نظر آیزنک (1998)که معتقد است‏ شاید چیزی است به نام«برون‏گرایی با ثبات ‏»سازگار است‏ (فرانسیس، 1999). دنیو و کوپر (1998) و آرگایل، مارتین و لو (1995)با انجام مطالعات مختلف همبستگی برون‏گرایی و شادی را به ترتیب 22%و 45/0 گزارش کرده‏اند (آرگایل، 1382).
هدی و همکاران (1985)در مطالعه‏ای طولی در استرالیا نشان دادند که افراد برون‏گرا به احتمال خیلی زیاد رویدادهای مثبت بیشتری را در زندگی، کار و با دوستان خود تجربه می‏کنند و مگنوس ‏، داینر و پاوت ‏ (1993) نیز در مطالعه‏ای طولی در آمریکا نتایج مشابهی به دست آوردند. هر دوی این مطالعات نشان دادند که افراد روان‏نژند نسبت به‏ رویدادهای منفی زندگی آسیب‏پذیرتر هستند و برون‏گرایی باعث‏ واکنش مثبت به رویدادهای منفی زندگی می‏شود (به نقل از آرگایل، 1382).
لارسون ‏و کتلار (1991)در تحقیقات خود دریافتند که‏ واکنش برون‏گرایان (نسبت به درون‏گرایان)به محرک‏های مثبت‏ قوی‏تر است. آرگایل و لو (1990)دریافتند که برون‏گراها مهارت‏های اجتماعی خاصی دارند که آنهارا جرأتمندتر و مشارکت‏کننده‏تر می‏سازد و آنها را قادر می‏سازدکه بهتر به‏ مدیریت ارتباطشان بپردازند. برون‏گراها به دلیل جرأتمندتر بودن‏ شادتر هستند (الیاسی، 1385).
2-کمک کردن و نوع‏دوستی. یکی از منسجم‏ترینیافته‏های‏ روانشناسی این است که وقتی افراد احساس شادی می‏کنند، بیشتر راغب می‏شوند به دیگران کمک کنند (مایرز، 2004). نتایج‏ تحقیقات مختلف نشان می‏دهد که مردم شاد به سایر مردم و مشکلات اجتماعی علاقه‏مند هستند و علاقه کمتری به دنیای درونی‏ و یا مشکلات شخصی خود دارند. ریمالند (1982، به نقل از آرگایل، 1382: 93)با مطالعه روی 2000 نفر دریافت‏ که بین درجات شادمانی و عدم خودخواهی ارتباطی قوی وجود دارد.
3-توافق اجتماعی و وظیفه‏شناسی. این دو متغیر دارای‏ همبستگی مثبت با شادمانی هستند، ولی سطح
معنی‏داری آنها کمتر ازسطح معنی‏داری دوعامل برون‏گرایی و روان‏نژندی است. فارنهام و چنگ ‏ (1997) در تحقیقات خود دریافتند که همبستگی‏ شادی با وظیفه‏شناسی 31% می‏باشد و چنین فرض می‏شود که‏ ارتباط بین این دو متغیر با شادمانی به اینکه آیا افراد دارای این‏ صفات در محیطهای خاص با پاداش مواجه می‏شوندیا نمی‏شوند، بستگی دارد (مرادی و همکاران، 1384).
4-روابط مثبت با دیگران. توانایی برقراری روابط مثبت با دیگران، جزء مهمی از سلامت روانی تلقی
می‏شود. کامان ‏و فلت ‏ (1983به نقل از آرگایل، 1382: 23)دریافتند که مردم شاد احساس نزدیکی بیشتری با دیگران‏ دارند، احساس اعتماد و مورد علاقه بودن می‏کنند، بیشتر علاقه‏مندند با دیگران باشند و احساس تنهایی نمی‏کنند.
مردم شاد نه تنها تعامل اجتماعی بیشتری با دیگران دارند، بلکه‏ کیفیت ارتباطات آنها بهتر است. نتایج چندین مطالعه نشان داده‏ است که مردم شاد همدیگر را بیشتر دوست دارند و بیشتر به وسیله‏ دیگران دوست داشته می‏شوند و کسانی که وقت بیشتری را با آنها می‏گذرانند، می‏گویند با هم دوست دارند آنها را ملاقات کنند. افراد شاد به احتمال بیشتری تن به ازدواج می‏دهند و از کودکانشان‏ بهتر نگهداری می‏کنند. بنابراین‏ شادی اشتیاق انسان‏ها را برای پرداختن به فعالیت‏های اجتماعی‏ افزایش می‏دهد و می‏توان گفت شادی ابراز شده، یک چسب‏ اجتماعی است که روابط را تسهیل می‏کند (ریو، 1381: 117).
2-3- پیشینه تحقیق
2-3-1 نتایج تحقیقات انجام شده در ایران
– در پژوهشی که توسط علی محمدی و جان بزرگی (1387) با عنوان بررسی رابطه بین شادکامی با جهت گیری مذهبی و شادکامی روانشناختی و افسردگی به این نتیجه رسیدند که بین شادکامی دینی و شادکامی روانشناختی رابطه مثبتی وجود دارد و بین شادکامی دینی و افسردگی بک یک همبستگی منفی وجود دارد.
– در پژوهشی که توسط سید حسینی (1386) با عنوان «بررسی رابطه بین حس شوخ طبعی و درونگرایی – برونگرایی در دانشجویان رشته روانشناسی دانشگاه آزاد نکا» انجام پذیرفت نتایج نشان داد که بین برونگرایی و درونگرایی و حس شوخ طبعی رابطه وجود دارد ولی بین برونگرایی و شوخ طبعی رابطه معنی داری وجود دارد و افراد برونگرا در برابر شوخ طبعی تمایل بیشتری دارند، مورد تأیید واقع شده است.
– در پژوهشی که توسط گری (1386) با عنوان «بررسی رابطه بین ویژگی های شخصیتی (برونگرایی – درونگرایی) با میزان پرخاشگری جوانان 24-18 ساله شهرستان آق قلا» صورت پذیرفت، نتایج نشان داد که بین ویژگی های شخصیتی درونگرا و برونگرا با میزان پرخاشگری جوانان پسر 24-18 سال رابطه وجود دارد.
– در پژوهشی که توسط کیخا (1386) با عنوان «بررسی رابطه بین خوشبینی و سلامت روانی دانشجویان دختر دانشگاه امام حسین (ع) شهرستان ساری» که روی 63 نفر از دانشجویان دختر انجام پذیرفت، نتایج نشان داد که بین خوش بینی و سلامت روانی همبستگی معنادار است در واقع هرچه خوشبینی فرد بالاتر باشد میزان اختلال در سلامت عمومی کمتر است. بین خوشبینی و اضطراب همبستگی منفی و معنادار وجود دارد. به عبارت دیگر هر چه خوشبینی بیشتر، اضطراب کمتر خواهد بود. بین خوشبینی و اختلال در کارکردهای اجتماعی همبستگی منفی و معناداری وجود دارد. بین خوشبینی و افسردگی همبستگی منفی و معنادار است.
– کیرکگارد نیز با بررسی صفات شخصیت، منبع کنترل و رضایت شغلی ماموران پلیس برلین به این نتیجه رسید که آزمودنی ها با سطح بالای رفتار تیپ Aو مکان کنترل درونی حداقل فشار روانی و بیشترین رضایت را نشان دادند، حال آنکه آزمودنی هایی با سطوح بالای رفتار نوع A و منبع کنترل بیرونی نسبت به کنترل نیروهایی که به سلامتی و رضایت می‌انجامد، احساس تهدید و ناتوانی کردند. آزمودنی‌های تیپ B و بامنبع کنترل درونی از نظر جسمانی و روانی سالم تر بودند ولی آزمودنی‌های نوع B و با منبع کنترل بیرونی، هیجان زده بودند (معمار، 1384).
-رابینسن – ویلن ، کیم ، مک کالوم و کلی کلت گلاسر (1997) دریافتند که عامل خوشبینی فقط بهداشت روانی و جسمانی را پیش بینی می‌کند. پژوهش ها نشان می‌دهند افرادی که خوشبین ترند نسبت به افراد بدبین و واقع بین میزان شادی بیشتری دارند و یکی از راه های افزایش شادمانی، خوشبینی است. (عابدی، 1383)
– سوری (1383) نیز به بررسی صفات شخصیتی فارغ التحصیلان دانشگاه علوم انتظامی پرداخته است. او بیان می‌کندکه این فارغ التحصیلات در خصوص صفات انعطاف پذیری و مسئولیت پذیری و با وجدان بودن نمرات بالایی به دست آورده اند و بررسی ها نشان داد که بین دانشکده‌های مختلف از نظر صفات A, N, E و مسئولیت پذیری تفاوت معناداری وجود دارد، ولی از لحاظ انعطاف پذیری تفاوت معناداری و جود ندارد.
– مطالعه فروغی (1382) نشان می‌دهد که بین ویژگیهای شخصیتی مثل بی ثباتی هیجانی و ر ضایت شغلی رابطه منفی معناداری وجود دارد.
– در زمینه رابطه بین تیپ شخصیتی و انگیزه پیشرفت در نیروهای نظامی، مشاهده شده است که نیروهای نظامی دارای انگیزه پیشرفت بالا، بیشتر در چهارچوب الگوی رفتاری تیپ A قرار می‌گیرند (محمدی، 1382).
-در مطالعات متعدد بر روی بزرگسالان و کودکان یافته شده است آن هایی که نگاه خوشبینانه به زندگی دارند به طور سالمتری لذت می‌برند، بیشتر برانگیخته می‌شوند، کمتر مستعد افسردگی هستند و در کار، مدرسه و ورزش از سطوح بالاتر پیشرفت و موفقیت برخوردارند. برعکس دانش آموزانی که در کلاس درس یک جهت مندی بدبینانه ای دارند احتمال بیشتری دارد که مستعد افسردگی باشند، موفقیت هایشان را اهمیت ندهند و هنگام مواجه شدن با شکست به شیوه ی آسانتری تسلیم شوند. افراد خوشبین همچنین نشان دادند که دستگاه ایمنی قویتری را پرورش داده اند و با احتمال بیشتری از حمله ی قلبی بهبود یافته اند. بدبینی و ناامیدی هم از لحاظ نظری و هم به طور تجربی با افسردگی و خودکشی ارتباط داده شده اند. در حالی حوشبینی و امید به افزایش موفقیت درمانی ارتباط داده شده اند و یافته شده اند که با شادکامی خود گزارش شده مرتبط می‌باشند. (حسینی، 1381)
– مطالعه محمد خانی (1379) نیز نشان داد که بین شاخص‌های برون گرایی – درون گرایی و عملکرد، رابطه معناداری وجود ندارد و در این تحقیق، تنها عامل پیش بینی کننده عملکرد، میزان تحصیلات است و بین نمرات شاخص‌های برون گرایی، روان پریشی، روان نژندی و مقبولیت اجتماعی در سازمان‌های مختلف، تفاوت معناداری وجود ندارد.
– جادج و همکاران (1999) نیز عوامل شخصیتی را در موقیتهای شغلی و رضایت از آن را در افسران پلیس مورد بررسی قرار دادند که یک ارتباط مثبت بین برون گرایی و با وجدان بودن با رضایت شغلی به دست آمده است. همچنین بین رضایت شغلی با میزان درآمد و تعداد عائله تحت تکفل، ارتباط معناداری مشاهده شد (زارع، 1378).
-قاسمی برآبادی (1378) در تحقیقی که با عنوان «رابطه بین ویژگی های شخصیتی با رضایتمندی زناشویی» بر روی 99 نفر از زنان دانشجوی دانشگاه فردوسی انجام دادند به این نتیجه رسیدند که بین رضایتمندی زناشویی و اضطراب رابطه معناداری وجود ندارد. بین رضایتمندی و وسواس اجباری رابطه مثبت وجود دارد. بین رضایتمندی زناشویی و حساسیت در روابط متقابل رابطه وجود ندارد. بین رضایتمندی زناشویی و افسردگی رابطه مثبت وجود دارد. بین رضایتمندی زناشویی و افکار پارانویید رابطه مثبت وجود دارد. بین رضایتمندی زناشویی و روان پریشی رابطه ای دیده نشد. بین رضایتمندی زناشویی و پرخاشگری رابطه مثبت وجود دارد.
2-3 – 2 پیشینه خارجی
-در مطالعه ای بر روی نمونه ای مشتمل بر 112 نفر دانشجو و افراد غیر دانشجو، رابطه بین الگوی پنج عاملی شخصیت، هوش هیجانی و شادکامی مورد بررسی قرار گرفت. همسو با برخی از پژوهشهای مشابه، چهار عامل با شادکامی و هوش هیجانی رابطه مثبت نشان دادند. این عوامل عبارتند از روان نژندی، برون گرایی، وظیفه شناسی و توافق پذیری (پرموزیک، بنت و فارنهام، 2007).
-لیوبومیراسکی و همکاران (2005) معتقدند که هر فرد الگویی برای شادی یا ناشادی دارد که باعث می‌شود اتفاقات و تجارب خود را به گونه ای تعبیر کند که باعث حفظ شادی اش شود. به طور کلی به نظر آنها افراد شاد به شرایط و اتفاقات به شیوهْ مثبت تر و سازگارانه تری پاسخ می‌دهند و دارای سطح استرس کمتر و سیستم ایمنی قویتر و خلاق تر از افراد ناشاد هستند.
– در تعدادی از بررسیها بر روی نمونه‌های بزرگسال، هیلز و آرجیل (2001)، به طور هماهنگ همبستگیهای نیرومندی بین شادکامی و برون گرایی یافته اند.
-لارسون (2000)در پژوهشی به این نتیجه دست یافت که شادی می‌تواند سلامت جسمانی و روانی را افزایش دهد.
-همچنین نتایج پژوهشهای پترسون (2000) نشان داده است که شادی می‌تواند سلامت جسمانی و روانی را بهبود بخشد. افرادی که شاد هستند احساس امنیت بیشتری می‌کنند، آسان تر تصمیم می‌گیرند، دارای روحیه مشارکتی بیشتری هستند و نسبت به کسانی که با آنها زندگی می‌کنند بیشتر اظهار رضایت می‌کنند.
-کسانی که دارای احساس تسلط و کنترل درونی بیشتری هستند، رضایت مندی بیشتری از زندگی دارند واز سلامت بیشتر و افسردگی کمتری برخوردارند (لاچمن و ویور 1998).
-افرادی که از قدرت کنترل حسی داخلی زیادی برخوردارند کمتر در معرض تاثیر منفی و افسردگی قرار می‌گیرند، خود تنظیمی و مهارت سازگاری مثبت بیشتری از خود نشان می‌دهند و در مقایسه با افرادی که احساس کنترل آنها خارجی است از سطح عزت نفس و صلاحیت عینی بیشتری برخوردارند. علاوه بر این احساس کنترل با دیگران موارد سلامت که شامل نتایج سلامت در در بزرگسالی و عملکرد تحصیلی بهتر در کودکان و نوجوانان می‌باشد، ارتباط دارد (اسکینر و ولبورن 1997).
-افراد دارای منبع کنترل درونی نسبت به افرادی که دارای منبع کنترل بیرونی هستند، اختلالات روانی کمتری نشان می‌دهند (ویتن، 1989، پتروسکی و بیرکایمر، 1994).
-کاستا و مک کری (1980)دریافته اند که برون گرایی با هیجانات مثبت و شادکامی همبستگی نسبتا نیرومندی دارد. به نظر این پژوهشگران، برون گرایی می‌تواند احساس شادکامی را تا هفده سال بعد پیش بینی کند.
-فارس (1972، به نقل از لیبرت