است که درسمت راست آن ها پارک ها قرارداده شده اند.واحدهای مسکونی به میزان بسیار کمی به انتهای خیابان ها و محیط های عبوری اطراف دید دارند و بازشوهای واحدهای مسکونی به سوی مراکز پر سروصدا کمتر باز می شود و حداکثر تلاش برای ایجاد حریم صوتی و حریم دید برای واحدهای مسکونی شده است.
تا آرامش روانی نسبی در محله بوجود آید.درچنین شرایطی ، خانه ها درطراف راه های بن بست قرارداده شده اند. اطاقهای نشیمن و بسیاری هدف از ایجاد طرح رادبرن، ایجاد باغ شهرهایی در جوامع متروپلیتن (مادرشهر) بوده است(عظیمی و مقدم، 1386).
طرح رادبرن برای جمعیتی حدود ۲۵۰۰۰ نفر در سه واحد همسایگی در نظرگرفته شده و محدودۀ هر واحد از مرکز دبستان تا شعاع ۴۰۰ متر می باشد. در طرح رادبرن، سعی شده است که مردم به طبیعت نزدیک تر شوند و آسایش و آرامش بیشتری جهت ساکنین تأمین گردد. در این طرح نیز، فضای سبز اهمیت زیادی دارد و هدف آن تشکیل یک جامعۀ شهری سالم است. جهت تأمین سلامت بچه ها و جلوگیری از حوادث ناگوار، پیاده روهای ویژه ای ساخته شده است که دور از ماشین هاست (همان، 1386).
3-10- توسعه الگوی واحد همسـایگى در نظام شهرسازی غرب
واحد هاى همســایگى پرى جایگاه خود را در قوانین و اســتانداردهاى توسعه شــهرى بین ســال هاى 1930 -1950 میلادی در شهرسازی غرب پیدا کرد، به طوری که از آن با عنوان “جنبش واحد همسایگى” نام برده می شــود. واحدهاى همســایگى نقش و جایگاه ویژه ای دراقدامات بازســازی مراکز شــهری و ایجاد شــهرهاى جدید که پس از جنــگ جهانی دوم در کشــورهای اروپایی و آمریکا آغاز گشــت و نیز برنامه هاى توسعه شــهرى پس از آن داشت (عزیــزى،1382).
در دهــه 1960 میــلادی منتقــدان غربى به بســیاری ازکمبودها در گسترش حومه اى اشاره کردند. تراکم کم و محدوده های بســیار بزرگ یکنواخت مســکونی و یا تجاری و اداری، سبب سفرهای ا ضافی، تقاطع های ترافیکی، کمبود فرصت اوقات فراغت و قدم زدن و غیره شده بود. الگوى واحد همسایگى پری برای سازمان دهی گسترش ســریع حومه ها کارآیی چندانی نداشــت و تقریبا از دهه 1960 میلادی الگوهای جدیددر طراحى واحدهمسایگى معرفی گردید. براساس نظرات بســیارى از اندیشمندان، الگوهاى طراحى واحد همسایگى در نیمه دوم قرن بیســتم میلادى، الگوهای پیشین را با شرایط جدید تطبیق داده و با عناوینى جدید در طراحى محلات مســکونى معاصر به کار گرفته اند. نکته مهم در طراحى الگوهاى جدید، گرایش مجدد به ایجاد اجتماعات کوچــک محلى از طریق طراحى اســت (عینــى فر، 1386).
3-11- بررســى نقش و جایگاه واحد همســایگى در شهرسازی معاصر غرب
در حال حاضر واحدهاى همسایگى جایگاه مهمی در امر توسعه شهری در شهرســازی غرب دارند. به طوری که از آنها به عنوان کلید توسعه شهری، مشــارکت مردم و هویت بخشــی به محیط های شهری یاد می شود (استروفسکى، 1371).
مهمتریــن این ویژگى ها اجتماعی و کالبدی شامل موارد زیر است:
3-11-1- مکانى جهت سکونت و ارائه خدمات و نیازهاى اولیه ساکنین: در ایــن نگــرش، محلات بایــد قلمرویى مســکونى را ایجاد کرده و نیازهاى روزانه ســاکنین مانند نیاز بــه خرید کردن، آموزش کودکان، تفریح و فراغت و دسترســى معمول به دیگر بخشــهاى یک شــهر را برآورده نمایند. این نگاه بیشــتر متوجه کارکرد و عملکرد محله است. تعریف واحد همســایگى به یک کاربری خاص مانند دبســتان همانند آنچه در الگوى واحد همســایگى پرى پیشــنهاد شــده اســت، آستانه جمعیتى کاملا مشــخصى را براى واحد همســایگى تعریف مى کند و به این ترتیب به ایجاد واحدهایی غیر قابل انعطاف و کلیشه ای منجر خواهد شــد. در الگوهاى جدید سعى شده، انعطاف پذیرى لازم ایجاد شــده و جمعیت به یک کاربرى خاص خدماتى(مانند فضاى آموزشى) وابسته نباشد. واحد بنیادین در سلسله مراتب تقسیمات کالبدى شهر ایــن نگرش به مفهوم محله که در راســتاى تامیــن نیازها و خدمات ســاکنین اســت، محله را به عنوان بلوک اصلى شــکل دهنده ساختار شهرها و یکى از عناصر اصلى تقسیمات کالبدى شهر در نظر مى گیرد. از به هم پیوســتن چند واحد محله، ناحیه و به همین ترتیب مناطق و شــهر ایجاد مى شــود که هر کدام از این تقسیمات شهرى به صورت سلســله مراتبى خدمات در رده هاى مهم تــر و تخصصى تر را تامین مى کنند. بنابراین واحد همســایگى، محرکى براى تفکیک شهرها به تعدادى از واحدهاى ســاختارى اســت که با ابعــاد متفاوت یک نظام سلســله مراتبى را به وجود مى آورند (استروفسکى، 1371؛ فرى ،1383)
3-11-2- ارتقاءدهنده تعاملات اجتماعى وایجادکننده حس جامعه محلى:واحدهمســایگى، به علت فرصت ایجــاد گروهى از مردم، و مرکزیت کارکردى خدمــات جمعى، قلمرویی برای جامعــه ای همگن به وجود مــى آورد که مى تواند نقــش پر رنگى در حس تعلق بــه مکان ایجاد کند. از نظر روان شناســى، افراد ســاکن در یک محله مشخص “حس اجتماع محلى” دارند. بنابراین براى شــهرهایى کــه ناهمگن، متنوع و چند فرهنگى هســتند، محله مکانى براى خرده فرهنگ هاى شــهرى است ( 2001 Ropoport,).
3-11-3- زمینه ساز مدیریت شهرى و مشارکت اجتماعى: ایــن نگرش بر توان مدیریتى واحد همســایگى تاکید دارد و اداره امور مختلف شــهر و خدمات رســانى بــه آن را در قالــب واحدهاى فضایى مى بیند. این واحدهاى کوچک مى توانند رضایت بخشــى را به منظور بــه دســت آوردن کیفیت بهتر زندگــى فراهم کننــد (1998 Gharai,). رویکردهای جدید به توســعه شــهری، برنامه ریزی و مدیریت شهری را از خــرد ترین واحد یعنی واحد همســایگى مد نظر قرار مى دهد و از فرآیندهاى مشــارکتى توسعه توسط مردم محلى به عنوان سرمایه هاى اجتماعــى کمک مــى گیرد، و متکى بر برنامه ریزی محله مبنا اســت (حاجی پور ، 1385)
3-11-4- ایجاد کننده هویت و معنى:محلــه مــى تواند یــک موجودیت اجتماعــى و کالبــدى را خلق کند.زیــرا هم یک نهــاد اجتماعى اســت و هم یک الگــوى کالبدى ویژه، و بــه معنى دار کــردن و هویت محیط هاى شــهرى کمک مى کنند. راپاپورت در همین زمینه مى نویســد: محلات مکان هایى هســتند که به وســیله آن ساکنین مى توانند خودشان را تعریف کنند. به این ترتیب هویــت اجتماعى را براى واحدهــاى فضایى در شــهر ایجاد مى کنند(1998 Gharai,).

3-11-5- امکانى براى پایدار نمودن توسعه شهرى: رویکرد توســعه پایدار به توســعه شــهرى اثرات قابل توجهى بر روى مفهوم محله داشــته اســت. علت های اصلی را می توان در موارد زیر خلاصه کرد: یک محله مى تواند باعث ایجاد خودکفایى در زمینه تامین خدمات مورد نیاز ساکنین، کاهش سفرهاى شهرى، پایدارى اجتماعى و حس جامعه محلى،عدالت و برابرىو حس مکان وهویت در محیط هاى شهرى گردد( 2001 Ropoport,).
3-12- واحد همسایگی پایدار
آن جنبه های یک توسعه پایدار، که بر مبنای آن مفهوم واحدهای همسایگی پشتیبانی میشود، بقرار ذیل هستند :
3-12-1- خودکفایییک نکته مهم در یک محیط پایدار است و در مقیاسهای مختلف، از ساختمانهای شخصی گرفته تا مکانهای محلی، شهرکها و مناطق پیشنهاد می گردد. یک واحد همسایگی میتواند نقش برجستهای در این زنجیره بازی کند، اگر چه یک واحد خودکفای کامل در شهر دور از واقعیت است و همچنین مستدل نیست، لیکن حدود یک واحد همسایگی خودکفای مؤثر، بایستی در آینده معین شود (توسلی، 1365).
3-12-2- کاهش سفرهای شهری برای شهرهای غول پیکر امروزی، یک فاکتور کلیدی است. این فاکتور بایستی بوسیله تشویق پیاده روی و دوچرخه سواری و استفاده از حمل و نقل عمومی همراهی شود. تدارک خدمات محلی، در داخل یک مسافت قابل پیاده روی برای ساکنان، یک گام اساسی بسوی این هدف می باشد (همان، 1365).
3-12-3- جامعه پذیری و مفهوم اجتماع، همچنین یک نگرانی عمده، برای یک توسعه پایدار است. پایداری نه تنها در نظر گرفتن مصرف انرژی و بازیافت مواد معنی می دهد بلکه کل فضاهای زندگی، که برای برای بدست آوردن یک محیط پایا، ایمن و مطبوع، می تواند کمک کند را شامل می شود. فعل و انفعال اجتماعی مردم یک عامل عمده می شود، بویژه جایی که آنها در تصمیم گیری درباره محیط زندگی شان می توانند شرکت کنند (همان، 1365).
3-12-4- مفهوم مکان و هویت، همچنانکه ارنست کاسیرر فیلسوف معاصر اشاره کرده است “هر پدیده از پیوند وقوع حوادث و اتفاقات در بستر مکان به وجود می آید و در بعد زمان رشد و تکامل می یابد و این دو به منزله چارچوبی هستنی که پدیده ها در آن شکل می گیرند و هیچ پدیده ای را نمی توان یافت که مقید به شرایط زمانی و مکانی نباشد.فضا ها و مکان های زندگی شهر به رغم هدف مشترکشان در تامین نیازهای انسانی مانند هر مصنوع دیگر بشری تاثیرات متفاوتی بر روان و احساس آدمی به عنوان طبیعی ترین و فطری ترین معیار سنجش انسانی بر جای می گذارد. محیطهای سنتی و بومی یک تناسب بهتری بین سازمان فضا، زمان، ارتباط و فرهنگ فراهم می کردند (توسلی، 1365).
3-12-5- مشارک، حضور آگاهانه مردم به ویژه در سالهای اخیر، به عنوان یکی از شاخصه توسعه های اصلی پایدار مورد تأکید قرار گرفته است. در جوامع سالم، مشارکت عمومی پاسخی به درخواست مردم است و در این شرایط است که هوشیاری عمومی و درک ضرورتها و لوازم پایداری روند قانونمند و با ثباتی به خود می گیرد. یونسکو طی گزارشی برای قرن بیست و یکم، توسعه پایدار را مستلزم «گذار از عضویت فردگرایانه در جامعه به مشارکت مردم » می داند (همان، 1365).
رویکرد واحد همسایگی خواهان تقسیم شهر به هسته هایی است که قابل اداره و مبتنی بر قانون مداری باشند. جامعه شناسان معتقدند که در طرح واحد همسایگی، مشکلات ناآشنایی مردمی که در واحد همسایگی ساکنند، به حداقل می رسد و مشکلاتی که در شهرهای امروزی از نظر سردی روابط همسایگی بین مردم شهرها وجود دارد، کاهش پیدا می کند. بدین ترتیب استفاده از خدمات شهری، انجام فعالیت روزانه مردم و بهره وری از زندگی روزانه را به نحوی مطلوب و آسان فراهم می آوردو در هنگام تداخل محدوده و حریم فعالیت آنان مشکلات کمتری بوجود می آید. بالا رفتن سطح تعاملات اجنماعی و توجه ویژه به مسائل فرهنگی و … باعث بوجود آمدن اثرات اجتماعی و فرهنگی متعددی شده است که به آنها اشاره می گردد (همان، 1365).
3-13- محله (در ایران)
محله های شهری درایران پیشینه ای به قدمت تقریبی شهرنشینی دارند.اما بـه علـت دردسـت نبودن اسناد و منابع کافی،شناخت کامل ابعاد مختلف زندگی اجتمـاعی وازجملـه محلـه هـای شهری دوره باستان امکانپذیر نیست .ورجاوند معتقـد اسـت« بخـش عظیمـی از دسـتاوردهای تمدن سکونت دراین مملکت از نظرها پنهان مانده است.اگرچه تاریخ سکونت درایران بـه بـیش از ده هزارسال می رسد» (ورجاوند،1370). برخی معتقدند شیوه