قرار داشت. طرح وی علائق روز افزون به مشارکتی کردن خدمات شهری را نشان میدهد. گزارش اصلی سال ۱۹۲۹ به صورت بخشی از طرح منطقه ای نیویورک نگاشته شد که رهنمودی برای توسعه حومه های شهری بود. این نظریه که در ۹۰ سال اخیر از پیشروترین نظریات شهرسازی بوده است و توانسته تا حد زیادی در مدیریت شهری، کاهش معضلات اجتماعی و ایجاد هویت در محلات موفق عمل کند. پری بر این باور بود که زندگی گروهی که در فطرت انسان ها نهفته است. برای او مطلوب بوده و پیش نیاز نظم و آموزش اجتماعی است. تا کنون پروژه های بسیاری نیز بر اساس نظریه واحد همسایگی در حومه های نیوجرسی، بوستون، نیویورک و فلوریدا ساخته شده است. .(Perry,1929)
از دیدگاه انجمن برنامه ریزی آمریکا «واحد همسایگی» یک موجودیت متنوع و پویای اجتماعی – اقتصادی با دارا بودن ویژگی های منحصر بفرد است،که توسط شهروندان واحد همسایگی و هم اجتماع محله ی تشخیص داده می شود . یک واحد همسایگی یک ناحیه شهری برنامه ریزی شده به همراه تلفیقی از فعالیت انسانی است که در حول یک مرکز تعریف شده سازماندهی شده است. تمامی واحد همسایگی در کلان شهرها، شهرهای متوسط و حتی در شهرهای جدید در دنیا، با تمام اصلاحاتی که در طول زمان بر این نظریه صورت گرفته است و علی رغم اختلافاتی که در جزئیات با هم دارند، از شش شاخصه مشترک بهره می برند که بطور خلاصه به آن ها اشاره می شود(توماس،1388).
3-7- شش شاخصه مشترک واحد همسایگی
3-7-1- حمل و نقل، خارج از بافت مسکونی
یکی از معضلات کنونی شهرهای کشور بالاخص کلان شهرها، حضور بی رویه و بدون ضابطه اتومبیل در سطح زندگی شهری است که تا حد زیادی پایین آمدن کیفیت زندگی، آسایش عمومی و فردی و افزایش آلودگی صوتی و هوا را به دنبال داشته است. به همین منظور، در واحد همسایگی شبکه های اصلی و شبکه راه های پر رفت وآمد نبایستی ازمیان بافت های مسکونی بگذرند. چنین خیابان هایی بهتر است درمحیط پیرامون واحد همسایگی بوجود آیند.ظرفیت شبه راه های داخلی تنها برای سرویس دهی به تردد ساکنین است و نه بیشتر. راه ها طوری طراحی می شوند که سرعت وسائل نقلیه آن به حداقل ممکن برسد و اولویت استفاده از فضا بیشتر بر اساس نیازهای افراد پیاده و تردد آنها شکل گرفته است تا حضور و تردد سواره نیز در بافت به حداقل ممکن تقلیل یابد (حبیب، 1375).
3-7-2- حریم اجتماعی و خصوصی:
شبکه راه های داخلی واحد همسایگی بهتر است که به صورت کوچه های بن بست با حجم تردد کم طراحی شوند تا آرامش محله حفظ شود. این چنین راه هایی بایستی ایمنی، آرامش وحجم کمِ ترافیک را بطور متناسبی در داخل محله تأمین سازند و نوع کارکرد کوچه بن بست به گونه ای است که عبور از آن برای افراد غریبه، چه پیاده و چه سواره مشکل است که در منجر به حذف عبور گذری پیاده و سواره از درون بافت می شود. همچنین وجود کوچه های بن بست در واحد همسایگی نوعی سلسله مراتب همسایگی و ایجاد حریم های همجواری را نیز باعث شود.
تفکیک بلوک ها و ساختمان ها از یکدیگر نیز به گونه ای است که حداکثر محرمیت به دست آید و واحدهای مسکونی کمترین اشراف را نسبت به هم داشته باشند. بلوک ها دارای دو جبهه هستند، که جبهه جلویی با خیابان و یا کوچه اصلی ارتباط دارد و محل انجام فعالیت های عمومی تر خانواده است و جبهه پشت ساختمان نیز حریمی کاملاً خصوصی دارد و محرمیت آن بطور کامل در نظر گرفته شده و محلی برای فعالیت های کاملاً خصوصی افراد و خانواده ها است. تردد و تماس افراد غریبه با واحدهای مسکونی از جبهه های جلویی ساختمان صورت می گیرد و جبهه پشت ساختمان محل تردد رسمی واحد مسکونی نیست (همان، 1375).
3-7-3- جمعیت بهینه در واحد همسایگی
«جمعیت مبنای این تئوری درحدود ۵۰۰۰ نفراست (بر اساس عملکرد یک مدرسه ابتدایی، جمعیت محله در حدود ۳۰۰۰ تا ۴۰۰۰ نفر برآورد می شود)، این محدودیت در اندازه جمعیت برای شکل گیری یک هویت مستقل جمعی اعمال شده است، این جمعیت نه آنقدر زیاد است که هویت محله بودن از آن ساقط شود و نه آنقدر کم است که در واحدها و یا محلات دیگر حل شود. (همان، 1375)
3-7-4-مراکز فرهنگی و آموزشی در واحد همسایگی
از دیگر ویژگی های واحد همسایگی توجه ویژه به مسائل فرهنگی و در نظر گرفتن ضریب خاصّی برای مراکز آموزشی و فرهنگی است. این واحد همسایگی به مرکزیت یک مدرسه ابتدایی بوجود می آید که این مدرسه درمیان فضای سبز قرار گرفته است. همچنین ساختمان های مذهبی، پارک، مرکز فرهنگی محله کاربری هایی هستند که عملکردی فرهنگی دارند (همان، 1375).

3-7-5- حدود فیزیکی واحد همسایگی:
حدود اشغال فیزیکی یک واحد همسایگی تقریباً ۱۶۰ ایکر( هر ایکر تقریباً برابر۴۰۰۰ متر مربع) بوده و حد تراکم جمعیت نیز ده خانوار در هر ایکر تعیین می شود. شکل واحد همسایگی بهتراست به نحوی باشد که یک کودک پیش از نیم مایل(۸۰۰ متر) از واحد مسکونی خود تا مدرسه را بصورت پیاده نپیماید ( هر مایل برابر ۱۶۰۹ متر). فاصله نیم مایل، مسافتی است که می توان در مدت ۱۰ دقیقه طی نمود(حبیب، 1375).
3-7-6- خدمات شهری:
ارائه خدمات شهری از دیگر اموری است که در واحد همسایگی پیش بینی شده است. نحوۀ توزیع و قرارگیری خدمات شهری در واحد همسایگی به گونه ای است که خدمات درجه یک شهری تماماً در واحد همسایگی قرار می گیرد که علاوه بر کاهش چشم گیر سفرهای درون شهری، با توجه به مسافت ۱۰ دقیقه ای، استفاده از اتومبیل را نیز به صفر می رساند. این خدمات برای یک واحد همسایگی شامل مراکز خرید، مراکز مذهبی، کتابخانه و یک مرکز اجتماعی (محله ای) که بهتر است در نزدیک ترین فاصله به دبستان قرارگیرد، می شود (همان، 1375).
3-8- کاربری های عمده مهم در طرح کلارنس پری (واحد همسایگی(
همانگونه که گفته شد اساس طرح پری ساماندهی کالبدی منطقه در جهت نیل به توسعه اجتماعی و فرهنگی است و اساسی ترین مسئله اش ارتقاء و رشد روابط اجتماعی، ابتدا در سطح محله و در نهایت در سطح شهر بوده است. به همین دلیل است در طرح پری ضریب خاصی به امور فرهنگی و اجتماعی توسط طراح داده شده است تا زمینه این رشد فراهم گردد. در گام بعدی توجه پری معطوف به کاربری مسکونی بوده است تا بتواند حداکثر امنیت وآرامش را برای آنان فراهم سازد. کاربری تجاری هم دور از ذهن او قرار نگرفته و با توجه به نوع فعالیت های تجاری، مکان یابی این کاربری در واحد همسایگی توسط پری حائز اهمیت است(شیعه، 1378).
3-8-1- دبستان:
دبستان به عنوان هستۀ اصلی در مرکز واحد همسایگی قرار می گیرد و فاصله آن از واحدهای مسکونی حداکثر تا ۸۰۰ متر است تا محصلین بتوانند به راحتی و به صورت پیاده به دبستان بروند (درحقیقت این فاصله حدود واحد همسایگی را مشخص می کند.) همچنین پری به جهت توجه خاص به مسائل فرهنگی در واحد همسایگی، توجه ویژه ای به مدرسه دارد (همان، 1378).

3-8-2- پارکها:
فضای سبز و زمین های بازی ۱۰% وسعت هر واحد همسایگی را شامل می شوند. بخش اعظم این پارک ها، در مراکز واحد همسایگی و در جوار دبستان ها قرار می گیرند. در این طرح، زمین های بازی جهت استفاده بچه¬ها در طول واحد همسایگی پراکنده می شوند و فاصله محیط آموزشی (یا محل سکونت بچه ها) تا زمین های بازی، بیش از۴۰۰ متر نیست(شیعه، 1378).
3-8-3-مغازه های محلی:
مغازه ها در کناره های واحد همسایگی تأسیس می شوند. درحقیقت مغازه ها در مکانی ایجاد می شوند که در تقاطع راه ها بوده و با مغازه های سایر واحدهای همسایگی یا محلات مجاور باشند. ایجاد مغازه ها در کناره های واحد همسایگی، بدین دلیل است که کلارنس پری معتقد بوده که وجود مغازه ها در مرکز، وسیله های نقلیه موتوری را به داخل بافت می کشاند و سلامت محیطی روانی واحدهای مسکونی را در معرض خطر قرار می دهد. برای همین بهترین مکان را برای کاربری های تجاری لبه های واحد همسایگی تشخیص داده است (همان، 1378).
3-8-4- کاربری مسکونی:
منطقه واحدهای مسکونی جهت سکونت ۱۰۰۰ خانوار یا ۵۰۰۰ نفر، در نظرگرفته شده است. بلوک ها بر اساس نوع اسکان و بعد خانوار تفکیک شده است. در واحد همسایگی، هم خانه ویلایی و هم خانه های آپارتمانی در در کنار هم قرار گرفته اند.بخشی از افراد مالک دائمی هستند و بخشی از ساکنین این واحد همسایگی اجاره نشین و یا ساکن موقت هستند. که معمولاً طول مدت اجاره آنها میان مدت (۵ ساله) و یا بلند مدت (۱۰ تا ۱۵ ساله) در نظر گرفته شده است(همان، 1378).
3-8-5- خیابان ها و معابر عمومی:
هر واحد همسایگی به وسیلۀ راه های اصلی احاطه می شود که این راه ها آمادگی پذیرش ترافیک سنگین تری را دارا هستند. این خیابان ها قادرند مرزهای مطمئنی برای واحد همسایگی باشند. در طرح کلارنس پری، شناخت و تأکید بر عوامل وسعت، مرزها، فضاهای باز، محل ساختمان های عمومی، مغازه های محلی وراه های داخلی، اساس کار به شمار می رود و یکی از عوامل گسترش ایدۀ واحد همسایگی، عدم ورود ترافیک گذری به درون بافت است که یک آرامش نسبی را برای واحد همسایگی به دنبال دارد. ویژگی های کالبدی شبکه راه های واحد همسایگی به گونه ای است که برای افراد عبور از خیابان های کناری از مزیت نسبی نسبت به راه های داخلی برخوردار است که به برخی از این ویژگی ها اشاره شده است:
ـ عریض بودن راه کمربندی و کناری پیرامون واحد همسایگی و عرض کم راه های داخلی بافت
.ـ عدم امکان جهت یابی درست در بافت داخلی برای کسانی که به محیط آشنا نیستند
.ـ تعدد خیابان ها و کوچه های بن بست
ـ طراحی راه ها با اولویت استفادۀ پیاده(همان، 1378).
3-9- (رادبرن ؛ نمونه ای اجرا شده): رادبرن اولین مکانی بود که پذیرای ایده واحد همسایگی پری بود. طراحی این واحد همسایگی بر عهده هنری رایت و کلارنس اشتاین بود. این دو در طرحشان برای یکی از نواحی حومه ای رادبرن در نیوجرسی، پیشنهاد یک نظام برنامه ریزی برای نواحی مسکونی را عنوان کردند. اساس نظریه آن ها ایده بلوک های بزرگ مسکونی است که برمبنای جدایی ترافیک پیاده و سواره قرار دارد و بسیاری از ویژگی های طرح کلارنس پری
در واحدهای طرح رادبرن به اجرا گذاشته شد. درطرح رادبرن، خانه ها به صورت گروهی ایجاد می شوند که در اطراف آن ها انواع مختلف کوچه های بن بستی که به مسیرهای عبور پیاده و پارک ها مرتبط می شوند، قرار گرفته است. مدرسه ها و فروشگاه ها تماماً در قسمت های ورودی این واحدهای بزرگ قرار گرفته اند. بلوک های بزرگ به مفهوم یک ایدۀ منطقی به سوی حل مسائل حرکات رفت و آمدی است که اماکن مسکونی را از راه های اصلی به دور نگه می دارد(عظیمی و مقدم، 1386).

تصویر 3-2- طرح واحد همسایگی رادبرن ((URL6, 2014

در طرح رادبرن، پارک در مرکز بلوک های بزرگ به عنوان برترین نقطه محله در نظرگرفته شده است.راه های موتوری نیز، به طرف خانه هایی