می¬کنند و کیفیت فضایی را دگرگون می¬کنند (حائری، 1388،ص102).

2-2-3-14- نور از شکاف دیوار(روزن)
دیوار، بعد عمودی صریح¬ترین پرتوهای نور خورشید را دریافت می¬کند. این کیفیت خاص، به¬خصوص در کشوری که بیشتر روزهایش با تابش خورشید درخشان همراه است، بافت¬های بی¬شماری از سایه و تاریک و روشن خلق می¬کند که کیفیت متعالی سطوح عمودی را برای بیننده فاش می¬کند (اردلان، 1390، ص 67).
دیوار در معماری گذشته و در ساختمان¬های امروز، نقشی مهم را در جدایی فضاها برعهده دارد. در معماری ایرانی دیوار علاوه بر جدا¬ کردن فضاها در تعریف و تحکیم، تنظیم و نمایش فضاها مهم¬تر از همه در ترکیب فضاها، نقش اساسی ایفا می¬کند تا آنجا که دیوار در فرهنگ معماری ایران، معادل عبور به ماوراء و گذشتن و پیوستن می¬باشد نه انسداد، حصار و جدایی. درها و در پنجره¬ها که در دیوارهای فضای بسته قرار می¬گیرند، شرایط ورود نور را به داخل مهیا می¬کنند. از طرفی دیوار در پیوند با سایر بناهای واقع در پیرامون خانه، تقسیمات سازه¬ای مشخص و منظم دارد که عمدتاً به صورت طاق¬نما جلوه¬گر است و در اتصال به کف حیاط به سکو و نشیمن¬گاه تبدیل می¬شود و به هنگام تابش آفتاب، طاق¬نماهای هر دیوار، سایه ¬روشن-های مفید و چشم¬ نوازی ایجاد می¬کنند. در اصطلاح معماری محلی کاشان، نام چنین دیواری، دیوار جاندار است (حائری، 1388، ص110).

2-2-4- نور از دیدگاه معماران
2-2-4-1- میس واندرروهه
میس¬ واندروهه، رئیس مدرسه باهاوس و مبدع شعار “کمتر، بیشتر است.” ، یکی از تأثیرگذارترین استادان معماری مدرن است. بدون شک او را می¬توان استاد ممتاز به ¬کارگیری مصالح مدرن، مانند شیشه و فولاد دانست.
از نظر برخورد تکنیکی با نور، میس تحت تأثیر برخورد کلی با فضاست. بدین¬ ترتیب که او یکپارچه شدن فضای درون و بیرون تا حد ممکن را دنبال می¬کند و در این ¬راستا از دیوارهای شیشه¬ای استفاده می¬کند، این خود باعث ورود نور از تمام جوانب به فضای معماری است. این برخورد بعدها توسط شاگردان میس به سبک¬هایی مانند های¬تک هم ادامه می¬یابد.
از نظر تکنیکی این قضیه به¬طور جانبی حل می¬شود، گاهی باید برای ایجاد ارتباط میان درون و بیرون از سطح بزرگ شیشه¬ای استفاده کرد، اما همان اندازه که این ارتباط پسندیده است، وابستگی¬ شدید وضع روشنایی درون به محیط بیرون نیز ناپسند است. به این دلیل از راه¬های گوناگون تلاش شده است که این وابستگی را تا حد ممکن همگن ساخت. یکی از این راه¬ها انتخاب محل فضای مورد نظر به¬ترتیبی است که سطوح شیشه¬ای آن هرگز مستقیماً در معرض تابش نورخورشید قرار نگیرند و به ¬این ¬ترتیب نور طبیعی تنها به ¬طور غیر مستقیم امکان ورود به فضا را داشته باشد. یکی دیگر از این راه¬ها استفاده از وسایل متحرک مثل انواع پره¬های توری و پارچه¬ای در داخل است (گروتر، 1375، ص87).

2-2-4-2- لوکوربوزیه
“معماری، بازی اشیاء ساخته شده در زیر نور” (گیدیون، 1381، ص44).
لوکوربوزیه، یکی دیگر از تأثیرگذارترین معماران مدرن و به معنای واقعی یک معمار نابغه است. او در کارهای نخستین خود از صفحات احجام، سایه¬ روشن و رنگ استفاده کرده، وی اندکی بعد در کارهای خود که سیالیت فرم، مجسمه¬ها را یافتند اطمینان بیشتری یافت (گیدیون، 1381، ص119).
نفوذ فضای خارج و طبیعت به داخل در کارهای او (که مثلاً از طریق ایجاد بام¬ سبز و حیاط¬های داخلی ایجاد می¬شود) خود مسبب نفوذ نور هم می¬باشد، در ضمن لوکوربوزیه هم مثل هم عصران خود نماهای شیشه¬ای را تجربه کرده است. برای حل مشکل تکنیکی ذکر شده در قسمت قبل (همگن کردن نور) که لوکوربوزیه غیر از استفاده از وسایل متحرک، سبکی خاص خود را دارد. لوکوربوزیه را می¬توان مخترع تیغه-هایی نامید که در خارج در مقابل ساختمان قرار می¬گیرد و مانع تابش مستقیم آفتاب به درون ساختمان می-شوند، بدون اینکه مانند وسایلی چون پرده و نظایر آن مانع راه دید به خارج یا برعکس گردد (گروتر، 1375، ص87).
لوکوربوزیه، با استفاده از این تیغه¬های آفتابگیر، استفاده¬های دیگری هم از آنها در ساختمان می¬کند. نخست ایجاد سایه-روشن در بناست که از این طریق به بنا عمق می¬دهد و در ضمن چنین پوسته¬هایی در یکپارچه کردن و شکل بخشیدن به ساختمان¬ها نقش دارد.
از طرف دیگر تعلق لوکوربوزیه در منابع فرهنگ¬های پیشین بر کارهای او رد سراسر عمر تأثیری فراوان گذاشت. برای مثال در عین استفاده از بناهای شیشه¬ای و فضاهای پر نور، او رد “رونشان” ، به مفهوم قدیمی¬تر پنجره در معماری کلاسیک اشاره می¬کند، از نور در زمینه¬ای تاریک استفاده می¬کند (گیدیون،
1381،ص99). به¬ طور ¬کلی لوکوربوزیه، در دوره دوم کارهای خود، علاقه بیشتری به نشان دادن انگیزه-های معنوی نهفته در ذات تجارب بشری را پیدا کرد. او از فرم¬های طبیعی برای بیان الوهیت و شخصیت-های الهی بهره می¬جست. کلیسای وی در “لاتورت” با نمازخانه¬¬اش که از نور بسیار شدید اسکوپ و نور تیوپی تشکیل شده است به سادگی توانسته است با استفاده از بتون، رنگ و نور، مکان عبادت را به یک محیط فراجهانی تبدیل کند (بروگان، 1977، ص23).

2-2-4-3- آلوار آلتور
نور طبیعی یکی از مؤلفه¬های اصلی و تعیین کننده در طراحی اکثر ساختمان¬هایی است که این معمار فنلاندی طراحی کرده است. به¬خصوص کتابخانه¬های آلتو در دارا بودن نمونه¬هایی از نوردهی خلاق و مدل-های تجریدی از نور طبیعی با ابعاد و محل دقیق و صحیحی بسیار غنی هستند. سالن مطالعه¬ی اصلی کتابخانه¬ی سیناجوکی دارای چهار فضای عملکردی است: پیشخوان مطالعه (در بین ستون¬ها)، قسمت مربوط به مطالعه که در زمین فرو نشسته است، انبار و مخزن و نهایتاً قسمت مسئولین و صندوق.
پنجره بزرگ و مرتفع جنوبی، نورگیری مناسبی دارد و در آن پره¬های افقی و موربی قرار دارد که مطابق شکل از بیرون و در فضای خارجی قابل رؤیت هستند.
این پره¬ها در هر دو طرف سفید رنگ هستند و زاویه آن¬ها نسبت به افق 45 درجه است. در زاویه¬های بیش از 45 درجه هیچ نور مستقیمی از آسمان به داخل نفوذ نمی¬کند. اما این نور به عنوان یک پخش¬کننده مات در مقابل نور قوی آسمان عمل می¬کند (مور، 1991، ص67).
سطح زیاد این پنجره فضاهای مطالعه را به میزان کافی و از قسمت بالایی خط دید انسان روشن می¬کند. نتیجه این کارها یک نورگیری سخاوتمندانه است که به¬طور¬همگن توزیع شده است.
از طرفی به دلیل موقعیت این پنجره در ارتفاع و خارج بودن آن از خط دید، حداقل خیره¬گی ممکن ایجاد می¬شود. در زوایای کمتر از 45 درجه، نور طبیعی (و در زمستان نور خورشید) مستقیماً به فضا وارد می-شود. بیشتر این نور مستقیم به قسمت پایینی لایت اسکوپ که در شکل مشخص است برخورد می¬کند. قسمت پایینی این بخش، نور زیادی دارد (که به¬ دلیل جهت¬گیری¬اش در مقابل پنجره است) و این خود به یک منبع نور برای جا کتابی¬های عمودی که در طول دیوارنما قرار گرفته¬اند، تبدیل می¬شود. نمونه¬های دیگر کار این معمار که نور را به خوبی در بنا وارد کرده است، شامل: کتابخانه راوانیمی ، کتابخانه نوردیک-هاوس و کتابخانه دیر فرشته کوهستان می¬باشد.

2-2-4-4- لویی کان
از نگاه لویی¬کان، نور، دنیای پدیده¬ها را معرفی می¬کند و علاوه بر آن که وسیله¬ای است برای مشاهده اشیاء، خود، سرچشمه حقیقی ماده است. نور، معرف طبیعت با تمام قوانین پیچیده آن است و لویی¬کان درباره آن می¬گوید: “تمام طبیعت، نور است” (جورکولا، 1377، ص2).
نور، زمانی که از تابش باز می¬ماند به ماده تبدیل می¬شود و همان¬طور که در سکوت، حرکتی به طرف متجلی شدن است، در نور نیز جنبشی به سمت عمل می¬باشد و اینجاست که جنبه¬های دوگانه روح نمودار می¬شوند: یکی غیرنورانی و دیگری درخشان. آن وجه درخشان، متمایل به سمت نور و سپس به ¬سوی شعله است و شعله به ماده مبدل شده و در نهایت ماده وسیله و ابزار می¬گردد، منبعی بدیهی و شناخته شده. بنابراین، کوه¬ها نور پایان¬یافته هستند و به¬ همان¬گونه، جریان بادها، هوا و حتی خود شما، اشتیاق به ظاهر شدن و تمایل به عمل کردن، در لحظه¬ شکل¬گیری با یکدیگر تلفیق می¬یابند (جورکولا، 1377، ص3).
لویی کان می¬گوید: “ماده، نور خاموش شده است. وقتی که نور دست از نور بودنش بردارد ماده می¬شود. در سکوت، تمایل بودن نهفته است. بودن برای بیان چیزی. در نور نیز تمایل بودن نهفته است. بودن برای خلق کردن چیزی” (گروتر،1375،ص64).
از لویی¬کان می¬توان به¬ عنوان حلقه بین مدرن و پست مدرن نام برد. کان معتقد به تقسیم¬بندی فضاهای ساختمان به فضاهای سرویس¬ دهنده و فضاهای سرویس ¬شونده و جدا کردن این فضاها از یکدیگر بود (قبادیان،1382،ص52).
لویی¬کان از طرفداران قابل ملاحظه در بیان شاعرانه نور در معماری سال¬های اخیر قرن بیستم می¬باشد. کان، از نور به عنوان مشخصه¬های برجسته در اکثر کارهای خود بهره جسته است. وی از نور برای روشن کردن فرم¬های خالص و مصالح ساده بهره می¬جست و کنترل وی در استفاده از نور با تکه¬های عظیم بریده شده را می¬توان در کارهای اولیه مصریان باستان و یونانیان و رومیان در گستره¬ی زمان تعقیب کرد. کارهای او بر پایه¬های جنبه¬های معنوی و عرفانی تجارب فضا و استفاده از نور به¬ عنوان عامل مرکزی در فضاهایش می-باشد (بروگان،1997،ص98).
کان در کارهای اولیه¬اش سعی کرده تا یک توزیع منطقی در سقف¬های پروخالی نماها به وجود آورد. به-طوری ¬که باز کردن یک سوراخ در دیوار برای ایجاد یک پنجره را کاری خود ¬سرانه قلمداد می¬کند. بدین ترتیب نمای خانه ویس از ترکیب پانل¬های متحرک محدودی درست شد است، که هدر هر زمان می¬توان طبق شرایط مورد ¬نظر آن تغییر داد. در¬حالی¬ که در خانه فیلشر، شکل ظاهری گشودگی در دیوار از نحوه¬ی تابش نور حکایت می¬کند.
اما در ساختمان کنسول¬گری لوآندا یک انتخاب جدید برای مسأله نور به کار رفته است: یک دیوار شیک در جلوی سطح پنجره قرار گیرد و بدین ترتیب شدت نور و انعکاس تابش آن¬ را ملایم می¬سازد. در بنای کنسیه¬ی یهودیان فیلادلفیا، یک راه¬حل بسیار جالب و بی¬سابقه به¬کار رفته است: در جلوی پنجره¬ها اتاقکی ساخته شده که نفوذ نور را به ¬اندازه موردنیاز در داخل فضا کنترل می¬کند. ولی بهترین و موفق¬آمیزترین روش در اجرا درآمده، ترکیب بین قسمت¬های پر و خالی در ساختمان آزمایشگاه¬های پژوهش¬های پزشکی ریچارد است، در این ساختمان، طرح کلی بنا از یک سری فضاهای مربع ¬شکل که در اطراف آنها ستون-هایی قرار دارد تشکیل شده است. تا نور را به داخل برج¬های بخش¬های خدماتی و یا بخش¬های مربوط به آن هدایت کند (جورگولا،1377،ص36).
به ¬طور کلی این پرسش که استفاده از نور طبیعی در فضاهای درونی تا چه حد ضروری است، تابع عملکرد فضا است و این¬ که آیا برای محل کار ضرورت وجود نور طبیعی قطعی است یا خیر، بحث همیشگی و جنجالی میان روان¬شناسان و متخصصان نورپردازی است. اما برای معماران جواب این