از آن عالم را برای انسان می¬گشاید و بدین دلیل که این عالم از آثار ملکوت است و نسبت به آن مانند نسبت سایه به شخص و میوه به درخت و معلول به علت است باید اسباب و علل عالم مادی را به طور کلی در عالم ملکوت جست و جو کرد. و چنان که در بیان معنی مشکلات و مصباح و شجره در همین رساله ذکر می¬شود جهان مادی، مثال و نموداری از عالم روحانی و شبیه آن است و مشبه از همانندی و موازات با مشبه به خالی نمی¬باشد (همان، ص18 و 19).
از دیدگاه غزالی “نور” فقط به فقط برای این وجود حقیقی کاربرد دارد. نوری که “عالی ترین” نورهاست و سایر موجودات از او کسب نور می¬کند.
غزالی در مقابل این شبهه که چرا نور خدا به آسمانها و زمین اضافه شده، پاسخ می دهد که خداوند نور اول، قائم بالذات و منبع تمامی نورهاست و بدین دلیل که سراسر زمین و آسمان ها را انوار حسی و عقلی فرا گرفته پس عالم همه مظهر اوست.
از دیدگاه او این عرفان والا مقامند که به شهود این وحدت وجود رسیده و نهایت درمی¬یابند که “نور خدا فقط به واسطه شدت ظهور، مخفی مانده و کثرت سبب شده که از نظرها مستور گردد” (همان، ص 34). غزالی معتقد است که:گ نسبت جهان ظاهر و باطن همچون، نسبت پوسته به هسته، بدن به روح، و ظلمت به نور است”(اسمیت،1944،ص174).

فصل سوم :
بررسی نمونه¬های موردی

3-1- مقدمه
با توجه به موارد گفته شده، موضوعات مورد توجه در طراحی و ایده کلی ساخت مکان، نمونه¬هایی از پروژه¬های مسکونی اجرا شده در داخل و خارج کشور آورده شده است. بزرگترین ویژگی این گونه از ساختمان¬های مسکونی با ارتفاع متوسط شهری؛ سعی در پایین نگهداشتن هزینه¬های اقتصادی در ساخت و نگهداری، وجه به الگوهای رفتاری و هویت مکانی در طرح می¬باشد.
در اوایل سده بیستم و قبل از اختراع آسانسور، مجتمع¬های آپارتمانی با ارتفاع متوسط در اغلب شهرهای بزرگ بسیار رایج بودند؛ چرا که ارتفاع ساختمان¬ها تا قبل از اختراع آسانسور کاملاً وابسته به تعداد طبقاتی بود که باپای پیاده قابل طی کردن بود. در پاریس، که هنوز هم می¬توان آن را مظهری واقعی از یک شهر میان مرتبه تلقی کرد، ارتفاع اغلب ساختمان¬های آپارتمانی مسکونی از هفت طبقه تجاوز نمی¬کند. این بلوک¬ها
معمولاً دارای اتاق¬های زیرشیروانی و طبقات میانی کاملاً مشخص شده می¬باشند. حتی پس از تجربه¬های متعددی در زمینه ساخت¬و¬ساز مسکونی با استفاده از بلوک¬های بلند مرتبه، در دوره اوج مدرنیسم و در خارج از ناحیه حفاظت شده تاریخی، در این شهر صورت گرفت؛ معماران فرانسوی با رجوعی مجدد به مجتع¬های آپارتمانی با ارتفاع متوسط، که در طول تاریخ کارآیی آنها به ثبوت رسیده بود، بر ارزش¬های این واحدها تأکید کردند.
این مجموعه¬های مسکونی، که معمولاً به طول زیاد در لبه¬های خیابان¬ها شکل می¬گیرند، از ارزان¬ترین گونه-های مسکونی محسوب می¬گردند؛ که به¬طور معمول دارای ارتفاعی در حدود چهار تا شش طبقه می¬باشند. معمولاً در این الگو، دسترسی مستقیم به زمین وجود نداشته و نظام دسترسی از طریق راهرو¬ها و چشم پله-ها تأمین می¬گردد. در این الگو معمولاً خدمات محلی به صورت نوارهای پیوسته در طبقات همکف ساختمان¬ها به¬وجود می¬آید.

3-2- مجتمع مسکونی لیلینگتون استریت
این مجتمع در لندن را که با رویکرد سنتی طراحی پیرامونی به جای رویکرد برج در پارک به¬انجام رسیده است، نقطه عطف و پیشگام ساخت¬و¬سازهای مسکونی با ارتفاع متوسط در انگلستان محسوب می¬شود. این پروژه از سال 1961 م. شروع شده و در 3 مرحله به اجرا رسید و در مجموع مراحل سه¬گانه جمعاً هفتصد-و¬هفتاد¬و¬هفت واحد مسکونی را در منطقه پرتراکم مرکزی شهر¬ اندن به¬وجود¬آورد.
مراحل اول و دوم این پروژه شامل آپارتمان¬های یک تا هفت نفره¬ای می¬باشد که در بلوک¬های سه، هفت و هشت طبقه سازماندهی شده¬اند. این بلوک¬ها پیرامون یک فضای سبز به صورتی جانمایی شده¬اند که نمامی واحدها مشرف به این فضا می¬باشند. ساخت¬و¬ساز در پیرامون بستر به¬طوری¬که ساختمان¬ها کاملاً چسبیده به مرزهای بستر می¬باشند، موجب شده است تا 62.6 مساحت بستر به¬عنوان فضای سبز باقی بماند.
این مجتمع در لندن را که با رویکرد سنتی طراحی پیرامونی به جای رویکرد برج در پارک به¬انجام رسیده است، نقطه عطف و پیشگام ساخت¬و¬سازهای مسکونی با ارتفاع متوسط در انگلستان محسوب می¬شود. این پروژه از سال 1961 م. شروع شده و در 3 مرحله به اجرا رسید و در مجموع مراحل سه¬گانه جمعاً هفتصد-و¬هفتاد¬و¬هفت واحد مسکونی را در منطقه پرتراکم مرکزی شهر¬ اندن به¬وجود¬آورد.
مراحل اول و دوم این پروژه شامل آپارتمان¬های یک تا هفت نفره¬ای می¬باشد که در بلوک¬های سه، هفت و هشت طبقه سازماندهی شده¬اند. این بلوک¬ها پیرامون یک فضای سبز به صورتی جانمایی شده¬اند که نمامی واحدها مشرف به این فضا می¬باشند. ساخت¬و¬ساز در پیرامون بستر به¬طوری¬که ساختمان¬ها کاملاً چسبیده به مرزهای بستر می¬باشند، موجب شده است تا 62.6 مساحت بستر به¬عنوان فضای سبز باقی بماند.
در حالیکه در مرحله اول این طرح، تنها پنج درصد از واحدهای مسکونی دارای حیاط خصوصی می¬باشند، بکارگیری آپارتمان¬های کوچک با مقطع قیچی¬مانند که به¬صورت پشت¬به¬پشت و غالباً در بلوک¬های پنج طبقه ساخته شده¬اند، نسبت ساختمان¬های مرتبط با سطح زمین را به سی¬و¬شش درصد افزایش داده است؛ به-طوری که برای تمام واحدهای طراحی شده برای خانواده¬های بزرگ، امکان دسترسی به یک فضای باز خصوصی به¬صورت حیاط یا حیاط خلوت فراهم شده است.
در این بلوک¬ها، واحدهای کوچکتر در دو طبقه آخر قرار داده شده¬اند؛ که دسترسی به¬آنها از طریق کوچه¬ای صورت می¬پذیرد که در پشت¬بام واقع شده¬است و توسط آسانسورها تغذیه می¬شود.

پرواضح است که قرارگیری ساختمان¬ها در طول لبه¬های یک بلوک شهری، باعث تعین بهتر و ایجاد تعاریف مناسب¬تر برای خیابان¬های عمومی می¬گردد. به¬زبان دیگر، با اختصاص دادن مرکز بلوک به فضای سبز عمومی و ساخت¬و¬ساز در پیرامون آن، ساکنان از مزایای یک خیابان شهری در جلو و یک فضا سبز نیمه عمومی محصور در پشت واحدهای خود. به صورت توامان برخوردار می¬گردند.
برای ملموس¬تر شدن مزایای استفاده از روش طراحی پیرامونی به مثال زیر توجه نمایید:
شبکه شطرنجی مرکب از هفت ستون، هفت ردیف را تصور نمائید. به¬طوری¬که در تصویر روبرو مشاهده می¬گردد، مساحت چنبره پیرامونی تنها به اندازه یک مدول از مساحت حوزه مرکزی کوچکتر می¬باشد.اما آشکارا می¬توان ادعا کرد که کارایی فضای باز مرکزی ایجاد شده در حالت اول بسیار بیشتر زمینی است که به¬صورت باقی¬مانده ساخت¬و¬ساز در مرکز در حالت دوم ایجاد شده است. در حالی¬که مساحت اشغال شده برای ساخت¬و¬ساز در هر دو حالت تقریباً یکسان می¬باشد (شکل 3-4).
البته تمامی ساخت¬و¬سازهای انجام شده با استفاده از ساختمان¬های با ارتفاع متوسط به موقعیت و جذابیت مجموعه لیلینگتون استریت نمی¬باشد. به¬عنوان مثال مجموعه هزاروسیصدوپنجاه واحدی ساوث گیت (شکل 3-5) واقع در شهر جدید رانکورن که توسط جیمزاسترلینگ طراحی شده است، از موفقیت کمتری برخوردار بوده است. این مجموعه، با فاصله اندکی پس از بهره¬برداری، با نام استهزا¬ آمیز “سرزمین لگو” مورد اشاره قرار می¬گیرد؛ چرا که استفاده مفرط از شیشه و پلاستیک تقویت شده در طراحی یا پنجره¬های کوچک دایره¬ای شکل، آن را بیشتر به یک سرزمین اسباب¬بازی شبیه کرده است تا یک مجموعه مسکونی.
3-3- شهرک مسکونی فاروم میدت پانکت
درکشورهای اسکاندیناوی نیز مزایا و ارزش¬های درونی توسعه مسکونی با ارتفاع متوسط، مود توجه واقع شده است. در یکی از شهرک¬های مسکونی دانمارک موسوم به فاروم میدت پانکت به¬کارگیری واحدهای مسکونی حیاط¬دار به¬صورت کپه¬ای خلوت تمام و کمالی را در فضاهای داخلی و بیرونی واحدها تآمین کرده است. در این شهرک مسکونی قریب به یک¬ هزار و ششصد واحد مسکونی طراحی و ساخته شده است که اغلب این واحدها در بلوک¬های ردیفی چهارطبقه جانمایی شده¬اند. جای تأسف دارد که طبقه همکف این بلوک¬ها به پارکینک¬های باز اختصاص داده شده است. در طبقه اول هر بلوک، که طبقه اصلی محسوب می¬گردد، یک دالان مرکزی تعبیه شده است که در تمامی طول بلوک ادامه می¬یابد و دسترسی به واحدها را تأمین می¬کند. در این طبقه، یک واحد مسکونی حیاط¬دار L شکل وجود دارد که در جبهه اصلی بلوک جانمایی شده است. واحد مسکونی مشابهی نیز با یک عقب¬نشینی مناسب به منظور تأمین نور مناسب برای حیاط طبقه پایین، در بالای این واحد قرار گرفته است. در طبقات بالا دو واحد مسکونی با الگوی خانه شهری طراحی گردیده¬اند که دارای یک بالکن دل¬باز می¬باشند. دسترسی به این واحدها از طریق رشته پله¬هایی تأمین می¬گردد که به صورت متناوب در طول دالان مرکزی تعبیه شده¬اند.
در این مجموعه نیز بنا به روال شهرک¬های مسکونی در اسکاندیناوی، تسهیلات خدماتی نظیر مهدکودک، کودکستان، زمین¬های بازی، اتاق¬های جلسات عمومی، کانون¬های تفریحی و یک هتل کوچک برای مهمان تعبیه شده است. در آلمان نیز مانند بسیاری از کشورهای دیگر ساخت¬و¬سازهای مسکونی با ارتفاع متوسط در مناطق مختلف مورد توجه واقع شده است. از این میان به دو مورد شاخص اشاره خواهیم کرد: مجتمع مسکونی ریتراشتراسه-نورد و مجتمع مسکونی ته¬گل¬هاربور کهدر این کشور ساخته شده است.

3-4- مجتمع مسکونی ریتراشتراسه- نورد
این مجتمع توسط رابرت¬کرایر با توجه به مطالعات او در زمینه طراحی شهری طراحی شده است و حاصل یک مسابقه معماری است که در آن شرکت¬های متعددی شرکت کرده¬¬بودند. کرایر با موفقیت در این مسابقه به باز¬زنده¬سازی شکل¬های شهری فراموش شده¬ای می¬پردازد که در جنبش مدرن مورد بی¬مهری و بی¬توجهی واقع شده¬بودند
کرایر با به¬کار بردن الگوی بلوک¬های محصور شهری، بار دیگر موفقیت¬آمیز بودن طراحی پیرامونی به همراه فضای سبز محصور میانی را به اثبات می¬رساند. در این طرح یک¬سوم واحدهای مسکونی برای خانواده¬های بچه¬دار طراحی شده¬اند.کیفیت بالا طراحی در این مجتمع بارها و بارها از طرف ساکنان مورد ستایش قرار گرفته است.

3-5- مجتمع مسکونی ته¬گل¬هاربور
طرح مسکونی ته¬گل¬هاربور نیز محصول یک مسابقه معماری بین¬المللی می¬باشد؛ که در سال 1980 م. برگزار شد؛ و سه معمار آمریکایی یعنی جلزمور، جان رابل و باز¬یودل در آن برنده شدند. این مجموعه یکصدوهفتاد واحدی که در زمینی به مساحت تقریبی ده¬و¬نیم هکتار طراحی شده¬است، یکی از موفق¬ترین تلاش¬هایی است که برای طراحی واحدهای مسکونی با ارتفاع متوسط صورت گرفته است.
اگرچه واحدهای ساخته شده در این مجموعه مسکونی، از نظر هنجارهای حاکم بر زندگی اجتماعی از ابعادی کوچک برخوردار هستند؛ اما نماهای به¬دقت طراحی شده، جزئیات اجرایی مناسب و پنجره¬هایی که