شهرفلورانس بعد از دو سده تاخیر« به خاطر پیدا نکردن روشی برای ساختن گنبد آن» در قرن پانزدهم با استفاده از مدرن ترین تکنیک هایی که در دسترس بود ساخته شد، یکی از مواهب تکنولوژی استفاده از مصالح سنتی به شیوه جدید است.
• افزایش جمعیت پذیری بافت به منظور سرزندگی بیشتر در بافت
• ایجاد انگیزش در جامعه برای سکونت و اشتغال در بافت فرسوده
• جلب مشارکت و سرمایه گذاری مردم
شاهدیم که در گردشگران ورودی به ایران که صرفا توریسم فرهنگی نامیده می شوند با مشاهده تخریب های شدید ، ابراز تأسف می کنند ، آن ها به ایران می آیند تا از بافت های شهری خشت و گل بازدید کنند . بافت های تاریخی ما « محله موزه هایی» هستند که بیانگر فرهنگ غنی معماری هوشمندانه بوم اقلیمی ما است. این موزه ها به مثابه ی کتابخانه های مخزن باز هستند که نه تنها قوه های بی کران اقتصاد توریسم هستند( پیش بینی می شود صنعت گردشگری درسال دوهزار و بیست میلادی اولین صنعت جهان خواهد بود) بلکه همانند دانشکده ای جهت پژوهش های علوم ، معماری ، شهرسازی ، باستان شناسی ، مردم شناسی و … می باشد و می توانند در اختیار دانش پژوهان قرار گیرند ( وزیری ، 30)
2-1-4- بحران هویت :
فرآیندهای تقلیدی طراحی ساختمان های امروز بدون توجه به ارزش های هویتی، فرهنگی ، خاطرات فردی و جمعی و شیوه زندگی اصیل ساکنان، بحران هویت در خانه های معاصر را به همراه داشته است ( Aly & Shafik., 2011 ) .
هدف از هر پژوهش تاریخی مثبت شناخت آموزه های تاریخی و استفاده از تجارب گذشتگان برای امروز و فردای جامعه است، اما ذکر این نکته ضروری است که بررسی بناهای بومی بدنبال تقلید از گذشته و نادیده گرفتن شرایط زمان نیست؛ بلکه بر اساس استفاده از تکنولوژی ها، تکنیک ها و مصالح جدید ، بناهای معاصر باید متناسب با شرایط محیطی و انسانی شکل گیرند ( So Zen & Gedi’k., 2007 ) .
از دهه 1960 که معماری مدرن مورد سوال قرار گرفت، نوعی توجه و نگرش مثبت نسبت به مناطق تاریخی و گرایش به حفاظت، مرمت و بهره برداری مجدد از خانه های قدیمی آغاز شد ( هدایت و طبائیان 1391،37 ) .
2-1-5- بافت های تاریخی به عنوان میراثی فرهنگی :
در کشور های دیگر با سوابق تاریخی به مراتب کمتر از ما ، این رنسانس یا تجدید حیات بافت های قدیمی شهر ها ، سال هاست که صورت گرفته و به نتایج مطلوب اجتماعی و اقتصادی رسیده و در کشور ما نیز می توان به نتایجی مشابه دست یافت ( رنجبر 1386، 10) . در شهر سازی پسامدرن ، به مسئله محیط زیست و تأمل با شرایط اکولوژیک فیزیکی محیط و انرژی نگاه جامع و هولستیک می شود.( Hanna et al, 2007 )
از دیر باز در منابع و تولیدات ادبیات معماری – شهرسازی کشور های اروپای مرکزی ، اصطلاح « میراث های فرهنگی ملی» جای خود را به اصطلاح دیگری که می تواند به فارسی « ثروت های فرهنگی محلی » گفته شود ، داده است. ( فلامکی 1384 )به زبان دیگر ، میراث شهری ، عمده ترین دارایی برای توسعه ی کیفیت زندگی ، حیات اقتصادی و دینامیسم مناطق شهری است. ( Global Urban Development 2007)
از سوی دیگر ، برنامه و طرح های حفظ و نگهداری بافت های تاریخی نیاز به توجه به ارتباط هارمونیک میان مناطق شهری تاریخی و خود شهر در یک کلیت فراگیر دارد . ( ICOMOS 1987 )در این گذار آسیب شناسانه ، نگاه به توده ی مردمی که در لا بلای کوچه ها و ساختمان های بافت تاریخی زیست می کنند ،نخستین گام است . زیرا همانگونه که در بیانیه ی آمستردام ( 1975) آمده است ، زندگی میراث فرهنگی فقط هنگامی ادامه خواهد یافت که از سوی عامه ی مردم و به ویژه از سوی نسل های جدید ، قدر نهاده شود.( فلامکی 1374، 316 )
هر چند در محاوره ی عادی و قابل درک، احتیاج به مرمت ساختمان ، امری است که با خود بنا به وجود می آید ، در مراحل نخستین ، مسئله ای حاد ، ظریف یا پیچیده شمرده نمی شود ، ولی با گذشت زمان ، یعنی به علت تغییر شرایط اولیه ی ساختمان و تغییر شرایط کاربرد و بهره وری از بنا ، باز زنده سازی معماری به شکل های تازه مطرح می گردد و به تناسب کمیت زمان، و در پیوستگی با کیفیت های مربوط به تغییر های دوگانه ، به صورت مسئله ای پیچیده در می آید که موضوع کار معماران و متخصصان باز زنده سازی بناهای قدیمی است ( رنجبر 1386، 10).
2-1-6- اثرات احیای بافت های تاریخی :
حفظ بافت های تاریخی – فرهنگی شهری می تواند روح جمعی مردمان آن جامعه را زنده نگه داشته و در ایجاد چنین تداوم فرهنگی و حافظه ی مشترک آنان مشارکت کند . هرچند که می دانیم تکنیک های ساختمان سازی آکادمیک و فرم های معماری می توانند محیط یکسانی در سراسر جهان خلق کنند ولی باید دانست که حفظ و مرمت مناطق تاریخی و سازه های تاریخی شهری ، کنشی سنجیده و فکورانه است که می تواند در نگهداری و توسعه ارزش های اجتماعی و تنوع و گوناگونی فرهنگی هر ملت نقش ایفا کند. این جنبش می تواند در غنای معماری میراث فرهنگی جهان نیز اثر ژرفی بگذارد . ( UNESCO 2006 )
از دیدگاه علمی ، حفظ شهر های تاریخی و میراث مناطق شهری ، نیاز به مطالعه ی فعالیتی میان رشته ای ( Multidisciplinary) است که نیاز مند به دانش باستان شناسی ، تاریخ ، معماری ، فن اوری های روز و صنایع دستی ، جامعه شناسی و اقتصاد دارد ( ICOMOS 1987 ) .از زمان دو جنگ جهانی ، جنبش حفظ میراث فرهنگی « در نگرش مدرن آن» تمام گیتی را در نوردید که فرآورده ی آن در کنوانسیون یونسکو در زمینه محافظت از میراث طبیعی و فرهنگی جهان متجلی است . در همین هنگامه ، نگرش به سوی مشارکت تمام بخش های جامعه ف تمایل به محیط زیست و آگاهی از مرز های رشد و نیاز به مدیریت توسعه ی پایدار و منابع سوق داد( Jokilehto J. 2007 ) .
2-1-7- بافت تاریخی بوشهر، دیدگاهی آسیب شناسانه :
در بافت تاریخی شهر بوشهر بیش از 70 درصد از مردم هیچگونه دسترسی به کتابخانه ، کانون فرهنگی ، ورزشی و تفریحی نداشتند ( رنجبر 1386، 10) . مردم ساکن بافت تاریخی – فرهنگی بوشهر به حفظ واحد های مسکونی خود به عنوان یک میراث فرهنگی علاقه مند هستند ولی مشکلات شهر سازی و بهداشتی شامل شبکه فاضلاب ، جمع اوری زباله و عدم حمایت سازمان های ذیربط از باززنده سازی این بافت فرهنگی – تاریخی معماری ایران از مسائل ریشه ای آن است. ( رنجبر 1386، 10)امروزه به بافت های معماری تاریخی – فرهنگی بعنوان ثروت های فرهنگی محلی نگریسته می شود . بافت تاریخی – فرهنگی بندر بوشهر ، یکی از بی نظیر ترین بافت های معماری شهری است که در نتیجه رشد پر شتاب شهری ، رو به ویرانی گذاشته است . از این رو با دیدن میان رشته ای ، این پژوهش دیدگاه مردم ساکن این بافت را برای ترسیم طرح آسیب شناسانه ی آن جستجو نمود. ( رنجبر 1386، 10)
تعداد 218 واحد مسکونی بافت تاریخی- فرهنگی بوشهر مورد بررسی قرار گرفت . یک پنجم افراد مورد بررسی آشنایی با مقوله ی میراث فرهنگی داشتند ولی بیش از 60 درصد از آنها موافق بودند که بافت قدیم بوشهر به شکل سنتی باززنده سازی شود . اما بیش از 80 درصد از آنها هیچگونه تسهیلاتی جهت بهسازی منازل خود دریافت نکرده بودند . ( رنجبر 1386، 10)افراد مهمترین عامل در ارتباط با سلب امنیت را مواد مخدر ( 8/52 درصد) عنوان نمودند. مهمترین انتظار مردم از شهرداری بافت قدیم بوشهر ، بهسازی و باز زنده سازی منازل بود ( 7/36درصد) و 9/24 درصد آنها نیز خواستار بازسازی و بهسازی معابر و کوچه ها بودند . مهمترین نیاز بهداشنی محله نیز از نظر مردم ، ایجاد شبکه جمع آوری فاضلاب و جمع آوری مرتب و منظم زباله بود. ( رنجبر 1386، 10)
2-2- بخش دوم : گردشگری
2-2-1- ماهیت و فلسفه ی گردشگری:
¬¬شاید بتوان گفت که نخستین انگیزه ای که در انسان پدید می آید و او را به سفر کردن وا می دارد ، حس کنجکاوی و نوجویی اوست.اینکه دمی از زندگی روزمره خود فاصله بگیردو آن چیزی را بجوید که تا امروزش هرگز ندیده است. این حس کنجکاوی در قلمروهای مختلف زندگی بشر ، در دیدن ، شنیدن و دانش نفوذ کرده ، کل توان انسان را در ارتباط برقرار کردن با محیطش تحت الشعاع قرار داده است. اینکه ببینیم ، بشنویم و بدانیم آن چیزی را که تا بحال ندیده ایم ، نشنیده ایم و ندانسته ایم. همین کنجکاوی و نوجویی و انتخاب سفر برای ارضای این حس است که در طول تاریخ فرهنگ ها و تمدن ها را تکامل بخشیده ، حتی به درجه ای از اعتلا رسانده است. به جرات می توان گفت رنسانس که شکوفاترین بخش تاریخ جهان محسوب می شود، به برکت همین سفر ها توانست نمودی گسترده و عملی پیدا کند. هنگامی که جنگ های صلیبی دروازه های دنیای بیگانه را به روی اروپاییان گشود و اشتیاق سفر های ماجراجویانه را به همه جا بیدار کرد، اروپاییان در حدود کشف دنیای پیرامون خود که از مرز کشور های آنان فراتر رفته بود برآمدند و آن سوی دریاها را پیمودند تا ببینند و بدانند آنچه تا آن روز ندیده بودند و نمی دانستند . کشف زیبایی طبیعت ، وصف اقوام و شهر ها و وصف زندگی روزمره ی انسان ها نشأت گرفته از سفر بود که خود نیز به رنسانس یاری بسیار رساند. ( لطفی)
پیوند شرق وغرب و شناخت هر یک از دیگری مهیا نشد مگر در اثر سفر و دیدن و دانستن عمیق و دقیق آن چیزهایی که قبلا در خیال ساخته شده بود و از همین طریق ، بده بستان فرهنگی و حتی شکوفایی علم و فلسفه میسر شد . در واقع در یک کلام می توان گفت تکامل هر فرهنگی در طول تاریخ مستلزم ارتباط متقابل بین فرهنگ های مختلف بوده که یکی از اصلی ترین راه های این ارتباط را سفر مهیا می کرده است.
انگیزه ی دیگری که مسافر را به حرکت وا می دارد ، رهایی از خستگی زندگی روزمره است . البته روشن است که این خستگی صرفا خستگی جسم نیست ، بلکه شامل روح و روان آدمی نیز می شود که می توان آن را در یک کلام خلاصه نمود : « خستگی از تکرار». یکنواختی و تکرار لحظه های زندگی روزمره ، روان آدمی را افسرده می کند و به مرور ، توان جسمی و روحی او را تحلیل می برد . در چنین حالتی این انگیزه در درون انسان ایجاد می شود که از لحظه های تکراری بگریزد و در پیمودن راه ها و نظاره فضاهای جدید و متفاوت ، نفسی تازه کند و توان خویش را تقویت بخشد و در نهایت « خستگی از ماندن » را به « شور و شعف گذر کردن» بدل سازد . در همین خستگی از « تکرار » و « ماندن » مفهوم دیگری نیز نهفته است و آن نیاز انسان ب کشف قلمرو های ناشناخته است . یعنی روبرو شدن با عناصر جدید و حتی غریب . آن چیزی که « ویتاسکویل وست » در کتاب زیبایش « مسافر تهران » ، « لذت نادانی » می داند. ( وست 1387، 75 )
در مورد سفر و گردشگری ، نباید انگیزه ی کسب دانش و اصل شناخت را فراموش کرد . انگیزه ای که پژوهشگران و دانشمندان بسیاری را به گوشه و کنار جهان کشانده است و دانش بشری را توسعه بخشیده است.این نکته را نیز نباید ناگفته گذاشت که سفر برای بخشی از سیاحان ، دگرگونی روان آدمی را در پی داشته است . مسافر