اشاعه جاذبه‌های گردشگری از طریق اینترنت، فیلم، بروشور، مقاله، نمایشگاه و غیره می‌تواند مفید باشد. (نوبخت،1387: 47)

2-2-2-1- تاریخچه گردشگری در ایران
در تمامی دوران باستان (قبل از اسلام) شهرها، راه‌ها، اقامتگاه‌ها در امپراطوری ایران در حال گسترش بودند و به دلیل وجود یک امنیت نسبی سفر نیز در بین بازرگانان و اشراف رواج داشت. نوشته‌هایی در دست است که از سفر بعضی از یونانیان و رومیان به ایران در دوران پیش از اسلام حکایت دارد. پس از ورود اعراب مسلمان به ایران تا قرن‌ها وضعیت آبادانی در ایران رو به اضمحلال گذاشت بااین‌حال به دلیل بنیان‌هایی که از دوران باستان در ایران وجود داشت از رونق و امکانات سفر برخوردار بود. ازآنجاکه مسلمانان در پی فتح و اکتشاف دیگر سرزمین‌ها بودند جهانگردی در قرون 9 و 10 میلادی به بعد در ایران رواج یافت ازجمله معروف‌ترین جهانگردان این دوران می‌توان ناصرخسرو قبادیانی (قرن 9 میلادی) اشاره کرد. از سوی دیگر به‌تدریج و به‌ویژه طی قرون هفتم به بعد جهانگردان غربی نیز در پی سفر به شرق و ازجمله ایران برآمدند. در قرون اولیه دوران اسلامی به پیروی از دوران پیش از اسلام سعی شد اقامتگاه‌هایی در ایران تأسیس شود که بسیاری از آن‌ها همچنان برجای‌مانده است. نخستین کسی که از در دوران بعد از اسلام از مغرب زمین به ایران سفر کرد و سفرنامه‌ای را هم در شرح مسافرت خود به ایران نگاشت، بنیامین تودلای اهل اسپانیا بود. (همایون، 1384: 65)
ایران در دوران صفویه (قرون 16 و 17 میلادی) و علی‌الخصوص در دوره شاه‌عباس اول به‌عنوان کشوری جذاب نظر بسیاری از جهانگردان اروپایی را به خود جلب کرد. دوره سلطنت «شاه‌عباس اول» تا انقراض سلسله صفوی را می‌توان یکی از مهم‌ترین ادوار توسعه جهانگردی در ایران به‌حساب آورد، این توسعه به چند عامل بستگی داشت که مهم‌ترین آن‌ها عبارت بود از امنیت و توسعه راه‌های ارتباطی و تأسیسات اقامتی. (همایون، 1384: 68). پس از دوره صفویه به دلیل ناآرامی‌های و بی‌ثباتی تا سال‌ها سرزمین ایران دچار هرج‌ومرج پی‌درپی شد اما از اواسط دوران قاجاریه باثبات تدریجی داخلی از یک‌سو و گسترش پدیدۀ استعمار و رقابت‌های بین کشورهای قدرتمند اروپایی سفر به ایران رازهای باستان‌شناسی و تاریخی بسیاری رادرایران گشود. سیر و سیاحت ایرانیان و میل آنان به گردشگری در اروپا، از عصر مشروطیت رو به فزونی نهاد. (همایون، 1384: 70)

2-2-3- هدف از صنعت گردشگری
گردشگری به‌طورکلی به‌عنوان مسافرت تفریحی در نظر گرفته می‌شود. هرچند که در سال‌های اخیر شامل هرگونه مسافرتی می‌شود که شخص به‌واسطه آن از محیط کار یا زندگی خود خارج شود. واژه گردشگری در زمان فعلی از زمانی پدید آمد که افراد طبقه متوسط اقدام به مسافرت کردن نمودند. از زمانی که مردم توانایی مالی بیشتری پیدا کردند و عمرشان طولانی‌تر شد، این امر ممکن شد. اغلب گردشگرها بیش از هر چیز به آب‌وهوا، فرهنگ یا طبیعت مقصد خود علاقه‌مند هستند. ثروتمندان همیشه به مناطق دوردست سفرکرده‌اند، البته نه به‌صورت اتفاقی، بلکه درنهایت به یک منظور خاص برای دیدن ساختمان‌های معروف و آثار هنری، آموختن زبان‌های جدید و چشیدن غذاهای متفاوت. گردشگری در بسیاری از کشورهای بزرگ و کوچک جهان، یکی از بزرگ‌ترین و سودآورترین صنایع است. کشور ایران با پیشینه تمدنی کهن و جاذبه‌های متنوع و موقعیت برجسته اقلیمی، ضمن آنکه خواهان منافع اقتصادی ازجمله اشتغال‌زایی و درآمد ارزی است، بر حفظ ارزش‌های متعالی و هویت فرهنگی، تمدنی خود نیز تأکید دارد. کشور ایران علیرغم غنا و تنوع فرهنگی، تمدنی، زیست‌محیطی و آداب‌ورسوم، جایگاه و سهم متناسب با خود را در صنعت گردشگری کسب نکرده است. هدف کلی این تحقیق، شناسایی اهداف گردشگری در صنعت توریسم است. تا بتوان بر اساس آن، راه‌کارهای مناسب جهت استفاده لازم از آن‌ها را فراهم نمود. بدین ترتیب می‌توان امیدوار بود که در صورت تقویت این عوامل بتوان در این زمینه به رشد چشمگیری دست پیدا کرد. (نوبخت،1387: 13)

2-2-4- مزایا و معایب صنعت گردشگری
آثار گردشگری ممکن است توسعه جهانگردی از جهتی ایجاد مزیت کند و از جنبه‌ای دیگر محدودیت به وجود آورد. مثلاً از جهت اشتغال‌زایی و ایجاد درآمد برای ساکنان یک منطقه مفید واقع شود ولی از سوی دیگر سبب آلوده ساختن محیط‌زیست و از میان رفتن محیط طبیعی و سرمایه‌های ملی شود. حضور بازدیدکنندگان در هر کشوری بر الگوی زندگی افراد بومی تأثیر می‌گذارد. بازدیدکنندگان نیز تحت تأثیر فرهنگ کشور میزبان و ارزش‌های موجود در آن قرار می‌گیرند.(فلاحی،1392: 65)
▪مزایای بالقوه صنعت جهانگردی
۱) ایجاد فرصت‌های شغلی جدید
۲) افزایش مالیات و پول‌هایی که نصیب دولت می‌شود
۳) مطرح‌شدن جامعه و درنتیجه ایجاد فرصت‌های بیشتر برای توسعه و پیشرفت
۴) بهبود ساختارهای زیربنایی و تشکیلات اصولی منطقه
۵) افزایش منابع مالی به‌منظور حفظ آثار فرهنگی و طبیعی
۶) توسعه صنایع‌دستی، بومی و محلی
▪ هزینه‌های بالقوه:
۱) مشاغل فصلی
۲) افزایش هزینۀ زندگی ساکنان آن منطقه (برای مثال افزایش ارزش زمین، خانه، غذا و خدمات)
۳) آلودگی هوا
۴) افزایش رفت‌وآمد، وسیله نقلیه، راه‌بندها
▪ اثرات منفی این صنعت بر آثار فرهنگی و طبیعی
۱) افزایش میزان جنایت
۲) افزایش مالیات مردم آن ناحیه یا منطقه
۳) نشت درآمدها به خارج از منطقه و افزایش وابستگی به کالاها و خدمات وارداتی
۴) وابستگی بیش‌ازحد منطقه یا ناحیه به صنعت جهانگردی و یک‌بعدی شدن فعالیت‌های اقتصادی
آثار منفی:
مخالفان حضور گردشگران به گروه‌های مختلف تقسیم می‌شوند که هرکدام از دیدگاه یا دیدگاه‌های خاصی به این مسئله می‌نگرند.
برخی معتقدند گردشگران با حضور در جنگل‌ها، پارک‌ها، رودخانه هاو ساحل دریاها سبب تخریب محیط‌زیست و بر هم زدن آرامش گونه‌های جانوری و گیاهی می‌شوند لذا ضرر و زیان آنان بیشتر از درآمدی است که به منطقه و کشور وارد می‌سازند. (فلاحی،1392: 67)

2-3- معماری بومی
بنا بر تعریفی که پاول الیور از معماری بومی دارد، معماری بومی، آن‌گونه از معماری است که از درون جوامع رشد می‌کند و طی زمان خود را با شرایط اجتماعی و اقلیمی و فناوری سازگار می‌سازد و تکامل می‌یابد و با ارزش‌ها، اقتصاد و شیوه‌های زندگی فرهنگ‌هایی که مولد آن‌ها هستند سازگار می‌باشند و یا به‌طور خلاصه معماری بومی، معماری مردم و معماری توسط مردم و نه برای مردم است. در این تعریف یکی از شاخصه‌های معماری بومی که مشارکت مردم در ساخت این‌گونه از معماری، قابل‌ملاحظه است و همچنین توجه به ارزش‌ها و همسازی آن لا طبع طبیعت است. (راپاپورت، 1388) درجایی دیگر راپاپورت نیز این‌گونه معماری بومی را تعریف می‌کند:
این نوع مسکن بومی تجلی آنی ارزش‌های در حال تغییر و نیز تصویر خانه و جهان‌بینی و شیوه‌ی زندگی است و حاصل مجموعه‌ای از موقعیت‌هاست. (راپاپورت، 1388) و یا از دید وی معماری بومی، به‌جای تسلط بر طبیعت سعی در ایجاد تعادل با آن را دارد و این عامل را عامل برتری آن بر معماری‌های صاحب سبک در زمینه آنچه به بررسی روابط میان محیط ساخته‌شده انسان و طبیعت می‌گردد، می‌داند.

2-3-1- توجه به معماری بومی در جهان
ریشه‌های تاریخی توجه به معماری بومی را می‌توان در قرن 18 میلادی یافت. در این زمان، با استعمار کشورهای آفریقا و اقیانوسیه به‌وسیله‌ی اروپائیان تغییراتی در هنر و ادبیات دنیای غرب به وقوع پیوست. در نیمه دوم قرن 18 مطالعات علمی و خاص‌تری در مورد نحوه زندگی، فرهنگ و هنر و معماری جوامع استعمار شده صورت گرفت. لیکن این تحقیقات و بررسی‌ها بلافاصله اثر خود را بر روی حرفه معماری و آموزش معماران ظاهر نکرد و این امر تا اوایل سال‌های 1960 اثر بارز و خیلی آشکاری از خود بروز نداد. (Yasemin & Necdet, 1990:23)
در غرب سال‌های 1960 را می‌توان سرآغاز توجه علمی و جدی به موضوع معماری بومی دانست. هرچند که در نیمه دوم قرن 18، با استعمار کشورهای آفریقا و اقیانوسیه به‌وسیلۀ اروپائیان، مطالعاتی در مورد نحوه زندگی، فرهنگ و هنر و معماری جوامع استعمار شده صورت گرفت و به‌نوعی توجه به معماری بومی نیز در غرب رواج یافت، لیکن این تحقیقات و بررسی‌ها توسعه همه‌جانبه و عمیق خود را در طی سال‌های پس از 1960 به منصه ظهور رسانید. (صادق پی، 1391: 56)
دراین ‌بین معماری مدرن درنتیجه چهار نیروی جدید، ماشین، تشابه و همسانی محصولات، از دست رفتن مشخصه‌های محلی و بومی و استانداردسازی و یکسان‌سازی جهانی نتوانست پاسخگوی نیازهای مردم در مناطق مختلف گردد. کم‌توجهی به فرهنگ مردم مناطق مختلف و نیازها و سلایق و تمایلات مختلف آن‌ها و عدم توجه به اقلیم مناطق مختلف و توجه شدید به جنبه‌های اقتصادی و … سبب گردید تا در سال‌های بعد از 1960 معماران به این نتیجه رسیدند که معماری مدرن بر اساس برخی مبانی نظری ناقص و تئوری‌های غلط شکل‌گرفته است بنابراین در این دوره برخی تحولات در معماری صورت گرفت.
برخی اشخاص نیز به‌دوراز هرگونه گرایش خاصی سعی نمودند که در کشورهای خود به مطالعه دقیق معماری محیط پیرامون خود بپردازند و برای مشکلات و ضعف‌های پدیدار شده از پیروی معماری مدرن در کشور خود راهکارهایی را جستجو نمایند. این دسته از افراد سعی نمودند که حل مشکلات معماری مدرن کشور خود را از طریق راهکارهایی که از دل معماری‌های پیشین و بومی خود برمی‌آید، جستجو و پیگیری نمایند. فرمتون این تعداد از معماران را در زیر عنوان معماری جهان و کارهای شاخص و برجسته دسته‌بندی نموده است. او می‌گوید که بار دیگر افراد خاصی ثابت کرده‌اند که قادر به انجام کاری فوق‌العاده و قابل‌توجه هستند. (Frampton, 1992: 5). این گروه از معماران با الهام از میراث‌های فرهنگی و معماری کشورشان به ایجاد یک معماری با هویت می‌پرداختند؛ بنابراین این علاقه به مطالعه و بازیابی معماری بومی با دو انگیزه پیگیری و دنبال می‌شد. انگیزه اول در پی نارضایتی‌های حاصل‌شده از معماری مدرن زمانه و ابراز واکنش نسبت به گمنامی معماری‌های خودی و همچنین کیفیات غیرانسانی مدرنیزه و خانه‌سازی‌های انبوه آن به‌دست‌آمده بود. انگیزه دوم در پی مطالعه ویژگی‌های معماری بومی و یقین به این مسئله که پیگیری و بازیابی دوباره آن اصول می‌تواند برای حل مشکلات زمانه کارگشا بوده و در عمل هم چه ازنظر کاربرد و چه ازنظر معنای بصری مفید واقع گردد. (Frampton, 1992: 10)

2-3-2- توجه به معماری بومی در کشورهای درحال‌توسعه
در کشورهای درحال‌توسعه با ورود فرهنگ مدرن، فرهنگ غنی سنتی آن‌ها دستخوش دگرگونی در تمام زمینه‌های جامعه شد و تنها تقلید ساده و کورکورانه از دانش و روش و مصالح غربی در اولویت قرار گرفت. سنت‌های معماری و معماری بومی آن‌ها در اثر فشار مدرنیزه کم‌کم ا