پرسش را لویی¬کان با صراحت از پیش داده است.
“من باور ندارم فضایی که تنها به¬گونه¬ای ساختگی روشن می¬شود ارزش آن را داشته باشد که به آن اتاق بگوییم” (گروتر،1375،ص65).

2-2-4-5- تادو ¬آندو
آندو معمار خود آموخته¬ای است که تحصیلات آکادمیک ندارد. آنچه او را بیشتر تحت تأثیر قرار داد، تأثیر نوری بود که از میان پنجره¬های بلند به¬ درون خانه¬های روستایی منطقه¬ی پربرف شمال ژاپن می¬تابید.
در ابتدا به نحوه برخورد کلی سبک¬های مدرن و های¬تک با نور را که توسط آندو نقد شده است را بررسی می¬کنیم: “بی¬تردید همان¬قدر که معماری سبک¬تر شده است و از محدودیت¬های سازه¬ای آزاد گشته، پنجره هم از محدودیت¬های خود رها شده است و اکنون به ¬آسانی و سادگی تولید می¬شود. با این ¬حال به خاطر این واقعیت که پنجره¬ها دیگر با سختی و مشقت تولید نمی¬شوند، دیگر نمی¬توان با نیرو و توان زیادی که پیش¬تر داشته، ما را تحت تأثیر قرار دهند. علاوه بر این معماری مدرن، جهانی را رو می¬نهد که همه¬اش شفاف و نورانی و کاملاً تهی از تاریکی است. ویژگی حقیقی نور تماماً از خود نور برنمی¬آید بلکه به مقدمه-ی تاریکی نیازمند است تا خود را با تمام ابهت و توان و درخشندگی¬اش به¬ظهور برساند.
به¬ عبارت دیگر در دوران مدرن پنجره¬ها را از محدودیت¬های سازه¬ای رهانیده و به¬ آن¬ها امکان داده¬ایم که آزادانه در هر اندازه¬ای ساخته می¬شوند. اما به¬ جای رسیدن به آزادی نور در معماری، نیروی حیاتی نور به-گونه¬ای ناکارآمد پراکنده گشته و از بین رفته است. معماری مدرن جهانی با نور یکسان روشنی یافته به بهای محروم شدن از چیزهای دیگر، و تهی از تاریکی این جهان نور که انتشاری هاله¬گون دارد. قصد مرگ فضا تا حد تاریکی مطلق کرده است” (آندو، 1381،ص35).
“نور به¬تنهایی روشنایی نمی¬بخشد. باید تاریکی باشد تا نور، نور شود و با جلال و قدرت بدرخشد، تاریکی که تلألو نور را برمی¬افروزد و قدرت نور را آشکار می¬کند، ذاتاً بخشی از نور است. با این¬حال، توانمندی و ژرفای تاریکی، از آگاهی ما رخت بربسته است و تفاوت¬های ظریفی که نور و تاریکی بوجود می¬آورند و ارتعاشات فضایی آن¬ها، تقریباً همه فراموش گشته¬اند. امروزه در¬ حالی¬ که همه چیز در نوری یکدست قرار می¬گیرد، من به ایجاد رابطه¬ای دو¬سویه میان نور و تاریکی باور دارم، نوری که زیبایی¬اش در تاریکی چنان نگینی است که در دست گرفته¬ایم، نوری که با شکافتن تاریک و نفوذ در جسم ما زندگی را در مکان می¬دمد. برای مثال در کلیسای نور فضا با این چنین نوری که من در جستجویش بودم ساخته شده است. در این ¬جا، من جعبه¬ای با دیوارهای محصور ضخیم بتنی ساختم که در واقع “ساختمانی از تاریکی” بود. پس بر یک دیوار شکافی ایجاد کردم که به نور تحت شرایط بسیار محدود اجازه نفوذ می¬دهد. درهمان-حال یک دسته پرتو، تاریکی را به¬ سختی می¬شکند. دیوار، سقف و کف هر یک مانع نوری می¬شوند و وجودشان در حالی¬ که نور منعکس شده، همزمان در میان آن¬ها به عقب و جلو می¬جهد و نسبت¬های بنیادی پیچیده¬ای را ایجاد می¬کند. آشکار استفضا زاده می¬شود. با این ¬حال با هر تغییری در زاویه نفوذ نور، هستی اشیاء و نسبت¬هایشان بازآفرینی می¬شود. فضا به ¬دیگر سخن هرگز شروع به تکمیل شدن نمی¬کند، بلکه مدام نو می¬شود (آندو،1381،ص41).
نور به چیزها هستی¬ای مشخص می¬بخشد و فرم را به فضا می¬پیوندد. نوری ¬که به درون فضایی معماری می-آید و در آن مقام می¬گیرد، بر سطح گشوده چیزها می¬ایستد و سایه¬ها را دردشت آنها می¬انبارد. بدین¬ ترتیب به همان سان که نور با انزوای خود و پذیرش آن از سوی اشیاء عینیت می¬یابد و برای اولین بار شکل می-گیرد، اشیاء نیز پیوسته شکل می¬یابد (آندو،1381،ص50).

در کارهای وی، خانه کوشینو خواست او را از تجربه با نور باز می¬نمایاند. بنا در شیبی نهاده شده و در سطحی پایین¬تر ورودی کوتاه و بدون پنجره آن قرار گرفته است. گذر از میان این ورودی تاریک، فرد را به یک نشیمن مرتفع می¬رساند که با تغییری ناگهانی پس از ورودی، در تنوعی از نور قرار گرفته است. نور مستقیمی که از سقف شکاف¬دار افکنده می¬شود، نور منعکس شده که از پنجره¬های کم¬ارتفاع کناری وارد می-شود و نور نمادینی که از میان شکاف¬های بلند و باریک به درون می¬آید. نقوش نور و رابطه¬های همپوشان میان آن نقوش و عناصر مختلف طرح برای معماری سنتی ژاپن بسیار مهم بودند. در این سبک معماری با تغییر نور درطول زمان نسبت¬های دوسویه میان اجزاء برقرار می¬شود.
این امر در تفکر “ذن- بودایی” جایی که فضا نوعی “هیچی” است و تنها مرزی که مواد محو می-شوند هستی می¬یابد، دیده می¬شود. اتاق مراسم چای در مراسم چای در معماری ژاپنی، خرده جهانی است که این مرز را در لبه¬ نقطه محو شدن آشکار می¬سازد. فردی که ساکت و متفکر در چنین فضایی نشسته است بی¬کرانگی را در گشایش میان نور و تاریکی تجربه می¬کنند.
هدف وی محدود کردن مصالح، ساده کردن هر چه بیش¬تر بیان و نمود، حذف هر آنچه که ناضروری است و به¬ هم آمیختن تمامیت انسان، طی نوعی فرآیند در فضای کارهایش است وی امیدوار است با دوری¬ گزیدن هر¬چه بیش¬تر از سبک، بیشترین تعادل را ایجاد ¬کند. در حین تغییرات طبیعی، با فرم¬هایی ساده شده، تجمع چند سطحی صحنه¬های تو در تو آشکار می¬شود. برای رسیدن به چنین تأثیری لازم است به جایی برسیم که در آن کشمکش نور و تاریکی فرم را آشکار می¬سازد و از این طریق توانایی به فضای معماران باز-گردد (آندو، 1381،ص34).

2-2-4-6- هادی میرمیران
میرمیران معتقد است که “شفافیت با نور بسیار قرین است”. به جرأت می¬توان گفت که هیچ¬ یک از دوره-های برجسته معماری جهان تا قبل از دوره مدرن، آن¬چنان که معماری پس از اسلام ایران از نور بهره برده است، نتوانسته¬اند بهره ببرند. نور چیزی عارضی بر این معماری نیست، بلکه با حقیقت و ذات آن عجین است. نور در این معماری تنها یک وظیفه کاربردی ندارد، نقش آن حتی به آفرینش زیبایی هم محدود نمی-شود، بلکه نور حقیقت معماری اصفهان را می¬سازد و آنجایی حضور دارد که تعالی ماده به نور در این معماری صورت می¬گیرد.
از آنجا که خلاقیت¬های نوری حدومرز ندارد، به ارائه به یک نمونه عالی بسنده می¬کنم و آن نور در مسجد شیخ لطف¬الله و بخصوص گنبد ¬خانه آن است. نور در گنبد ¬خانه این مسجد پر، آرام، با نقش¬ و ¬نگار و در حرکت است و برای غیر¬مادی کردن فضای گنبد¬ خانه و اتصال به¬ ماوراء طرح¬ اندازی شده است. دو منبع اصلی نور در این گنبد ¬خانه وجود دارد، یکی حجمی از نور که از دهانه بزرگ شمال¬¬¬شرقی بر دیواره جنوب¬غربی شبستان که محراب در آن قرار دارد می¬تابد و تمامی سطح این دیواره را پوشیده از کاشی و صیقلی است، غرق نور می¬سازد و به ¬نوعی این حایل مادی را از میان بر می¬دارد. دوم احجام نوری هستند که از شانزده شبکه داخل طوقه گنبد می¬تابند، پیچ ¬و ¬تاب¬های شبکه را با خود دارند و با گردش آفتاب به گردش درمی¬آیند. این احجام نوری هم طوقه گنبد که منطقه اتصال مکعب زمین به گنبد آسمان است از میان برمی¬دارند و این اتصال زمینی به آسمانی را بی¬واسطه می¬سازند، هم¬ فضای تاریک زیر گنبد را روشن می¬کنند و حجم عظیم گنبد را چون گنبد آسمان در فضا شناور می¬سازند و هم با تابیدن بر دیواره¬های گنبد خانه، احجام، سطوح و نقوش متعدد آن را با بازی¬های شگفت خود چند برابر، با سبک¬بالی به رقص در¬می-آورند. به حق باید گفت که نور در مسجد شیخ لطف¬اله کیفیت مادی بنا را به مرزی ورای ماده و در پیوند با نقش نور می¬رساند و مصالح زمینی را آسمانی می¬کند و ماجرایی می¬آفریند که به هدف عمیق معماری یعنی تبدیل ماده به نور تجسم می¬بخشد (معماری شهرسازی 43-42).

2-2-4-7- کامران افشار نادری
در دوره اسلامی می¬بینیم که ابنیه مقدس گنبدهای دارند که نور را منعکس می¬کنند و کاری که با طلا، آیینه در این بناها می¬شد نشان از ارزش معنویی نور بوده است. درگذشته ایرانی¬ها سیستم¬های مختلفی را برای شکل دادن به نور ایجاد کردند که می¬توان از آنها به مشبک¬ها، آیینه¬کاری، کاربندی، مقرنس اشاره کرد که در داخل ساختمان به کار می¬رفت و در بیرون ساختمان از نقوش برجسته برای شکل دادن به نور استفاده می-شد که من از آن به نام شکار نور یاد می¬کنم، در ایران نوری بسیار قوی وجود دارد که گاهی آزاردهنده بوده است و معماران در تلاش برای کنترل و شکار این نورها برآمدند و این کار را از طریق عناصر برجسته در نما که باعث شکست نور می¬شد و با سایه ترکیب و تلطیف می¬شد را با به¬ کارگیری آجر بوجود می¬آوردند.
از طرفی در دوره اسلامی، دانشمندان سرزمین¬های اسلامی از جمله ابن حیثم مطالعات زیادی بر روی نور انجام دادند. از سوی دیگر، کلمه نور در زبان فارسی در جاهایی مورد استفاده قرار می¬گرفت که معنای دانش و معرفت، خرد، معنویت و مسایل باارزش را داشت.
قدمای ما معتقد بودند بینایی بر اثر نوری است که از چشم ما می¬آید و به اجسام برخورد می¬کند و بدین طریق امکان دیدن اجسام میسر می¬شود، در صورتی¬که امروزه عکس آن اثبات شده است، یعنی نور از اجسام به چشم و شبکیه ما می¬تابد و امکان دیدن برای ما میسر می¬شود در نتیجه تمامی موضوعاتی چون بافت، رنگ، تناسبات، ترکیب، حجم، فرم با وجود نور معنا می¬یابند. بدون نور، فقط روابط فیزیکی در معماری معنا می¬یابند، در صورتی ¬که کیفیت نور بر کیفیت فضا و ویژگی¬های معماری تأثیر می¬گذارد.
از طرفی اگر ما نوری مثل نورهای زرد سدیم با طیف تک ¬رنگ داشته باشیم، هر آنچه را می¬بینیم تک¬رنگ خواهد بود و امکان تمایز رنگی بین اشیاء برای ما وجود نخواهد داشت و یا اگر نور از یک زاویه بسته بر یک سطح بتابد، نسبت به نوری که از مقابل می¬تابد، برجستگی¬های آن جسم بیش¬تر به چشم می¬آید.
نوری که بصورت متمرکز بتابد حالت تمرکز را در فضا القا می¬کند و نوری که در اطراف یک فضا باشد، ابعاد فضا را به¬ صورت بصری گسترش می¬دهد، در نتیجه کیفیت نور تأثیر مستقیم بر کیفیت فضا دارد.
در عین حال عادت داریم که در طبیعت نور متنوع داشته باشیم. نور یکنواخت و یکدست با وضعیت ثابت در طول روز شاید از لحاظ عملی برای خواندن و نوشتن مناسب باشد اما تأثیر خوبی در ذهن ما نمی-گذارد.

2-2-5- نور در ادیان و فلسفه
2-2-5-1- نور در زرتشت
نور در فرهنگ ایران قبل از ظهور اسلام نقش مهمی دارد. در حکمت ایران باستان از خداوند که همان اهورا مزدا باشد به منزله¬ی روشنی بیکران یاد شده است و غالباً در کتب پهلوی خدا در روشنی بیکران است.
در کتاب “ارداویراف نامه” وقتی سروش مقدس و آذر ایزد در بهشت دست “ارداویراف” را می¬گیرد و به¬سمت روشنی بی¬پایان و انجمن اهورامزدا و امشاسپندان می¬برند، اهورا مزدا به ارداویراف پیامی می¬دهد که به جهانیان برساند: “چون اهورا مزدا به این گونه گفت من شگفت ماندم، چه روشنی دیدم و تن ندیدم و بانگ شنیدم و دانستم که این اهورا