بگوید همه چیز فقط ناشی از شرطی شدن ما و پاداش و تنبیه‌های بیرونی است.  بخش‌های زیادی از نگاه ما به بیرون، نحوه‌ی تحلیل ما، ارزیابی ما از محیط و …،باتغییر نگرش و ذهنیت ما می‌تواند تغییر کند. نیمه پر لیوان را ببین، منفی‌بافی نکن، پایان شب سیه، سپید است.  اینها و بسیاری موارد مشابه، پیام‌هاییهستند که افراد آنها را به عنوان خوش‌بینی در نظر می‌گیرند و سعی می‌کنند با درپیش‌گرفتن آنها دیدگاه خود و دیگران را نسبت به زندگی مثبت‌تر کنند، اما به نظر بسیاری از روان‌شناسان متخصص در این حوزه، اینالقاهای فکری تنها جلوه‌هایی سطحی از مفهوم خوش‌بینی هستند.  به اعتقاد روان‌شناسان، خوش‌بینی در سطح عمیق و پایدار مستلزم یک گونه خاص از ادراک و تبیین وقایع پیرامونی است.  در این بخش می‌کوشیم از منظر علمی و به گونه‌ای عمیق‌تر به این مفهوم بپردازیم و البته آن را با ارائه پاره‌ای راهکارها و نیزیکتست  خودسنجی همراه خواهیم ساخت.

خوش‌بینی چیست؟

خوش‌بینی به طور ساده عبارت است از انتظار فرد برای اینکه با وجود همه موانع و سختی‌ها همه چیز

درست خواهد شد و شرایط فعلی لزوماً فاجعه‌آمیز نیست.  به همین دلیل خوش‌بینی رابطه نزدیکی با مفهوم امیددارد.  با این حال، امید به طور ویژه به رخدادهای آینده نظر دارد حال آنکه خوش‌بینی، تعبیر و تفسیر مثبت وقایع ناخوشایند فعلی را نیز در بر می‌گیرد.

آیا خوش‌بینی یک صفت است که بعضی از افراد آن را دارا هستند و بعضی دیگر نه؟ یایک الگوی فکری قابل آموزش و یادگیری است؟  عده‌ای معتقدند که اصولاً بعضی افراد به لحاظ ویژگی‌های شخصیتی خوش‌بینهستند و عده‌ای بدبین. اما عده‌ای نیز معتقدند که خوش‌بینییک نوع شیوه تعبیر و تفسیر رویدادهایا تجربه‌ایمنفی و مثبت است و تا حدود زیادی قابل یادگیری است.  خوش‌بینی، همانند امید، به معنای آن است که فرد انتظاری قوی داشته باشد، انتظاری در این جهت که علی‌رغم وجود موانع و دلسردی‌ها در مجموع زندگی،همه چیز درست خواهد شد.  از دیدگاه هوش هیجانی، خوش‌بینی نگرشی است که افراد را در رویارویی با رویدادهای دشوار، در مقابل افتادن در گرداب بی‌تفاوتی، ناامیدی و افسردگی، مقاوم می‌سازد.  خوش‌بینی همانند امید، که خویشاوند نزدیک آن است، زندگی ما را پربار می‌سازد.

شیوه تفکـــر خوش‌بینانه

اگر با یکی از دوستانتان قرار بگذارید که ساعت 6 عصر با شما تماس بگیرد و او این کار را نکند، چه فکری در ذهنتان تداعی می‌شود.  شاید  فکر کنید که او دیگر به این دوستی‌ علاقه‌ای ندارد، زیرا من برایشهمیشه کسل کننده‌ بوده‌ام.  در این صورت چه احساسی خواهید داشت؟  قطعاً چنین تفکری موجی از غم و افسردگی و احتمالاً خشم به دنبال خواهد آورد، ولی اگر فکر کنید که شاید مشکلی برایش پیش‌ آمده، باید تماس بگیرم و در این مورد مطمئن شوم، در این صورت چه احساسی خواهید داشت؟  حداقل آرام‌تر خواهید بود و بهتر موضوع را مورد بررسی قرار می‌دهید.

سلیگمن و بسیاری از روان‌شناسان اجتماعی معتقدند که وقتی ما با یک رخداد بیرونی اعم از مثبت یا منفی مواجه می‌شویم بلافاصله‌ می‌کوشیم تا آن را علت‌یابی کنیم، چرا که یافتن علت در یک دید تکاملی اهمیتفوق‌العاده‌ای برای انسان دارد و ربطی به سن، جنسیت و نژاد ندارد.  حتییک کودک خردسال هم در مورد نحوه رفتار والدین با خود به بررسی ذهنی می‌پردازد و از آن نتایجی می‌گیرد. سلیگمن خوش‌بینی را عبارت از شیوه‌ای می‌داند که افراد، موفقیت‌ها و شکست‌های خود را برای خودشان تعریف می‌کنند، افرادی که خوش‌بین هستند شکست را چیزی می‌بینند که می‌توانند آن را تغییر دهند و می‌توانند در نوبت بعدی موفق شوند، در حالی که افراد بدبین به خاطر شکست خود را سرزنش می‌کنند، آن را به خصیصه‌ای دیرپا در وجود خود، نسبت می‌دهند که قادر به تغییر آن نیستند.  این توضیحات متفاوت، بر نحوه پاسخگویی افراد به زندگی تأثیرات آشکاری باقی می‌گذراند.  برای مثال، در واکنش نسبت به یک ناامیدی مانند کنارگذاشته شدن از شغل، افراد خوش‌بین به صورتی فعال و امیدوار پاسخ می‌دهند، برنامه‌ایبرای فعالیت طرح‌ریزی می‌کنندیا در جست‌و جوییافتن کمک و راهنمایی بر می‌آیند؛ آنان مانع را چیزیمی‌بینند که می‌توانند آن را کنار بزنند.  در مقابل، افراد بدبین با این موانع با این فرض برخورد می‌کنند که نمی‌توانند در مورد آنها کاری انجام دهند تا آنکه دفعه بعد کارها را بهتر انجام دهند و از این رو، کاری برایحل مسئله انجام نمی‌دهند، آنها مانع را نوعی کاستی فردی محسوب می‌کنند که همیشه آنان را آزار خواهد داد .

می‌توان عوامل را از سه جنبه طبقه‌بندی کرد:

الف) عوامل بیرونی در برابر عوامل درونی

ب) عوامل پایدار در برابر عوامل گذرا

ج) عوامل کلی در برابر عوامل خاص

اجازه دهید این موضوع را با ذکر یک مثال دنبال کنیم.  فرض کنید دو دانش‌آموز نمره بدی را در یک درس گرفته‌اند.  آنها حتی اگر به دیگران هم نگویند بلافاصله در ذهن خود مشغول یافتن علتی برای آن می‌شوند.  به علت‌شناسی آنها توجه کنید:

دانش‌آموز اول:

سؤالات امتحان خوب طرح نشده بود (بیرونی))

من برای این درس خیلی آماده نبودم (خاص))

خیلی درس نخوانده ‌بودم. (گذرا))

سایر درس‌هایم خوب است پس با تلاش می‌توانم در این درس هم نمره خوبی بگیرم (ناپایدار))

دانش‌آموز دوم:

من آدم بی‌دقتی هستم (درونی))

نمرات خوب من در سایر درس‌ها هم از روی شانس بود (عام))

اصولاً شایستگی لازم را برای درس خواندن ندارم، بنابراین تلاش فایده‌ای ندارد.  (ثابت))

همان‌طور که می‌بینید، دانش‌آموز اول (خوش‌بین) در تبیین نمره بد خود به عوامل بیرونی خاص و گذرا

(ناپایدار) توجه می‌کند ولی دانش‌آموز دوم همه را به مسائل درونی، عام و ثابت شخصیتی نسبت می‌دهد که این موجی از ناامیدی را به دنبال خواهد داشت. به همین ترتیب می‌توان به تبیین اتفاقات خوشایند زندگی پرداخت. افراد خوش‌بین اتفاقات خوشایند مثل کسب یک موفقیت را به عوامل درونی، عام و پایدار نسبت می‌دهند و افراد بدبین بالعکس موفقیت‌های خود را به پای عوامل بیرونی مثل شانس و کمک دیگران، می‌گذراند.

پایه‌های نظری چنین موضوعی آن‌قدر قوی است که بر اساس چنین شیوه تفکری می‌توان موفقیتیا عدم موفقیت افراد در زندگی‌شان را تخمین زد.  همان‌طور که سلیگمن آن را در مورد موفقیت تیم‌های ورزشیمورد بررسی قرار داد و دریافت که تیم‌های موفق از این سبک‌های تبیینی خوش‌بینانه در بررسی علت موفقیت یا شکست خود بهره می‌برند.

 

خوش‌بینی یا ساده‌لوحی

“آلِن کار”، روان‌شناس، اشاره می‌کند که تا قبل از دهه 1970 و با  الهام از عقاید «فروید» خوش‌بینی ویژگی‌ای بود که افراد به اجبار در خود به وجود آورده بودند و به همین دلیل در واقع خوش‌بینییک نقص روان‌شناختی بود.  از نظر فروید، انسان که بیش از همه تابع غرایز خود است برای هماهنگی با جامعه دست از غرایز خود بر می‌دارد، با این دلخوشی که خداوند در آینده به او پاداش خواهد دادبعد از دهه 1970، پژوهش‌های بسیاری نشان داد که خوش‌بینی پیامدهای روان‌شناختی مثبت بسیاری برای

خود به همراه دارد و همین امر سبب شد تا نگاه منفی به خوش‌بینی به یک نگاه مثبت تبدیل شود.  اما هم اکنون نیز خرد جمعی، خوش‌بینی بیش از حد را قابل قبول نمی‌داند و آن را معادل ساده‌لوحی می‌پندارد.  اینامر در متون علمی نیز مورد توجه قرار گرفته و از آن تحت عنوان خوش‌بینی غیرواقع‌بینانهیا ” امید واهی” ویا “خوش‌خیالی” نام می‌برند.  افراد خیلی خوش‌بین تصور می‌کنند که رویدادهای منفی که برای دیگراناتفاق می‌افتد، برای آنها رخ نخواهد داد و همین ویژگی موجب می‌شود که آنها به اندازه کافی احتیاط نکنند.

وینیتی (1987) که پژوهش‌هایی را در مورد افراد با خوش‌بینی غیر واقع‌بینانه انجام داده است، اعتقاد دارد که چهار عامل شناختی سبب ایجاد چنین حالتی در این افراد می‌شود که عبارتند از:

1- این افراد در تجارب شخصی خود کمتر با مشکلات مواجه شده‌اند.

2- آنها باور دارند که با اقدام‌های فردی می‌توان از مشکل پیشگیری کرد.

3-آنها معتقدند که اگر تاکنون مشکلی به وجود نیامده در آینده هم به وجود نخواهد آمد.

4- آنها تصور می‌کنند که اصولاً مشکل زیادی وجود ندارد.

در واقع آنها با این شیوه تفکر به نوعی خودفریبی دست می‌زنند.  خوش‌بینی غیرواقع بینانه علاوه بر عدم احتیاط به اندازه کافی، مشکلات دیگری نیز به همراه دارد. بسیاری از این افراد تصور می‌کنند تغییر کردن بسیار سریع و آسان است.  مثلاً فردی که تصمیم به کاهش وزن می‌گیرد، تصور می‌کند قادر است در مدت 48 هفته درمان، 55 کیلو وزن کم کند.  در حالی‌که اگر او بعد از طی این دوره درمانی 17 کیلو وزن کم کند به نتیجه قابل قبولی دست یافته است.  اما چنین فردی به دلیل انتظارات غلط اولیه این موفقیت را نادیده می‌گیرد.  از آن بدتر اینکه این افراد تصور می‌کنند اگر قادرند وزن خود را کم کنند، پس می‌توانند شغل بهتری هم داشته باشند یا با فرد خوبی نیز آشنا شوند.  عدم دستیابی به همه این انتظارات سبب احساس ناکامی و ناامیدی می‌شود و موجب می‌گردد که فرد از ادامه برنامه تغییر منصرف شود.  نمونه رایجی از این مورد در مورد روان‌درمانییا حتی درمان‌های پزشکی رخ می‌دهد.  بعضی افراد با تصورات غلطی در مورد میزان بهبود و تغییر وارد فضای درمان می‌شوند ولی وقتی تصور آنها برآورده نمی‌شود حتی گاهی بیش از پیش احساس ناراحتی می‌کنند. اینها که همه تحت عنوان امید واهی نیز مطرح است ناشی از ارزیابی ناکافی از میزان سختی تغییر، اهداف

غیرواقعی و مهارت‌های مقابله‌ای ضعیف است.  برای اینکه امید واهی به امید واقعی و خوش‌بینی تبدیل شود، بایدیاد بگیریم که میزان سختی تغییرات در خود را به طور صحیح تعیین کنیم تا بتوانیم اهداف واقعی را انتخاب کرده و انتظارات منطقی را شکل دهیم.  همچنین باید مهارت‌های مقابله مؤثر با رخدادها را بیاموزیم. بنابراین بطور خلاصه، اگر چه خوش‌بینی یک پدیده واقعی و مثبت است، اما اگر با شعارهای توخالی اشتباه گرفته شود، مساوی با ساده‌لوحی خواهد بود. صرف گفتن و تکرار افکار شادی‌آور مثل «من انسان فوق‌العاده‌ای هستم» یا «همه مرا دوست دارند» و یا«زندگی من روزبه‌روز بهتر می‌شود» بدون اینکه به بررسی واقع‌بینانه اتفاقات بپردازیم، تنها گریز از واقعیت و شانه خالی کردن از مسئولیت است و تنها فایده آنها یک احساس خوب و دلنشین برای مدتی کوتاه است و به حل مشکلات آتی یا یک شیوه زندگی مطلوب نخواهد انجامید.

 

پیامدهـــای خوش‌بینی

خوش‌بینی با پیشرفت بهتر در تحصیلات دانشگاهی، عملکرد ورزشی، سازگاری شغلی و خانوادگی همراه

است.  از نظر پترسون و بارت، خوش‌بینی، حتی بهتر از آزمون‌های استعداد تحصیلی، عملکرد در دانشگاه را پیش‌بینی می‌کند. خوش‌بینی همچنین می‌تواند رضایت از زندگی خانوادگی درازمدت را پیش‌بینی کند.  این افراد در برابر فقدان‌ها و ناکامی‌ها نیز عملکرد بهتری دارند و با آنها بهتر کنار می‌آیند.  این افراد در مجموع از سلامت جسمی و روانی بیشتری برخوردارند.  در واقع افراد خوش‌بین دارای ویژگی‌های رفتاری و روان‌شناختی هستند که آنها را به داشتن چنین موفقیت‌هایی سوق می‌دهد.

 

خاســـتگاه خوش‌بینی

نقش عوامل ژنتیکی: عده‌ای اعتقاد دارند که خوش‌بینییک ویژگی ارثی است و ما ذاتاً خوش‌بینیا بدبینمتولد می‌شویم و برای اثبات ادعای خود به شباهت دوقلوهای همسان اشاره می‌کنند.  با وجود این، شواهد بسیاری وجود دارد که نشان می‌دهد ژن خاصی برای خوش‌بینی وجود ندارد و وراثت بیشتر نقش غیرمستقیمدر ایجاد خوش‌بینی دارد.  به این ترتیب که ژن‌ها با ایجاد ویژگی‌هایی مثل هوش یا جذابیت ظاهری، فرد را در معرض موفقیت بیشتر قرار می‌دهند و خوش‌بینی را در او تقویت می‌کنند.

والدین: والدین از چند طریق می‌توانند پایه‌های خوش‌بینی یا   بالعکس بدبینی را در کودکان بنا نهند.  به ویژه در سال‌های نخست زندگی، کودکان در مقابل واکنش والدین به حوادث و رخدادهای بیرونی به شدت حساس و کنجکاو هستند و از آنها