یک ماهیت پویا ودرونی است نه یک حالت ساکن وقابل لمس که بتوان آن را مستقیماً وبه راحتی مشاهده وارزیابی کرد.(قراچه داغی ،1379)
نیاز به عزت نفس چیزی است که برای عملکرد موثر ما ضرورت دارد ما ضرورت دارد ما صرفاً غذا یا آب نمی خواهیم ما به آنها احتیاج داریم بدون آن ها می میریم ما نیاز تغذیه ای دیگری داریم مانند کلسیم که نقش آن آنقدر مشخص وبدیهی به نظر نمی رسد.عزت نفس چیزی شبیه کلسیم است مثل غذا یا آب نیست اگر کمبود آن شدید باشد نمی میریم اما نمیتوانیم به درستی به وظایف خود عمل کنیم .وقتی میگوئیم عزت نفس مورد نیاز است منظور این است که در فرآیند زندگی نقش موثر ایفا می کند برای رشد سالم و طبیعی ضروری است – دارای ارزش بقایی است (ناتانین ، 1996)

تعاریف (عزت نفس ):
تاکنون تعاریفی که مورد قبول باشد که مرزبین خود پنداره ،عزت نفس را مشخص می کند ارائه نشده است در این جا تعاریف و تفاوت هایی از هر یک را بیان می کنیم
انسان بخش عمده زندگی را در گرو های اجتماعی می گذراند در مقام عضو خانواده ،همسایه یا عضو یک گروه خاص اجتماعی – اقتصادی ،دینی – قومی یا در مقام یک شهروند و فردی از ملت با دیگر هم نوعان خود در ارتباط واکنش متقابل است حتی زمانی که شخص از عضویت در گروهای اجتماعی آگاه نیست طوری می اندیشد و عمل می کند که دست کم یکی از علت های آن عضویت در گروه است نوع لباس ، نوع و مقدار غذا ،اعتقادات ، ارزشها همگی تحت عضویت در گروه مختلف می باشد(توسلی غلام عباس ، مبانی جامعه شناسی )
عزت نفس یعنی 1- اعتماد به اینکه قادریم به مشکلات اساسی زندگی بیندیشیم و با آنها مقابله کنیم (عملکرد خوب) 2-اعتقاد به اینکه حق داریم خوشحال باشیم احساس ارزشمند بودن کنیم سزاوار آنیم تا خواسته ها و نیاز ها خود را مطرح کنیم و شایستگی آن را داریم که ثمرات تلاشهایمان برخوردار باشیم (احساس خوب )(تعریف از ناتانیل برایزن )امروزه همین عزت نفس که “براندن “کرده است مورد قبول عام است و در ایالت کالیفرنیا هم رسمیت یافته است .آن گونه عزت نفسی که در کالیفرنیا بر آن تاکید میشود از جنبه احساس خوب آن است که در تعریف براندن آمده است از نظر آنها احساس خوب به رسمیت شناختن ارزش و اهمیت شخصیتی من و اینکه شخصیتی داشته باشیم که از دید خودم قابل اتکا به نظر برسم و اینکه با دیگرانه مسئولانه رفتار کنم
3- عزت نفس یعنی فرد باید به خود کفایی دست یابد و خود را از وابستگی نجات دهد و مهمترین هدف افزایش خود آگاهی و خود شناسی فردی است (کارل راجرز، 1998 )
4- عزت نفس خاستگاهی گران پایه دارد و بیش از یکصد سال قبل ویلیام جیمز پدر روانشناسی نوین چنین فرمولی برای آن ارائه داده است (ویلیام جیمز، 1996)
موفقیــــــت
عزت نفس =
آمال و انتظارات

به اعتقاد جیمز هرچه به موفقیت بیشتری دست یابیم و هر چه انتظارات ما کمتر باشد عزت مابیشتر خواهد بود ما میتوانیم با موفقیت هر چه بیشتر در جهان با کاستن از آمال و آرزوهایمان احساس بهتری از خویشتن در دنیا پیدا کنیم
5- عزت نفس یک احساس عاطفی و عشق و محبتی است که شخص بر احساس ارزش و اهمیتی برای خود قائل است نسبت به خود احساس می کند این احساس در دوران کودکی آغازمیشود وبه ما این توانایی را می دهد که خود را علی رغم اشتباهات و شکست ها یمان با اهمیت و با ارزش دانسته مورد قبول و تائید قرار دهیم و با این تایید بتوانیم تشخیص دهیم که شخصاً قدرت داشته و می توانیم مسئولیت اداره زندگی خود را بدست بگیریم (نینوائی 1372)
6- “اسلامی نسب ” نیز به نقل از “برنارد ” “ولز” و “پترسون ” اعتماد به نفس و عزت نفس را اینگونه تعریف می کند “اعتماد به نفس “حس عمومی از نظارت خود ومحیط است و به اثر بخشی (خود کارایی ) نزدیک است در حالی که عزت،بیشتر حس عاطفی از قبول کردن امور می باشد (اسلامی نسب، 1386)
تعریف و تفاوت اعتماد به نفس و عزت نفس : روزنبرگ بین اعتماد به نفس وعزت نفس تفاوت قائل شده است و چنین میگوید: این دو مفهوم با هم تفاوت دارند اگر چه در بعضی مواقع با یکدیگر استفاده می شوند اعتماد به نفس اساساً به انتظار غلبه موفقیت آمیز بر چالشها و رفع موانع اطلاق میشود ویا به طور کلی بر این باور اشاره دارد که شخص میتواند امور رامطابق خواسته های درونی خویش پیش برد از سوی دیگر عزت نفس بر حرمت و احساس خود ارزشمندی دلالت می کند (استادی ،1376)
منشاء عزت نفس:
1- دوران اولیه زندگی : عزت نفس ، ریشه های درخت انسان است که وظیفه تهیه غذا ی لازم را بر عهده دارند .پدرو مادر اولین نیاز قابل دسترس جهت تقویت ریشه های عزت نفس هستند آنها با اولین ارتباط با نوزاد خود و قبول او ،عکس العملهای او ،با در آغوش کشیدن های بی شمار ونوازش های مداوم و با تحسین و تشویق های کلامی و عملی وخلاصه با قبول صددرصد او مواد غذایی اولیه را در اختیار ریشه های وی قرار می دهند (نینوائی، 1372)
2- طبق نظر راجرز ، احساس عزت نفس در اثر نیاز به نظرمثبت بوجود می آید .نیاز به نظر دیگران شامل بر خورد های گرم و محبت آمیز ،احترام و صمیمت و پذیرش و مهربانی از طرف محیط به خصوص اولیاءکودک است را جرز معتقد است که کودک از همان اوان زندگی محتاج به محبت و مهربانی دارد و اگر اولیا ء به طور مشروط محبت ابراز دارند یا نظر مثبت دهند کودک تجربه هایی را که با خود پنداره اش هماهنگ نباشد انکار می کند وبه نظر راجرز اصل و ریشه خود پنداری و عدم ثبات و هماهنگی در آن به کوشش طفل برای کسب و حفظ محبت است (نینوائی ،1372)
به طور کلی منشاء عزت نفس رامی توان باسه شرط ارائه کرد 1-پذیرش کامل یا تقریباً کامل از طریق والدین 2- مشخص کردن دقیق محدود اعمال آن ها .3- احترام زیادی در اعمال فردی وجودداشتند.

نظریه مختلف در مورد عزت نفس
واکنش وارزیابی ونظر دیگران : بسیاری ازنظریه پردازان معتقدند که اعتماد به نفس ناشی از باز خورد های دیگران می باشد وبه تدریج که افراد رشد می کند توجه بیشتری نسبت به قضاوت های دیگران درباره خود نشان می دهند اعتماد به نفس هر شخص انعکاسی از ارزیابی های دیگران می باشد اگر این ارزیابی ها تحقیر کننده وناپسند باشد فرد خود را به همان نظر می نگرد وخود را ناچیز وبی ارزش می پندارد وبالعکس . وقتی عزت نفس بالا باشد فرد میزان فعالیت خود را افزایش می دهد.(استنگ، 1999).
ادراک خویشتن: از ماکسول مالتز، که در این باره می گوید :اعتماد به نفس باتجربه کردن موفقیت ایجاد می شود وقتی کاری را برای نخستین بار شروع می کنیم در نتیجه اش آن قدر اطلاعی نداریم علتش این است که موفقیت را تجربه نکرده اند در واقع باید گفت که موفقیت تولید موفقیت می کند حتی یک موفقیت کوچک می تواند قدمی برای موفقیت های بعدی باشد.(قراچه داغی ،1375) .
نظریه ثبات خود:”کوپراسمیت ،1967” قویترین دلیل برای ثبات عزت نفس رابراساس همبستگی 70% بین نمرات عزت نفس در مدت سه سال ارائه داده است ونتیجه می گیرد که عزت نفس یک قضاوت نسبتاً پایداراز جانب فرد است اودر این باره می گوید:
یافته های مااین فرض رابه میان می آورد که درزمان کودکی فرد به یک ارزشیابی کلی ازارزش خودمی رسد دراین دوره چندساله نسبتاً ثابت وبادوام می ماند.
نظریه ارتقای خود “ماسن” : بر خلاف کوپر اسمیت معتقد است که عزت نفس همیشه ثابت نیست او ادعا می کند که آزمودنی های کوپر اسمیت ، بچه های دبستانی 12- 10 ساله بودند واین دوره ای است که در آن مفهوم خود نسبتاً پایدار به نظر می رسد اما آغازدوره نوجوانی ودوره دبیرستان ظاهراً سبب وقوع تغییرات بالقوه وچشمگیرمی شود شاملو نیز دراین زمینه می گوید : خودپنداری همیشه قابل تغییرات است ودر واقع بر اثر رابطه شخص با محیط وتصویر او از وجودخودش دائماً در حال تغییرات است ولی این تغییرات در دوران کودکی خیلی زیاد تر از دوران بزرگسالی است گرچه خود پنداری متغیر است که این درعین حال نیز سعی دارد که حالت ثبات خود را نگهدارد .
در رفتار افراد بیشتر ثبات ویکنواختی وتوالی قابل ملاحظه ای موجود است این حالت حتی هنگامی که شخص خود را کم ارزش وحقیر می پندارد نیز وجود دارد وآنچه را که با خود پنداره او توافق ندارد قبول نمی کند وبه خصوص موقعی که “خود ” در شخص به خطر می افتد به شدت در مقام مقاومت در مقابله بر می آید از تغییر پذیری احترازمی جوید بالعکس در محیط آرام وبی خطرتجارت تازه می طلبد ومیل دارد که تغییر مطلوب در خود ایجاد کند.(شاملو سعید)
نظر “فیتن” درباره عزت نفس : افراد دارای عزت نفس پایین در مقایسه با افراد دارای عزت نفس بالا مشکلات روان شناختی بیشتری نشان می دهند.(فیتن)
ابعاد عزت نفس
“پوپ،1988″پیشنهاد نمود که بهتر است عزت نفس رادر پنج بعد در نظر بگیریم “اجتماعی ،تحصیلی ،خانوادگی ،جسمانی وکلی در نظر بگیریم.
عزت نفس اجتماعی :این حیطه احساس فرد را درمورد خود به عنوان یک دوست برای دیگران در برمی گیرد آیا افراد اورادوست دارند برای عقایدش ارزش قائل اند واو رادرفعالیت خود شرکت می دهد وآیا از روابط با دیگران احساس رضایت می کنند فردی که نیازهای اجتماعی اش برآورد ه شود احساس خوبی در این حیطه دارد مطالعات انجام شده دراین مورد همگی دال بر این است که مسائل اجتماعی بر شخصیت انسان تاثیر می گذارد مثلاً اگر شخص یک افتخار اجتماعی سبک نماید وبدین وسیله به مرتبه بالاتری ارتقا یابد انتظار می رود که عزت نفس بیشتری می یابد زیرا ممکن است دیگران اورا تحسین کنند وارزیابی که شخص ازخود می کند مستلزم ارزشیابی دیگران ازاوست وهمین مسئله ارتباط بین موقعیت های اجتماعی وعزت نفس رابه طور مستقیم آشکار می سازد.(یاسایی،1376)
عزت نفس تحصیلی : این حیطه باارزشیابی فرداز خود به عنوان یک دانش آموز یا دانشجو سر وکار دارد به طور کلی می توان گفت که اگر یک فردمعیارهای پیشرفت تحصیلی رابرآورده سازد که طبیعتاً این معیارها توسط خانواده ،دوستان ،مدرسه ومعلمان شکل گرفته اند ودرنهایت باعث می شود عزت نفس تحصیلی فردثبت تلقی شود .
عزت نفس خانواد گی : این حیطه احساس فرد رادر مورد “خود” به عنوان عضوی از خانواده منعکس می سازد هر شخص که احساس کند عضوی با ارزش از خانواده می باشد یعنی کسی که نقش بی همتایی دارد واز بدست آوردن محبت وتوجه والدین وخواهر وبرادرانش مطمئن باشد دراین حیطه عزت نفس مثبت وبالایی خواهد یافت.
عزت نفس جسمانی : این قسمت بیشتر مربوط به رضایت فرد از جسم خود می باشد در دختران این رضایت مربوط به وضعیت ظاهری آن ها می باشد و در پسران مربوط به و ضعیت عضلانی و توانایی بدنی آنهاست که می تواند در افزایش عزت نفس تاثیر داشته باشد
انواع عزت نفس
ــ عزت نفس بالای واقعی: این و عزت نفس بسیار کمیاب و ایده آل است و میتوان گفت عوامل اولیه شکل دهنده این نوع عزت نفس می باشند و عوامل ثانوی موثر بر آن نقش خود را با توجه به واقعیات اجتماعی ،خانوادگی، جسمی و تحصیلی ایفا می کند
ــ عزت نفس نرمال واقعی : این نوع عزت نفس برای هر فردی نشان خوب و سلامتی است و بدین معنی است که فرد خود را با آنچه دارد و ندارد می شناسد و به محدودیتهای خود واقف و آگاه است.
عزت نفس بالای کاذب :این نوع عزت نفس که از آن به کبر و غرور و خود ستایی و خود بزرگ بینی یاد میشود و نباید آن را با عزت نفس واقعی اشتباه گرفت در حقیقت غرور ، خود ستایی و لاف زدن نشانه های از ضعف عزت نفس هستند چرا که اگر فرد واقعاًبه خود اعتماد داشته باشد وبرای خود ارزش واعتبار قائل باشد نیاز به لاف زدن وخودستایی جهت تاثیر قرار دادن وجلب توجه کردن ندارد .(اسلامی نسب ،1382).
از این عزت نفس به توهم عزت نفس هم یاد می شود ممکن است تصویری از اعتماد واطمینان رادر ما به نمایش بگذرد که همه را فریب دهد این عزت نفس کاذب وسیله ای غیرمنطقه ای به منظور کاستن از اضطراب ونداشتن احساس امنیت خاطر است می خواهد جای عزت نفس واقعی رابگیرد اما این اتفاق نمی افتد ممکن است از طریق کسب شهرت ،ثروت وعمل جراحی پلاستیک و…باشد درکل ممکن است این عوامل به مااحساس بهتری بدهد اما دلیل عزت نفس