آن توانسته است موزه را بر خلاف بسیاری از موزه های دیگر در پوششی از شیشه قرار می دهد.
تصویر 3-8 : برش طولی از موزه هنر فورت وورث

تصویر 3- 9 : نمای خارجی موزه هنر فورت وورث
-2-2-3 موزه هنر های مدرن سانفرانسیسکو :
ساختمان موزه در قطعه زمینی واقع شده که دور آن سه بنای مرتفع قرار گرفته و به همین دلیل تصویری خاص و قوی را ایجاب می کرد که در عین حال قابل مقایسه با ساختمان های مجاورش نباشد. نمای پلکانی بنا در جلو آجرنما می باشد و یکسری فضاهای نمایشگاهی را در خود جای می دهد که همگی از بالا نور می گیرند.
به رغم تناسب نامطلوب ۱ به ۴ زمین و کل سطح ساخته شده، نورگیری طبیعی در نظر گرفته شده است.ایجاد فضای داخلی یکپارچه ساخت یک پوسته خارجی که برخلاف خصوصیات نما ساختمان را ناشناخته نشان دهد و رهگذران را به داخل دعوت کند.نما در مرکز باز شده و حضور حجم استوانه ای را نمایان می سازد که مزین به سنگ مرمرین دو رنگ می باشد.این شکل نمادین در بالا با زاویه ای شیب دار برش می خورد به طوری که نور را به داخل حفره مرکز ساختمان هدایت می کند و حول آن راههای دسترسی به سالنهای نمایش قرار دارد.
.
تصویر 3-10: حجم خارجی موزه سانفرانسیسکو تصویر 3-11: نمای ورودی موزه سانفرانسیسکو

تصویر 3-12: آتریوم مرکزی موزه سانفرانسیسکو تصویر 3-13: نمای خارجی موزه سانفرانسیسکو

تصویر 3-14: فضای زیر آتریوم موزه سانفرانسیسکو

– 3-2-3 موزه اتومبیل 3GATTI :
تست ماشین سوژه ای بود برای طراحی سازه ای که صرفا به ماشین اختصاص دارد.چرا که ماشین به عنوان یک طراحی، اکتشاف نو، زمینه ای ازعلم آموزی، موضوع مقالات و وسیله جابجایی مطرح است.اینجا سازه محل تلاقی اتومبیل است با انسان در یک فضای ساختاری ارگانیک که دارای یک فضای باز با مقیاسی وسیع می باشد.

تصویر 3-15: حجم خارجی موزه اتومبیل

تصویر 3-16: حجم خارجی موزه اتومبیل

تصویر 3-17: ماکت اولیه و ایده شکل گیری
در اینجا همه چیز به ماشین ختم می شود. اینجا خبری از پلکان، دیوار، طبقه وآسانسورنیست، بلکه شما با سطوح شیبدارسروکار دارید و صعود به طبقات بالایی با یک حرکت سیال و روان همراه است. ساختارسازه براساس یک رمپ شیبدارمی باشد که قسمت ورودی وخروجی آن با یک پارتیشن شیشه ای جدا شده است. توپولوژی ساختمان چنین است که گویی بازدید کننده حکم تماشاچی را دارد که ازفیلمی دیدن می کند که بازیگراصلیش اتومبیل است ومی بایست فریم شاهد فیلم باشد. نمای ساختمان بگونه ایست که ازخیابان های اطراف برای ماشین های رهگذر و از دید مسافران هوایی و یا حتی کاربران اینترنتی که ازدید ماهواره ای نگاه می کنند، کاربریش قابل تشخیص است.

تصویر 3-18: سایت پلان موزه اتومبیل تصویر 3-19: برش پرسپکتیو از موزه اتومبیل

تصویر 3-20: نماهای مختلف از مجموعه
– 4-2-3موزه هنر دنور :
طرح توسعه موزه هنر دنور ( ساختمان فردریک سی همیلتون ) درواقع گسترشی است بر ساختمان موجود موزه که توسط معمار ایتالیایی جیو پونتی طراحی شده بود. ملهم نشاط و رشد یا نوگرایی که بر شهر دنور حکمفرما بود،ساختمان جدید محلی شد برای نمایش هنر مدرن و معاصر و همینطور مجموعه ای از هنرهای آفریقایی و اقیانوسیه ساختمان جدید حاصل یک سرمایه گذاری مشترک بین گروه معماران دیویس در همکاری با شرکت مورتنسن بود.

تصویر 3-21: ورودی موزه دنور تصویر 3-22: نما پله ها و راه ارتباطی طبقات موزه دنور

تصویر 3-23: حجم کلی موزه دنور

تصویر 3-24: نمای پله ها و فضای ارتباطی موزه دنور تصویر 3-25: نمای داخلی موزه دنور
برای تکمیل چشم انداز بخش الحاقی ، استودیو طراحی دانیل لیبسکیند با سایر تیمهای درگیر پروژه و کارفرما ارتباط نزدیکی برقرار کرد. نتیجه این کار و ارتباط نزدیک ، ساختمانی است که به مشخصه فرهنگی اصلی دنور تبدیل شده و از زمان افتتاح خود هزاران نفر بازدید کننده را به مجموعه موزه جذب کرده است.
تصویر 3-26: نمای داخلی موزه
ساختمان جدید در ارتباط عملکردی و زیبایی شناسی تنگاتنگی با ساختمان موجود موزه پونتی ، مرکز اجتماعات و همینطور کتابخانه است ساختمان جدید به نوعی خود دارای یک مرکزیت شهریست پروژه نه به عنوان یک ساختمان تنها بلکه طراحی شده ، بلکه به عنوان بخشی از یکسری فضاهای عمومی ، آثار تاریخی و دروازه ها در این بخش در حال توسعه از شهر عمل میکند.

تصویر 3-27: روند شکل گیری موزه دنور
مصالح استفاده شده در ساختمان به زمان حال تعلق دارد مثلا استفاده از ورقهای تیتانیم در نما و این نوگرایی ، بخش سنتی شهر دنور را به قرن بیست و یکم پیوند داده است.ارتباط نزدیک و پاسخ به بازه بزرگی از تنوع نورها ، رنگ امیزی ، اثرات فضایی ، دما و شرایط آب و هوایی، از چالش های ساختمان موزه هنر دنور بوده است.ساختمان جدید صرفا بر اساس یک تفکر خاص و برای پاسخ دهی به یک ایده و اندیشه شکل نگرفته ، همچنین شکل گیری آن به نحوی است که فضای بیرون و داخل را به طور کامل از هم جدا نکرده و ایندو به سیالیت در هم راه یافته اند.از این رو بازدید از آن به شخص یک تجربه جدید حسی خواهد داد. ادغام همه مسایل گفته شده در این ساختمان؛ نوعی احترام را بر میانگیزد ، احترام به طبیعت دست ساز معمار و ارتباط بی واسطه آن از دست (معمار) به چشم (مخاطب) و به ذهن او . در پایان باید به این نکته توجه داشت که زبان معماری، ورای کلمات و در بازی نور ، تناسبات و مصالح شکل می گیرد.

تصویر 3-28: پلان طبقات موزه دنور

تصویر 3-29: برش طبقات موزه دنور

تصویر 3-30: حجم خارجی موزه دنور

– 5-2-3 موزه ملی ماکسی :
فضای‌ بیرونی موزه ماکسی انسان را به یاد کارهای فرانک گهری،‌ معمار مشهور معاصر می‌اندازد؛ ‌همان جسارت در به ‌نمایش درآوردن فضاهای غریب و همان تأثیری که در زیباتر شدن شهر دارند.

تصویر 3-31: نمای داخلی موزه ماکسی
فضای ‌بیرونی موزه ماکسی آدم را یاد کارهای فرانک گهری،‌ معمار مشهور معاصر می‌اندازد؛ ‌همان جسارت در به‌نمایش درآوردن فضاهای غریب و همان تأثیری که در زیباتر شدن شهر دارند. این ساختمان با نمای رنگارنگش بخشی است که به یک مدرسه قرن نوزدهمی اضافه شده. رنگ‌های نما مستقیماً از محیط اطراف گرفته شده‌اند: آجرهای ساختمان قدیمی مدرسه ، آسمان، درخت‌ها و گیاهان زمین بازی رنگ‌هایشان را به این ساختمان تازه‌وارد قرض داده‌اند.

تصویر 3- 32 : حجم خارجی موزه

پنجره‌های این ساختمان خیلی کوچک‌اند، به‌اندازه قطعات دیگر نما، در عوض تعدادشان زیاد است و همین باعث می‌شود نور به اندازه کافی وارد فضای داخل شود و آن را کاملاً روشن کند. وقتی برای نور بیشتر از پنجره‌های بزرگ استفاده می‌شود، منظره بیرون به‌راحتی حواس دانش‌آموزان را پرت می‌کند، اما این‌طوری این اتفاق هم نمی‌افتد.
تصویر 3-33: حجم خارجی موزه
این موزه را زاها حدید، هنرمند مشهور معمار طراحی کرده است. در نگاه اول ساختمانی جذاب و زیبا به‌نظر می‌آید و فضاهای غیر معمولش توجه آدم را جلب می‌کنند، مثل همه آثار دیگر این هنرمند. اما وقتی وارد آن می‌شویم، می‌بینیم که با همه زیبایی‌هایش برای موزه یا مکانی که قرار است در آن آثار هنری به‌نمایش در بیایند، خیلی مناسب نیست. ورودی آن فضای بزرگ و پیچیده‌ای دارد و کسانی که به موزه می‌آیند به‌راحتی راهشان را پیدا نمی‌کنند. از آن مهم‌تر این که تعداد دیوارهایی که می‌شود رویشان تابلو آویزان کرد خیلی کم است در نتیجه تنها نمایشگاه‌هایی می‌توانند در این ساختمان برپا شوند که تعداد آثارشان محدود باشد.

تصویر 3-34: حجم خارجی موزه ملی ماکسی

تصویر 3-35: نمای داخلی موزه

– 6-2-3 موزه تصویر و صدا در ریو دو ژانیرو :
این پروژه در سال 2011 به اتمام خواهد رسید. مصاحبه ویدیویی ریکاردو اسکوفیدو ، الیزابت دیلر و چارلز رنفرو در رابطه با طرح معماری این موزه موجود است.

تصویر 3-36: حجم خارجی و سایت موزه
دیلر ، اسکافیدو و رنفرو موزه ای مدرن را در شهر ریو دوژانیرو در برزیل طراحی کرده اند. این پروژه در سال 2011 به اتمام خواهد رسید. مصاحبه ویدیویی ریکاردو اسکوفیدو ، الیزابت دیلر و چارلز رنفرو در رابطه با طرح معماری این موزه موجود است.
روبرتو بورله مارکس طراحی معماری این موزه را با الهام گیری از فضای ساحلی کوپاکابانا، خط ساحلی ، مناظر کوهستانی اطراف و گردشگاه های زیبای ساحلی آن انجام داده است.
ساختمان این موزه نیز در این منطقه گردشگاهی و در مسیر بلواری مستقیم و جدید واقع شده که در آن به تدریج محوطه هایی سربسته و باز و شعبه هایی از گالری ها، اجرای برنامه های آموزشی، و مکان هایی برای استراحت و سرگرمی افراد به چشم می خورد.
این بلوارتفریحی به خیابانی منتهی می شود که ساختمانهای آن محل برگزاری برنامه های تفریحی است. ساختمان این موزه مکانی برای مشاهده شهراز منظری جدید است. تصویر پانورامایی آن قبلا در هتل ها و رستورانها در معرض دید گردشگران قرار داشت، هم اکنون شاید بدلیل رعایت مسائل امنیتی، نمایش تصویرمرکزی موزه برای بسیاری از ساکنین ممنوع است .

تصویر 3-37: حجم خارجی موزه

تصویر 3-38: نمای داخلی موزه

تصویر 3-39: برش عمودی موزه

تصویر 3-40: حجم خارجی

تصویر 3-41: ایده اولیه شکل گیری موزه
– 7-2-3 موزه ریورساید:
موزه ریورساید، توسط گروه معماری زاها حدید در گلاسکو، اسکاتلند، انگلستان، طراحی و اجرا شده است.موزه ریورساید، توسط گروه معماری زاها حدید در گلاسکو، اسکاتلند، انگلستان، طراحی و اجرا شده است.این پروژه، یک موزه حمل و نقل تصویری بر روی رودخانه کلاید، در مرکز توسعه بندر گلاسکو قرار دارد. موزه ریورساید، در حال حاضر، دومین جاذبه آزاد ملی اسکاتلند به شمار می رود.
موزه جدید ترابری گلاسکو، طراحی شده توسط زاها حدید و برنده جایزه پریتکرز، در محل تلاقی رودخانه های کلاید و کِلوین، در مرکز صنعت کشتی سازی قدیمی قرار دارد.ساختمان از یک طرح عالی و چشمگیر با تمایل در جهت تقویت دسترسی و گنجایش بالا ترکیب می شود و به خوبی یک فضای انعطاف پذیر برای نشان دادن و در معرض دید قرار دادن محوطه های بیشتر را فراهم می کند.
در مرکز موزه که فضایی وسیع است، فضای باز توسط سازه با ستون های آزاد در دیوار و سقف ترکیب شده پوشانده می شود.بخشهای بیرونی در طرف دیگر فضای مرکزی که شکل پیله دار ساختمان را می سازد، شامل فضاهایی همانند جعبه سیاه قرار داده شده جهت ایجاد تعادل میان جریان باز، با یک حس بقا و استمرار می باشد. روشنایی های سقف، راه حلی مناسب