زیست شهری درایـران مبتنی برهویت محله ای بوده است.برخلاف شهرهای اروپایی که ساکنان شهر احساس نزدیکی وتعلق به جامعه شهری فراترازمرزهای محله ای داشتند ،درشهرهای شرقی وایرانی،محلـه هـای شهری متعدد، عامل همبستگی اجتماعی میان افرادبودند(کوثری و همکاران ، 1386).
شکل گیری محله ها درایـران و یـا آنچـه کـه درزبـان انگلیـسی Quarter، در زبـان فرانـسوی Quartier ودرزبان آلمانی Viertelخوانده می شـود و دربرخـی کـشورها بـا عنـوان واحـدهای همسایگی (Neighborhood Units) شناخته می شود، علل گوناگون دارد.درایران این عرصه ها با توجه به تفاوتهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، کالبدی ازهمدیگر مجزاگردیده وشـهرها آرام آرام شاهد شکل گیری محله هایی بامظاهر کالبدی متفاوت، بافت فرهنگی واجتماعی متفـاوت و با نام های مختلف بوده اند. بررسی عوامل اثرگذار در شکل گیری محله هـای شـهری، از ایـن حیث دارای اهمیت است که آنچه باعث شکل گیری، قوام ویکپارچگی وانسجام محله ها می شده، وجود نوعی همبستگی واتحاد ( هرچند غیر رسمی ) درمیان افراد محلـه بـوده اسـت کـه ایـن اتحاد و همبستگی نقش مهمـی درحمایـت هـم محلـه ای هاازهمـدیگر، تعـاون و همکـاری مشارکت بین آنها درامور محله داشته است. بر خلاف روزگاران پیشین، آنچه که امروزه درمحلـه های شهری شاهدیم نوعی واگرایی واحساس بیگانگی افراد محله نسبت به همدیگر است( سلطان زاده ،1362).
عوامل مختلفی درشکل گیری محله های شـهری و تجمـع گـروه هـای اجتمـاعی هـم سـنخ، درمحدوده محله ای نقش داشته اند. همبستگی های خانوادگی، صنفی و یا قـومی باعـث ایجـاد همگرایی درعرصه های محله ای شده واینـان بـرای شـکل دادن و هـدایت سرنوشـت زنـدگی خویش، ناگزیر به تحکیم وحدت وبرقراری روابط همجواری می شدند. ایـن وحـدت، آنهـارا بـه نوعی همبستگی و انسجام اجتماعی در مقابل بیگانگان وادارمی ساخت.درشـهرهای صـنعتی و بازرگانی ایران که پیشه وران مختلف درآن فعالیت داشتند، گاه به دلیل تعلقات صنفی و منافع مشترک صاحبان یک یا چند حرفه دریک محله ساکن می شدند و چه بسا که آن محلـه بنـام صاحبان پیشه خاص نامیده می شـد.ماننـد محلـه هـای سراجان،کفشگران، نـساجان دربرخـی شهرهای قدیمی.(همان ، 1365).
به همین ترتیب از محله های کـلاه دوزان و ساربانان در اصفهان، شعر بافان دریزد، عبابافان درمحمدیه نائین و قاشق تراشان درهمـدان یـادشده اسـت. دریـک طبقـه بنـدی دیگرعـواملی از قبیـل سـهولت دراداره شهر، جدایی گزینی دینی ومذهبی، طبقاتی، نظامی، سیاسی نیز درپیدایش و شکل گیری محلـه ها موردتاکید قرار گرفته است. در همین حال نقش عوامل طبیعی مانند رودخانه ویا تپه ای که بخشی ازشهر را بعنـوان یـک محلـه ازمحلـه هـای دیگـر متمـایز مـی کـرده را نبایـد نادیـده گرفت( توسـلی، 1381 ).
3-14- جایگاه محلات در ساختار کالبدى-فضایى و اجتماعى شهرهاى تاریخى ایران
براى اینکه بتوان نقش و جایگاه محلات را در شهرهای تاریخی ایران بررسى کرد باید هم زمان به فضاى اجتماعى- فرهنگى و فضاى کالبدى توجه نمود و تاثیرات متقابل و ارتباط تنگاتنگ مفهومی آن ها با یکدیگر را شناخت. فضاى کالبدى محلات و شکل گیرى آن تحت عوامل مختلف از جمله ویژگى ها ى فرهنگى مردم ساکن، ویژگى هاى اجتماعى نیازهاى مردم و الگوهاى رفتارىو وضعیت اقتصادی ساکنین محله و همچنین عوامل طبیعى و اقلیمی قرار مى گیرد. نحوه شکل گیری و نوع خدمات شهری در هر محله نیز تحت تاثیر عوامل مذکور قرار داشته است (امین زاده، 1392).

3-14-1- اصول به کار رفته در ساختار کالبدى- فضایى محلات :
شهرهاى تاریخى ایران در گذشته به مثابه یک کل مرکب از اجزاء به صورت محلات و مرکز شهر شامل بازار و عناصر مرتبط با آن بوده است. بنابراین محلات به عنوان سلول ها و عناصر پایدار سازنده سکونت ساکنان شهر در کنار هم در ساخت و سازمان کالبدی- فضایى شهر نقش داشته اند. با وجود آنکه عوامل مختلف محیطی، اقلیمی و موقعیت جغرافیایی و همچنین ویژگی های اجتماعی- سیاسی و اجتماعی-اقتصادی و فرهنگی ساکنین در شکل گیری فضاهای محله تاثیر گذار بوده است ولی در تمامی شهرهای ایران در گذشته می توان ویژگى ها و اصول مشخصی را در ساختار کالبدی- فضایی و ساختار اجتماعی پی جویی کرد (امین زاده، 1392).
3-14-1-1- پیوند میان مرکز شهر و مراکز محلات: در اغلب شهرهاى تاریخى ایران، سازمان فضایى شهرها بر پیوند میان مرکز شهر و مراکز محلات از طریق گذرهاى اصلى و میدان ها استوار بوده است(توسلى، 1376). از نظر کالبدى-فضایى مجموعه شهر، محلات و مرکز شهر ترکیبى وحدت یافته و متجانس ایجاد مى کرده اند.
3-14-1-2- مرکزیت: مرکز محله مهم ترین فضای اجتماعی و قلب هر محله محسوب می گردد. مراکز محله اى شهر مظهر بیشترین تعاملات و تجمع های افراد هر محله محسوب می شده است. علاوه بر آن، مکان استقرار فضاهای خدماتی مورد نیاز ساکنین محله بوده است. مسجدبه عنوان محور فعالیت ها، نشانه اصلى و مهمترین عنصر کالبدی هرمحله نقش ایفاء نموده است( حبیبى، 1382).
3-14-1-3- پیوند میان شبکه راههای منطقه ای با شبکه گذرهای اصلی محلات : شبکه راه های منطقه ای پس از گذر از دروازه های شهر و ورود به شهر، گذر اصلی محلات شهر را تشکیل می داد و به تدریج خانه ها، مرکز محله و سایر عناصر محله ای مانند مساجد، تکایا و غیره در حول این محورها تشکیل و توسعه یافته اند (سعیدنیا، 1368) 3-14-1-4- قلمرو محله اى: هر محله از لحاظ فضایی دارای قلمرو و حریم مشخصی بود که تقریبا برای تمامی ساکنین شناخته شده بود و ضمن آن که توسط یک راه اصلی خود را به بازار شهر یا امتداد راه اصلی منتهی به بازار وصل می کرد، به همان ترتیب خود را از فضای عمومی و پر تحرک آن دور نگه می داشته است (سلطان زاده، 1368).
3-14-1-5- سلسله مراتب: سلسله مراتب به سه صورت، سلسله مراتب دسترسی، عملکردى و فضایى وجود داشته است. سلسله مراتب دسترسى محله را از ترددهای عبوری در امان نگه مى داشت و ویژگى آرام بخشى آن را برای ساکنین محله ملموس و محفوظ مى نمود، سلسله مراتب عملکردی یعنى استقرار خدمات و عملکردهای عمومی در مراکز محلات پاسخ گوی مناسبی به نیازهای ساکنین بود و سلسله مراتب فضاى عمومى به خصوصى، به محرمیت و قلمروهاى هریک از فضاها پاسخ مى داد (همان،1368).
3-14-1-6- انعطاف پذیرى: ابعاد محلات با توجه به ویژگى هاى هر محله متفاوت بوده است. در برخى منابع به محلاتی بین صد تا دوهزار خانه اشاره شده است. تعداد محله های یک شهر نیز دارای قاعده مشخصی نبود. نیشابور در قرن چهارم هجری دارای47 محله بوده در حالی که تهران در قرن سیزدهم هجری قمری دارای 5 محله و نایین واجد 7 محله بوده است (سلطان زاده، 1368).
3-14- 2- اصول به کار رفته در ساختار اجتماعى محلات
محلات شهر سکونتگاه صاحبان حرف و مشاغل خاص، اقلیت هاى دینى و طبقات اجتماعى مختلف بوده اند به این ترتیب فضاى اجتماعى–فرهنگى هر محله نمایانگر یک گروه اجتماعى بوده که افراد این گروه با یکدیگر همبستگى و حمایت اجتماعى داشته اند و به این ترتیب هر محله هویت منحصر به فرد خود را پیدا مى کرده است.
3-14-2-1- اتحاد و همبستگى اجتماعى: عوامل مختلفى باعث ایجاد ارتباط،اتحاد و همبستگى اجتماعى در محلات مى شده است مانند دین ومذهب(محله مسلمان ها، محله یهودى ها، محله ارامنه) ، قومى ونژادى(محله کردها، محله ترک ها)، شغلى و فعالیت هاى اقتصادى(محله مسگرها، محله شعربافان). به این ترتیب ترکیب اجتماعی ساکنان بسیاری از محله ها از گروهها و قشرهایی همانند و منسجم تشکیل یافته بود. بسیارى از محققین معتقدند جامعه شهرى ایران در طول تاریخ خود به یکپارچگى و همبستگى لازم نرسید و در مقابل چنین یکپارچگى و همبستگى در سطح محلات شهرى ایجاد شد که باعث مشارکت ساکنین در امور محله شان گردید(شیعه،1384؛ حبیبى،1380).
بعضی از اختلافات حادث بین اهالی چند محله امکان داشت به سادگی تبدیل به درگیری و جنگ بین ساکنان دو یا چند محله با یکدیگر شود. در اغلب منابع تاریخی به این درگیری ها اشاره شده است به همین علت برخى واژه محلات در ستیزو در تضاد را در شهرنشینی ایران به خصوص از قرن چهارم هجری قمری به بعد به کار برده اند (اشرف، 1353).
3-14-2-2- انعطاف پذیرى جمعیتى: ضابطه و قاعده معینی در مورد حداقل و حداکثر جمعیت یک محله وجود نداشته است. در بعضی منابع تاریخى اشاره شده که مجتمع مسکونی که نام محله را بر خود می گرفت نمی توانست کمتر از 40 یا 50 واحد مسکونی و یا به عبارت دیگر کمتر از 200تا 300 نفر باشد. اما حداکثر جمعیت یک محله دارای میزان ثابت و مشخصی نداشت (سلطان زاده، 1368).
3-14-2- 3- مدیریت محله ای: در زمینه مدیریت محله در گذشته، هر محله دارای فضایی نیمه مستقل در اداره امور داخلی و تامین نیازهای خود بود. رهبری و هدایت فعالیت های اجتماعی در محله ها و حقوق اجتماعی مردم در محله ها با کدخداها و کلانتران بود که از مهتران واعیان محله بودند. به این ترتیب مدیریت محله ای نقشی تاثیر گذار در ارتقاء کیفیت خدمات محله ای داشت (همان، 1386).

3-15-تحولات محله های شهری پس از انقلاب اسلامی ( 1357 ) تاکنون
انقلاب اسلامی ازمنظرتحولات شهروشهرنشینی بطور عام ومحلـه هـا بطورخاص، نقطـه عطفـی درتحولات کالبدی و عملکردی، همچنین اقتصادی واجتماعی جوامع شـهری، بـویژه محلـه هـا بشمار می آید. درسالهای نخستین انقلاب بسیاری ازضوابط وآئین نامه های اجرایی لغو یا بی اعتبار شد (نظریان ،1370).
ازآنجاکـه یکـی ازشـعارهای اولیـه واصـلی انقـلاب اسـلامی تـامین مسکن، بویژه درشهرها بود، دولتهای پس ازانقلاب کوشش کردند، با اجـرای طـرح هـای متعـدد، امکانات وتسهیلات خانه دار شدن را برای شهروندان فراهم آورند. اجرای قانون زمـین شـهری و واگذاری زمینهای مازاد بر نیاز مالکان- که هنوز هم مشکلات حقوقی برخاسـته از آن بـر دوش نظام قضایی کشورسنگینی می کند- باعث توسعه سریع محله های جدید در حاشیه یا اراضـی خالی درون شهرها شد. از آن گذشته اجرای طـرح هـای آمـاده سـازی در بـیش از 465 نقطـه شهری کشور، به پیدایش نوع جدیدی از محله های شهری منجر شد که چه ازنظر کالبد و چـه خصوصیات اجتماعی و اقتصادی محله ها درایران، پدیده جدیدی بشمار می آیـد. عـلاوه بـر آن تصویب ساخت 28 شهرجدیددرکشور و اتمام و ساخت حدود نیمـی از آنها ،نوع جدیدی از شهرنشینی را بوجود آورد که مفهوم محله در آن جایگاهی نداشت( زیاری ، 1379).
چنانچه بخواهیم توسعه وتحـول سـاختارهای محلـه ای را درایـن دوران بـر اسـاس مکـانیزم وبردارهای تحول آنها ارزیابی کنیم، می تـوان اشـکال و شـیوه هـ ای زیـر را در دگرگـونی بدنـه محله ها از یکدیگر متمایز کرد:
الف- ساخت محله های شهری درقالب شهرک های مختلف نوبنیاد که عمدتاً از