بازیهای آتلانتا 1996 نشان داد که 1/5 بیلیون دلار در فعالیت اقتصادی مستقیم تولید کرد، مثل 77000 شغل جدید در گرجستان .این تغییرات منجر به افزایش رقابت برای میزبانی  رویدادهای بزرگ شد [24]. کاسیمتی[26] (2003) پتانسیل منافع بلند مدت برای شهر میزبان رویدادهای بزرگ ورزشی همچون المپیکهای تابستانی را بصورت زیر خلاصه کرد:تجهیزات و زیرساختهای رویداد بطور جدید ساخته می شود ، احیاء شهری، ارتقاء اعتبار جهانی ، افزایش توریسم ، بهبود رفاه عمومی ، افزایش اشتغال و افزایش سرمایه گذاری درونی [83].

المپیک 2000 سیدنی نیز اثرات ویژه ای بر توسعه شهر سیدنی گذاشت که برخی از آنها عبارتند از:

  1. افزایش 3/7 میلیون دلاری رشد ناخالص ملی
  2. ایجاد 150000 شغل تمام وقت و پاره وقت
  3. جذب 32/1 میلیون نفر تماشاگر(توریست) از سراسر جهان
  4. جذب 174000نفر توریست داخلی به سیدنی [40].

بطور کلی میزبانی رویدادهای ورزشی بعنوان یک وسیله برای شهرها در طرح ریزی مجدد و تغییر موقعیتشان در بازار رقابت جهانی می باشد. رویدادهای ورزشی یک جزء مهم در آمیخته بازاریابی شهر است چرا که باعث جذب بینندگان شده و نمایش رسانه ای را به همراه دارد و یک فرصت برای نشان دادن ظاهر شهر و پتانسیل جذب توریست را دارد همجنین باعث ایجاد زیرساختهای جدید و نو کردن تجهیزات بوسیله جامعه میزبان می شود [91].

 

 

 

 

 

2-12) پیشینه تحقیق

2-12-1) داخل کشور:

شیوا آزاد فدا (1375)، مطالعه ای با موضوع «بررسی و تحلیل بودجه و اعتبارات فصل  تربیت بدنی و امور جوانان از سال 1350 تا 1376» انجام داد و در این تحقیق، اعتبارات بودجه عمومی دولت و فصل تربیت بدنی و همچنین  اعتبارات امور اجتماعی و فصل تربیت بدنی را در سال های مورد نظر مقایسه کرد. همچنین ایشان مقایسه ای از سهم بری های اعتبارات امور اجتماعی و اعتبارات فصل تربیت بدنی از اعتبارات بودجه ی عمومی دولت داشتند [2].

فریبا عسگریان  (1383)، وضعیت اقتصادی صنعت ورزش ایران را در سالهای 1377 و 1380 بررسی کردند ایشان در مطالعه خود با استفاده از «روش مصرف»، سهم ورزش را از تولید ناخالص داخلی کشور مشخص کردند و از اینرو، هزینه های خانوار و دولت،تشکیل سرمایه های بخش خصوصی و دولتی، صادرات و واردات بخش ورزش را در سال های 1370 و 1380 بررسی کردند. نتایج حاصله نشانگر سهم 38/0 و 39/0 درصدی صنعت ورزش از GDP ایران در آن سال ها بود [34].

همچنین یحیی کیان مرز (1386) نیز همین بررسی را در سالهای 1380 تا 1384 انجام دادند و سهم ورزش را از تولید ناخالص داخلی در سال 1384 را 1/1 اعلام نمودند [40].

فریبا عسگریان و افشار جعفری (1387) تحقیقی با عنوان مقایسه هزینه های ورزشی و درمانی خانوار ایرانی انجام دادند. نتایج نشان داد که ارتباط معناداری بین کاهش هزینه های ورزشی با افزایش هزینه های درمانی خانوار مشاهده می شود [35].

 

2-12-2) خارج کشور

مطالعات مربوط به نقش ورزش در اقتصاد یا اثر اقتصادی ورزش تقریباً از دهه 1980 آغاز شد. تحقیق در مورد اهمیت اقتصادی ورزش، به عنوان یک بخش صنعتی در اروپا به سال 1984 برمی گردد. هنگامی که شورای کمیسیون اروپا برای توسعه ورزش، مأموریت یک تحقیق در رابطه با آنالیز اقتصادی ورزش در کشورها را داشت. این گزارش بر اساس عمل جاری یا موجود در تعدادی از کشورهای اروپایی، و هدف اصلی اش، مقایسه های بین المللی بود. کشورهای مورد مطالعه شامل بلژیک، دانمارک، فنلاند، فرانسه، آلمان، ایسلند، هلند، پرتغال و انگلیس بود. هدف این مطالعه، تحقیق در مورد اهمیت صنعت ورزش در اقتصاد کشورهای شرکت کننده، و سپس مقایسه نتایج بود. گزارش ها به افزایش دانش در رابطه با نقش اقتصادی ورزش در سطح ملی در کشورهای خاصی کمک کرد [68]. در ادامه ی سیاست توسعه ی ورزش به عنوان یک عامل مهم مؤثر اقتصادی ،دولتها به انجام مطالعات علمی در این زمینه تحریک شدند. در ادبیات تحقیق کشور های اروپایی  در مورد اهمیت اقتصادی ورزش دو مسیر برجسته توسعه یافته است: اول مشارکت صنعت ورزش در تولید و استخدام و دوم اهمیت اقتصادی رویدادهای ورزشی [68]. تعداد قابل توجهی تحقیق در مورد اقتصاد ورزش در آمریکای شمالی انجام شده است. و نسبت بزرگی از این مطالعات در مورد اثر اقتصادی استادیوم های ورزشی و تیمهای ورزشی حرفه ای در سطح شهر است (باد 1995 ،1996 ؛ دانیلسون 1997 ؛ نول و زیمبالیست 1997 ؛ روزنتراوب 1997 )[27][24]. در تحقیقات گسترده در مورد ورزش های حرفه ای در آمریکای شمالی ، مطالعات قابل توجهی در مورد منافع اقتصادی لیگ های بزرگ و کوچک ورزشی برای جوامع وجود دارد. (شرونی 1994 ،اوچنر 1993 ، جانسون 1991 و 1993 ، روزنتراوب و سوییندل 1991)[28] [68]. در سالهای 1989 و 1994 هاو جونز[29] و ولادیمیر آندرف[30] و همکارانش با حمایت کمیته ی تحقیقاتی اروپا مطالعات وسیعی در زمینه ی اثرات اقتصادی ورزش در سطح اروپا انجام دادند[117،34]. در تحقیقات جونز میزان مصرف، تولید ،اشتغال و مشارکت داوطلبان در بخش ورزش به عنوان شاخص مورد ارزیابی قرار گرفت [82]. با توجه به کاهش سهم منابع عمومی در ورزش اروپا در دهه ی 80 میلادی اعتقاد او بر این بود که مطالعات اقتصادی ورزش به عنوان عاملی جهت افزایش سهم بودجه عمومی و رساندن صدای ورزش به گوش عموم به شمار می رود [82]. در تحقیق آندرف ،وضعیت اقتصادی 12 کشور اروپایی از جمله آلمان ،سوئیس ،بلژیک ،انگلستان ،دانمارک ،فنلاند ،فرانسه ،ایتالیا ،پرتغال ،اسپانیا ،سوئد و مجارستان با یکدیگر مقایسه گردید [34]. بر اساس نظر وی هر گونه تجزیه و تحلیل اقتصادی ورزش می تواند مدرکی مبنی بر میزان توسعه ی اقتصادی، تعیین سطح عملکرد و توسعه ی ورزش آن کشور و میزان تسهیلات و مسائل مالی مرتبط با ورزش باشد [34].

تنریرو (1990) اولین مطالعه را در رابطه با اقتصاد ورزش پرتغال انجام داد. تنریرو سعی کرد هزینه های ورزشی خانوارهای پرتغال را ارزیابی کرد [117].

پیدا[31] (1991)، یک تحقیق پیمایشی برای اندازه گیری هزینه ورزشی در اسکاتلند انجام داد و متوجه شد که هزینه ها نسبت به مطالعات قبلی بالاتر است و تقریباً 38/11 پوند برای هر خانواده در هر هفته است [69].

در سال 1995 ولفگانگ وبر اثرات اقتصادی ورزش آلمان را ارزیابی کرد و برای اولین بار هزینه های ورزشی خانوار این کشور را اعلام نمود [117] .

کزن[32] (1997) مطالعه اثرات اقتصادی ورزش را به دو روش تقسیم نمود [85]. اولین روش به بررسی و چگونگی اهمیت بخش ورزش به عنوان یک بخش اقتصادی در کل اقتصاد کشور یا منطقه می پردازد و بنابراین بر مفاهیمی چون هزینه، تولید ، درآمد ، اشتغال و درآمدهای مالیاتی تکیه دارد و در روش دوم که نوعی ارزیابی اجتماعی – اقتصادی است ،که بر اساس میزان سود و هزینه پروژه های سرمایه ای عمومی استوار است [117]. وی همچنین در تحقیقات خود در سال 1999 به مطالعات اقتصادی ورزش به عنوان تصویر ایستایی[33] از نقش ورزش در اقتصاد کشورها اشاره می کند(86).در سال 1999 پروفسور مایر و دستیارش آلرت[34] مطالعه خود را مبنی بر پیش بینی اثرات اقتصادی رویدادها و هزینه های ورزشی آلمان آغاز کردند [117].

ماریجک تکس و استفان کزن در سال 2000  ،اهمیت اقتصادی ورزش را در فلاندرز بررسی کردند آنها در تحقیق خود اهمیت بخش ورزش را در اقتصاد منطقه عمدتآ از طریق هزینه خانوار، مخارج دولت، آمار سرمایه گذاری های خصوصی و میزان تجارت بررسی کردند و در نهایت میزان تولید ناخالص منطقه ای ورزش را برآورد کردند [111].

دکتر گانش نانا و همکاران در سال 2002  تحقیقی با عنوان اثر اقتصادی ورزش انجام دادند و اثرات اقتصادی مستقیم و غیر مستقیم ورزش در هنگ کنگ را بررسی کردند. که اثرات مستقیم را بوسیله اندازه گیری تولید ناخالص داخلی ورزش، سهم ورزش در تولید و استخدام، میزان مشارکت در ورزش و مصرف و میزان هزینه ها، صادرات و واردات ورزشی و اثرات غیر مستقیم را بوسیله اثرات ورزش در سلامتی و کاهش هزینه های درمان و افزایش بهره وری  برآورد کردند [93].

در سال 2005 ،هیأت کنفرانس کانادا در گزارشی تحت عنوان منافع اقتصادی-اجتماعی شرکت کننده ورزشی  در کانادا اثرات اقتصادی مخارج ورزشی خانوار و همچنین اثرات اقتصادی سلامتی و کاهش هزینه های درمانی  ناشی از ورزش را بررسی کردند [60].

تایم برت و راسل ریمر[35] (2005)، تحقیقی با عنوان اهمیت اقتصادی ورزش آماتور در شهر کال گری 2002 انجام دادند. آنها در تحقیق خود میزان هزینه های ورزشی خانوار و هزینه های ورزشی دولت را در شهر کال گری مشخص کرده و اثرات مستقیم، غیر مستقیم و استنتاجی هزینه های ورزش آماتور کال گری را بر اقتصاد شهری بررسی کردند [59].

در سال 2007، مرکز تحقیقات صنعت ورزش[36] در انگلستان گزارشی را تحت عنوان “اهمیت اقتصادی ورزش در انگلستان 2005-1985” منتشر کرد و در آن به بررسی اثرات اقتصادی ورزش در طی سال های 1985 تا 2005 پرداخت. که در این گزارش ارزش افزوده ناخالص بخش ورزش، میزان هزینه های ورزشی خانوار، میزان اشتغال در ورزش (اعم از داوطلب و غیر داوطلب)، هزینه ها و درآمد ها در ورزش و درصد تغییر این عوامل در طی این سال ها را مشخص کرد [114].

در سال 2007، مرکز تحقیقات صنعت ورزش گزارشی تحت عنوان «اهمیت اقتصادی ورزش در ایرلند شمالی» منتشر کرد و در آن اقتصاد ورزش در ایرلند شمالی را مورد بررسی قرار داد و در مورد هزینه های مصرفی ، اشتغال و هزینه ها و درآمدهای جاری در ورزش، ارقام و اطلاعاتی را ارائه نمود [72].

در سال 2010، خزانه ملی جمهوری آفریقای جنوبی، گزارشی تحت عنوان « ورزش و تفریحات آفریقای جنوبی، برآوردهای هزینه ملی 2010» منتشر کرد که در آن هزینه بخش های مختلف در رابطه با ورزش را برآورد کرد. که این بخش ها شامل، حکومت، خدمات حمایتی ورزش، توده شرکت کنندگان، ارتباط بین المللی و رویدادها، هماهنگی تجهیزات و واحد جام جهانی فیفا 2010 بود. و روند این هزینه ها را از سال 2006 تا 2010 بررسی می کند [106].

[1] Supportive Revenue

[2]Production

[3] Distribution

[4] Consumption

[5] Sports Inc.

[6] Gross National Sports Product(GNSP)

[7] Sandomir,1987

[8] Meek

[9] Gross Domestic National Sports Product(GDSP)

[10] Paulo Pavia

[11] Lera- Lopez and Rapun- Garate

[12] The Conference Board of Canada

[13] The Sports Industry Research Centre

[14] – Board of Economic Research Ltd

[15] Deery & Jago

[16] Gratton, & Henry

[17] Roche,Loftman & Spirou, Bramwell,Bianchini & Schwengel

[18] Shannon

[19] Philips

[20] Shank

[21] Michael Boit

[22] Hallmark events

[23] restock

[24] Balanced scorecard

[25] Gratton

[26] Kasimati

[27] Baade, Danielson, Noll & Zimbalist, Rosentraub,

[28] Sherony, Euchner, Johnson, Rosentraub & Swindell,.  

[29] Huw Jones

[30] Wladimir Andreff

[31] Pieda

[32] Kesenne

[33] Static Picture

[34] Meyer & Ahlert

[35] Tim Berrett (Ph.D.) and Russell Reimer

[36] Sport Industry Research Centre