در پاریس (سال 1895)و بروکسل(سال 1900)به سرنوشت بزه‌دیده توجه می‌کنند و راه‌های‌ عـلمی‌تر بـه منظور تأمین جبران خسارت وارده به‌ بزه‌دیده‌ توسط‌ مجرم مورد بررسی قرار می‌گیرد.به این ترتیب جـنبش‌ طـرفداری‌ از حـقوق بزه‌دیده آغازگردید.آثار فعالیت‌های اندیشمندان حقوق کیفری به زودی در قوانین موضوعه نیز‌ بروز‌ یافت به‌طوری که قـانون آیـین‌ دادرسی‌ کیفری 1930ایتالیا، دادستان‌ را‌ مکلف‌ می‌ساخت که از جانب بزه‌دیده ناتوان، جبران ضرر‌ و زیان وارده به او را از دادگاه بـخواهد.حتی چـند ایـالت امریکا علی‌رغم سنت‌ نانوشته‌ خود، اقدام به اصلاح قوانین خود می‌کنند‌ تا قاضی بتواند با درخواست‌ بزه‌دیده‌ حـکم بـه جبران خسارت بدهد‌ و حتی جبران خسارت را جایگزین کیفر قلمداد نماید.
هم‌چنین تا قبل از سال 1948،بـزه‌دیده‌شناسی جـرم‌های‌ مـحدودی مورد‌ توجه قرار گرفته بود که‌ این‌ جرایم‌ عبارتند از:
قتل؛ یعنی قاتل‌ و مقتول از نظر علت ‌شناسی‌ جنایی‌ و وجود رابـطه‌ سابق مـورد تـوجه بوده‌اند.
سرقت؛ این مطالعات جنبه‌ آماری داشته و فاقد تکیه‌گاه علمی می‌باشند.
جرایم جنسی؛ بررسی‌ سابقه‌ وجود رابطه میان مـجرم و مـجنی‌ علیه قتل شیرین(اوتانازی)؛بررسی‌ میزان رضایت‌مندی‌ بزه‌دیده حین جرم
در خصوص دیدگاه‌های موجود در جرم‌شناسی راجع به بـزه‌دیده، دو دیدگاه مـکتوب‌ است.
بزه‌ دیده‌ شناسی علمی: این دیدگاه که نقش بزه‌دیده را‌ در‌ فرایند‌ تکوین جرم‌ مورد‌ بررسی قرار می‌دهد، نخستین‌ بـار‌ در سـال 1948 توسط فان ‌هانتینگ در کتابش تحت عنوان «مجرم و قربانی او» مطرح شـد.او درکـتاب خـود مفاهیمی چون‌ بزهکارـ بزه‌دیده، بزه‌دیده‌ پنهان، رابطه‌ خاص بزهکارـ بزه‌دیده و…را بیان مـی‌کند. هانتینگ بـه بررسی ابعاد‌ این‌ موضوع در‌ مقاله‌ای‌ که‌ در‌ نشریه حقوق جزا و جرم‌شناسی در سال 1940 منتشرکرد، پرداخت و در ایـن مـقاله متذکر شد که: «درست است کـه بـسیاری از اعمال بـزهکارانه وجـود دارد کـه در بروز آن‌ بزه‌دیده سهم بسیار کـم داشته یـا هیچ نقشی ندارد…از طرفی دیگر ما می‌توانیم مکرراً شاهد یک تقابل واقعی مـیان بـزه‌دیده و بزهکار، قاتل و مقتول، فریبکار و فریب خورده باشیم.» وی در جای دیـگر اشاره می‌کند: « ما‌ بزه‌دیده‌ای را‌ مـی‌بینیم کـه با سکوت خویش رضایت داده ،کنجکاوی کـرده و یا با بزهکار تبانی نموده و یا او را تحریک کرده است، بزه‌دیده یکی از عناصر علّی و سببی پیدایش جـرم اسـت.
واژه «بزه‌ دیده ‌شناسی» در سال‌ 1949 به وسیله یک روانـپزشک امریکایی بـه نـام «فردریک ورثام» وضع شد.در سـال های بـعد تلاش های گسترده‌ای در جهت گسترش مـطالعات بـزه‌دیده‌شناسی علمی به قربانیان خارج از جرم مثل‌ قربانیان‌ حوادث طبیعی و نابسامانی‌های اجتماعی شد، اما‌ اندیشمندانی‌ چون بنیامین مـندلسون و عـزت عبدالفتاح در مقابل این جریانات ایستادند و سـعی در تـحدید قلمرو بـزه‌دیده‌شناسی بـه قربانیان نـاشی از جرم نمودند.
عبدالفتاح در‌ این‌ خـصوص عنوان می‌دارد :«…به اعتقاد‌ من‌ مزایای نظری و عملی محدود کردن زمینه مطالعه بزه‌ دیده ‌شناسی به بزه ‌دیدگان اعمال مجرمان مـهم‌ تر از اشـکالاتی است که این محدودیت و انحصار ممکن اسـت داشـته بـاشد. بزه ‌دیده ‌شناسی بـه عنوان یـک نظام علمی بـاید مـوضوع‌ خود‌ را تعریف کرده و آن را مشخص و معین نماید و هم‌چنین مرزهای مربوط به پژوهش‌های علمی را تعیین نماید.
بزه‌دیده‌شناسی حمایتی: بزه‌دیده‌شناسی که ابـتدا بـه عـنوان شاخه‌ای ازجرم‌شناسی در خصوص علت‌یابی جرم‌ آن‌ هـم از‌ نـاحیه بـزه‌دیده و نـقش وی در تـکوین جـرم فعالیت می‌کرد،دامنه مطالعات خود را گسترده تر دید و عالمان از اواخر‌ سال‌های 1970 ضمن حفظ هویت قبلی خویش، چشم‌انداز وسیع‌تری را مورد توجه‌ قرار‌ دادند‌ که در آن شخصیت بزه‌دیده به عنوان یک انسان، بدون توجه بـه فعلیت ‌یافتن عملی جنایی و دخالت وی در وقوع ‌‌جرم مدنظر‌ واقع شد.
این قلمروی جدید در زمانی کوتاه از یک سو به تأسیس سازمان‌ها، انجمن‌ها‌ و صندوقچه‌های‌ حمایت از بزه‌دیدگان و هم‌ زمان از سوی دیگر به ایجاد تحول در قوانین جزایی برخی از‌ کشورها در جهت مـلاحظه حقوق و مـوقعیت بزه‌دیدگان و تأمین خسارت توسط دولت‌ها منجرشد از این‌ پس، مجنی علیه باید به‌ محاکمه‌ کیفری شکل دهد و مجازات باید قبل از هر چیز مراتب تشفی خاطر مجنی علیه را فراهم کند و سپس علیه مجرم اعـمال شـود. با این توجیه که اگرچه جرم نظم جامعه را مختل کرده ولی‌ بزه‌دیده به عنوان عضوی از این‌جامعه به‌ طور مستقیم زیان‌دیده است و لذا ترمیم خسارت وارده به مجنی علیه توسط مـجرم بـه معنای نوعی سازش میان بـزهکار و بـزه‌دیده بوده و بدین ترتیب مجرم با‌ جامعه‌ نیز از در آشتی وارد می‌شود.

فصل دوم:
حقوق بنیادین بزه دیده در مراحل دادرسی کیفری

مبحث اول: حقوق غیرمالی بزه دیده
بزه دیده در فرایند جنایی دارای حقوق مالی و غیرمالی است. حقوق غیرمالی وی که در راستای دادگری منصفانه تعیین می شود شامل حقوق ناظر به شناسایی بزه دیده و مورد توجه قرار گرفتن وی و… می شود. در این مبحث هر یک از این حقوق غیرمالی را بررسی می کنیم و در مبحث بعدی حقوق مالی بزه دیده را مد نظر قرار می دهیم. با شناسایی این حقوق می توانیم بهتر به حمایت هایی که قانونگذار در راستای حفظ حقوق بزه دیده تعیین کرده است نائل آییم.
گفتار اول: حقوق ناظر به شناسایی بزه دیده
کمبودها و ناتوانی های برخی از گروههای جامعه که در معرض بزه دیدگی قرار دارند، خود عاملی برای دور شدن آنها از مناسبات اجتماعی یا به عبارتی کاهش اعتماد به نفس آنهاست. چنانچه این آسیب ها با اختلالات ناشی از جرم همراه شود، نمی توان امیدی به بازگشت این افراد به روند معمول زندگی داشت. مصادیق بزه دیدگی کودکان، زنان، سالمندان، ناتوانان و اقلیتها این حقیقت را بهتر روشن می کند که تا چه میزان با بزه دیدگی این افراد با تسامح برخورد می شود و این نشانه عدم شناخت نسبت به حقوق تضییع شده آنهاست.
شناخته شدن به عنوان قربانی جرم، ابتدایی ترین حقی است که بزه دیده از جامعه طلب می کند و اگر این حق را برای بزه دیدگان خاص ایجاد نماییم، ضمن تشویق آنها به دادخواهی حقوق از دست رفته خود نزد مراجع کیفری، می توانیم به اصلاح مفاسد و معایب مکتوم جامعه نیز بپردازیم. حقوق مربوط به شناخته شدن بزه دیدگان عبارتند از: حق مورد توجه قرار گرفتن، حق دسترسی به عدالت و حق پذیرش که هر کدام را در این مبحث توضیح می دهیم.
بند اول: حق مورد توجه قرار گرفتن
با وقوع جرم، بزه دیده به درون یک فاجعه مبهم و چند وجهی پرتاب می شود. او جایگاه و روابط اجتماعی خود را در جامعه از هم گسیخته می بیند و به دنبال احیای روابط خود با دیگران و بازیابی جایگاه سابق خود است. لذا باید این امکان به وی داده شود که مجدداً جایگاه قبلی خود را باز یابد، چه اینکه بزه دیده با وقوع جرم احساس می کند انسانیتش پایمال شده و به هویتش لطمه وارد شده است. چه بسا، بزه دیده به ویژه در جرایم جنسی و خشونتهای جسمی، تعادل روانی خود را از دست داده، حیثیت و آبرویش در محیط کار، خانواده، نزد دوستان و همسایگان خدشه دار شده باشد. برای شناخت بهتر حق مورد توجه قرار گفتن بزه دیدگان باید به مسئله بزه دیدگی پنهان اشاره کرد، در میان انواع جرایمی که علیه کودکان ، زنان، سالمندان، ناتوانان و اقلیتها صورت می گیرد مانند اقسام جرایم خانوادگی ، کودک آزاری، همسر آزاری، آزار سالمندان و معلولان، تعداد بسیار کمی از آنها به پلیس گزارش می شود. وقتی فرد خود را بزه دیده نداند یا هرگز تصور احقاق حقوق خویش را نکند و یا خود را در معرض تهدید و سرزنش دیگران ببیند و امیدی به بهبود وضعیت خود نداشته باشد، به عبارت بهتر وقتی وی امیدی به مورد توجه قرار گرفتن نداشته باشد، دیگر اعلام شکایتی از بزه دیدگی خود به مراجع ذیربط نمی کند. حتی خانواده فرد قربانی، نهادها و یا مؤسسه مربوط نیز گزارشی از آن نمی دهند.به عنوان مثال طی تحقیقی که در مورد خشونت از سوی خانواده ای در کانادا به عمل آمده است هفت درصد از اشخاص مسن در طی پنج سال قبل از انجام آن تحقیق، بدون اینکه اقدام به اعلام شکایتی کرده باشند مورد خشونت و تعرضات روانی متنوعی قرار گرفته اند.
در واقع اگر به حق مورد توجه قرار گرفتن در فرایند دادرسی کیفری اهمیت داده نشود، بزه دیدگی پنهان در جامعه افزایش می یابد. دلایل عدم آشکار سازی بزه دیدگی متعدد است، خصوصاً در مواردی که طرح شکایت موجب محکومیت و مورد سرزنش قرار گرفتن خود فرد شود. برخی از این دلایل عبارت است از: خجالت کشیدن، احساس شرمساری به دلیل آسبیب پذیری، عدم مطابقت با ارزش های حاکم و غالب در جامعه مانند داشتن جوانی، زیبایی، سلامتی و درآمد. احساس شرمساری و بدنامی در خانواده و یا محیط مدرسه، محله یا مؤسسه، ترس از موارد سرکوب و از هم پاشیدگی خانواده و ترس از فرستاده شدن به مؤسسه نگهداری، ترس از اخراج شدن از خانواده، مدرسه یا مؤسسه نگهداری، احساس غرور از داشتن اراده ای قوی برای عهده گرفتن تمام مسئولیت های زندگی و یا حل مشکلات خود و خانواده.
از سوی دیگر اعضای خانواده ممکن است واکنشی نسبت به بزه دیدگی این افراد نداشته باشند که علت آن می تواند ترس از تعقیب کیفری یکی از اعضای خانواده یا متهم شدن خودشان به خاطر بی توجهی و سهل انگاری در همراهی و مراقبت از بزه دیده باشد. تهدید بزه دیده به فرستاده شدن به مرکز نگهداری نیز همواره عاملی برای منصرف شدن او از طرح دعوی است.
در این میان، بزه دیده گی زنان در جرم تجاوز جنسی از مصادیق بارز جرایمی است که رقم سیاه آن در آمار جنایی بسیار بالاست. تأثیر این جرم بر نگرش عمومی نسبت به بزه دیدگان، نشان دهنده جایگاه حق مورد توجه قرار گرفتن بزه دیدگان در کاهش یا افزایش آمار این جرم است. به نظر می رسد تنها زمانی می توان حداکثر مبارزه با تجاوز را به عمل آورد که برای بزه دیدگان تجاوز جنسی، جایگاهی اجتماعی قائل شد.
همچنین نگرش اطرافیان بزه دیده و سرزنش او برای آنچه رخ داده است و ترغیب بزه دیده به فراموش کردن جرم و نادیده گرفتن آثار بزه دیدگی می تواند آثار منفی برای وی در پی داشته باشد. گاه اطرافیان بزه دیده سعی در حذف مسئله بزه دیدگی دارند و تلاش می کنند تا این گونه جلوه دهند که اصلاً جرمی اتفاق نیفتاده است. این در حالی است که ترغیب وی به ادامه زندگی بدون توجه به آسیب های متعدد وارد شده این تصور را برای بزه دیده را دو چندان می سازد. وضعیت تأسف انگیز وقتی است که وی مورد سرزنش نیز قرار گیرد. چه اینکه برخی از افرادی که بزه دیده با آنها بیشتر در تماس است مانند خانواده، دوستان و همکاران ممکن است با سرزنش بزه دیده، بخواهند خودشان را از تنش ناشی از جرم دور کنند. آنان ممکن است رفتار بزه دیده را به گونه ای بنگرند که خودش در بزه دیدگی سهیم بوده یا حتی وی را علت اصلی واقعه بدانند.
تأسف برانگیزتر آنکه شمار زیادی از اعضای جامعه که دولت ها تصور می کنند آنها را تحت پوشش حمایتی خود قرار داده و مانع بزه دیدگی آنان شده اند در واقع قربانیان روزمره جرم هستند به عبارت دیگر، یکی از دستاوردهای مهم حق مورد توجه قرار گرفتن بزه دیدگان، آگاهی از ناآگاهی دولت ها نسبت به واقعیت مسئله جرم در کشورشان است.
بدین ترتیب، باید به دنبال تدابیری برای مورد توجه قرار گرفتن بزه دیدگی بود. در این زمینه راهکارهایی مانند گردهمایی ها و جلسه های بحث و تبادل نظر در خصوص حقوق، نیازها و مطالبات بزه دیدگان، توزیع بروشورها و تهیه کتابچه راهنمای همگانی برای آگاهی عموم افراد جامعه نسبت به نیازها و حقوق بزه دیده پیشنهاد می شود. علاوه بر این، رسانه های جمعی می توانند مشارکت فعالانه ای داشته باشند، یکی از ابزارهای مهمی که دولت ها برای عملی ساختن خدمات رسانی به بزه دیدگان و افزایش آگاهی همگانی می توانند به طور خاص استفاده نمایند، رسانه ها یا گروهی مانند صدا و سیما، مطبوعات و نشریه ها می باشد. این