ه بالیدگی سیستم عصبی مرکزی نسبت می‌دهد و از دیگر سیستم های بدن چشم‌پوشی می‌کند .

بر اساس این دیدگاه، مهارت‌های حرکتی به طور خودکار ظاهرشده و تحت تأثیر محیط‌های متغیر، مثل تمرین و یا محدودیت حرکتی قرار نمی­گیرند. بنابراین برنامه‌های آموزشی تربیت بدنی در مدارس ضروری نمی‌باشند و باعث اتلاف وقت و سرمایه می‌شوند. از اواسط دهه­ی 1940 تا 1970، متخصصان رشد حرکتی به توصیف حرکت و تهیه­ی هنجارهای سنی پرداختند. امروزه نظریه بالیدگی در سطح وسیعی قابل‌قبول نیست، ولی به نظر می‌رسد بستری مناسب برای مطالعات رشد و تکامل حرکتی کودک فراهم ساخته باشد.

2-2-4: دیدگاه توصیفی

تأکید این دیدگاه بر توصیف کیفی حرکت و تغییر ضوابط گروه‌های سنی بود. این دیدگاه رشد حرکتی را از سایر رشته‌ها جدا می‌کند. ارزش دیدگاه توصیفی این است که اطلاعاتی در خصوص تغییرات مرتبط باسن در رشد حرکتی را در اختیار مربیان قرار می‌دهد و شامل دو بخش (دوره) است:

الف) توصیفی هنجاری[23]

این نظریه رشد حرکتی را به وسیله گروه‌های سنی توصیف می‌کند. متخصصان در این فرایند بر تأثیرات رشد کودکان به ارزیابی کمی حرکات در سنین مختلف پرداختند. مانند به دست آوردن میانگین سرعت دویدن، پرش و پرتاب کردن کودکان در سنین مختلف کودکی.

ب) زیست مکانیکی

این دیدگاه رشد حرکتی را از طریق جنبه‌های بیومکانیکی با تشریح توالی رشد ازشکل ابتدایی تا پیشرفته بررسی می‌کند. الگوهای حرکتی عمومی معمولاً بر مبنای کیفیت بیومکانیکی مورد ارزیابی قرار می‌گیرند. شامل ارزیابی کیفی حرکات در سنین مختلف و توصیف بیومکانیکی حرکات کودکان است.

2-2-5:  دیدگاه رفتاری

چند دیدگاه رفتاری وجود دارد که بیشتر آن‌ها فرد را یک موجود واکنشی می‌دانند که تحت تأثیر محرک‌های خارجی است و نسبت به آن‌ها از خود واکنش نشان می‌دهد. از این نظر،ارتباط‌های محرک – پاسخ، واحدهای اساسی رفتار هستند. از مهم‎ترین این دیدگاه‌ها، نظریه یادگیری اجتماعی باندورا است. رفتارگرایان در مقابل طرفداران دیدگاه بالیدگی به آثار محیطی رشد تأکید دارند (تأکید به نقش محیط)، طوری که ظهور رفتارهای حرکتی را منوط بر تأثیر محیط بر پیوند بین محرک و پاسخ می‌دانند. دیدگاه باندورا به تقویت پاسخ نسبت به یک محرک به عنوان وسیله قدرتمند که می‌تواند رفتار را شکل دهد تأکید داشت. او بر مفهوم تقابل فرد و محیط اصرار داشت و در دیدگاه او از تقویت برای پالایش رفتار و دستیابی به مدل درونی رفتار استفاده می‌شد. نظریه یادگیری اجتماعی باندورا (یادگیری مشاهده‌ای) یعنی هر آنچه را که پس از مشاهده می‌بینیم یاد می‌گیریم. به طوری که تقویت ارتباط بین محرک و پاسخ از اهمیت بالایی برخوردار بوده و رفتارها در اثر مشاهده الگو یا مدل و تقلید از آن‌ها شکل می‌گیرد

رفتار گرایان فرد را موجودی واکنشی می‌دانند و دوره‌های حساس در رشد را قبول ندارند. بیشتر تحقیقات در زمینه تقلید و عملکرد حرکتی بر پایه نظریه یادگیری اجتماعی باندورا استوار است. در نظریه یادگیری اجتماعی از تقویت یا پاداش برای پالایش رفتار و دستیابی به مدل درونی رفتار استفاده می‌شود. این دیدگاه به تغییرات کمی در رشد توجه می‌کند و  مشاهده به عنوان یک تقویت مستقیم بسیار ارزشمند است.

2-2-6:  دیدگاه پردازش اطلاعات [24]

این دیدگاه نظری در سال 1970 ظهور یافت و در دهه‌های 1970 تا 1990 در بین روانشناسان تجربی، روانشناسان رشدی و متخصصان یادگیری حرکتی به ویژه در تربیت بدنی، به عنوان دیدگاه برتر شناخته شد اشمیت و ریسبرگ ( 2000), اشمیت ولی (2005).

این دیدگاه یک دیدگاه نظری متفاوت بود که بر عوامل رفتاری یا محیطی رشد تمرکز داشت .این دیدگاه اغلب با نوعی رفتار حرکتی و رشدی ارتباط داشت که پردازش اطلاعات خوانده می‌شد. بر اساس این دیدگاه، مغز مشابه یک کامپیوتر عمل کرده و پس از دریافت اطلاعات و پردازش آن‌ها فرمان حرکت را صادر می‌کند. بنابراین، فرایند یادگیری و رشد حرکتی مشابه اعمال یک کامپیوتر است که توسط ورودی‌های محیطی انجام می‌گیرد توصیف شدند. این دیدگاه روی مفاهیمی از قبیل شکل­گیری محدودیت‌های محرک – پاسخ، بازخورد، آگاهی از نتیجه تاکید داشت. امروز دیدگاه پردازش اطلاعات هنوز هم یک روش کارآمد برای مطالعه رشد حرکتی به شمار می رود بعضی از متخصصان رشد، مطالعه‌ی رشد ادراکی – حرکتی کودکان را در چهارچوب دیدگاه پردازش اطلاعات ادامه دادند. این کار در دهه­ی 1960 با این پیشنهاد آغاز شد که ناتوانایی های یادگیری ناشی از تاخیر رشد ادراکی – حرکتی کودکان هستند. تحقیقات اولیه دهه­ی 1970 با تمرکز بر این موضوع و با اتخاذ راهبردهای پژوهشی پردازش اطلاعات، توجه خود را بر رشد توانایی‌های حسی و ادراکی معطوف کردند. بنابراین بیشتر دانسته‌های ما در زمینه رشد ادراکی – حرکتی از فعالیت محققانی حاصل شده است که دارای دیدگاه پردازش اطلاعات بوده‌اند.

2-2-7: دیدگاه بوم شناختی

دیدگاه بوم شناختی[25]، یکی از دیدگاه‌های نسبتاً جدید رشد است که در دهه‌ی 1980مطرح شده است. این دیدگاه بر ارتباط بین فرد، محیط و تکلیف تاکید دارد و ظاهر شدن مهارت‌های حرکتی را حاصل اثر متقابل این عوامل می­داند. دیدگاه بوم شناختی دارای دو شاخه متفاوت است که یکی کنترل حرکتی و هماهنگی و دیگری ادراک را مورد توجه قرار داده است (هی وود، 2009).

به طور کلی این دیدگاه را، بوم شناختی می‌نامند به این دلیل که تاکید آن بر روی روابط متقابل فرد، محیط و تکلیف است .دیدگاه بوم شناختی هنگام مشاهده­ی رشد مهارت‌های حرکتی در طول عمر، به بیان علت بسیاری از سیستمهای مختلف درون بدن از قبیل قلبی –عروقی و عضلانی و خارج بدن از قبیل زیستی، اجتماعی و فرهنگی  می­پردازد.

بر اساس این دیدگاه بایستی تعامل تمام اجزا را مد نظر قرارداد تا توانست ظهور مهارت حرکتی را درک کرد (رابرتن، 1989). دو رویکرد معروف در بین نظریه‌پردازان رشد حرکتی، تنظیم رفتار (ادراک – عمل) که بر روی ادراک تاکید دارد و نظریه سیستم های پویا که با کنترل حرکتی و هماهنگی سروکار دارد، است.

 

 

2-2-7-1: دیدگاه ادراکعمل

شاخه‌ای از دیدگاه بوم شناختی، دیدگاه ادراک – عمل[26] است. گیبسون[27] این الگو را در نوشته‌های خود در دهه‌های 1960 و 1970 مطرح نمود، وی پیشنهاد کرد که رابطه درونی نزدیکی بین سیستم ادراکی و حرکتی وجود دارد بر اساس این دیدگاه اگر بخواهیم یافته­های ما از نظر بوم شناختی معتبر باشند، یعنی در رفتار حرکتی دنیای واقعی قابل‌استفاده باشند ما نمی‌توانیم ادراک را مستقل از حرکت بررسی کنیم به همین صورت، رشد ادراکی – حرکتی نیز بایستی باهم مطالعه و بررسی قرار گیرند.

بر اساس این دیدگاه افراد با حرکات مداوم، چشم‌ها، سر و بدن، محیط را به طور مستقیم ادراک می‌کنند و برای اجرای حرکت نیازی به محاسبات پیچیده و پردازش اطلاعات مربوط به اشیاء و بدن خود ندارند. واژه‌ی فراهم‌سازی در این دیدگاه، به نوع عملی که یک شی برای فرد فراهم می‌سازد اشاره می‌کند. به دلیل ارتباط زیاد بین فرد و محیط خصوصیات فرد به اشیاء معنا می­دهند. به عبارت دیگر، افراد ویژگی‌های محیط را در ارتباط با خود می‌سنجند.

2-2-7-2: دیدگاه سیستم های پویا [28]

یکی از شاخه‌های دیدگاه بوم شناختی، دیدگاه سیستم های پویاست. نظریه سیستم های پویا در بین بسیاری از نظری پردازان رشد رواج دارد (الکساتدر، 1990، کادول و کلارک، 1990، تلن و توماس، 2000، گچل و ویتال، 2004). این نظریه تا حد زیادی بر مبنای مطالعات روانشناس روسی نیکلاس برنشتاین[29] (1967) است. توسط کاگلر، کلسو و توروی (1982) رواج یافته است. از آن جا که رشد به عنوان پدیده‌ای غیرخطی مطالعه می‌شود، یک فرایند غیر مداوم محسوب می‌شود. یعنی تغییرات فرد در طول زمان، لزوماً یکپارچه و به ترتیب نیست و همواره حرکت به سوی سطوح بالاتر پیچیدگی و تبحر در سیستم حرکتی را در بر نمی‌گیرد. یکی از فرضیه‌ها و اصول اصلی دیدگاه سیستم های پویا این است که حرکت و رفتارهای حرکتی، سازمان‌دهی شده هستند و از تعامل بین فرد، محیط، و تکلیف در یک زمینه به وجود می‌آیند .برخلاف دیدگاه بالیدگی و پردازش اطلاعات، سیستم های پویا پیشنهاد می‌کند که رفتار هماهنگ به نرمی جمع شده است تا این که به سختی محصور شده باشد. رفتار نهایی از روابط درونی ایجاد و یا خود سازمان‌دهی[30] می­شود(پیش‌فرض اول سیستم های پویا). در صورتی که فرد هریک از این محدودیت‌ها را تغییر دهد ممکن است حرکت پدیدار شده تغییر کند (کلارک، 2004). این همان مفهوم محدودیت‌ها در دیدگاه سیستم های پویا است. بر اساس دیدگاه سیستم های پویا، بالیدگی به تنهای رشد مهارت‌های بنیادی را در پی ندارد و محیط و عوامل محیطی نقش تعیین‌کننده‌ای در رشد این مهارت‌ها دارند. طرفداران این دیدگاه معتقدند که سرعت رشد سیستم های مختلف بدن یکسان نیست. در صورتی که در یک رفتار حرکتی چند سیستم خاص درگیر باشند، تا وقتی که تمام این سیستم ها به درجه معینی از رشد نرسد، رفتار حرکتی مذکور ظاهر نخواهد شد (سالمون و بوت، 2007).

این دیدگاه در زمینه کنترل و هماهنگی حرکت است و متعاقباً برنشتاین اظهار کرد که سیستم‌های متعدد فیزیکی و شیمیایی رفتار را محدود می‌کنند. مثلاً شما به عنوان بزرگ‌سال به راه رفتن به عنوان الگوی انتقال تمایل دارید و این دلیل بر این نیست که نمی‌توانید سینه‌خیز بروید و در اینجا سازمان‌دهی ساختاری بدن شما در مقابل محدودیت‌های موجود بسیاری از گزینه‌های حرکتی پیشنهادی CNS را رد  می‌کند (سینه خیر رفتن، غلط زدن و…).

واژه پویایی مفهومی است که دلالت بر تغییرات رشدی غیرخطی و ناپیوسته دارد. چرا که غیرخطی نگریسته می‌شود، یعنی تغییر فردی در طول زمان لزوماً هموار و مرحله‌ای نیست و لزوماً حرکت پیش‌رونده به سوی سطوح بالاتر پیچیدگی و کفایت در نظام حرکت را در بر نمی‌گیرد.

موضوع پویایی در زمان رخ می‌دهد لیکن فرد به شدت تحت تأثیر عوامل مهم در نظام است. این عوامل را فراهم سازها و محدود‌کننده‌ها می‌گویند.

فراهم سازها[31] استعداد تغییر رشدی را تقویت نموده و یا توسعه می‌دهد و محدودکننده‌ها[32] عواملی برای کمک به رشد یا تأخیر در آن می‌باشند. واژه‌ْ نظام به مفهومی دلالت دارد که ارگانیسم انسان خود تنظیم بوده و شامل زیر نظام‌های متعدد است. نظام‌های فرد و محیط به طور مجزا عمل  می‌کنند و به طور هماهنگ سرعت توالی و اندازه رشد را تعیین می‌کنند.

پیش‌فرض دوم نظریۀ سیستم های پویا این است که افراد از سیستم‌های بسیار پیچیده و هماهنگ تشکیل‌شده‌اند.

یک حرکت (حتی ساده) مستلزم هماهنگی سیستم‌های زیادی است. این سیستم‌ها باهم رشد نمی‌کنند و برای یک حرکت، رشد همه آن‌ها لازم است. درحالی‌که یکی کند و دیگری سریع رشد می‌کند. پس فرد زمانی می‌تواند حرکت را انجام دهد که کندترین سیستم لازم برای اجرای آن حرکت به درجه معینی از رشد رسیده باشد و به این سیستم که هنوز به رشد لازم نرسیده کنترل‌کننده میزان یا محدودکننده گفته می‌شود.

ویژگی دیگر این نظریه که قابل ملاحظه است امکان مطالعه تمام دوره‌های زندگی است. به عنوان مثال  در پیری هنگامی که یک یا چند سیستم تا نقطه بحرانی نزول پیدا می‌کنند، رفتار تغییر می‌کند و سیستمی که ابتدا رو به تنزل رفته، کنترل‌ کننده میزان[33] رشد است. (دلیل تنزل یک سیستم فقط پیری نیست، می‌تواند بیماری و آسیب‌دیدگی هم باشد.).

 

 

3-2: مدل های رشد حرکتی در طول عمر

3-2-1:مدل آنیتا هارو

یکی از جامع‌ترین طبقه‌بندی‌ها در زمینه روانی – حرکتی تقسیم‌بندی خانم‌ هاروست. در این تقسیم‌بندی سطوح طبقه‌بندی به طور سلسله‌مراتب و زنجیره‌ای از پایین‌ترین سطح رفتار حرکتی قابل‌مشاهده تا بالاترین سطح رفتار حرکتی به طور پیوسته تنظیم شده است.

رفتارهای یک سطح نیز به قسمت‌های جزئی تر تقسیم‌شده‌اند که آن‌ها نیز به طور پیوسته از پایین به بالا تنظیم‌شده‌اند. سطوح مختلف در این حیطه عبارت‌اند از

1- حرکات بازتابی 2- حرکات بنیادی 3- توانایی­های ادراکی 4- توانایی­های جسمانی