نیست به طور مجانی به کودک شیر دهد؛ بلکه می‌توان از مال کودک درصورتی‌که مال داشته باشد و درصورتی‌که کودک، مالی نداشته باشد و پدر مال داشته باشد می‌تواند از مال پدر حقوق دریافت کند. اگر نه کودک و نه پدر و نه جد پدری هیچ‌کدام مالی نداشته باشند، باید مادر مجانی و تبرعاً به کودک شیر دهد یا زن شیردهی را استخدام کند یا درصورتی‌که زیان نداشته باشد از راه‌های دیگر مثل شیر طبیعی یا شیر خشک استفاده نماید و هزینۀ آن بر عهده مرد خواهد بود.
برای شیر دادن کودک، مادر از دیگران سزاوارتر است؛ درصورتی‌که مادر به‌رایگان یا مقداری که دیگران می‌گیرند یا کمتر، حاضر به شیر دادن نوزاد باشد. مستحب است کودک با شیر مادر تغذیه شود که برکت آن بیشتر است؛ مگر زمانی که جهات دیگر باعث اولویت شیر مادر شود؛ مانند شرافت، بهتربودن شیر غیر مادر و فرومایگی مادر» (امام خمینی، ۱۳۶۹ ، ج3، ص557).
شیرخوارگی کامل دو سال (24ماه) است و می‌توان تا سه ماه از این مدت کاهش داد و هنگام 21ماهگی، کودک را از شیر مادر گرفت؛ ولی در صورت امکان و عدم ضرورت کمتر از آن جایز نیست. شهید ثانی شیر دادن به معنای عام را مستحب و از حقوق نوزاد می‌شمرد؛ اگرچه مادر می‌تواند در برابر این عملِ خود، اجرت دریافت کند.
«برای مادر مستحب است در طول مدتی که برای شیرخوارگی معتبر است به فرزند خود شیر بدهد. این مدت برای کسی که بخواهد دوران شیرخوارگی را تکمیل کند، دو سال تمام است؛ اما اگر بخواهد بر کمترین مقداری که مجزی است بسنده کند، 21ماه او را شیر دهد و کمتر از این مقدار جایز نیست و می‌تواند کودک را پس از دو سال، یک یا دوماه او را شیر دهد؛ اما در برابر مقدار زاید بر دو سال، استحقاق اجرت ندارد. دلیل اینکه مستحب است مادر به نوزاد، شیر دهد آن است که شیر مادر با مزاج و طبع کودک سازگارتر است؛ چون کودک هنگامی که در رحم مادر است از همین شیر که به‌صورت خون است، ارتزاق می‌کند (شهیدثانی، ۱۴۱۶ ، ص139).
دکتر امامی در این زمینه می‌گوید: «بنابر آنچه بیان شد شیر دادن وظیفۀ مادر است؛ اگرچه نمی‌توان او را مجبور کرد؛ اگر اجرت مطالبه شود تکلیف است که از دارایی فرزند پرداخت شود؛ والا باید پدر بپردازد به‌عنوان نفقۀ اقارب و هرگاه پدر نیز نداشته باشد، مادر از باب نفقۀ اقارب ملزم است مجاناً کودک خود را شیر دهد یا به دیگری واگذار کند. به زبان دیگر در اینجا حق کودک در شیر خوردن از مادر است و حق مادر در گرفتن اجرت جهت این شیر دادن حق طرفینی است و تکلیف برای هر دو طرف می‌باشد. شیخ طوسی برآنست که هرگاه زن در قید زوجیت غیر پدر طفل باشد، اجیرنمودن او برای شیر دادن به کودک خود صحیح نیست؛ ولی هرگاه رشتۀ زناشویی پدر و مادر کودک بریده شود، اجیر نمودنش از طرف پدر صحیح است. درمجموع باتوجه‌به مباحث مطرح‌شده می‌توان گفت:
اولاً نظر به اینکه صغیر دارای قوای جسمانی و دماغی ضعیف و نارس است، نمی‌تواند از خود حفاظت نماید و مستقلاً زندگی کند و نیازهای اولیه خود را برطرف نماید؛
ثانیاً عنایت به اینکه خداوند منان شیر را قبل از تولد نوزاد به‌عنوان مادۀ غذایی آماده نموده؛
ثالثاً توجه به اینکه شیر از آنِ صاحب شیر که پدر بچه است می‌باشد و نفقۀ نوزاد در شرایط یادشده بر پدر واجب است.
رابعاً نیازهای روحی و عاطفی مادر و نوزاد در شیر دادن مادر به نوزادش تأمین می‌شود.
هیچ غذایی برای کودک بهتر از شیر مادر نیست. شیر دادن فرزند بر مادر واجب است؛ به‌خصوص در چند روز اول که شیر مادر آغوز است؛ اگرچه مادر می‌تواند در برابر اقدام به شیر دادن، اجرت مطالبه نماید که باز همین طلب اجرت نیز در صورت جمع‌شدن شرایطی که بیان شد (نبود پدر، مال‌نداشتن نوزاد یا پدر و نبود مرضعه‌ای جهت شیر دادن نوزاد، درنتیجه و بالاخره تعیین و تنها منبع مشخص نقش مادر در تغذیه نوزاد) منتفی خواهد بود.
والدین باید توجه داشته باشند که نوزاد شیرخوارشان حقی بس عظیم بر گردن آنان دارد. بر پدران لازم است که امکانات رفاهی را برای مادران شیرده فراهم نمایند و به‌ویژه به تغذیۀ آنان اهمیت دهند. مادران شیرده نیز باید در دوران شیردهی کاملاً مراقب خود باشند تا کیفیت شیر نوزاد خوب و مناسب باشد و آنان باید در حال عصبانیت و هیجان شدید یا ابتلاء به مرضی که از طریق شیر به فرزند منتقل می‌شود، از شیر دادن پرهیز نمایند.
با آنکه اهمیت شیر مادر از ابتدای خلقت بشر معلوم و آشکار بوده، ولکن متأسفانه با تبلیغات کذب شرکت‌ها و کارخانه‌های تولیدکنندۀ شیرخشک و غذاهای کودک که همه‌وهمه جهت به جیب‌زدن منافع مادی و زیرپاگذاشتن اخلاقیات صورت می‌گیرد، مردم، هر روز بیشتر به سمت این مادۀ غذایی خالی‌از‌احساس و عواطف مادری روی می‌آورند و ظرف یک دهه شیرخشک جهان را به تصرف خود در خواهد آورد. خساراتی که از این راه متوجه بشر شده، کم‌شدن رابطۀ عاطفی و مهر و محبت و عشق در خانواده‌ها میان مادر و فرزند و فرزندان نسبت به همدیگر است و چنان‌که پیش‌تر بیان شد هر چه استحکام خانواده‌ها متزلزل گردد به تبع آن جامعه دچار تزلزل و به سمت خالی‌شدن عواطف و مهرورزی‌ها و محبت‌ها پیش می‌رود. به بیان دیگر، از شخصیت‌ها و ارزش‌های انسانی که وجه تمایز نوع انسان با انواع دیگر است فاصله می‌گیرد. مسلماً جامعه‌ای که در آن معنویت، محبت و دوستی که از ارکان جامعۀ انسانی است نباشد، بدون استفاده خواهد بود. شهریار می‌گوید:
ما را عواطف این‌همه از شیر مادر است
در طفلی، آنچه دیده بشر مهر مادری
این رقتی که در دل و شوری که در سر است
تحویل می‌دهد به بزرگی به دیگری
(شهریار، ۱۳۶۹ ، ص 267)
نکتۀ مهم در شیر دادن که باید مورد توجه والدین به‌خصوص مادر قرارگیرد، توجه و عنایت به معنویات هنگام شیر دادن است. مادر باید در دوران شیردهی از خوردن غذای حرام بپرهیزد؛ از گناهان دوری کند؛ حتی‌المقدور با وضو به بچه شیر دهد؛ «بسم‌الله الرحمن الرحیم» را در ابتدای شیر دادن ذکر کند و بالاخره با توجه قلبی و خالصانه به خداوند بزرگ به پرورش معنوی فرزند خود کمک کند. شیر مادر در خلق‌وخوی فرزند آثار غیرقابل انکاری می‌گذارد.
انتخاب زن شیرده و صفات آن:
صاحب جواهر می‌فرماید: «هیچ مخالفی در امامیه در این فتوا نیافتم» (نجفی، ۱۳۹۲ ، ج 31، ص 272). ایشان معتقدند که شیر دادن مادر به نوزادش امری مستحب است. حال او می‌تواند از این وظیفۀ مستحب سر باز زند و به عللی مانند شرافت، بهتر بودن شیر غیرمادر و فرومایگی، می‌تواند شیر غیرمادر اولویت داشته ‌باشد. بر پدر و مادر لازم است که زن شیردهنده‌ای را برای نوزاد انتخاب کنند که دارای صفات پسندیده و نیک و اخلاق حمیده باشد؛ چنان‌که امام صادق (ع) می‌فرماید: «انظرو من ترضع اولادکم فان الولد یشب علیه» یعنی: بنگرید که چه کسی فرزند شما را شیر می‌دهد؛ زیرا فرزند شما با آن شیر رشد می‌کند و پرورش می‌یابد (کلینی، ۱۳۶۷ ، ج 6، ص 44).
امام خمینی (ره) در تحریرالوسیله می‌فرماید: «مستحب است که برای شیر دادن کودک، بانویی مسلمان، عاقل، عفیف، باشخصیت، دارای اوصاف نیک انتخاب شود؛ چراکه شیر دارای تأثیر فراوان در کودک شیرخوار است» (بی‌آزار شیرازی، ۱۳۷۷ ، ج 3، ص 108). چنان‌که تجربه نشان داده ‌است و پیامبر (ص) می‌فرماید: «زن ابله و نابینا را برای شیر دادن انتخاب نکنید؛ چراکه شیر، صفات زن را به کودک منتقل می‌کند.» صاحب جواهر نیز می‌گوید: «اگرچه مادر سزاوارتر از هر کسی ‌است برای شیر دادن نوزاد و من در آن خلافی ندیدم (حکم به سزاوارتر بودن شیر مادر)» (نجفی، ۱۳۹۲ ، ج31، ص280).
شایسته است دانسته شود که حکم به مستحب‌بودن ارضاع توسط مادر جایی ‌است که امر دایر شود بین مادر و غیرمادر (مادر و غیرمادر ازهرحیث مساوی باشند) و الا اگر عوارض و خصوصیاتی اولویت شیر غیرمادر را اقتضاء کند (مانند شرافت و پاکی شیر غیرمادر و فرومایگی و پلیدی مادر از قبیل اینکه ذمی یا مجوسی باشد یا دامنش ناپاک و آلوده باشد) باید کودک را از جهت ارضاع، به غیرمادر سپرد. اولویت مادر چنان‌که گفته ‌شد در صورت تساوی مرضعات از هر جهت است (نجفی، ۱۳۹۲ ، ج31، ص280).
فرض:
در فرضی که مادر از شیر دادن نوزاد خودداری کند یا اجرتی بالاتر از اجرت دیگران طلب کند آیا حق حضانت نوزاد نیز از مادر ساقط می‌شود یا خیر؟ در اینجا میان فقهاء اختلاف است. شهید اول می‌فرماید: «ولو طلبت زیاده جاز للاب انتزاعه منها و تسلیمه الی‌الغیر» یعنی: اگرمادر اجرتی زیادتر از دیگران طلب کند برای پدر جایز است که کودک را از او بگیرد و به دیگری بسپارد (شهید اول، ۱۳۷۲، ص176).
در آنچه از این عبارت شهید اول برداشت می‌شود شهید ثانی می‌فرماید: «از این تعبیر مصنف (شهید اول) که پدر می‌تواند کودک را از مادر بگیرد و به دیگری بسپارد می‌آید که حضانت مادر در این فرض ساقط می‌شود و این یکی از دو قولی است که در این باب وجود دارد، وجه سقوط حق حضانت آن است که اولاً جمع میان نگهداری و پرستاری مادر از کودک و اینکه دیگری عهده‌دار شیر دادن به او باشد مستلزم حرج و مشقت است؛ ثانیاً ظاهر روایتی که داوودبن‌حسین از امام صادق نقل کرده ‌است، سقوط حق حضانت است. (عاملی، 1388 ، باب 81، حدیث 1). در این روایت آمده‌ است: «اگر پدر، کسی را یافت که در برابر چهار درهم، کودک را شیر دهد و مادر کودک گفت من به کمتر از پنج درهم او را شیر نمی‌دهم، پدر حق دارد کودک را از مادر بگیرد.» به نظر ما اقوی آن است که حق حضانت برای مادر باقی است؛ چون تلازمی میان حضانت و شیر دادن وجود ندارد که به انتفاء دیگری نیز منتفی شود. بنابراین مرضعه (زنی که عهده‌دار شیر دادن بچه است) در صورت امکان نزد مادر می‌ماند و بچه را شیر می‌دهد و در صورت عدم امکان، تنها هنگام شیر دادن کودک او را نزد مرضعه می‌برند و در بقیه ساعات نزد مادر باقی می‌ماند و اگر هیچ‌یک از این امور ممکن نبود، قول به سقوط حق حضانت موجه است (به خاطر لزوم حرج و ضرر) که طفل یا پدر یا کسی که کودک را جابه‌جا می‌کند، متحمل می‌شود.
صاحب جواهر که در کتابش به شرح شرایع‌الاسلام محقق حلی پرداخته ‌است می‌گوید: «در این موقع (زمانی که نوزادی به دنیا آمد مادر طلب اجرت برای شیر دادن می‌نماید) اگر غیرمادر حاضر به شیر دادن به نوزاد مجاناً شود و مادر نیز به شیر دادن مجانی راضی باشد خوب معلوم است که مادر سزاوارتر به شیر دادن است و اما اگر مادر راضی به شیر دادن مجانی نباشد برای پدر است که نوزاد را به زن شیردهنده غیر مادر که مجاناًً حاضر به شیر دادن شده است بسپارد.» ظاهر کلام مصنف سقوط حضانت مادر را می‌رساند؛ همان طور که جزم مصنف به سقوط حضانت را خواهید شنید و به زودی به تفصیل خواهد آمد. اما بحث در این فرض است که اگر مادر با وجود زن شیردهنده که کمتر از او طلب اجرت می‌کند از تسلیم فرزند به پدر خوداری نماید آیا حق وی (مادر) اصلاً ساقط می‌شود؟ چون‌که در این فرض به‌عنوان یک غیرمادر محسوب می‌شود که می‌خواهد فرزند را شیر دهد یا اینکه به اعتبار طلب اجرت زیادی به نسبت اضافی که مطالبه می‌کند حق او ساقط می‌شود. دو وجه است:
1-ظاهر کلام اصحاب و نصوص وارده از روایات این است که اصلاً حق شیر دادن در این فرض ساقط می‌شود و علت آن عدم اذن پدر به شیر دادن بچه است که شرعاً جایز نیست؛ یعنی از نظر شرع زن برای شیر دادن (حتی مادر) باید مأذون باشد.
2-احتمال قوی هم وجود دارد که حق شیر دادن به‌طور کلی ساقط نشود؛ زیرا اجماع فقهاء بر عدم این قول نیست (فقهایی هستند که این نظریه دوم را داده‌اند)؛ بلکه می‌توان از نصوص وارده و فتوی کمک گرفت؛ البته قابل تأمل است؛ تأملی نیکو لازم دارد (نجفی، ۱۳۹۲، ج31، ص305).
پس، از ظاهر کلام فقهاء و صاحب شرایع‌الاسلام محقق حلی سقوط حق شیر دادن مادر است؛ درصورتی‌که زن شیردهنده‌ای پیدا شود که مجاناً شیردهد. اما از بعضی از علماء عامه و حتی از فقهاء ما (امامیه) نقل شده است که در فرض رضایت مادر به شیر دادن نوزاد با اجرت‌المثل‌ها (اجرت‌المثل چنین‌کاری در عرف و در برابر اجرت‌المسمی است و آن عبارت از مزدی است که معمولاً مردم در برابر انجام‌دادن کاری به