ی گویند .درمواقعی که شرکت از سیاست تقسیم سود با ثبات پیروی می کند ، ادامه چنین سیاستی یا افزایش وکاهشی که در روند آن ممکن است پیش آید ، در واقع اطلاعاتی درباره انتظارات مدیران شرکت در مورد آینده مؤسسه در اختیار سرمایه گذاران قرار می دهد . سهامداران نسبت به 3 حالتی ،که ممکن است اتفاق بیافتد ، اطلاعاتی را از انتظارات مدیران درباره آینده شرکت کسب می کنند.این حالت ها عبارتند از:
حالت اول ، ادامه تقسیم سود به صورت فعلی :در این حالت سرمایه گذار نسب به ادامه روند درآمدی شرکت اطمینان حاصل کرده ویا حداقل عدم اطمینان وی کاهش می یابد .حتی اگر درآمدهای شرکت افزایش یابد ، سرمایه گذار وضعیت مزبور را اینطور تفسیر می نماید که انتظارات مدیران شرکت نسبت به آینده شرکت بهتر از آن است که وضع موجود نشان می دهد. ودر نتیجه اطمینان بیشتری نسبت به سهام این شرکت در مقایسه با سهام شرکتی که همزمان با کاهش درآمد ، سود تقسیمی خود رانیز کاهش می دهد ، خواهد داشت .
حالت دوم ، افزایش مقطعی سود تقسیمی واستمرار ثبات : این حالت از نظر سرمایه گذار، نشان دهنده بهبود وضعیت سودآوری شرکت بوده وبه وی این اطمینان را می دهد که علاوه براینکه وضعیت سودآوری جاری شرکت بهبود یافته ، مدیران نسبت به ادامه ویا تثبیت این سودآوری اطمینان دارند . به همین دلیل ممکن است بازار عکس العمل مثبتی به چنین شرکتی نشان داده وقیمت سهام مزبور افزایش یابد .
حالت سوم ، کاهش در سود تقسیمی : محققان معتقدند که مدیران شرکتهایی با تقسیم سود باثبات ، به خاطر عکس العمل شدیدتر قیمت ها، نسبت به کاهش سود تقسیمی، انعطاف کمتری در این مورد نشان می دهند . بنابراین زمانیکه این شرکتها اقدام به کاهش در تقسیم سود می نمایند ،این عمل برای سهامدار مبین کاهش در درآمدهای شرکت بوده وکاهش در سود تقسیم شده را دال بر وجود مشکلات جاری در شرکت از نظر مدیران تفسیر می نمایند . قابل ذکر است که مدیران شرکت نمی توانند برای همیشه بازار را گرم نمایند ؛ وبا وجود کاهش در درآمدها به طور مستمر به سیاست تقسیم سود با ثبات خود ادامه دهند . با توجه به سیاست های دولت ، سود سهام با ثبات به عنوان یک عامل تثبیت کننده عمل می کند ، زیرا چنین سیاستی باعث می شود که اثرات منفی کاهش در درآمدهای شرکت برروی تقاضا ی بازار در زمان رکود کمتر شود .
2- تمایل به درآمد جاری: بعضی از سرمایه گذاران به سود سهام نقدی، بعنوان وسیله ای برای تأمین هزینه های زندگی خود توجه می نمایند . ودر رفع نیازهای مصرفی وجاری خود شدیداً به سود نقدی حاصل از سهام وابسته اند . برخی دیگر از سرمایه گذاران مایلند فرصتهای سرمایه گذاری در سایرموارد رابرای خود حفظ نمایند . وبدین ترتیب برای سرمایه گذاری نیازمند وجوه نقد مستمر هستند ؛ سرمایه گذارانی با مشخصات بالا به دلیل اینکه فروش سهام درزمان نیاز به وجه نقد ، مستلزم صرف وقت وتحمل هزینه های معاملاتی می باشد ، ترجیح می دهند که در شرکتهایی با تقسیم سود باثبات که درصد بالایی از سود خود را تقسیم می کنند ، سرمایه گذاری نمایند . بنابراین هر شرکتی برحسب سیاست تقسیم سود خود می تواند سهامداران خاصی را جذب نماید
2-5-1-3 ) روش حجم ریال ثابت + متغیر ( فوق العاده ) :
در این حالت شرکت یک حداقل سود پرداختی پایه را تعیین می کند، وسعی می کند در کلیه شرایط اقتصادی ودرآمدی این حداقل تعیین شده را پرداخت نماید. اگر وضعیت درآمدی شرکت بهتر شود،ویا در شرایط رونق اقتصادی، یک سود متغیر را به عنوان مبلغی اضافی بین سهامداران خود توزیع می کند. البته این مبلغ اضافی نباید به صورتی درآید که انتظارات سهامداران را از دریافت سود نقدی تغییر دهد.اگر چنانچه پرداخت مبلغ اضافی جزء انتظارات سرمایه گذاران قرار گیرد ،ممکن است در صورت عدم پرداخت آن قیمت سهم مورد نظر کاهش یابد .سودهای فوق العاده به سهامداران این امکان را می دهد تاهم نوسانات کوتاه مدت بر درآمدهای شرکت و هم تغییرات بلند مدت درآمدها را تشخیص دهد. اعلان سود فوق العاده به عواملی از جمله :نیازهای نقدی مورد انتظار ،صرف مغلوب نقدینگی و انتظارات در مورد درآمدهای آتی بستگی دارد .باید در نظر داشت که مدیریت ازمکانیزم پرداخت مبلغی ثابت + متغیر نبایستی در جهت فریب سرمایه گذاران و تحریک ایشان برای خرید سهام استفاده نماید .
نکته ای که تذکر آن لازم است این است که پرداخت سود ثابت به عنوان نرخ حداقل وپایه مبین حجم وجه نقد شرکت نیست . بلکه مدیریت این نرخ پایه را به گونه ای تعیین می کند که همه ساله توان پرداخت آن را داشته باشد. این مسئله بدان معنی نیست، که سود سالانه در یک مبلغ ثابت مورد تعهد مدیریت قرار گرفته است. به طور کلی این سیاست محافظه کارانه بوده وبرای شرکت هایی که دارای درآمدهایی با نوسان از سالی به سال دیگر هستند ، مناسب می باشد و شرکت ها با اتخاذ چنین سیاستی از انعطاف لازم برای این نوسان درآمدها برخوردار خواهند بود. شرکت های بیمه ،صندوق های بازنشستگی و مؤسسات سرمایه گذاری می توانند در پرتفوی خود ،سهام اینگونه شرکتها را قرار دهند .
2-5-1-4)روش پرداخت در صدی از ارزش بازار
تأکید این روش بر روی حجم بازدهی سرمایه گذاری سهامداران می باشد.چون نرخ بازدهی براساس قیمت بازار سهام محاسبه می گردد، لذا مدیریت در پیروی از این روش سود سالانه را براساس درصدی از قیمت بازار پرداخت می نماید. درصد پرداختی سود سهام در این روش تا اندازه زیادی به قیمت سهم شرکت بستگی دارد، چنانچه قیمت سهم بسیار بالا باشد، واضح است که درصد پرداختی کم تعیین می گردد و بالعکس. شرکت ها با این سیاست سعی در افزایش بازده مورد انتظار سهامداران داشته و بدین وسیله می خواهند تأثیر مثبتی بر روی قیمت سهام بگذارند. چرا که هر قیمت بازار سهم، ترقی نماید، سود دریافتی هر سهامدار نیز افزایش خواهد یافت. در این سیاست توجهی به تأثیر سود سهام روی شرایط سرمایه گذاری داخلی، در پیش بینی ها ی تأمین آتی شرکت نمی گردد . اساس این سیاست ناشی از این اعتقاد عمومی است که مدیریت خود در برابر سهامداران معتقد می داند تا پرداخت سود سهام را با نرخهای پرداختی توسط رقبا در صنعت و در کل بازار منطبق نماید.
2-5-1-5) روش در صدی از قیمت اسمی:
یکی از سیاست هایی که کمتر مورد توجه است ،پرداخت درصدی از قیمت اسمی به عنوان سود سهام می باشد. این سیاست به تنهایی نمی تواند اطلاعات مفیدی در اختیار سهامداران قرار دهد. ولی به هر حال در شرکت هایی که حجم درآمد ناچیز است و درضمن ارزش اسمی سهم نیز پایین می باشد ،اگر چنانچه در صد اعلان شده مورد توجه قرار گیرد. درصد مزبور بالا خواهد بود . اگر چه در کل ،حجم دریافتی هر سهامدار در چنین حالتی ناچیز خواهد بود .
2-5-2)سیاست تقسیم سود نامنظم
در این روش مدیریت در پرداخت سود سالانه، روش مشخصی نداشته و از هیچ قاعده ای استفاده نمی کند . پرداخت سود ارتباطی با درآمدهای سالانه شرکت ندارد؛ و صرفأ به دلیل وضعیت خاصی در شرایط جاری ،سود سهام پرداخت می نماید . شرکتی ممکن است به منظور اجتناب از جرائم ناشی از وجود اندوخته های زیاد و سود سنواتی اقدام به توزیع مقادیری مشخصی از سود بنماید؛ و شرکت دیگری ممکن است با وجود درآمدهای سالانه خوب از توزیع آن خودداری نماید.بدلیل عدم وجود مغایر مشخصی در اینگونه شرکتها برای تقسیم سود معمولأ عوامل زیادی ،ممکن است در سیاست توزیع سودآنان دخیل باشندکه ازجمله مهمترین این عوامل عبارتند از :
الف : وقتی که درآمدهای شرکت نامنظم و غیر قابل پیش بینی باشد.
ب: محیط شرکت وشرایط درونی و خارجی آن شدیدا متغیر ومتلاطم باشد.
ج : شرکت دارای سهامداران محدود و متجانس باشد.
د: ضعف های ناشی از مدیریت محافظه کارانه ممکن است منجر به اتخاذ تصمیم جهت تقسیم سود گردد.
ه : بورس اوراق بهادارغیر فعال بوده و نقش کمی در سرمایه گذاری ملی داشته باشد.
2-5-3 ) سیاست تقسیم سود باقیمانده
شرکت ها در رابطه با تقسیم سود خود بطور کلی از دو دیدگاه متفاوت می نگرند: یک دیدگاه که به چگونگی تقسیم سود به عنوان یک متغیر فعال در جهت افزایش قیمت سهام و در نتیجه حداکثر کردن ثروت سهامداران نظر دارد ؛ از این دیدگاه امکان دسترسی آسان به بازار اوراق بهادار در هر زمان برای شرکت وجود دارد . ودر صورت نیاز مالی شرکت می توانند به راحتی از طریق صدور سهام جدید ویا اوراق قرضه این نیاز راتأمین نماید.دیدگاه دوم اعتقاد بر این دارد، که شرکت ها همیشه دسترسی سهل الوصولی به بازارهای اوراق بهادار نداشته ومعمولا در راه تأمین نیازهای مالی خود از این بازارها با مشکلاتی مواجه هستند .این دیدگاه در وهله اول به سود شرکت، به عنوان یک وسیله مهم وراحت برای تأمین نیازهای سرمایه گذاری می نگرد. وبعد از تأمین آنها در صورت وجوه مازاد نسبت به تقسیم آن تصمیم گیری می نماید. در این دیدگاه به سود سهام به عنوان وجوه باقیمانده غیر فعال که صرفأ از طریق پروژه های سرمایه گذاری قابل قبول تعیین می شودتوجه می گردد . اگر چنانچه پروژه های سرمایه گذاری بازده ای بیش از بازده مورد نیاز انتظار داشته باشند . سرمایه گذار توزیع سود را ترجیح خواهد داد. نظریه سود سهام به عنوان یک تصمیم باقیمانده الزاما بدین معنی نیست که سود سهام از دوره ای به دوره دیگر همراه با تغییرات پروژه های سرمایه گذاری متغیر است.شرکت ممکن است با کنار گذاشتن وجوه در سالهایی که تأمین مالی سرمایه گذاری ها از سود حاصل کمتر باشد، برای سالهایی که کسری وجوه در رابطه با تأمین مالی سرمایه گذاری ها وجود خواهد داشت ،پرداخت های سود سهام خود را یکنواخت نماید. به هر حال این واقعیت که سود سهام هم دوره تناسبی با وجوه باقیمانده همان دوره نداشته باشد،اصل نظریه باقیمانده را نفی نماید . انواع سیاست های سود باقیمانده به شرح ذیل می باشند :
2-5-3-1)سیاست تقسیم سود مطلقأ باقیمانده
در این روش شرکت پس از تأمین کلیه نیازهای مالی خود از درآمدها، بقیه آن را به صورت سود سهام توزیع می نماید.

2-5-3-2) سیاست پرداخت درصد ثابتی از سود باقیمانده
دراین سیاست اگر چه تأمین مالی پروژه های سرمایه گذاری در اولویت قرار دارند ولی شرکت فقط درصدی از درآمدها، را به جای توزیع کامل آن تقسیم می نماید .

2-5-3-3) سیاست تقسیم سود باقیمانده یکنواخت
در این روش منابع پرداختی به عنوان سود از یک الگوی ثابتی پیروی می کنند. بدین صورت که مبالغ پرداختی سود در بلند مدت با درآمدها منهای نیازهای مالی شرکت برابر است . اگر در بلند مدت متوسط نیازهای مالی سرمایه گذاری بیش از درآمدها باشد هیچ گونه سودی توزیع نمی گردد .
جدول( 2-2 )تفاوت بین 3 روش مختلف تقسیم باقیمانده را برای یک دوره پنج ساله نشان می دهد.

درصد کل سال 5 سال 4 سال 3 سال 2 سال 1 سال

شرح
100 14800 3000 3400 2400 3200 2800
درآمد هر سهم
(50) (7400) (1500) (1600) (1800) (1100) (1400) نیازهای مالی پروژه های سرمایه گذاری
50 7400 1500 1800 600 2100 1400 1- پرداخت باقیمانده طبق روش مطلقآ باقیمانده
50 7400 1500 1700 1200 1600 1400 2-پرداخت باقیمانده طبق روش درد ثابت
50 7400 1500 1500 1400 1500 1500 3- پرداخت باقیمانده طبق روش باقیمانده یکنواخت
جدول (2-2) تفاوت بین سه روش مختلف تقسیم سود باقیمانده

همان طور که داده های جدول (2-1) مشخص است، سیاست تقسیم سود مطلقا باقیمانده به دلیل تبعیت کامل از نیاز های سرمایه گذاری می تواند طی سالهای مختلف از نوسانات بسیار زیادی برخوردار باشد؛ به خصوص در مواردی که نیازهای سرمایه گذاری و درآمدهای شرکت از دوره ای به دوره دیگر در جهت مخالف هم حرکت نمایند، این نوسانات بیشتر می گردد سال 3و4 در مثال فوق نشان دهنده چنین امری است . نسبت pay outثابت به شرکت این امکان را می دهد، تابتواند تا حدودی سود پرداختی را به درآمدهای شرکت مربوط سازد. استراتژی سود باقیمانده یکنواخت ،در مقایسه با