، با افزودن هدف دیگری به نام « بازگرداندن جمعیت» یا « باززنده سازی محتوای محیط کالبدی شهر ها» است ( نیل ، 2003،47 به نقل از مهدوی نژاد) . نوزایی با ترویج زندگی پایدار طراحی محیط فیزیکی مناسب فعالیت های اجتماعی معاصر را در دستور کار قرار می دهد.
رویکرد های نوینی چون نوزایی و بازآفرینی به معصر سازی بافت های کهن شهری ، برای باز گرداندن پویایی آن و شکل گیری زندگی معاصر بافت با خلق مراکز جدید شهری ، توجه ویژه دارند (مهدوی نژاد 1393، 4-7 ) .
2-1-2- درباره ی روش های باز زنده سازی یا مرمت معماری
در زمینه تشخیص و تعریف روش های مرمت معماری بیش تر به وجه تمایزها توجه می شود؛ مانند « مرمت استحکامی » و « مرمت حفاظتی »، که در کلیت با یکدیگر تفاوت دارند ولی در تشریح خاصی که برای هر یک پیش روی داریم، به وجوه مشترک آن ها نیز توجه خواهیم کرد.
2-1-2-1- مرمت یا باززنده سازی حفاظتی
هدف اصلی آن نگه داری و حفاظت از بنا است. در مرمت حفاظتی میزان مداخله در شکل و شرایط موجود تا آن اندازه است که بتواند استمرار شباهت بنای مرمت شده را در وضع موجود آن – در زمان شروع مرمت – با وضعیت پیشینش به دست دهد.
مرمت حفاظتی را می توان به نوعی « تعمیر » تشبیه کرد که طی آن ادعایی مبنی بر انجام عملی فوق العاده و حساس، چه از نظر فنی و چه از نظر هنری – فلسفی، وجود ندارد. تأیید مرمت حفاظتی، در آخرین تحلیل، زمانی صورت می گیرد که به دلیل لزوم حفاظت های موقتی و یا به دلیل تصمیم بر مطرح کردن کار مرمت عمومی بنا در شرایط تکنولوژیک، اقتصادی و فرهنگی – علمی مناسب تر و غنی تر، حفظ وضع موجود در مقایسه با همه ی امکانات و روش های شناخته شده، تنها راه پیش رو به نظر آید و به قید احساس مسؤولیت ترجیح داده شود.
یادآوری این نکته را لازم دانیم که مرمت حفاظتی ( یا استحفاظی )، هر آینه در کلیت و به قید موقتی بودن – پیشگیر آسیب ها و ویرانی های جاری بودن – در نظر گرفته شود، با مرمت معماری به معنای عام، مشابه دانسته تواند شد.
الف- عامل ها و پدیده هایی که معمولا موجب فرسودگی بناهای تاریخی یا قدیمی ارزشمند می شوند و معمولا ذاتی بنا هستند، با اختلاف زمانی کمی از تاریخ ساخت بنا به میدان می آیند و به تعبیری که زمینه علمی دارد، موجب زنده ماندن بنا در گستره ی طبیعی آن می شوند. حذف استمرار وجود و کارآیی این عامل ها و پدیده ها، در بسیاری از موارد، به معنای حذف زندگی روزمره بنا به شمار می آید.
ب- هرآینه حفاظت بنایی ارزشمند مورد نظر باشد، نخستین پرسشی که به میان می آید این تواند بود: حفاظت از چه، برای چه مدتی و به کدام بها؟ و در این شرایط است که، چنان که پیش تر نیز اشاره کردیم، باید مرمتگر به این پرسش پاسخ دهد که امر حفاظت مورد نظر را، در گستره زمانی، چگونه می بیند: این کار را مرحله ای نخستین می داند که به کم ترین مدت زمان می پاید… یا این که حفاظت از بنا و طرح مرمتی اش، ماندگار است و به قصد آرام و راحت دیدن مسؤولیت های مدیریتی تدبیر می شود.
پ- در شرایط کنونی دست رسی مرمتگران معماری، هم به ابزارهای فکری و متدولوژیک و هم به ابزارهای فنی- مکانیکی- ساختاری، بهره وری کنندگان یا کاربرهایی که با تجربه های پیشرفته و مدرن مرمت معماری آشنا هستند، دست کم دو نیاز اصلی را مطرح می کنند: اول، بهره وری از موهبت های هنری و فرهنگی و علمی- تجربی نهفته در معماری های با ارزش در طول زمان زندگی خویش و دوم، عنایت به بازده اقتصادی ای که، در جو کنونی تجربه های مقبول تر جهانگردی علمی- فرهنگی جهانی، می تواند به نفع دو شخصیت متمایز اما پیوسته به یکدیگر عمل کند: از یک سوی، ساکنان و شاغلان محلی و از سوی دیگر، مدیریت های محلی.
2-1-2-2- بازسازی سبکی یا آناستیلوزی
آناستیلوز (آناستیلوزی) یا بازسازی سبک فضای معماری، روشی است که بیش تر در رابطه با خواسته ها و هدف های فرهنگی و تاریخی- سیاسی و کمتر در پیوستگی با مسائل مربوط به کاربرد مستقیم و عینی یا مداخله دادن بنا به صورت زنده در محیط کالبدی آن برای کارآیی های معمولی، به حفظ بقای آن چه از دست زمانه و برخی دشمنی های قومی و نژادی نجات یافته، می پردازد.
بناها یا مجموعه های معماری کهنی که واژه ” آناستیلوزی” برای تعیین نوع طرح مرمتی شان به کار برده می شود، معمولا:
1. متعلق به زمان های بسیار دوراند؛
2. میزان ویرانی آن ها بسیار زیاد است و گاه از سقف ها و از دیوارهایشان جز بخش ها یا عناصر ساختمانی ای محدود بر جای نمانده است؛
3. کاربری آن ها، بس قدیمی و برای امروز زیادی نامتعارف است اما توان برانگیختن خاطره ها و رویدادهایی دور و تنها قابل تصور را دارد؛
4. به هنگام بازشناسی و تعیین و تشخیص هویت تاریخی- کاربردی- هنری- اعتباری آن ها، نیاز به تاریخ و به باستان شناسی بس مبرم است؛
5. به علت متروک ماندن برای مدتی بسیار طولانی، در ذهن ساکنان بومی، بی اهمیت جلوه کرده اند؛ چندان که بومیان برای ساختمان سازی های متداول خویش از مواد و مصالح آن ها استفاده مستقیم کرده اند.
اول- بناها یا مجموعه ها تا آن میزان بازسازی می شوند که، علاوه بر نشان دادن برخی از شاخص های شکلی و ترکیبی بنا ویرانه بودن آن را از فاصله دور – به ویژه – بنمایانند.
دوم- در بازسازی محدود یا نسبی بخش هایی که از بنا ویران شده اند، از تمامی قطعاتی از عناصر ساختمانی که از گذشته به جای مانده اند استفاده می شود. پژوهشگران و طراحان مرمت آناستیلوزی می دانند که در فاصله ای قابل توجه یا بسیار دور از محل بنا ( و حتی درون ساختمان هایی که در فاصله کم یا بیش نزدیک بر پا داشته شده اند) می توانند قطعاتی از مواد و مصالح و عناصر ساختمانی کهن را بیابند و در این امر یعنی باز پس دادن آن ها به مجموعه کهن بس کوشا می شوند.
سوم- در بازسازی قطعه ها یا بخش هایی از بنا که ویران شده است، تقریبا همیشه، با فقدان قطعه هایی رو به رو می شویم که، بدون آن ها، بازسازی ناممکن می شود. در این صورت، پژوهشگران و طراحان برای از میان بردن کاستی ها – از طریق به کار گرفتن قطعه هایی مشابه – اقدام می کنند. در این صورت، شرایط توفیق طرح مرمتی آناستیلوز عبارت اند از: الف- این که، از فاصله دور، بازدیدکنندگان و حتی متخصصان نتوانند بیگانه بودن قطعه اضافه شده بر بنا را تشخیص دهند؛ ب- این که، از فاصله نزدیک، هم متخصصان و نیز بازدیدکنندگان بتوانند، به چشم غیر مسلح، بیگانه بودن قطعه اضافه شده بر بنا را در یابند.
پ- در بعضی از بناهای مرمت شده ممکن است میزان دخالت و تعداد عناصر یا بخش هایی که به بنای اصلی اضافه شده اند از طرف مرمت کننده بعدی افراطی و یا بی مورد تشخیص داده شود. در پی چنین برداشتی به آزاد کردن بنا از عنصری که نسبت به شکل اصلی ساختمان اضافی و نا همگن تشخیص داده شود اقدام می گردد.
2-1-2-3- مرمت تکمیلی، مرمت الحاقی
مرمت تکمیلی زمانی صورت می گیرد که ساختمان مورد نظر، در بخش هایی، دارای کمبود باشد.
2-1-2-4- باززنده سازی یا مرمت تاریخی
در مرمت تاریخی به حفاظت و بازسازی تکمیلی بنا پرداخته می شود. به این ترتیب که نقش تاریخی بنا، متکی بر پژوهش ها و بررسی های تاریخ نگاری و توجه به زمینه ی فرهنگی و مدنی – ملی، تعیین کننده ی چگونگی مرمت خواهد بود. در مرمت تاریخی روابط بین بنا و فضای کالبدی و با محیط اجتماعی- اقتصادی و فرهنگی آن کمتر توجه می شود و در عمل، این نوع باززنده سازی از راه در هم آمیختن آناستیلوزی، آزاد کردن بنا از بخش های غیر اصیل و نا همگن و نیز مرمت تکمیلی، شکل می گیرد.
2-1-2-5- باززنده سازی جامع
باززنده سازی جامع، با توجه به جمیع شرایط و ویژگی ها، در شناخت علمی عوامل و متغیرهای مربوط به بنا و با استفاده از مناسب ترین و نوترین مصالح و وسایل فنی و با قبول مسؤولیت در نو اندیشی و نوـوری های فنی- کاربردی و در پی اندیشه های فلسفی- هنری خاص و نیز در احترام به ارزش ها و مفاهیم مربوط به گذشته بنا، بهترین شرایط را برای بهره گیری از موجودیت بنا در زمان حال فراهم می کند.
2-1-3- بافت های تاریخی :
بافت تاریخی شهر ها جزیی از سرمایه ی ملی و فرهنگی کشور هستند که نه تنها به لحاظ زیبا شناختی و تداوم خاطرات جمعی و هویت بخشی شهر های ما ارزشمند هستند، بلکه محل سکونت و معیشت میلیون ها نفر محسوب می شوند ( کلانتری خلیل آباد ، 1388، 69 ).
با توجه به کثرت مسائل و مشکلات موجود در این گونه بافت ها انتظار نمی رود که سازمان های دولتی و عمومی مربوط ، به تنهایی و بدون مشارکت بخش خصوصی بتوانند به دست آورد های قابل توجهی نائل شوند.لذا ضمن استفاده از ساز و کار های برنامه ریزی مناسب و نیز تجارب و فنون به کارگرفته شده در سایر نقاط جهان و البته سود جستن از مشارکت بخش خصوصی می توان به احیای بافت های تاریخی پرداخت.آن دسته از شهر هایی که بر روابط بازرگانی یا اقتصادی با پشتوانه محیط طبیعی و اکولوژیک متناسب تکیه داشته اند، حتی با از دست رفتن برخی انگیزه های سیاسییا نظامی و غیره با وجود کاهش رونق از بین نرفته و توانسته اند به حیات خود ادامه دهند؛ مانند اصفهان ، قزوین، همدان و شیراز ( کلانتری خلیل آباد 1388، 70 ) .
در تعیین اهداف برای برنامه ریزی مرمت و احیاء از سویی مسائل و مشکلات بافت تاریخی و از سوی دیگر استعداد های بالقوه بافت اهمیت دارد.احیای بافت تاریخی نباید یک جانبه و تنها از جنبه ی ساختاری و کالبدی باشد ، بلکه مطالعات طبیعی ، جمعیتی ، اجتماعی و اقتصادی نیز اهمیت دارد ( کلانتری خلیل آباد 1388، 71 ) .
2-1-3-1- بافت تاریخی قاهره:
با تمرکز قدرت و ثروت در خارج از شهر تاریخی ، به وضعیت ان توجه کافی نمی شود. اجتماعات محلی که استطاعت مالی چندانی ندارند، عامل فرسودگی شهر تاریخی شده اند.بیشتر تخریب ها، آسیب ها و از شکل افتادگی هایی که به شهر تاریخی وارد آمده اند، پیامد ساخت و ساز های مجازی اند که بر پایه ی ضوابط و مقررات قانونی احداث شده اند.جانمایی دقیق ساختمان های نوساز بر روی زمین های بایر یا مخروبه ، باید چنان باشد که بر شان و اهمیت این مجموعه یادمانی تاکید گذارد ( آنتونیو 1998، 70-77) .
2-1-3-2- بافت یزد:
لازمه ی نوآوری وجود سنت است و خلاقیت با نوآوری همواره نسبت به سنت موجود صورت می گیرد ، یعنی نوآوری در ارتباط با سنت بارز می شود. نوآوری و سنت دوروی یک سکه یا در وحدت دیالکتیکی هستند، یعنی وجود هر یک مستلزم وجود دیگری است، سنت و نوآوری تابعی از متغیر های اجتماعی و تاریخی هستند.به فراموشی سپردن بافت تاریخی و سر در گم بودن برنامه ها برای نجات آن از انهدام ، نتیجه عوامل گوناگونی است ، از جمله چند صدایی بودن صاحب نظران و داوری های غیر کارشناسانه و مطلق گرایی که باعث آشفتگی در پیش برد کارها می شود ( وزیری،28 ) .
معماری امروز با ابزارهایی کار می کند که زمانه در اختیار آن گذاشته است، کلیسای جامع