هماهنگ شود، بازده‌ایی که با اعتقادات تجانس نداشته باشند اضطراب آور و ناخشنود کننده می‎باشد.
2- شخصیت برانگیخته می‎شود تا درباره‌ی خود و دیگران، چیزهایی بیاموزد و اگر واقعیتی فیزیکی وجود نداشته باشد، موقعیت اجتماعی او حاد می‎شود (فیسیتجر، 1959).
ارزش‌ها و هنجارهای اجتماعی محتوای یادگیری او را تشکیل می‎دهد با توجه به مفروضات نظریه و دلایل آن می‎توان پیش‌بینی کرد که او افراد دیگر دارای عزت نفس بالا می‎باشند به احتمال زیاد باید بیشتر در انجام وظایف خود موفق شوند تا آنهایی که عزت نفس اندکی دارند، چون این گونه موفقیت‌های شغلی با خودشناسی آن‌ها متناسب است (بیابانگرد، 1384).
مروری برتحقیقات انجام شده درداخل کشور
طی تحقیقی که توسط نجاریان و سیاهی (1385)، انجام دادندرابطه بین عزت نفس انگیزه پیشرفت در دانش‌آموزان شاهد دبیرستان‌های اهواز موردبررسی قرار دادند. در این تحقیق گروهی از دانش‌آموزان شاهد و غیر شاهد دبیرستان‌های اهواز در مقایسه عزت نفس کوپراسمیت و انگیزه پیشرفت گندیی با یکدیگر مقایسه گردیدند. هیچگونه تفاوت معنی‌داری بین گروه‌های یاد شده به دست نیامد.
کریموند (1383)، طی مطالعه‌ای با عنوان سبک‌های هویت با انگیزه پیشرفت و عزت نفس در دانشجویان دانشگاه آزاد اهواز نتایج نشان داد، رابطه معنی‌داری بین سبک‌های هویت- تعویق افتاده و پیشرفت با انگیزه پیشرفت دانشجویان مشاهده شد، بین سبک‌های هویت زود شکل گرفته، به تعویق افتاده و آشفته با عزت نفس رابطه معنی‌دار و بین سبک‌های هویت پیشرفته با عزت نفس رابطه معنی‌دار مثبت مشاهده شد.
در پژوهشی که یادآوری (1383)، انجام شد تأثیر آموزش مهارت‌های زندگی بر سلامت عمومی، عزت نفس و خود ابزاری دانش‌آموزان دختر سال اول مقطع متوسطه شهرستان اهواز مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که آموزش مهارت‌های زندگی بر سلامت عمومی به طور کلی و خرده مقیاس‌های آن و نیز عزت نفس و خود ابزاری تأثیرمثبت داشته و موجب افزایش معنی‌دار هر کدام از متغیرها شده است.
برومند نسب (1382) در پژوهشی به بررسی رابطه ساده چندگانه خلاقیت، انگیزه پیشرفت و عزت نفس با کارآفرینی در دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز پرداخت. نمونه وی 400 دانشجوی دختر و پسر دانشگاه شهید چمران بود. ابزارهای جمع‌آوری داده‌ها شامل پرسشنامه سنجش صفات کارآفرینی، آزمون جهت‌گیری کارآفرینی، آزمون خلاقیت، پرسشنامه انگیزه پیشرفت و آزمون عزت نفس بودند. نتایج بدست آمده نشان داد که همبستگی بین انگیزه پیشرفت و کارآفرینی در سطح 001/0 P
در تحقیق نظری (1380) به بررسی تأثیر مشاوره گروهی برتقویت عزت نفس،پیشرفت تحصیلی و کاهش باورهای غیرمنطقی دانش‌آموزان سال سوم دبیرستان‌های شهر چالوس پرداخت. او در تحقق 24 نفر از دانش‌آموزان را به روش تصادفی انتخاب نمود و آن‌ها را در دو گروه آزمایشی و گواه (هر کدام 12 نفر) قرار داد. گروه آزمایش 9 جلسه مشاوره گروهی دریافت نمود و گروه گواه درمانی دریافت نکردند. فرضیه‌های این تحقیق عبارتند از:
1)مشاهده گروهی با روش منطقی- هیجانی- رفتاری در تقویت عزت نفس دانش‌آموزان دبیرستانی نقش دارد.
2)مشاوره گروهی با روش فوق در افزایش پیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان نقش دارد.
3) مشاوره گروهی با روش مذکور به کاهش باورهای غیرمنطقی آنان منجر می‎شود. نتایج بدست آمده از این تحقیق نشان می‎دهد که: مشاوره گروهی به روش عقلانی- عاطفی- رفتاری برعزت نفس، پیشرفت تحصیلی و کاهش باورهای غیرمنطقی دانش‌آموزان تأثیر دارد و بین نمرات پیش‌آزمون و پس آزمون گروه آزمایش تفاوت معنی‌داری وجود دارد.
در پژوهش توسط اسماعیلی (1380) انجام شده است اثر آموزش مهارت‌های زندگی در عامل با شیوه‌های فرزند پروری بر عزت نفس استان ادبیل مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که میانگین نمره عزت نفس دانش‌آموزانی که درس مهارت‌های زندگی را گذارنده‌اند بیشتر از دانش‌آموزانی که درس مذکور را نگذرانده‌اند بود. این یافته با نتایج تحقیقات انجمن روانشناسی آمریکا» 1994-1996 مطابقت دارد بدین معنا که آموزش مهارت‌های زندگی بر افزایش عزت نفس دانش‌آموزان تأثیر مثبت دارد. در این پژوهش با مقایسه عزت نفس دختران و پسران، میزان عزت نفس دختران پایین‌تر از پسران بوده است. نتایج این تحقیق ضرورت آموزش مهارت‌های زندگی جهت افزایش عزت نفس دختران را که سلامت آینده جامعه تا حد قابل ملاحظه‌ای به سلامت روانی آن‌ها دارد پیشنهاد می‎کند. در ضمن با توجه به اهمیت آموزش مهارت‌های زندگی و تأثیر مثبت آن بر سلامت روانی دانش‌آموزان که تحقیقات گوناگونی خارجی به اثبات رسانیده‌اند. در سال‌های اخیر، در ایران آموزش‌های مهارت‌های زندگی به عنوان یک درس انتخابی پرورشی از سال تحصیلی 78-77 در دوره متوسطه ارائه می‎گردد و دارای اهدافی جهت کاهش سود مصرف مواد مخدر، استفاده از توانایی‌های و کنش‌های هوشی و شناختی، پیشگیری از رفتارهای خشونت‌آمیز، تقویت اتکا به نفس و تقویت خودپنداره می‎باشد (اسماعیلی، 1380).
بلوچی (1380) در تحقیقی با عنوان «بررسی رابطه حضور و غیبت پدر بر پیشرفت تحصیلی، انضباط و عزت نفس دانش‌آموزان سال اول متوسطه» بر روی 20 دانش‌آموز اول دبیرستان که به صورت تصادفی انتاب شده بودند، به این نتیجه رسید که حضور پدر تأثیری برپیشرفت تحصیلی دانش‌آموزان نداشت. همچنین در رابطه با انضباط در مدرسه به این نتیجه دست یافت که حضور پدر بر وضعیت انضباط دانش‌آموزان تأثیر دارد اما بین داختران و پسران تفاوت معنی‌دار مشاهده نشد.
در رابطه با عزت نفس، این پژوهشگر نشان داد که دانش‌آموزانی که پدران آن‌ها حضور دارند، به طور معناداری از دانش‌آموزانی که پدران آن‌ها حضور ندارند، عزت نفس بالاتری داشتند، ولی بین عزت نفس دختران و پسران از لحاظ آماری تفاوت معناداری مشاهده نشد.
صمدی هره دشت (1373) در تحقیقی که در موردعزت نفس و رابطه‌ی آن با مشکلات روانی با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای بر روی 221 نفر دانشجویان دانشگاه و با روش آماری آزمون t و با استفاده از مقیاس عزت نفس کوپر اسمیت و سلامت روانی R9.Scl انجام داد، این فرضیه را تأیید کرد که بین عزت نفس دانشجویان زن و مرد تفاوت معنی‌دار وجود ندارد و نیز بین عزت نفس و پیشرفت تحصیلی همبستگی وجود ندارد، اما بین عزت نفس و مشکلات روانی همبستگی منفی بدست آمد.
تحقیقات انجام شده در خارج ازکشور
در تحقیقات آلن در سال (2002) در سوئد مشاهده گردیده عزت نفس بالا به صورت مستقیم و معنی‌دار با میزان خلاقیت و نوآوری دانش‌آموزان رشته هنر هنرستان‌های شهر استکلهم مرتبط می‎باشد. در این تحقیق مشاهده شده است که دانش‌آموزان دختر دارای عزت نفس بالاتر بوده‌اند. همچنین در این تحقیق اعلام شده است استفاده از آموزش‌های فرهنگی و آموزشی دراز مدت می‎تواند سبب افزایش عزت نفس در دانش‌آموزان شود. و این ارتباط در برنامه‌ریزی آموزش- اجتماعی آموزش و پرورش کشور سوئد مطرح شده است.
طی پژوهش که ریچروسکی (2000)، به نقل از فروغ‌مند (1385)، انجام شده نتایج نشان داد که شرکت در کلاس‌های آموزش مهارت‌های زندگی موجب ایجاد عزت نفس می‎شود برطبق یک تئوری عزت نفس انگیزه پیشرفت را تقویت می‎کند، انعطاف پذیری در مقابل تغییرات را افزایش می‎دهد و نگرش‌های مثبت در جهت پیشبرد احساس خودکفایی را تقویت می‎کند.
نیکلس و میلر (1994) طی مطالعاتی به مقایسه تأثیر یادگیری مشارکتی با آموزش سنتی بر انگیزه پیشرفت دانش‌آموزان پرداختند، نتایج نشان داد که آزمودنی‌های گروه یادگیری مشارکتی از انگیزه پیشرفت بالاتری برخورد دارند و به موضوع مورد مطالعه که جمعی بود علاقه بیشتری دارند.
مطالعه نشان می دهدکه افرادباعزت نفس بالا خیلی بااعتمادترازافرادی هستندکه دارای عزت نفس پایین می باشندوتلاش هایشان رابه سوی موفقیت سوق می دهد(پاول یلسما1998).
هم چنین تحقیقات عموما نشان دهنده ی آن است که احساس شایستگی ولیاقت عامل برای دستیابی به سطوح بالایی ازانگیزش درونی است افراد باعزت نفس بالا معمولا بیش ازافراددارای عزت نفس پایین عهده دارندوموفق به تحقیق اهداف مشکل می شوند( باندورا 1982).
دانش آموزانی که دارای احساس مفیدبودن وشایستگی اندسعی می کنندتوجه خودرا روی انجام مطلوب وظایف خودرامتمرکزکرده،اثرهای کمبودامکانات رابه حداقل برسانند(گاتن وروبرت1992) .
افراد دارای عزت نفس بالا به احتمال زیادبعدازاولین شکست بیشترازافراد باعزت نفس پایین درمقابل موانع ایستادگی می کنند درحقیقت عزت نفس درتصمیم گیری انعطافی ،متغییرهای کلیدی به شمار می آیند(روبرت بروکس1999) تحقیقات ایلمبر1986 همبستگی معناداری بین اضطراب وخودپنداره مثبت نشان داده است.
تانگ وسارسفیلد بالدوین دریک تحقیق آزمایشی اثرات عزت نفس ،نوع وظیفه وپسخوراندعملکردبررسی میل وعلاقه به شغل وانگیزش درونی افراد را مورد بررسی قرار دادند.دراین بررسی 120دانشجوی رشته روان شناسی به عنوان آزمودنی انتخاب شدند.محققان پس ازمشخص کردن نمونه های عزت نفس آزمودنی های آنان را ازلحاظ انجام کارمشکل ازتنظیم جملات ازکلمات درهم ریخته بود به گروه باشرایط آسان ومشکل تقسیم کردند.
دیپ بوی ،زولوسکی،دیوهوست وآروی طی یک مطالعه رابطه ی میان خشنودی شغلی وعلاقه ی شغلی راباعزت نفس موردبررسی قراردادند نتایج نشان داد که رابطه ی مثبت معنی داری بین علاقه ی شغلی وخشنودی شغلی برای افرادواجد عزت نفس بالا وجود دارد درحالی که این رابطه افرادباعزت نفس پایین وجودندارد.(سبحانی1382).
روبین (1978)اسکالویک(86-1984)بین پیشرفت تحصیلی وعزت نفس کلی نیزهمبستگی 2% تا 4% یافته اندهمچنین درهمین رابطه ماروگاماوهمکاران 1988 پیشرفت تحصیلی دانش آموزان رادرسنین 9و12و15 سالگی وعزت نفس کلی را درسن 12 سالگی متغییرهای کنترل کننده ی طبقه اجتماعی وتوانایی رادرسن 7سالگی مورداندازه گیری قراردادند.آنهاهیچگونه مدرکی دال براینکه پیشرفت تحصیلی وعزت نفس کلی بایکدیگررابطه دارندنیافتند.ومتغیرهای دیگری برای مثال طبقه اجتماعی وتوانایی رابه عنوان علت پیشرفت تحصیلی وعزت نفس بیان می کند.
جرج کلی به گسترش این عقیده یعنی توجه به خودپرداخت وبه اهمیت واکنش های فرددیگردرشکل دادن عزت نفس تأکیدکرد (سفیدرو 1380).