌های تمرینی با زمان‌های ( کوتاه کمتر از 20 دقیقه) و زمان‌های بلند(بیشتر از 90 دقیقه) با کیفیت زندگی در ارتباط بود(براون و همکارانش،2004)

کالیترنا و همکاران (2004)طی تحقیقی به بررسی کیفیت زندگی، رضایتمندی از زندگی و شاد زیستن در افراد با مشاغل کم‌تحرک و پرتحرک پرداختند. تعداد 311 نفر از این افراد شب‌کار، 207 نفر روز کار و 1210 نفر نیز شاغل بدون تحرک بودند. نتایج حاکی از رضایت‌مندی بیشتر از زندگی، بهبود کیفیت زندگی و شاد زیستن در 2 گروه روزکار و شاغل کم‌تحرک بود، درحالی‌که در گروه شب‌کار نتایج مغایر با 2 گروه فوق بود. همچنین در گروه شب‌کار عدم تمایل به شرکت در فعالیت‌های بدنی در مقایسه با 2 گروه دیگر دیده شد(کالیترنا و همکاران،2004).

ویدمن و همکاران (2004)تحقیقی در مورد ارزیابی اثر شدت، تکرار، حجم و انگیزه‌های فعالیت بر کیفیت زندگی انجام دادند. محققان عادات تمرینی را با نمرات کسب‌شده در آزمون اوقات‏فراغت گودین و انگیزه‌های تمرین را با دلایلی مربوط به انجام تمرین ارزیابی کردند. پرسشنامه کیفیت زندگی، رضایت و خشنودی را در 16 حیطه شامل سلامتی، کار، خلاقیت و غیره ارزیابی نمود. افرادی که با تکرار بالا تمرین می‌کردند سلامتی و کیفیت زندگی بالاتری نسبت به افرادی که با تکرار کمتری تمرین می‌کردند، داشتند. همچنین افرادی که با حجم تمرینی بالاتری تمرین می‌کنند به نسبت کسانی که حجم پایین‌تری دارند کیفیت زندگی مرتبط با تندرستی بالاتری دارند(ویدمن و همکاران،2004).

تامپسون و همکاران (2005)طی تحقیقی به بررسی اثر فعالیت بدنی بر روی بهبود عملکرد افراد میانسال پرداختند. تعداد 3554 نفر با دامنه سنی 53 تا 63 سال انتخاب گردیدند. نتایج تحقیق نشان داد 29% از افرادی که در زمان اوقات‏فراغت غیرفعال بودند کاهش عملکرد فردی را گزارش کردند، درحالی‌که % 38 از افراد با فعالیت بدنی مناسب، بهبود عملکرد فردی را در زمان اوقات‏فراغت اعلام نمودند. همچنین با افزایش سطح فعالیت بدنی در بهبود عملکرد فردی نیز افزایش معنی‌داری مشاهده شد(تامپسون و همکاران،2005).

ویولیمن و همکاران (2005)تحقیقی در مورد فعالیت بدنی اوقات‏فراغت و کیفیت زندگی مرتبط با تندرستی انجام دادند. در این تحقیق از پرسشنامه SF36 و پرسشنامه فعالیت‌های ملایم و ارتباط بین فعالیت‌های بدنی اوقات‏فراغت و کیفیت زندگی مرتبط با تندرستی با استفاده از تجزیه‌وتحلیل واریانس ارزیابی شد و نتایج نشان داد افرادی که فعالیت‌های بدنی را انجام می‌دادند کیفیت زندگی مرتبط با تندرستی بیشتری نسبت به کسانی که فعالیت انجام نمی‌دادند داشتند. پس از انجام تحقیق پیشنهاد شد که 30 دقیقه فعالیت بدنی در روز به‌طور منظم ممکن است برای کیفیت زندگی مرتبط با تندرستی مفید باشد و شدت بالای این فعالیت با کیفیت زندگی مرتبط با تندرستی بیشتری ارتباط دارد(ویولیمن و همکاران،2005).

هاتمن و همکاران (2005)در تحقیقی به بررسی فعالیت بدنی و کیفیت زندگی مرتبط با سلامتی در میان افراد میانسال مبتلا به آرتریت پرداختند. جامعه آماری این تحقیق را تعداد 212000 نفر از افراد میانسال(زن و مرد) تشکیل دادند. به‌طور میانگین % 33 از افراد مبتلابه آرتریت در مقایسه با افرادی که مبتلا به آرتریت نبودند فعالیت بدنی داشتند. نتایج نشان داد که زنان و مردان فعال در مقایسه با زنان و مردان غیرفعال از کیفیت زندگی بهتری برخوردار بودند(هاتمن و همکاران،2005).

ادوارد و همکاران (2006) به بررسی اثر فعالیت بدنی و کیفیت زندگی با تأکید بر سلامت جسمانی و اعتمادبه‌نفس در افراد مسن پرداختند. شرکت‌کنندگان زنان سفیدپوست و سیاه‌پوست بودند که تعداد 249 نفر با دامنه سنی 12/68 سال پرسشنامه فعالیت بدنی، اعتمادبه‌نفس، سلامت جسمانی و کیفیت زندگی را کامل نمودند. نتایج نشان داد که ارتباط معنی‌داری بین فعالیت بدنی و کیفیت زندگی، اعتمادبه‌نفس و کیفیت زندگی به‌طور مستقیم وجود دارد. همچنین نتایج حاکی از آن است که فعالیت بدنی بر بعد جسمانی و روانی کیفیت زندگی و اعتمادبه‌نفس تأثیرگذار است(ادوارد و همکاران،2006).

نتایج تحقیق تورنین و همکاران (2007)که ارتباط بین اوقات‏فراغت و رضایت‌مندی از زندگی را با تأکید بر فعالیت بدنی موردبررسی قراردادند حاکی از ارتباط مستقیم بین رضایت‌مندی از زندگی با شرکت در فعالیت‌های ورزشی بود. نمونه‌ها شامل 633 نفر از افراد ساکن در نیمه غربی امریکا بودند(تورنین و همکاران،2007).

ریچارد و همکاران (2008)در تحقیقی به بررسی ارتباط بین محیط، جامعه و عوامل شخصی و سطح فعالیت بدنی در افراد بزرگسال پرداخت. 386 نفر پرسشنامه سطح فعالیت بدنی و عکس‌العمل خود را پس از فعالیت بدنی پر کردند. نتایج نشان داد که فعالیت بدنی منظم با سطح بالا می‌تواند اثرات مثبتی بر اعتمادبه‌نفس، خودشناسی و روابط اجتماعی فرد به همراه داشته باشد(ریچارد و همکاران،2008).

باشتوگ و دومن (2010) در تحقیقی به بررسی سطح رضایت از زندگی وابسته به فعالیت فیزیکی در جوامع ترکیه و آلمان پرداختند. نتایج تحقیق نشان داد که سطح رضایت از زندگی در جوامع ترکیه و آلمان با توجه به اطلاعات دموگرافیک تفاوت معنی‌داری نشان می‌دهد و بین سطح رضایت از زندگی از افرادی که در فعالیت بدنی شرکت می‌کردند و افرادی که در فعالیت‌های بدنی شرکت نمی‌کردند تفاوت معنی‌داری مشاهده شد. و می‌توان نتیجه گرفت رضایت از زندگی تحت تأثیر ورزش قرار دارد و فعالیت ورزشی در بهداشت جسمی و روانی مثبت و شاد بودن و ارائه رضایت از زندگی مؤثر است.

یازی کایولو و همکاران (2012) به بررسی تأثیر ورزش بر کیفیت زندگی و رضایت از زندگی در شرکت‌کنندگان ورزشی و شرکت‌کنندگان غیرورزشی با معلولیت‌های جسمی پرداختند، و بامطالعه 60 نفر معلول در 2 گروه 30 نفر با استفاده از پرسشنامه کیفیت زندگی (WHOQOL-BREF) و رضایت از زندگی مقیاس (SWLS) بین دو گروه مقایسه کردند و دریافتند که مردم با معلولیت‌های جسمی که در ورزش که در فعالیت ورزشی شرکت می‌کنند در مقایسه با افراد با معلولیت‌های جسمی که درگیر در فعالیت ورزشی نیستند نمرات کیفیت زندگی و رضایت از زندگی بالاتری داشتند

آرداهان (2012) در تحقیقی با عنوان رضایت از زندگی و هوش هیجانی از شرکت‌کنندگان و غیر شرکت‌کنندگان در بازی در فضای باز که یک مطالعه موردی در ترکیه بود دریافت که، تأثیر مثبت بین افراد شرکت‌کننده شده و رضایت از زندگی وجود داشت، و تفاوت معنی‌دار بود. علاوه بر این، بین رضایت از زندگی و هوش هیجانی تأثیر مثبت مشاهده شد که با افزایش رضایت از زندگی هوش هیجانی نیز افزایش می‌یابد و با کاهش رضایت از زندگی هوش هیجانی نیز کاهش می‌یابد.

لاپا (2013) در تحقیق خود با عنوان رضایت از زندگی، رضایت از اوقات‏فراغت و آزادی ادراک شده شرکت‌کنندگان در فعالیت‌های تفریحی‌ورزشی با مقایسه و بررسی متغیرهای تحقیق به این نتیجه رسید که یک رابطه خطی مثبت بین رضایت از زندگی و رضایت اوقات‏فراغت و آزادی درک شده در اوقات‏فراغت وجود داشت. بین رضایت اوقات‏فراغت با توجه به جنس تفاوت وجود داشت، و همچنین اختلاف معنی‌داری بین آزادی درک با توجه به جنس وجود داشت. تفاوت معنی‌داری بین رضایت اوقات‏فراغت و آزادی ادراک با توجه به سن و درآمد مشاهده شد.
اگیار (2013) در تحقیق با عنوان” رضایت از زندگی، آزادی درک شده در اوقات‏فراغت و عزت‌نفس” که یک مطالعه موردی از دانش آموزان تربیت‌بدنی بود به بررسی 500 دانش‌آموز پرداخت و به این نتیجه رسید که همبستگی مثبتی بین رضایت از زندگی، سطح اعتمادبه‌نفس و آزادی درک شده وجود داشت. در مقایسه رضایت از زندگی، عزت‌نفس و آزادی درک شده تفاوت معنی‌داری با توجه به جنسیت به دست آمد، اما تفاوت قابل‌توجهی در آزادی درک با توجه به سن مشاهده شد. رضایت از زندگی در گروهی که مشارکت در اوقات‏فراغت بیشتری داشتند بالاتر بود.

ویندل (2014) در تحقیقی با عنوان ورزش، فعالیت‌های جسمی و روانی رفاه در زندگی آینده به بررسی و بحث درباره اثرات ورزش و فعالیت بدنی بر سلامت روان و رفاه در زندگی آینده و بررسی برخی از موانع پیشروی ورزش، و شناسایی استراتژی‌های که ممکن است جذب و پایبندی عوامل تسهیل‌کننده در زندگی آینده پرداخت. با توجه به تحقیقات انجام‌شده، توصیه می‌شود که پزشکان سلامت باید افراد را به ورزش یا فعالیت فیزیکی کم‌فشار و متوسط، به‌ویژه در دوران بازنشستگی و اوقات‏فراغت تشویق کنند (ویندل،2014).