ان دهی نیازها، اهداف و سیاست های سازمان را لحاظ کنید. بنیس[17]در تبیین ارتباط نیازها با اهداف سازمانی می گوید: اینکه با در نظر گرفتن اهداف و استراتژی به دنبال ایجاد تغییرات مثبت در مهارت، نگرش و دانش یادگیرندگان بوده تا بتوانید با کمک مهارت های شکل گرفته و نیز بهره گیری از تکنولوژی نو به سازگاری سازمان با مشکلات و تغییرات ایجاد شده کمک نمایید، فرآیند پیچیده و البته قابل تحسینی است.

  • میزان انعطاف ساختار اصلی سازمان را در نتایج نیازسنجی لحاظ کنید. تدوین نیازها از خلال تحلیل ساختار و در نظر گرفتن سازمان به عنوان یک سیستم حاصل می شود.
  • برای عوامل اثرگذار در فرآیند نیازسنجی چاره اندیشی کنید. مهمترین عواملی که بر سنجش نیازها اثرگذار می باشند عبارتند از: استراتژی، مأموریت و هدف سازمان، سیاست های سازمان، شرایط درون سازمانی، شرایط برون سازمانی.
  • موانع نیازسنجی را رفع کنید. مشکلاتی چون ذهنیت مدیران ارشد و اعضای سازمان و مقاومت آنان در برابر تغییر (ایمانی و ربیعی، 1387، ص 23).
  • (2-2-8) خود اشتغالی[18] (مفهوم و تعاریف):

    قسمت عمده ای از نیروی کار فعال در هر جامعه ای، خواهان ایجاد درآمد توسط خودشان هستند و تمایلی به دریافت حقوق و دستمزد از کارفرما یا مؤسسات خصوصی و دولتی ندارند و یا نمی توانند شغل دستمزدی مناسب پیدا کنند. این بخش از نیروی کار در ادبیات اقتصادی به بخش خوداشتغالی تعلق دارند (قویدل، 1387، ص 21). خود اشتغالی مفهومی است در برابر دگر اشتغالی که مبین کار کردن و کسب درآمد برای خود می باشد. بدیهی است که در این گونه اشتغال، بر خلاف مزد بگیری و حقوق بگیری، میزان درآمد شاغل ثابت نبوده و بستگی به میزان سودآوری فعالیت مربوطه دارد. خود اشتغالی فرصتی است برای ارتقای حرفه ای از طریق کسب درآمد و جایگاه اجتماعی بالاتر. پاره ای دیگر نیز به دنبال محاسن شخصی آن همانند امکان کار در منزل، داشتن ساعات کاری انعطاف پذیر و یا کسب درآمد از محل فعالیت ها و کارهایی که مورد علاقه شان می باشد (سیفیه، 1385، ص 18).

    (2-2-9) اهمیت خود اشتغالی:

    به دلیل اهمیت خود اشتغالی در بحث و جایگاه مربوطه، کمک آن به ایجاد فرهنگ کارفرمایی، انعطاف پذیری، کمک به رفع فقر، کمک به رقابت پذیری در صنایع مختلف، شغل آفرینی دیگران، رسمیت بخشیدن به فعالیت های پنهان اقتصادی و کمک به رشد اقتصادی، سیاست های حمایتی خود اشتغالی در حال یافتن جایگاهی والا در بین سیاست های فعال بازار کار می باشند. از دهه 1970 به بعد، برنامه های خود اشتغالی در بسیاری از کشورها مورد اشتفاده قرار گرفته است و در اروپا از محبوبیت خاصی برخوردار گشته اند. پژوهشگری در سال 1994 پس از بررسی گزینه های مختلف سیاستگذاری اشتغال برای کشورهای شرق و مرکز اروپا به این نتیجه رسید که کمک به خود اشتغالی یکی از عملی ترین راههای کاهش بیکاری است. در کشور ایران در جهت حمایت دولت از خود اشتغالی همزمان با اولین برنامه پنجساله توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی وزارت کار و امور اجتماعی انجام «طرح خود اشتغالی» را در دستور کار خود قرار داد. هدف اصلی طرح «خود اشتغالی» فراهم نمودن زمینه اشتغال برای افراد بیکار فاقد سرمایه و مهارت های فنی از طریق مشارکت در برنامه های آموزشی، فراگیری و یا ارتقاء دانش مهارت فنی، واگذاری لوازم و ابزار برای تولید در خانه و نهایتاً امکانات لازم به منظور عرضه و فروش تولیدات وی می باشد (سیفیه، 1385، ص 20).

    خوداشتغالی فرصتی را برای افراد فراهم می آورد که بتوانند برنامه های خود را عملی کنند، زمانی که دوست دارند کار کنند و به هیچ کس پاسخگو نباشند. در واقع، فرد خوداشتغال با اتکا به توان شخصی، ابتکار و خلاقیت خود به کارهای تولیدی و خدماتی می پردازد. از ویژگی ها و امتیازات این بخش از اشتغال آن است که فرد را به تدریج آماده کسب توانایی های لازم برای ورود به بازارهای بزرگتر و گسترده تر می کند، بر این اساس، خوداشتغالی و کار برای خود، زمینه ساز رشد اشتغال آزاد و کارآفرینی در جامعه است (جعفری صمیمی و همکاران، 1391، ص 4).

    (2-2-10) ارتباط آموزش و اشتغال:

    اشتغال بدون تردید یک ضرورت بدیهی در زندگی انسان است اعم از آن که در ابعاد فردی ملاحظه شود و یا در سطح ملی. از سوی دگر اشتغال یکی از مسائل مهم و مورد بحث سیاستگذاران کشورهای مختلف جهان می باشد، زیرا کم و بیش اکثر کشورهای جهان اعم از صنعتی و کشورهای جهان سوم در حال توسعه، همگی به نحوی با مسأله ی عدم اشتغال معادل با بی کاری مواجه هستند. ضمناً پیوند عمیق و قابل درکی بین آموزش و اشتغال وجود دارد و می توان بیان کرد که این دو پدیده به مثابه ی دو طرف معادله ای هستند که ایجاد هر نامساوی در آن به نحوی موجب بحران خواهد شد. لذا همان طوری که یک آموزش کارساز و قابل کاربرد در مشاغل دارای نیازمندی هایی است، اشتغال نیز دارای یک دسته نیازمندی ها و ضرورت های منحصر به فرد است. گرچه در سیستم آموزش سعی بر آن است که کارآیی و توان علمی دانشجویان افزایش یابد، باید دانست که پوشش تمام ابعاد شغلی در بخش آموزش مقدور نیست و در بعضی موارد نیاز به آموزش های مجدد یا دوره های مکمل است (صالحی، 1383، ص 92).

    هر سازمانی به افرادی آموزش دیده و با تجربه نیاز دارد تا بتواند مأموریت خود را به نحو مطلوب به انجام برساند و به اهدافی که تعیین کرده است، برسد. با پیچیده شده مشاغل بر اهمیت آموزش کارکنان به خصوص آموزش های مهارتی و یادگیری مهارت های لازم افزوده می شود. زمانی که مشاغل ساده بودند، به آسانی فرا گرفته می شدند و دگرگونی های فنی تأثیر اندکی در آن‌ها داشت و از این رو کارکنان نیاز چندانی به افزایش یا تغییر مهارت های خود نداشتند. اما دگرگونی های پرشتابی که قرن گذشته در جوامع پیشرفته و توسعه یافته روی داده است فشار روز افزونی را بر سازمان ها وارد آورده است تا محصولات و خدماتی را که تولید می کنند، چگونگی تولید و عرضه شان را، نوع مشاغل مورد نیاز و نوع مهارت های لازم برای انجام دادن این مشاغل را با وضعیت موجود تطبیق دهند. بنا به تعریف های موجود در خصوص یادگیری و آموزش می توان گفت آموزش می تواند تغییر مهارت ها، دانش و نگرش و رفتار اجتماعی را در بر داشته باشد و آموزش مناسب می تواند به اشتغال مناسب بینجامد (زینعلی زاده، 1391، ص 4).

    (2-2-11) ارتباط بیکاری و خوداشتغالی:

    جمعیت فعال بازار را می توان به سه دسته تقسیم کرد:

    1. افرادی که در بخش دستمزدبگیری اشتغال دارند و عموماً از کارفرمای بخش خصوصی یا دولتی دستمزد یا حقوق دریافت می کنند.
    2. افرادی که در بخش خوداشتغالی هستند که عموماً مشاغل مستقل دارند و خودکارفرما هستند و به صورت خوداشتغالی تأمین معاش می کنند که عموماً دارای یک بنگاه یا کسب و کار هستند.
    3. کسانی که در بخش خود اشتغالی و در بخش دستمزد بگیری نیستند و هیچ حقوق یا دستمزدی دریافت نمی کنند و به عنوان بیکار محسوب می شوند.

    حال با توجه به سه بخش یاد شده، نیروی کار فعال به طور مستمر و مداوم بین این سه بخش جریان دارد. برخی از افراد شغل های دستمزد بگیری و حقوق بگیری را رها کرده به بخش خوداشتغالی روی می آورند و برخی نیز برعکس از بخش خوداشتغالی به بخش دستمزدبگیری روی می آورند و برخی از افراد که بیکار هستند ممکن است فعالیت خوداشتغالی را انتخاب کنند و یا فرصت شغلی جدید ایجاد شده در بخش دستمزدبگیری را اشغال کنند (قویدل، 1387، ص 27).

    اما مطلب مهمی که در اینجا می باید به آن توجه کرد، اینکه ارتباط دو بخش خوداشتغالی و دستمزدبگیری با بخش بیکاران چگونه است و بیکاران بیشتر با کدام یک از این دو بخش ارتباط دارند. اگر شروع یک فعالیت خوداشتغالی آسان باشد و نهادهای دولتی و غیر دولتی از اینگونه فعالیت ها حمایت کنند، ارتباط بیکاران با بخش خوداشتغالی بیشتر خواهد بود؛ در غیر این صورت بیکاران بیشتر ترجیح می دهند در بخش دستمزد بگیر شاغل باشند. در همین راستا این امکان وجود دارد که فرد بیکار باشد اما برای شروع یک فعالیت یا کسب و کار کوچک خوداشتغالی سرمایه لازم را نداشته باشد. به همین دلیل برای کوچک کردن بخش بیکاران و بزرگ کردن بخش خوداشتغالی و ایجاد انگیزه در بیکاران برای حرکت به بخش خوداشتغالی، دولت ها مؤسساتی را تأسیس کرده اند که وظیفه ی آنها در اختیار گذاشتن اعتبارات خرد و کوچکی برای اینگونه فعالیت ها است و یا اعطای اعتبارات خرد به فرد بیکار با هدف ایجاد سرمایه اولیه یا برای شروع یک فعالیت کوچک است و در این صورت فرد بیکار از بخش بیکاران به بخش خوداشتغالی انتقال می یابد. در این راستا می باید فعالیت های خوداشتغالی رسمی و همگام با اقتصاد کشور را تقویت و فعالیت هایی که به نحوی در مجموعه فعالیت های رسمی اقتصاد قرار نگرفته اند با اتخاذ سیاستهای مناسب توسط همین مؤسسات یا مؤسسات مشابه به این مجموعه هدایت نمود. در ضمن باید یادآور شد که هزینه افراد بیکار به مراتب بالاتر از هزینه موجود در بخش خوداشتغالی است (منظور همان مباحث اقتصاد غیر رسمی است که به این بخش ارتباط دارد) و لذا ایجاد هزینه (اعتبارات خرد) که باعث تشدید حرکت از بخش بیکاران به بخش خوداشتغالی می شود توجیه دارد (قویدل، 1387، ص 28).

    (2-2-12) وضعیت خوداشتغالی در ایران:

    کسب و کارهای خوداشتغالی و خانگی در ایران از سابقه دیرینه ای برخوردار است. بسیاری از رشته های صنایع دستی از جمله فرش، صنایع دستی فلزی (مانند دوانگری، زیور آلات سنتی، قلمزنی و …)، نساجی سنتی (همانند ابریشم بافی، شمدبافی، پتوبافی و …)، صنایع دستی چوبی (همانند حصیربافی، سازهای سنتی و …)، صنایع دستی آبگینه (همانند آئینه کاری، نقاشی روی شیشه و …)، رودوزی های سنتی (همانند پولک دوزی، پیله دوزی و …) و پوشاک سنتی (مانند البسه محلی، چموش دوزی، پوستین دوزی و …) که امروزه هم وجود دارند، به صورت خوداشتغالی و خانگی تولید می شده اند.

    در روستاهای ایران بخصوص در بخش کشاورزی نیز مشاغل خوداشتغالی از سوابق بالایی برخوردار بوده است. مردم روستا در گذشته به دلیل کشت و کار سنتی و عدم بهره وری بخش کشاورزی و همچنین فصلی بودن آن به چند شغل مشغول می شده اند. لذا روستائیان علاوه بر صنایع دستی در مشاغلی نظیر پرورش طیور، پرورش گوسفند، نوغانداری و غیره مشغول بکار بوده تا ضمن کسب درآمد، بخشی از تقاضاهای ساکنین شهر را تأمین نمایند. در ایران در یک جمع بندی کلی در ارتباط با میزان اشتغال در بازه زمانی 45 ساله 1345 تا 1390 که میانگین اشتغال در بخش خصوصی بیشتر از سایر بخش ها و برابر با 38.48 درصد بوده است و همچنین میانگین اشتغال در بخش عمومی کمتر از سایر بخش ها و برابر با 25 درصد است (جعفری صمیمی و همکاران، 1391، ص 5).

     

    (2-2-13) نقش آموزش های مهارتی در پرورش نیروی کار ماهر:

    آموزش به طور کلی ایجاد تغییر رفتار فرد است اما اجرای برنامه های آموزشی علاوه بر تغییرات مثبت رفتاری مزایای دیگری از جمله افزایش بهره وری و کارآیی تحرک اجتماعی، پیشرفت شغلی، گسترش خلاقیت و نوآوری را در پی خواهد داشت. لذا جوامع پیشرفته امروزی با آموزش نیروی انسانی در تخصص ها و رشته های مختلف و جذب این نیروها در بازار کار سعی در پیشبرد همه جانبه ی امور دارند (زینلی زاده، 1391، ص 6).

    تربیت نیروی انسانی کارآمد و آماده سازی آن در مقیاس جهانی بایستی در تمامی مقاطع تحصیلی یعنی آمادگی، ابتدایی، راهنمایی، دانشگاهی و فوق تخصصی همواره مدنظر باشد، زیرا غفلت در هر مرحله اثرات زیانبار فوق العاده ای را در مراحل بعدی می تواند در پی داشته باشد که برای جبران، انرژی و هزینه های کلان را نیز طلب خواهد کرد (امین بیدختی، 1383، ص 39).

    (2-2-14) مفهوم کارآفرین و کارآفرینی

    نخستین گام جهت شناخت و تبیین درست هر مفهوم یا پدیده‏ای ارائه تعریف روشن از آن است. درباره تعریف کارآفرینی، تعاریف گوناگونی از سوی صاحب نظران ارائه شده است. که با توجه به وسعت سیطره کارآفرینی در رشته‏ها و علوم مختلف، تنوع تعاریف نیز امری غیرقابل کنترل و ناگزیر است. د