دو مفهوم متقابل هستند، تأکید بیش از اندازه بر خلوت می تواند موجب انزوا و تعامل خارج از کنترل می تواند موجب از دست رفتن زندگی خصوصی شود. ا فزایش تراکم، خلوت و تعامل اجتماعی بین ساکنین یک مجموعه و مجموعه های اطراف را دچار مشکل می کند. این نگرانی ها در اثر تقلیل فاصله بین واحدهای مسکونی، فضاها باز خصوصی محدودتر، استفاده از دیوراهای مشترک بین واحدهای مسکونی، افزایش ارتفاع ساختمان، افزایش شلوغی و آلودگی صوتی و ا شراف به فضاهای خصوص مسکن بوجود می آید. در تراکم های متوسط و بالا دیوارهای مشترک واحدهای مسکونی متصل در صورت راهی درست مزیت هایی نیز برای کنترل خلوت و اشراف دارند (عینی فر، 1386).
تامین خلوت از طریق کنترل مزاحمت های بصری و صوتی اقدامی لازم ولی ناکافی می باشد. مطالعه رابطه انسان و محیط نشان می دهد که احساس خلوت بیشتر با کنترل انسان بر محیط زندگی خصوصی و احساس اختیار در برخوردهای متقابل اجتماعی بدست می آ ید. ایجاد تعادل میان خلوت و تعامل اجتماعی هم به وسیله مفاهیم کالبدی و هم مفاهیم فرهنگی ـ اجتماعی که زمینه های روانی لازم را ایجاد می نمایند مسیر است. این تعادل در تعریف خلوت، «کنترل قابل انتخاب برخویشتن و گروه خودی » بیان شده است (Altman, 1975).
نیازبه خلوت در فرهنگ های مختلف متفاوت است و بین افراد در یک فرهنگ خاص نیز بسته به حالت روحی و وضعیت اجتماعی تفاوت هایی وجود دارد. به بیان دیگر شرایطی که برای یک فرد معنای خلوت دارد ممکن است برای فرد دیگری تنهایی و انزوا باشد. وشرایطی که برای یک فرد در زمان مشخصی شلوغی محسوب می شود ممکن است برای فردی دیگر لذت بخش باشد. فراهم آوردن مفهوم خلوت به عنوان داشتن کنترل و اختیار، به جای انزوا، در طراحی مسکن نیاز به راه حل های قابل انعطاف دارد که در شرایط عادی مشکل بدست می آید. علاوه بر مفهوم عمومی خلوت، مفاهیم فقهی محرمیت نیز در فرهنگ ما محدودیت هایی را به موارد قبلی اضافه می کند. این محدودیت ها از مقیاس همجواری مجموعه در واحدها تا تقسیمات داخلی واحدهای مسکونی قابل توجه است . اشراف و آلودگی صوتی که نکات مهم مورد نظر این احکام هستند تا حدودی در فرهنگ های دیگر نیز از محدودیتهای طراحی می باشند. در بسیاری از ضوابط تدوین شده طراحی موارد فوق از مباحث اساسی هستندAMCORD, 1995) ).
در مقیاس مجموعه ها، روش بوجود آوردن کنترل بر خلوت زندگی، فراهم آوردن سلسله مراتبی تعریف شده از فضاهای باز عمومی، نیمه خصوصی و خصوصی است که مانع ایجاد مزاحمت از سوی غیر ساکنین می شود. و فضاهای واسطه مابین واحدهای مسکونی و فضاهای مشترک دسترسی را تأمین کند هر چه امکان کنترل بیشتر برای ایجاد قلمرو خصوصی به ساکنین داده شود احتمال دست یا فتن به خلوتی بهینه بیشتر می شود. در مقیاس همجواری واحدهای مسکونی، برای تعریف فضاهای باز خصوصی علاوه بر استفاده از مصالح غیر منعطف و دیوارهای خشک بنایی، استفاده از مصالح و فرم های سبک تر و اقتصادی تر و کاشت گیاهان مناسب نیز امکان پذیر است(عینی فر، 1386 ).
موانع متحرک مثل سایبان های عمودی قابل نصب و دیوارهای حایل، زمینه انتخاب های بیشتری را فراهم می آورند. در مجموعه های مسکونی با تراکم بیشتر که با ارتفاع بیش از دو طبقه ساخته می شوند ا شراف به فضاهای خصوصی بار مجاور از طبقات بالاتر از مشکلات رایج است. این مشکل می تواند از طریق دقت در جایابی و طراحی پنجره ها استفاده از شیشه مات، دیوارهای مشبک جدا کننده، ایوان و بالکن یا موانع دیگری که زاویه دید را بدون مانع شدن در مقابل نور و تهویه محدد کند قابل حل باشد(همان، 1386 ).
واحدهای مسکونی مجموعه های با تراکم بالا نه تنها ارتباط کالبدی نزدیکتری با یک دیگر دارند بلکه احتمال بیشتری وجود دارد که در مجاورت ایستگاه های حمل ونقل شهری قرار گیرند. در این صورت آ لودگی حاصل از انتقال سرو صدا بین واحدها می تواند از طریق ایجاد عایق صوتی و دویار های جداکننده با طراحی مناسب فضاها صورت گیرد. جایگیری درست عملکردهای داخلی مسکن مانند حمام و دستشویی، آشپزخانه و محل قرارگیری ماشین لباسشویی، اتاق نشیمن خانواده به فضاهای آرام خانه مثل اتاق پذیرایی، اتاق خواب و اتاق مطالعه یا کار جلوگیری کند(همان، 1386 ).
در حالی که ایجاد فاصله بهترین راه حل جلوگیری از صداهای مزاحم به نظر می رسد، ولی با توجه به اینکه در تراکم های بالا فضاهای واسطه به حداقل می رسند، موانع مصنوع و طبیعی مثل دیوارها، شکستگی های زمین و استفاده از شیشه های دو جداره موثر هستند. همچنین فضاهای آرام خانه مانند اتاق خواب باید تا حد امکان از فضاهای خارجی دور باشند(همان، 1386 ).
2-11-4- امنیت در مجموعه های مسکونی:
افزایش جرائم و چگونگی توزیع آن در محیط های شهری ساکنین شهرها را به طور فزایندهای نسبت به امنیت ساکنین در شهرهای بزرگ و پر جمعیت نگران کرده است . افزایش در تراکم مسکونی می توادند بر امنیت ساکنین اثرات مثبت و منفی داشته باشد. تمرکز ساکنین و مراجعه کنندگان از یک سو می تواند مزاحمت های بالقوه ای را ایجاد کند و از سوی دیگر می تواند امکان مراقبت و کنترل ساکنین بر رفتارهای ناهنجار اجتماعی را میسر سازد(Newman, 1972).
جنبه های روانشناختی احساس امنیت در محیط های مسکونی باید در هر فرهنگی به درستی مطالعه و شناخته شود. این جنبه ها تحت تأثیر شماری از عوامل از قبیل ویژگی های اجتماعی ـ فرهنگی ساکنین، میزان دسترسی فیزیکی برای مزاحمین بالقوه، تعریف و کنترل حریم و قلمرو مسکن، میزان مراقبت از مسیرهای دسترسی و دیگر مکان هایی که از طریق آنها امکان مزاحمت وجود دارد می باشند. در حالی که دو نقش طراحی در اصلاح و مسائل اجتماعی نباید اغراق کرد، ولی به هر حال طراحی به همراه مدیریت و مشارکت اجتماعی ساکنین مراقبت و حفظ امنیت مناطق مسکونی را با موفقیت بیشتری همراه خواهد کرد. تعریف حریم و قلمرو یکی از مهمترین نکات طراحی مسکن است و در جهت فراهم آوردن خلوت و امنیت نقش مهمی را ایفا می کند. کنترل قلمرو در اختیار گرفتن فضا از طریق تعریف محدوده ای خاص است. قلمرو می تواند خصوصی ( مثل فضاهای باز خصوصی واحدهای مسکونی)، نیمه خصوصی ( مثل محوطه های مشاع داخلی و خارجی در مجموعه های چند واحدی)، وعمومی (مثل فضاهای باز خیابان ها و پیاده روها) باشد. در حالی که قلمرو خصوصی مسکن معمولاً تعریف شده و کنترل شده است و نگهداری آن خوب ا نجام می شود، قلمرو نیمه خصوصی اغلب مبهم بوده و به شکل ضعیفی کنترل و نگهداری می شود(عینی فر، 1386).
با افزایش تراکم مسکونی معمولاً فضاهای باز خصوصی هر واحد تقلیل پیادا کرده و زندگی مردم از جهت همجواری کالبدی فشرده تر می شود. در نتیجه تعریف روشنی ا زحریم و قلمرو در طراحی فضاهای مسکونی اهمیت فزاینده ای می یابد. تقابل های ناخواسته اجتماعی بین ساکنین می تواند در اثر ابهامی که از تعریف ضعیف قلمروهای خصوصی و نیمه خصوصی ایجاد می شود افزایش یابد. از طرف دیگر، تعریف روشن قلمرو و حریم می تواند به افزایش شناسه، خلوت و امنیت کمک کرده و تقابل های اجتماعی و مشکلات همسایگی را تقلیل دهد(همان، 1386 ).
ضوابط طراحی برای فضای قابل دفاع توسط اسکار نیومن در کتای به همین نام تدوین شده، ضوابطی است برای طراحی محیط های مسکونی امن با تراکم متوسط و بالا. در این ضوابط «…سلسله ای از مکانیزیم ها شامل ایجاد موانع فیزیکی یا نمادین، محوطه های باز تعریف شده و امکان مراقبت ، پیش بینی شده که در ترکیب با هم یک محیط مسکونی را به کنترل ساکنین در می آوردند. بر اساس این دیدگاه یک فضای مسکونی برای عده مشخصی از ساکنین، با تعریف دقیقی از حریم و سلسله مراتب فضاها، و با استفاده از موانع فیزیکی و نمادین طراحی می شود. در این مجموعه ها جایگزینی پنجره ها به گونه ای ا ست که مراقبت از فضاهای عمومی و نیمه خصوصی را تشویق می کند و قرارگیری واحدهای مسکونی و نحوه همجواری آنها خیابان های عمومی را به کنترل ساکنین در می آورد (Newman, 1972).
در بسیاری از مجموعه های مسکونی در کشورهای غربی بخصوص آنهایی که با مهاجرت بوجود آمده اند، استفاده از دروازه های با کنترل از راه دور، سیستم های مداربسته کامپیوتری، و نگهبان تمام وقت رایج شده است. تا چه حد این اقدامات نمایانگر نگرانی واقعی از جرم و جنایت است قابل تردید است. بکارگیری این نوع مراقبت ها و ایجاد موانع فیزیکی سخت، اگرچه ممکن است در عمل موثر باشد، ولی تصویری روانشناختی از نا امنی را در فضا عمومی شهر و مناطق مسکونی به نمایش می گذارد. نهادهای محلی و مشارکت مردم می تواند نقش مؤثری در برقراری امنیت مجموعه های مسکونی داشته باشند(عینی فر، 1386 ).
محافظت از وسایل نقلیه شخصی نیز در شهرهای بزرگ برای عموم مردم اهمیت پیدا کرد است . در بسیاری از کشورها در توقفگاه های زیر زمینی که میزان مراقبت طبیعی از واحدهای مسکونی کم است، استفاده از درهای ایمنی کنترل از راه دور و استفاده از کلید و کارت معمول شده است. در مجموعه های مسکونی همچنین قفل روی درها و پنجره ها، عدسی های ایمنی روی درهای ورودی، سیستم های هشدار دهنده نیز متداول است. نورپردازی کافی که بتواند مراقبت از نقاط ورودی، مسیرهای دسترسی و محوطه های توقفگاه های جمعی را در شب تسهیل کند ضرورت دارد. فرم محوطه سازی و فضای سبز هم می تواند از سهولت دسترسی مزاحمین جلوگیری کند به هر حال حداقل مراقبت از وسایل نقلیه، در نظر گرفتن محل توقف مناسب به تعداد واحدهای مسکونی در هر مجموعه است(همان، 1386).
2-11-5- دسترسی پیاده:
با افزایش ساخت مجموعه های بزرگ و متراکم مسکونی، طراحی دسترسی مناسب پیاده برای ساکنین و میهمانان اهمیت روز افزونی یافته است. در مجموعه ها، نقشه مناسب محوطه، علامت گذاری ها و نام گذاری های درست، جهت یابی را تسهیل می کند برای بوجود آوردن خوانایی بیشتر، احساس ورود جهت یابی وسلسله مراتب دسترسی در مجموعه ها باید تمهیداتی در زمینه برنامه ریزی محوطه، طراحی منظر فرم واحدهای مسکونی، قرارگیری بناهای عمومی محلی، جزئیات ساختمانی و نورپردازی محوطه انجام پذیرد. یکی از نیازهای اولیه برای جهت یابی مناسب اجتناب از ابهام برای مراجعین و ساکنین با فراهم آوردن مجموعه هایی با ورودی کاملاً مشخص است. یک ورودی قوی با نشانه ای روشن بین محدوده مجموعه ها و محیط اطراف تمایز ایجاد می کند در عین حال به عنوان یک مانع نمادین در مقابل افراد ناخواسته به حفظ امنیت کمک می کند. قابل رویت بودن و سادگی مسیرهای دسترسی پیاده با تلفیقی از فرم ساختمانی، طراحی منظر و علامت گذاری ساده و خوانا که مراجعه کنندگان را برای پیدا کردن واحدهای مسکونی به جهت یابی اصلی هدایت کند، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. باید از ایجاد مسیرهای پیاده با نقاط تصمیم گیری گنگ اجتناب کرد. مگر