فارسی زبان نیز اشاراتی شده است:
« چو ز زلف شب باز شد تاب¬ها
فرو مرد قندیل محراب ها» (منوچهری)

این شعر گویای این نکته است که قندیل¬های پر از آتش در قرون ششم هجری در داخل طاق نمای محراب¬ها برای روشنایی نصب می¬شده¬اند.
« که ایمن بود مرد بیدارهش
«به من این نکته چون قندیل از محراب روشن کند
زغوغای این بار قندل کش» (نظامی)
که از خود هر که خالی می شود مسجود می¬گردد»

(صائب تبریزی)

نه در بت خانه¬ها ناقوس بی¬تاب است از آن کافر
دل قندیل هم در شیشه محراب می¬لرزد».

(صائب تبریزی)
آن گونه که از اشعار فوق مستفاد می¬شود محراب از جمله مکان¬هایی بود که در خلال قرن 4 تا 11 هجری از قندیل به عنوان وسیله روشنایی در آن روزگار استفاده می¬شده است. (http://farhang1404.com )
مَثَلهای‌‌ در مورد چراغ:

چراغی‌ که‌ به‌ خانه‌ رواست
چراغی‌ را که‌ ایزد برفروزد
به‌ مسجد حرام‌ است‌
هرآن‌کس‌ پُف‌ کند ریشش‌ بسوزد

که‌ این‌ بیت‌ مقتبس‌ است‌ از آیه هشتم‌ سوره صف‌: یریدُونَ لِیطْفِؤا نُورَاللّهِ بِاَفْواهِهِمْ وَاللّهُ مُتِمُّ نُورِه‌ وَلَوْکَرِهَ الْکافِروُنَ. ( موسسه دایره المعارف الفقه الاسلامی، صفحه 5413)
4-7 ساختار و جنس قندیل ها
قندیل ها دارای ابعاد متفاوتی می¬باشند و همچنین می¬توان گفت که بر دو نوع هستند، یا صرفاً جنبه تزئینی دارند یا کاربردی می¬باشند. قندیل¬ها بر اساس جنس به چهار دسته تقسیم می شوند:
1- قندیل¬های فلزی
2- قندیل¬های شیشه ای
3- قندیل¬های سفالی
4- قندیل¬های پارچه ای
(www.artglass.blogfa.com)
که ما دراینجا به بررسی قندیل¬های فلزی می¬پردازیم:

4-7-1 قندیل های فلزی
قندیل های فلزی مربوط به قرن 10 و 11 هجری قمری هستند و قبل از آن دیده نشده است. قندیل¬ها ازوسایل روشنای جزء گروهی می¬باشند که ازطریق آویختن از سقف باعث روشن شدن محیط اطراف می¬شدند؛ قندیل-ها دارای فرم ساختاری متنوعی می¬باشند که رایج¬ترین آنها فرم گلدانی بود ونمونه¬های بر جای مانده از آنها به مراتب بیشتر از فرم¬های دیگر است. قندیل¬های فلزی به طور معمول دارای بدنه ای مدوروگرد می¬باشند. که در قسمت بدنه باریک¬تر شده و دهانه اکثر آنها قیفی است. بعضی ازآن ها دارای قسمتی برای پایه¬های کوتاه و برخی دارای پایه¬های بلند وقیفی شکل دارند. و برخی هم فاقد آن می¬باشند؛ قندیل¬ها دارای یک گردن و بدنه اصلی می¬باشندکه شمع یا فیتیله در داخل آن قرار می¬گرفت. روی بدنه چند قلاب ویا بر روی بدنه چند دسته، یا حلقه در فواصل منظم دارند که معمولا این حلقه ها سه تا و برخی موارد بیشتر هم می¬باشد؛ اما در زمان به کار گیری قندیل که رشته¬های زنجیر متصل به این حلقه¬ها از سقف آویزان می¬شده از سه حلقه جهت آویزان کردن استفاده می¬کردند. قلابهایی که اکثراً دایره شکل هستند قرار داشت که زنجیر به آن نقاط متصل می¬شد و از سقف آویزان می¬گشت. هرچند بعضی پیه سوزهای فلزی توسط زنجیر ازجایی آویزان می¬شدند، اما این روش درمیان پیه سوزها متداول نبوده، درصورتی که یکی از خصایص قندیل¬ها داشتن زنجیر و آویزان شدن آن¬ها بوده است. تعدادی ازقندیل¬های فلزی به صورت مشبک ساخته شدند و پرتو نور آنها به صورت شبکه¬ای فضا را روشن می¬کرد. درون قندیل¬های فلزی معمولاً زایده¬ای برای قرار گیری شمع وجود دارد. از روی نگارگری ها می¬توان دریافت که در قسمت بالایی قندیل¬های فلزی صفحه یا محلّی برای نگهداری شمع وجود دارد؛ شمع می¬بایست در قسمت بالای قندیل قرار گیرد، چون فلز، نور را از خود عبور نمی¬دهد. شاید بتوان گفت که در قندیل¬های فلزی مشبک، محل قرار گرفتنِ شمع در داخل و قندیل¬هایی که بدنه ی آن مشبک نیست، محل قرار گیری شمع در بالای آن وبر روی صفحه ای واقع است که بتوان نور را به اطراف خود پراکنده سازد. قندیل¬های فلزی که غیر مشبک نیستند، به دلیل عدم نور رسانی از بدنه فقط از بالانور را به اطراف پراکنده می¬سازند.
برروی قندیل ها، نقوش مختلفی به چشم می خورد که معمولاً قلم زنی و کنده کاری شده و خطوطی به خط نسخ وثلث روی بعضی از آنها به چشم می¬خورد و در برخی نیز نام سازنده ویا واقف را دارند. قندیل¬ها در اندازه های بزرگ، متوسط و کوچک ساخته می¬شدند؛ که البته نسبت به مکان مورد استفاده، اندازه آنها متفاوت بوده؛ مانند متن زیر: (( قندیل جهت شبهای ماه رمضان که بر مناره افروزند تا مردم اطراف و جوانب جهت سحری خوردن بدان استدلال کند و آن قندیل به عهده موذن باشد واز قندیل¬ها بزرگ باشد)). جای قندیل¬ها معمولاً در مساجد و فضای محراب و منبر بوده آن هم به دلیل محوریت و تقدسی که در این نقطه به مراتب بیشتر از قسمت¬های دیگر مسجد حاکم است. گواه مدعای مانیز در این خصوص متکی بر این ادله است: (حاتمی 1385 : 52)
1- ابیات سروده شده در ارتباط با قندیل
2- آثار نگارگری

اما این که چرا قندیل در مساجد و محراب آویخته می¬شد و چرا این چراغدان از همان زمانها به صورت یک نقش بر سنگ محراب ها و سنگ قبرها ظاهر می¬شود را باید ریشه در فلسفه نور وروشنایی که بر گرفته از تفکری الهی و عرفانی است، دانست. مصداق بارز آن هم آیاتی از قرآن بخصوص آیه 35 سوره نور است. (که در پیشتر اشاراتی به آن شده است) که بر روی گردن تعداد زیادی از قندیل¬ها نوشته شده است. (همان: 52)

4 – 8 شمعدان¬ها
شمعدان لغتی است که معرب آن نیز شمعدان است و به صورت شمعدانات و شماعدین جمع می¬بندند. ظرفی که در آن شمع قرار گیرد، ظرفی که در آن چراغ را می¬گذارند، قندیل، کپه¬دان (اقرب الموارد) آنچه که درآن شمع نهند. (ناظم الاطباء) استوانه¬ای کوتاه دیواره به قطر شمعی که برپایه¬ای نصب باشد و بن شمع را در استوانه بلورین قرار دهند قرار دهند و آن را لاله نیز گویند. (لغت نامه دهخدا1349: 106) کلمه ((عربی)) و دان ((فارسی)) می¬باشد. (فرهنگ صبا1372: 661)
واژه ی شمعدان فقط به صورت محدودی در اشعار وآن هم برای ایجاد توازن شعری به کار گرفته شده اما از دیرباز، واژه ای متداول بوده است:
اشک نیاز ریخته چشم تو شمع¬وار
لاله در بزم چمن معتبر بر فروخت
امید هست که روشن بود بر او شب کور
درنور روضه نبوی شمعدان شده (خاقانی)
بهر شمعش نرگس از زر شمعدان می¬آورد (خاجه سلیمان)
که شمعدان زپیش بفرستاد (سعدی)

(لغت نامه دهخدا 1339: 601)
شمعدان¬های سده سیزده/ هفت وچهارده/ هشت با اشعار بزمی در مورد شمع قلمزنی شده؛ درغرب ایران قطعات دیگری در شمعدان ها در اوایل سده ی چهاردهم/ هشتم ساخته شده که آن ها نیز اشعاری دارند وکلمه ی شمع در آن ها به چشم می¬خورد و مثال¬های مختلف از انواع اشکال شمعدان¬ها در نسخه های خطی دیده می¬شود؛ قطعات شمعدان¬ها متناسب با کاربرد آن¬ها است.
واژه شمعدان از اولین زمان ظهور خود باقی مانده و دارای قدمتی طولانی می¬باشد:
1- بررسی کلمه¬ی شمعدان در شعر¬ها وادبیات به عنوان واژه نگاری ادبی.
2- استفاده از این واژه بر روی خود قطعات.
3- از هر طریق مقایسه¬ی شباهت وتفاوت آن با شمعدان¬های نقاشی شده در نسخه های خطی.
شمعدان به عنوان وسیله¬ای برای استفاده می¬شدند که شی روشنایی دهنده مانند شمع، در داخل آن قرار می¬گرفت و یا مانند پیه¬سوز بر روی آن قرار می¬گرفت. شمعدان¬ها در انواع مختلفی بیشتر از نوع فلزی و ندرتاً سفال به دست آمده است. (فراست 1384: 69)
یکی از قدیمی¬ترین شمعدان¬های سفالی متعلق به اوایل هزاره ششم قبل از میلاد است. این شمعدان حدود 40 سانتیمتر ارتفاع دارد ودر موزه ملی ایران نگهداری می¬شود. خوشبختانه از دوره اسلامی طرح¬های بسیارمتنوعی از شمعدان¬ها در دست می¬باشد؛ که از نظر فرم و نقش بسیار زیبا بوده و درحال حاضر نمونه¬های متعددی از آنها در موزه های مختلف داخلی و خارجی نگهداری می¬شود. درکل فرم شمعدان های دوران اسلامی را می¬توان به دو دسته تقسیم نمود:
1- طرح¬های حجیم و پهن
2- طرح¬های استوانه¬ای و ستونی(فردپور1390: 99)

در موزه¬های داخلی مثل موزه¬ی ملی ایران از سده¬های دوازدهم/ ششم و سیزدهم/ هفتم به بعد از مراکزی همچون خراسان، اصفهان به دست آورده¬ایم. شمعدان¬های فلزی از اشکال متنوعی برخوردارند و از قسمت های مختلفی نیز تشکیل شده¬اند. جدا از شمعدان¬های استوانه¬ای دوران صفویه، بیشتر آنها دارای یک قسمت پایه به شکل وارونه می¬باشند و هم چنین دارای گردنه و محلی برای قرار گیری شمع هستند و برخی از آنها یک سینی در زیر دارند.
قسمت گردن و جا شمعی نیز در هر کدام به شکل متفاوتی دیده می¬شود؛ قسمت¬های مختلف جداگانه ساخته و به صورت لحیم جوش داده شده است. گاهی نام سازنده، سفارش دهنده و واقف در آن¬ها ثبت شده است. این شمعدان¬ها به اشکال گوناگونی ساخته شدند. همانگونه که ذکر شد ساخت وسایل روشنایی در دوره ی صفوی ار تنوع بسیاری برخوردار بوده و در تزیین آن ها ظرافت خاصی به عمل آمده است؛ در این دوره شمعدان¬های ساخته می¬شد که مشخصه و خاصه این دوره¬اند، یعنی شمعدان¬های ستون مانند¬ی که در کل دارای شکل واحد و یکسانی بوده و تماماً دارای پایه¬ی پهن و بدنه¬ی استوانه¬ای و تو خالی با دهانه¬ای گشاد که گاهی لبه¬ی آن به خارج برگشته و در بعضی موارد با در پوش گنبدی بودند. (فراست 1384: 69)
طراحان و نقاشان این زمان با ابداع شیوه¬های جدید، موازین تازه¬ای را در سبک¬های خود ایجاد کردند و در موارد بسیاری شکل و ترکیب اشیاء قدیم را که ظاهری زمخت و خشن و بزرگ داشت، به کناری نهادند. در این زمان زیبایی و ظرافت جایگزین شدت و خشونت قدیم شد. (فرد ، حیدرآبادیان 1388 : 17 )
کاربرد و نحوه استفاده از این شمعدانها به این شکل بوده که شمعدان به علت وزن سنگین بر روی زمین قرار می¬گرفته و در موقع استفاده در پوش گنبدی شکل معکوس آن، داخل بدنه¬ی استوانه¬ای و قسمت تحتانی که به صورت حفره بود (محل قرار گرفتن شمع) در بالا قرار می¬گرفته و داخل آن شمع گذاشته می¬شده است. این شمعدانها دارای دسته نیز می¬باشند. قدیمی ترین نوع این شمعدان¬ها در موزه ی آستان قدس رضوی نگهداری می¬شوند و سازنده¬ی آن شخصی به نام داوود ریختگر است که همایون، پادشاه بابری هند آن را به بارگاه امام رضا (ع) وقف نموده و تاریخ آن اول جمادی الثانی سال 1533 /940 را نشان می¬دهد. (در ادامه بحث به بررسی آنها خواهیم پرداخت) این فرم¬های استوانه ای معمولاً در غرب ایران ساخته می¬شدند، امّا نمونه ای از آن ها در شرق ایران نیز به دست آمده است. (فراست 1384: 71)
اصول تزئین این دوره بیشتر مواد اصول تزئینی و اشکالی که در آثار صنعتی فلزی به کار رفته است عبارتند از: شاخه و فروغ نباتی و تصاویر انسانی و حیوانی که رویه هم رفته نقشه¬های قالی و تصاویر کتب خطی این دوره را به یاد می¬آورد. گذشته از