قلم زنی و حکاکی
قلم زنی و حکاکی برعکس تکنیک کنده¬کاری است، بدین ترتیب که نقوش و تزئینات دلخواه به صورت نیم برجسته بر سطح اشیاء فلزی ظاهر می¬شود. طریقه انجام این روش به این صورت است که در حاشیه دور اشکال نقوش مورد لزوم را با قلم¬های فلزی و به کمک ضربات چکش کمی گود می¬سازند تا طرح¬های تزئینی در سطح صاف شی ء فلزی به صورت نیم برجسته ظاهر گردد. این روش بیشتر روی فلزاتی که جنس نرم تر از مفرغ دارند مانند برنج، به کار می¬رفته است. (توحیدی1386: 44)
3-2-4 فلزکوبی یا ترصیع کاری
سابقه تاریخی فلزکوبی و یا ترصیع کاری به تمدن¬های گذشته ایران بر می¬گردد. ابتدا توسط انواع سنگ¬های الوان با اسلوب جداکاری و یا میناکاری انجام شده¬ است. مثلاً دسته کاردی برنزی را می¬توان مشاهده نمود که با فن جداکاری از طلا تزئین شده است. این دسته توسط مفتول¬های نازک طلا به طریق فن جدارکاری تشکیل حفره یا خانه¬هایی را داده که توسط ((اکسید مس)) که ایجاد نوعی رنگ آبی لاجوردی را می¬کند، پر شده است. این نمونه نشان دهنده آن است که در هنگام کمبود سنگ¬های گرانبها و الوان به هر ترتیبی که بوده، هنرمندان سطح اشیاء فلزی خود را با انواع وسایل و تکنیک های مختلف تزئین نموده و آن را از یکنواختی و یک رنگی خارج می¬ساختند. اسلوب فلزکوبی یا ترصیع کاری به این صورت است که ابتدا نقوش و طرح¬هایی را که می¬بایست مرصع شود، با قلم های فلزی نوک تیز نازک به روش کنده کاری حک می¬کردند تا شیارهای باریک گودی ایجاد گردد. بعدها با مفتول های فلز گرانبها را در شیارهای کنده¬کاری شده روی سطح بدنه ظرف قرارداده و سپس با چکش کاری آن را به خوبی جاسازی می¬نمودند، به نحوی که مفتول در سطح ظرف به طریقی قرار گیرد که هیچ گونه پستی و بلندی و ناهمواری ایجاد ننماید. البته در تمام مدت عملیات، فلز را با حرارت کوره گرم نگاه می¬دارند. منظور از ترصیع کاری به طور کلی ایجاد یک نوع تضاد در رنگ¬های و ایجاد سایه روشن است که هنرمند ایرانی همیشه در هنرها به دنبال آن بوده است. از ابداعات هنری دوره¬ی صفوی مجموعه ظروفی است که از آلیاژ قلع و سرب، در سطحی استادانه برای دربار و درباریان ساخته شده اند. (فرد،حیدرآبادیان1388: 25،24)
3-2-5 سیاه قلم
سیاه قلم نیز با ماده ترکیبی سولفات سیاه ( مس + نقره + سرب ) انجام می¬گرفت. به این ترتیب که این فلزات با حرارت مناسب ذوب می¬شدند و سپس با گوگرد مخلوط گشته، ماده حاصله از آن به صورت پودر سیاهی بر قسمت های کنده کاری شده سطح فلز مورد استفاده قرار می¬گرفت. مجدداً فلزات حرارت داده می¬شد تا پودر به صورت مایع درآید و تمام نقاط را بپوشاند. این روش، سایه روشن بسیار زیبایی به اشیاء فلزی می¬بخشد. ( ابراهیمی 1385 : 57 )

3-2-6 میناکاری
عبارت است از استفاده اکسیدهای فلزات مختلف که تحت تاثیر حرارت؛ تولید رنگ های مختلف می¬کند و سپس توسط انواع املاح چسبنده با یکدیگر ترکیب گردیده و حالت چسبندگی پیدا می¬کند. نوع رنگ حاصله از عمل اکسیداسیون بستگی به میزان درجه حرارت و طول مدت حرارت دارد. این روش فنی از ابتدای اکتشاف تاکنون هیچ تغییری نکرده است. میناکاری در واقع نوعی لعابکاری فلزات است. ( توحیدی 1386 : 48 )
3-2-7 مشبک کاری
هر گاه قصد فلزکار این باشد که قسمت¬هایی از ظرفی که در دست ساخته است دارای قسمت¬های مجوف و توخالی باشد، و یا به طور کلی اشیایی را که می¬بایست به صورت مشبک ساخته شوند مانند انواع عود سوزها، مجمرها، بخوردان¬ها، پیه¬سوزها، شمعدان¬ها، لزوماً سطح آن ها به طریق مشبک کاری ساخته شده است. (فرد، حیدرآبادیان1388: 27)
برداشتن فلز برای ایجاد حفره¬هایی در شیء است. در این شیوه قطعه¬ی فلزی را در ظاهر به گونه¬ای بصری، سبک¬تر و ظریف¬تر می¬سازد که این نکته می¬تواند امتیازی برای اشیای بزرگتر باشد. (وارد1384:35)
هنرمندان عصر صفوی، هنر مشبک سازی پولاد را دراین دوره به اوج کمال خود و به مرز شاهکارهای جهانی رساندند. صفحات سخت فولاد که مایه¬ی کار فولاد سازان این زمان بود همانند صفحه کاغذ و قلم در دست خطاط و نقاش، فرم و انعطاف پذیر می¬شد. در الواح مشبک فولادی، طراحان همانند تذهیب کار و نقاش و خطاط، اثر خود را بر روی لولحه پولادین ترسیم می¬کرد تا به دلخواه خود مشبک و با نقوش لازم مزین و آراسته شوند. (فرد، حیدرآبادیان1388: 27،28)

شکل 3-1. چراغ روغنی¬، ارتفاع 145 سانتی متر مشبک
کاری شده، ایران قرن ششم هجری (توحیدی1386: 47)

شکل 3-2. فانوس¬، ارتفاع 5/30 سانتیمتر،
برنز مشبک کاری شده¬، ایران قرن 6 هجری (توحیدی1386: 47)

3-2-8 ملیله کاری
ملیله¬کاری هنری ظریف و لطیف است که در آن اشیاء فلزی با مفتول¬ها و یا تسمه¬های بسیار ریز و ظریف، در نقش و نگار زیبا و متنوع ساخته و یا تزئین می¬شود. نشاندن این مفتول¬ها و تسمه¬ها با جوش¬های بسیار ریز، دقت فوق العاده لازم دارد و استادکاران این حرفه می¬بایست از مهارت زیادی برخوردار باشند. اوج این هنر در دوره صفوی است و شهرهای زنجان، اصفهان و یزد از مراکز مهم ملیله¬کاری در گذشته و حال محسوب می¬شوند . معمولاً اشیایی که به طریق ملیله¬کاری ساخته می¬شوند. عبارتند از: زینت آلاتی مثل گردن بند، دستبند، گیره، جعبه¬های جواهر، سینی و پایه های ظروف کوچک. ( توحیدی 1386 : 49 )
3-3 محتوای تزئینی فلزات اسلامی
لازمه¬ی شناخت صحیح و واقعی طرح¬ها، نقوش و علائمی که بر روی اشیاء فلزی دوره اسلامی ظاهر شده¬اند. داشتن آگاهی و اطلاع کافی از فلسفه و ایدئولوژی اسلامی و نیز شناخت کافی از زمان و سیر تحول و ترقی فکری و عقیدتی و میزان رشد و پیشرفت علوم و فنون و صنایع اوضاع اجتماعی محیطی است که هنرمند در آن به هنرپردازی مشغول بوده است. (فرد،حیدرآبادیان1388: 29)
البته این¬ها تماماً وقتی میسر و ممکن می¬شود که باستان شناس از هنرفلزکاری ایران باستان که ریشه¬های اصلی این هنر را در دوره اسلامی تشکیل می¬دهد کاملاً مطلع بوده و بتواند تداوم نقوش سنتی را دراین دوره پی جویی نماید با رعایت این نکات در مواجهه با این اشکال و طرح¬های بدیع و خلاقه متوجه خواهد شد که به چه نحو و چه طور مضامین روحانی و مذهبی و عرفانی و شاعرانه تاریخی اساطیری و یا نجومی و غیره همگی به صورت بس جذاب و خیره کننده در نهایت استادی، مهارت در دل سخت فلز قلمزنی شده و به یادگار در دل تاریخ به جا مانده است. بنابراین تزئین فلزاتی که هدف اصلی هنرمندان فلزکار بوده تنها به خاطر لذت چشم یا تفریح ذهن نبوده بلکه دارای مفهومی بس عمیق می¬باشد که هر یک به نوبه خود نیاز به تعبیر و تفسیر دارد، یعنی در واقع ستایش هنرمندان از خالق است که همانا زیباست و زیبایی را دوست دارد. (ابراهیمی1385: 58)
البته نحوه جایگزینی اشکال و نقوش و خطوط دراشیاء مشابه در هر دوره متفاوت بوده که با مقایسه اشیاء یک گروه از دوره های مختلف اسلامی و کمپوزیسیون و تلفیق اشکال با یکدیگر در هر دوره بنا بر سلیقه رایج هر عهد و زمان متفاوت بوده است ولی بهرحال غالباً سطوح ظروف توسط نوار یال حاشیه به چند قسمت تقسیم گشته و دایره وارها یا محرابی ها در داخل آنها واقع شده¬اند.
3-4 نقوش تزئینی در هنرفلزکاری دوران اسلامی
در دوره ی اسلامی گونه های مختلف از نقوش تزئینی بر اشیاء و ظروف ساخته شده از فلز بکار می¬رفت که مهمترین این نقوش را می¬توان به چند گروه عمده تقسیم نمود: (محمد حسن 1363: 257)
1- تزیینات نقوش هندسی
2- تزیینات نقوش انسانی
3- تزیینات نقوش گیاهی یا نباتی
4- تزیینات نقوش حیوانی و موجودات افسانه¬ای
5- تزیینات کتیبه¬های تزئینی

3-4-1 تزئینات نقوش هندسی
استفاده از الگوی هندسی در تزئین اشیاء فلزی همچون سفالینه ها، سابقه¬ای بس طولانی در هنر ایران زمین دارد. این نقوش هم در هنر فلزکاری قبل از اسلامی و هم بعد از آن یکی از مهمترین و اصلی¬ترین عناصر تزئین می-باشد. مهمترین ویژگی نقوش هندسی در تزئین اشیاء فلزی تنوع بیش از حد طرح ها و ترسیمات حاصل از این نقوش است. (توحیدی1386 : 51)
الگوهای هندسی از طرحهای بسیار ساده مثل چندین خط موازی گرفته تا طرح¬های در هم پیچیده و تو در تو را شامل می¬شود. بسیاری از این نقوش در هم فرو رفته هندسی که یکنواختی سطح ظروف فلزی را کاملاً از بین برده¬اند و دارای مفاهیم رمزی و سمبولیک خاصی هستند که در هنر اسلامی جایگاه ویژه¬ای دارند. (افروغ 1389: 75)
طراحی این اشکال تو در توی هندسی به نظر بینند، بسیار مشکل می¬آید ولی هنرمندان چیره دست و خوش قریحه با کمک گرفتن از علم هندسه در ترسیم این نقش پیچیده کاملاً موفق بوده¬اند.
مهمترین نقوش در هم پیچیده هندسی از یک دایره اصلی و چند دایره و یک چند ضلعی فرعی به وجود می¬آید که این نقوش هندسی از یک سری اصول و قواعد هنری و ریاضیات فرعی نیز بهره می¬برند و این اشکال قابلیت بزرگ و کوچک شدن و تکرار متقارن و گسترش یابنده را از داخل به خارج و برعکس را دارند. (همان: 73،75)
شکل دایره دارای معانی عرفانی خاصی نیز می¬باشد و باعث گشته تا طراحان خوش ذوق و باقریحه به نحو مطلوب از مزایای آن در ترسیم طرح¬های شگفت انگیز خود استفاده برگیرند. دایره سمبل زمان که در حال حکومت است و یا اصل اعتقاد اسلامی عرفانی که آغاز حیات و زندگی از مبداء و خالقی شروع گشته، پس از مرگ باز به همان مبداء بازگشت داده می¬شود. ((¬انالله و انا الیه راجعون¬)) بنابراین نقش دایره را به عنوان وحدانیت خالق و مخلوق در اغلب طرح های هندسی خود به نمایش گذاشته اند. (فرد¬، حیدرابادیان 1388 : 32¬)
امتیازی که اشکال هندسی تزئینی ایرانی به اشکال هندسی که بر سایر روش¬ها دارد این است که این¬ها متفق و متناسب و از حیث ترکیب مهم تر و متنوع¬تر است و شاید سبک اول کمتر از سبک دوم پیچیدگی و نقیصه داشته باشد و روی هم رفته اشکال هندسی ایرانی غالباً بر یک نوع تعمق و تفکر هندسی و ریاضی و پایه علمی بزرگی دلالت می¬کند که به مراتب از روحیه عالی و مکانیکی که در بعضی اشکال هندسی باختر مشاهده می¬شود بهتر و عالی تر است. اما باید دانست که این مزیت فقط در نمونه¬های زیبا و عالی اشکال هندسی ایرانی است و اما انواع عادی و نمونه¬هایی که عاری از آن دقت است تفاوت چندانی میان آنهایی که راجع به ایران است و آنهایی که در کشورهای باختر اسلامی ساخته شده است . دیده نمی¬شود. (محمد حسین 1363 : 299)
در نیمه دوم قرن هشتم الگوهای هندسی جای خود را به فرم های مدالیون و نیم دایره می¬دهند. علی¬رغم مشترک بودن زبان الگوهای هندسی در هنر اسلامی یک تفاوت کلی بین الگوهای هندسی در کارهای فلزی و معماری وجود دارد و آن این که برعکس معماری در فلزکاری الگوهای هندسی دارای حد و حدود خاص و بسته¬ای هستند. آنها معمولاً با طرح¬های دیگر ترکیب شده اند به¬ندرت شکل تزئینی اصل را تشکیل می¬دهند. (¬توحیدی 1386 : 52¬)

شکل