مقایسه ای اثر بخش آموزش مبحث  دینامیک درس فیزیک با روش های تدریس حل مساله و سنتی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان دختر سال دوم دبیرستان های دولتی شهر ملایر در سال 95-94 می باشد.

اهداف فرعی

1 تاثیر روش حل مساله در آموزش مبحث دینامیک بر درک مفهومی دانش آموزان

2 تاثیر روش حل مساله در آموزش مبحث دینامیک  بر سطح کاربرد استراتژی حل مساله توسط دانش آموزان

 1-5 فرضیه های پژوهش

فرضیه اصلی

بین دانش آموزانی که با روش تدریس مبتنی بر حل مساله آموزش می بینند و دانش آموزانی که به روش سنتی آموزش داده می شوند از نظر پیشرفت تحصیلی در مبحث دینامیک تفاوت وجود دارد.

فرضیه  های فرعی

1  بین دانش آموزانی که باروش تریس مبتنی بر حل مساله آموزش می بینند و دانش آموزانی که به روش سنتی آموزش داده می شوند از نظر درک مفهومی مبحث دینامیک تفاوت وجو دارد .

2 بین سطح کاربرد استراتژی های حل مساله توسط دانش آموزان در تدریس به روش حل مساله و تدریس به روش سنتی تفاوت وجود دارد.

1 –6 تعاریف عملیاتی و مفهومی متغیر ها

1 –6– 1 تعریف مفهومی

الف: مسئله وروش حل مسئله : وقتی شخصی  با موقعیت  یا تکلیفی روبه رو می شود که نمی­تواند با استفاده از طیق کاربرد اطلاعات ومهارت هایی که در آن لحظه در اختیار دارد به آن موقعیت یا تکلیف سریعاً پاسخ دهد گفته می شود که او با مسئله ای روبه رو است. به طور کلی مسئله عبارت است از تعارض یا تفاوت بین موقعیت موجود وموقعیت دیگری که می خواهیم ایجاد کنیم. (پولیا، ترجمه شهریاری، 1385).

ب: کارگروهی به شیوه فعال: روش  فعال روشی  است که در یادگیری داش آموزان عامل خارجی دخالت بسیار کمی دارد و معلم به عنوان راهنما عمل می نماید و عامل داخلی یعنی دانش آموز در جریان تدریس مشارکت فعال دارد و کنترل و نبض و یادگیری را نیز در درست می گیرد (حسنی، 1380).

ج: پیشرفت تحصیلی: پیشرفت تحصیلی به مقدار یادگیری های آزمایشگاهی فرد به صورتی که توسط آزمونهای مختلف درسی مثل ریاضی، فیزیک و. .. سنجیده می شود اشاره می  کند (پرلیا، ترجمه شهریاری، 1385). به عبارت دیگر تغییرات کیفی و کمی رشد آینده ی رفتار فیزیک دانش آموزان را پیشرفت تحصیلی فیزیک آنان می گویند(علم الهدایی، 1381).

د: روش  تدریس سنتی: این روش همان روش معمول تدریس است که شامل سخنرانی- توضیح و تمرین است (صدرالاشرانی، 1386).

هـ: درک مفهومی: فن دوویل (2001) اعتقاد دارد فهمیدن را می توان به صورت میزان کیفیت و کمیت ارتباط هایی که یک ایده با ایده های موجود برقرار می کند تعریف کرد. فهمیدن به وجود ایده های مناسب و خلق ارتباط های جدید بستگی دارد.

و) استراتژی حل مسأله: استراتژی که در حل مسأله مورد استفاده قرار می گیرد، استراتژی هفت مرحله ای گگرینو می باشد که به صورت زیر بیان شده است:

1) کشیدن یک شکل ساده از مسأله 5) نوشتن قوانین مربوط به مسأله
2) اضافه کردن داده ها به شکل 6) عدد گذاری
3) تشخیص دادن مجهولات 7) تفسیر کردن جواب های عددی
4) تحلیل  

 

1-6-2 تعریف عملیاتی

الف: روش حل مساله: روش تدریس در این تحقیق بر  مبنای برخی از  اصول نظریه ی روش  حل مساله از جمله فعالیت دانش آموزان در کلاس به صورت گروهی، تعامل داشتن افراد گروه با یکدیگر و معلم، سوال و جواب معلم با دانش آموزان برای رسیدن به مفهوم و انجام فعالیت بوده است.

ب: کارگروهی به شیوه ی فعال: در این تحقیق منظور از کارگروهی به شیوه فعال، علاقه مندی و مشارکت و همیاری دانش آموزان برای یادگیری در گروه ها می باشد.

ج: پیشرفت تحصیلی: در این تحقیق نمره آزمودنی های گروه آزمایش و کنترل در آزمون محقق ساخته از درس مربوطه پس از اعمال شیوه تدریس حل  مساله و سنتی، پیشرفت تحصیلی دانش آموزان خواهد بود.

د: روش تدریس سنتی: معلم در درس  کلاس حاضر شده، تنها او سخنرانی می  کند و بقیه گوش داده و پس از پایان توضیحات شروع به حل تمرین و یا مساله می کند. این روش معمول را می توان در بسیاری از کلاس های درس  یافت.

هـ: درک مفهومی: در این تحقیق درک مفهومی عبارت است از آن چیزی که باسوالات 6و7و8و9و10 آزمون استفاده شده در پژوهش حاضر آن را می سنجد.

و: استراتژی حل مسأله، در این تحقیق استراتژی حل مسأله عبارت است از آن چیزی که با سوالات 1و2و3و4و5 آزمون استفاده شده در پژوهش حاضر آن را می سنجد.

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل دوم

مبانی نظری و پیشینه پژوهش

 

 

1-2 مقدمه

در برنامه های درسی و آموزشی دوره های متوسطه کشورهای مختلف جهان تفاوت چشمگیری وجود دارد. اکثر این تفاوت ها را می توان در محتوا و عناوین دروس ارائه شده و در روند اهداف همان جامعه بررسی کرد. ناگفته پیداست که دامنه موضوعات مختلف درسی بسیار گسترده بوده و لذا فقط بخش کوچکی از آنها به عنوان نمونه، در برنامه های درسی گنجانده می شوند. پس وجود تفاوت ها در محتوای برنامه درسی براساس نیازها و فلسفه های مختلف یک جامعه امری اجتناب ناپذیر است.

جالب اینکه از تدریس این موضوعات متفاوت و متغیر انتظار بر این است که فراگیر درگیر شده در انها، از قدرت استدلال و توانایی فکری بیشتری برخوردار شوند. چنین انتظاری در اکثر کشورها معقول شناخته شده و نظریه پردازان تعلیم و تربیت نیز بر‌ آن صحه گذاشته اند. بر این مبنا، اصلاحاتی چون تفکر منطقی، تفکر انتقادی، مهارت های فکری، حل مسأله و تفکر بخردانه[10] در توصیف توانایی استدلال در فراگیران مورد استفاده قرار گرفته است. اگرچه هریک از مفاهیم یاد شده بر موارد خاصی تکیه می کنند، اما همگی در حول و حوش نوعی تفکر مشابه پرسه می زنند.

یافته های پژوهشی مختلف نشان می دهند که شیوه های آموزشی فعال و پویا نظیر روش حل مسأله ، یادگیری مکاشفه ای و مباحثه ای نقش مهمی را در رشد مهارت های فکری و تفکر منطقی فراگیران دارند. اگر هدف از تدریس، افزایش کیفیت تفکر در فراگیران باشد، در این صورت آنها را بایستی به طور عملی درگیر جریان فکر کردن در کلاس های درسی نمود.

همان گونه که کوهن[11] (1993) بدان اشاره کرده و اذعان می دارد که علیرقم ابداع این پدیده در تئوری تعلیم و تربیت و تاریخچه طولانی آن، طراحی بسیاری از برنامه های آموزشی در برنامه های درسی به تدریس مهارت های تفکر و چگونگی خوب فکر کردن تاکید داشته ولی این که فراگیران را چگونه درگیر خوب فکر کردن کنند، با مشکل مواجه شده یا مورد توجه قرار نداده اند. پس برای حل این مشکل فراگیران، بایستی وارد بحث منطقی شوند. بدین ترتیب شواهدی را دال بر توجیه نظریات خود ارائه داده و پس از بررسی و کنکاش، آنها را پذیرفته، تغییر داده یا رد کنند.

تجربیات گوناگون از مدارس، حکایت از نادیده گرفته شدن نتیجه اصلی تدریس دارد. برخی معلمان و مدرسان با اعمال عقاید و ارائه مطالب به شیوه یک طرفه، آن هم در شکلی سطحی، فراگیران خود را به حفظ مطالب طوطی وار سوق داده و از جریان و هدف مهم تدریس فاصله می گیرند. بدیهی است چنین وضعی نه تنها در رشد و شکوفایی فراگیران مؤثر نشده، بلکه قدرت خلاقیت و ابتکار فردی را نیز در انها مختل می سازد.

رویکرد حل مسأله درباره همه رشته های درسی و متناسب با همه مقاطع تحصیلی قابل اجرا است. از آنجا که این رویکرد بر فهم مبتنی است مؤثرترین روش اموزش و تربیتی به شمار می رود. امید است که این رویکرد، در مدارس ما، جایگزین روش های معمول آموزشی، که بیشتر بر جنبه محفوظاتی تأکید دارند، بشود. زیرا امروزه علم و تکنولوژی به طور عمیق در زندگی ما رسوخ کرده است و برای آگاهی از این امر، کافی است از وسایل و اشیایی که روزانه مورد استفاده قرار می دهیم، فهرستی تهیه کنیم. از این رو، جوانان ما باید اهمیت و تأثیر علم را در زندگی روزمره بدانند، با روش علمی آشنا شوند، منطقی و علمی فکر کنند و تنها به موقعیت های تحصیلی قانع نباشند (یغما، 1375).

در این فصل ابتدا به مفهوم پیشرفت تحصیلی و عوامل مؤثر بر آن، روش های تدریس و روش های تدریس فعال و سنتی و روش تدریس حل مسأله و سپس به بیان خلاصه ی پژوهش های مرتبط با موضوع تحقیق در داخل و خارج پرداخته شده است.

 

2-2- پیشرفت تحصیلی

مسأله موفقیت سابقه ای طولانی در تاریخ آموزش و پرورش دارد و مقارن با آغاز خواندن و نوشتن توسط بشر است، اما به طور رسمی پس از اجباری شدن آموزش و پرورش در اواخر قرن 19 و همگام با تحولات صنعتی و نیاز به نیروهای تربیت شده و متخصص افکار دولت مردان و دست اندرکاران آموزش و پرورش به مسأله پیشرفت تحصیلی معطوف شده است. پیشرفت تحصیلی یکی از متغیر های اصلی آمزش و پرورش است و می توان از ان به عنوان شاخص عمده سنجش کیفیت آموزش و پرورش یاد کرده معمولاً پیشرفت تحصیلی براساس نتایج آزمونهای نهایی و استاندارد مورد سنجش قرار می گیرد که سنجیدن پیشرفت تحصیلی در درس فیزیک نیز از این قاعده مستثنی نمی باشد. نظام آموزش، با مطالعه عوامل مؤثر در پیشرفت تحصیلی و شناسایی ابعاد مختلف آن اقدامات مورد نیاز به منظور بهبود در وضعیت تحصیلی دانش آموزان و رفع کاستیهای موجود به عمل می آورد (علی پناه، 1377).

عنوان میزان پیشرفت تحصیلی یکی از معیارهای سنجش کارآیی هر نظام آموزشی است. نظام هایی که درآنها میزان پیشرفت تحصیلی کم است به روشی ضعف و نقص خود را نشان می دهند و نظام های آموزشی پیشرفته همه ی تلاش خود را در ارتقاء کیفیت تحصیلی به کار می برند. میزان پیشرفت تحصیلی امروزه یکی از نگرانی های مهم خانواده و دست اندرکاران تعلیم و تربیت است، خصوصاً در درس فیزیک که شاهد پیشرفت تحصیلی کمی بوده ایم. این پدیده علاوه بر زیان های هنگفت اقتصادی که به دلیل تکرار دروس صورت می گیرد آثار سوئی بر سلامت و بهداشت روانی دانش آموز دارد. بنابراین ضعف در پیشرفت تحصیلی علاوه بر آثار سوء اقتصادی در شکل ملی آثار نامطلوب برای خانواده ها دارد (بیابانگرد، 1378).

فیزیک یکی از دستاورد های ارزشمند تمدن بشری است که امروزه به عنوان یکی از ابزارهای صنعتی و فنآوری عصر ارتباطات است. فیزیک یکی از ابزارهای قوی تربیت فکر است و امروزه ثابت شده است که فیزیک تفکر، اندیشه، استدلال، استنتاج و نتیجه گیری منطقی را پرورش می دهد.

بنابراین میزان پیشرفت تحصیلی در درس فیزیک از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است در نتیجه آگاهی از عوامل مؤثر بر پیشرفت تحصیلی از اهمیت بالایی برخوردار است و این آگاهی بدون انجام تحقیق علمی دقیق و منظم غیرممکن است.

نیومن و همکاران[12] (1993) پیشرفت معتبر را پیشرفتی می دانند که مهم و با معناست.آنها سه ملاک را برای تعریف پیشرفت معتبر به کار برده اند.

1) دانش آموزان بتواند معناسازی کنند و به تولید دانش بپردازند.

2) دانش آموزان بتوانند برای معناسازی از اصول حل مسأله استفاده کنند.

3) دانش آموزان کارشان را جهت ارائه سخنرانی و یا ارائه عملکردهایی برای پیشرفت هدایت کنند. (طالبی، 1384).

کارشناسان علوم مختلف راجع به تعلیم و تربیت آثار مرتبط با آن از دیرباز سخن گفته، هر یک به گونه ای دیدگاه های خود را بیان داشته اند زیرا در چند دهه اخیر پیشرفت و موفقیت های علمی قابل توجهی در پرتو سرمایه گذاری در زمینه تعلیم و تربیت و توجه وافر به فرایند، اهمیت و جایگاه آن صورت گرفته است. از این طریق بسیاری از کشورها از مرحله توسعه نیافتگی عبور کرده، استانداردهای زندگی را به طور مداوم افزایش دادند زیرا تربیت فرزندان سالم، جامعه سالم می خواهد، لذا در میان عناصر گوناگون تربیت و چگونگی درهم آمیزی این عناصر یعنی مدرسه، خانه و جامعه برای دستیابی به مقاصد از پیش تعیین شده، نیاز به بررسی دقیق ارتباط بین آنان دارد.

کشف اثرات متغیرها بر پیشرفت تحصیلی موضوع ساده ای نیست. نتایج پژوهش ها بر روی روابط و همبستگی ها باید در عمل مورد آزمایش قرار گیرند. هریک از نتایج باید به دفعات متعدد به وقوع بپیوندد تا بتوان نسبت به صحت آنها اطمینان حاصل کرد. مطالعات کیفی که بر پایه ی روش های مشاهده ای و تکنیک ها