کشی جرم تلقی نشده باشد، معاونت در آن هم قابل مجازات نخواهد بود. از آنجا که نگاه استقلالی به مجازات معاون، در بسیاری از کشور ها پذیرفته نشده و جرم انگاری خود کشی هم به دلیل عدم قابلیت اعمال مرتکب آن در غالب کشور ها منتفی است، قوانین برخی از کشورها از جمله فرانسه معاونت در خود کشی را به صراحت جزء قوانین خود قرار داده اند تا ترویج اتانازی از طریق معاونت در خودکشی با مانع قانونی رو به رو گردد.
در قوانین ایران این مسئله نیازمند تأمین است. ماده 126 قانون مجازات اسلامی در این خصوص مقرر می دارد:
اشخاص زیر معاون جرم محسوب و با توجه به شرایط و امکانات خاطی و دفعات و مراتب جرم و تأدیب از وعظ و تهدید و درجات تعزیر، تعزیر می شوند:
1ـ هرکس دیگری را تحریک یا ترغیب یا تهدید یا تطمیع به ارتکاب جرم نماید و یا به وسیله دسیسه و فریب ونیرنگ موجب وقوع جرم شود.
2ـ هرکس باعلم و عمد وسایل ارتکاب جرم را تهیه کند و یا طریق ارتکاب آن را با علم به قصدمرتکب ارائه دهد.
3ـ هرکس عالماً، عامداً وقوع جرم را تسهیل کند.
طبق این ماده در صورتی معاون را می توان مجازات کرد که:
1.اصل عمل در قانون جرم شناخته شده باشد.
2. مباشر جرم را انجام بدهد یا شروع به اجرای آن کند.
3. اقدامات مرتکب، متأثر از عمل معاون باشد.
از این رو از آنجا که خودکشی در هیچ ماده قانونی به صراحت جرم انگاری نشده، معاونت در آن هم قابل مجازات نخواهد بود، مگر از باب سکوت قانون و امکان مراجعه به فقه که آن هم به دلیل ناسازگاری با اصل قانونی بودن جرایم و مجازات ها با نقد های همراه است؛ در نتیجه می توان گفت بنا به عدم امکان مراجعه به فقه در جرم انگاری، در مقررات کیفری ایران ارتکاب اتانازی از طریق معاونت در خود کشی قابل تعقیب کیفری نیست.
کم توجهی قانون گذار به مسئله معاونت در جرم باعث می شود در جایی که معاون و مباشر در اتانازی دخالت می کنند، باز هم با اشکال هایی مواجه شویم. توضیح اینکه معاونت در قتل در مواد زیر مد نظر قانون گذار قرار گرفته که با نقد هایی به شرح زیر همراه است:
1. طبق تبصره 2 ماده 127 ق.م.ا درصورتی که به هر علت قصاص نفس، یا عضو اجرا نشود مجازات معاون بر اساس میزان تعزیر فاعل اصلی جرم مطابق بند (ت) این ماده اعمال می شود. و مطابق بند مذکور، درجرایم موجب تعزیر یک تا دو درجه پایین تر از مجازات جرم ارتکابی است. ولی در صورت قصاص نشدن، به هر علت، مجازات وی از یک تا پنج سال حبس خواهد بود(ماده612 ق.م.ا.).

حال آنکه اولاً، موقوفی تعقیب یا اجرای مجازات فاعل ، نباید در حق معاون تأثیری داشته باشد
وثانیاً، اگردر موارد گذشت شاکی، تخفیف مجازات معاون قابل توجیه باشد، در جایی که محکوم به قصاص فرار کند و در حین فرار کشته شود، باز هم برای معاون باید تخفیف داد که امر غیر منطقی است .
2. قابل گذشت بودن قتل و قابل گذشت نبودن آن در معاونت، ناسازگاری توجیه ناپذیر دیگر است. توضیح اینکه از نظر قانون گذار پس از انقلاب، اصل قتل امری قابل گذشت است و می تواند با گذشت اولیای دم و طبق تشخیص قاضی، بدون مجازات باقی بماند، ولی منتفی شدن مجازات در مورد معاون ممکن نیست و در هر صورت حداقل یک سال حبس برای او باید پیش بینی شود.
در فقه نیز، معاونت بر اثم به حکم آیه شریفه«تَعَاونوا علی البرَ وَ التَقوی و لا تَعَاوَنُوا عَلی الإِثمِ والعُدوَانِ» گناه تلقی می شود و به اقتضای «التعزیر لکل عمل محرم» معاونت در خودکشی هم قابل تعزیر خواهد بود؛ هر چند تحمیل دیه و قصاص بر معاون در قتل فاقد دلیل است.با این حال روشن نبودن تبعی یا استقلالی بودن مجازات معاون در فقه، بحث هایی را به دنبال دارد؛ برای مثال مجازات ممسک و ناظر قتل در فقه به تربیت حبس ابد و کور کردن چشم تعیین شده است.
4ـ2ـ2ـ شرایط اتانازی در حقوق کیفری هلند
اتانازی در هلند، تحت سرفصل کلی «تصمیمات پزشکی برای خاتمه دادن حیات » طبقه‌بندی می‌شود. این عمل توسط کمیسیون دولت هلند در باب اتانازی به صورت زیر تعریف شده است : «خاتمه دادن عمدی زندگی یک فرد، به تقاضای آن فرد، توسط یک فرد دیگر و یا در اعمال پزشکی، خاتمه دادن عمدی و فعالانه‌ زندگی یک بیمار، به تقاضای بیمار، توسط یک پزشک». بر این اساس، شرایط لازم برای اتانازی داوطلبانه در هلند و دکترین طرفدار این عمل پزشکان، در صورتی که جمیع شرایط لازم منتشر شده توسط انجمن سلطنتی پزشکی هلند در سال ۱۹۸۴ را (که به تایید آراء محاکم نیز رسیده است) رعایت کرده باشند، مورد پیگرد قضایی واقع نخواهند شد. این شرایط عبارت‌اند از:
ـ بیمار به صورت ارادی و اختیاری و داوطلبانه تقاضا نموده باشد.
ـ تقاضا مورد مداقه‌ کافی قرار گرفته باشد.
ـ تمایل به مرگ ، استمرار در زمان داشته باشد.
ـ بیمار از درد و رنج غیرقابل قبولی رنج ببرد .
ـ پزشک با یک همکار مشورت کرده باشد و او نیز بر انجام این عمل ، صحه گذاشته باشد.
نکته قابل تأمل این است که نقض معیارهای فوق در عمل، غالباً به صدور احکام سبکی برای پزشکان متخلف منجر شده است. از سال ۱۹۹۱، بین انجمن پزشکان سلطنتی هلند و وزارت دادگستری هلند توافقی صورت گرفته است که اگر پزشک در رابطه با اتانازی فعال داوطلبانه و یا کمک به خودکشی توسط پزشک برخی دستورالعمل‌ها و رهنمودها را رعایت کند، از پیگرد قضایی در امان است. باتوجه به شرایط مطرح شده برای قانونی بودن اتانازی در این کشور در این مبحث هر یک از این شرایط را که در قانون به آنها اشاره شده است توضیح می دهیم.
4ـ2ـ2ـ1ـ شرایط بیمار
ازجمله مواردی که در این دستورالعمل پیش بینی شده است این است که بیمار باید مبتلا به بیماری غیرقابل تحملی گردد که مداوای آن غیرممکن باشد، لازم است بیمار آزادانه تقاضای مرگ کند، هنگامی که بیمار چنین درخواستی دارد، پزشک باید قبل از انجام این کار با پزشک دیگری مشورت کند و سپس این مورد را به عنوان «مرگ غیرطبیعی» به مقامات محلی گزارش دهد.پزشکانی که مفاد این دستورالعمل را مراعات نکنند به مجازات تا 12 سال زندان محکوم خواهند شد.
به طور کلی، مردم دلایل متفاوتی برای خودکشی و خاتمه دادن به زندگی خود دارند. برخی دچار افسردگی شدید در یک دوره طولانی هستند. این عده، خودکشی را مناسب ترین راه برای غلبه بر مشکلات زودگذرشان می دانند. نظر عمومی این است که بهترین راه حل برای درمان بیماران مبتلا به افسردگی، استفاده از مشاوره و یا دارو است و این بیماران پس از درمان می توانند از زندگی ای که می خواستند با خودکشی خود را از آن محروم سازند لذت ببرند.
برخی دچار دردهای مزمن و حاد هستند و به علت فقر و تهیدستی از عهده تهیه داروها بر نمی آیند و برخی به پزشکان و سواد و دانش آنها اعتقاد ندارند یا عقاید خاصی دارند. به هر حال، نظری وجود دارد که خودکشی در این روش، راه حل ترجیح داده شده نییست. برخی دچار اختلال حواس شده اند و بیماری آثار نامطلوب به روی کیفیت زندگی آنها ایجاد می کند، بیماریهایی چون M.S ، ایدز و آلزایمر و … . این بیماران احساس می کنند که این بیماری باعث از دست رفتن استقلال آنها خواهد شد و همواره باید تحت مراقبت قرار گیرند. برخی نیز تصور می کنند که ارزش های شخصیتی و مقام اجتماعی خود را از دست خواهند داد و به خوبی می دانند که در آینده نزدیکی خواهند مرد و تمایل دارند که کنترل کاملی بر این مراحل داشته باشند. بسیاری از بیماران که توانایی این کار را ندارند نیازمند کمک پزشکان هستند.
اما در قانون هلند که اتانازی فعال را تحت شرایطی مجاز دانسته است، شرایط شخص فقط در بیماری او خلاصه شده است و سخنی از لاعلاج بودن یا نبودن آن به میان نیامده است. به هرحال، مطابق این قانون، فرد بیمار در صورت تقاضای صریح خود می تواند اقدام به خودکشی کند و این کار باید لزوماً توسط پزشک صورت گیرد.
4ـ2ـ2ـ2ـ رضایت و درخواست صریح بیمار
کلمه‌ »ارادی یا اختیاری » در اتانازی داوطلبانه بر قصد صریح فردی که می‌خواهد بمیرد، تأکید دارد، و موجب تمایز آن با قتل از روی ترحم یا سایر انواع قتل می‌شود. اتانازی داوطلبانه توسط یک بیمار مطلع و باصلاحیت و یا بر اساس تقاضای خودمختار و آگاهانه او انجام می‌شود. اما در هلند از این عبارت استفاده نمی‌شود؛ کلمه‌ «اتانازی» به خودی خود به معنای اتانازی داوطلبانه است، زیرا اگر داوطلبانه نباشد، در هلند به عنوان اتانازی تلقی نمی‌شود.
در آنچه که در تعریف اقسام اتانازی گفتیم نیز به این مورد اشاره نمودیم، قتل ترحم آمیز فعال همان گونه که از عنوانش پیداست عبارت است از انجام اقداماتی صریح که به منظور پایان دادن به حیات بیمار صورت می گیرد و در تعریف آن می توان گفت: پایان دادن ارادی به حیات یک بیمار صعب العلاج توسط پزشک یا هریک از اعضای کادر درمانی بنابر تقاضای بیمار یا بستگان او همانطور که مشاهده می شود ارادی بودن و درخواست بیمار از جمله شرایط اتانازی فعال است.
به مثال زیر توجه کنید:
هنگامی که دکتر «بن زایلیکز » زن پنجاه ساله ای را به کلینیک محل کار او در هلند مراجعه کرده بود، معاینه می کرد، بلافاصله دریافت که بیمار مدت زمان زیادی زنده نخواهد ماند. سرطان از سینه او به استخوانها، کبد و ششهای او رسیده بود. این پزشک لهستانی تبار با دقت برای بیمار توضیح داد که قادر است با استفاده از داروهای خاصی، درد او را کاهش دهد و به وی پیشنهاد نمود تا در بیمارستان بستری شود. زایلیکز احساس کرد که بیمار او از این خط مشی هلند که به پزشکان اجازه می دهد تا به حیات بیماران محتضر خاتمه دهند، هراسناک است. بیمار به او گفت: « من کاتولیک هستم. اعتقادات مذهبی به من اجازه نمی دهد تا اتانازی را بپذیرم».
زایلیکز به زن بیمار اطمینان داد که از او مراقبت خواهد کرد؛ ازاین رو او دست آخر موافقت کرد تا در بیمارستان بستری شود. بیمار پس از 24 ساعت معالجه با مرفین از درد نجات یافت و با وجود آن که مدت زیادی به مرگش نمانده بود، آرام بود و می توانست با همسر و بستگان خود ملاقات کند.
مدتی بعد، پرستاری به منزل زایلیکز تلفن زد و خبر هولناکی را به او رساند. بعد از این که او بیمارستان را ترک کرده بود، پزشک دیگری وارد اتاق بیمار شده و از شوهر و خواهر او خواسته بود تا اتاق را ترک کنند. سپس دستور داده بود تا دز مصرفی مرفین را افزایش دهند، اما این دستور را به صورت مکتوب نیاورده بود. چند دقیقه بعد بیمار از دنیا رفت .زایلیکز از پزشک خواست تا در این مورد توضیح دهد. پزشک به او گفته بود:« تا زمان مرگ او حدوداً یک هفته باقی مانده بود. من به تخت او احتیاج داشتم.». در این جا همه شرایط اتانازی فعال فراهم است به جز رضایت بیمار یا بستگان او و همین شرایط موضوع را از جرگه قتل ترحم آمیز خارج و به قتل عمدی تبدیل می نماید. همچنین لازم به توضیح است که در قتل ترحم آمیز، رضایت بیمار یا بستگان او باید قبل از اقدام اخذ شده باشد و رضایت بعد از قتل، اگرچه ممکن است موجب تخفیف مجازات گردد اما موجبی برای انصراف قتل عمد به قتل ترحم آمیز نیست. بنابراین در قتل ترحم آمیز فعال، قتل بنابر تقاضای آزادانه بیمار و نزدیکان او انجام می شود.اما تحقیقات نشان می دهد 8/0 درصد از مرگ و میرها در هلند، به دنبال فعلی روی داده که سبب خاتمه حیات فرد گردیده ولی براساس درخواست صریح بیمار نبوده است.
4ـ2ـ2ـ3ـ رفتار پزشک
پزشک نیز طرف دیگر انجام اتانازی است. یعنی حتماً باید فاعل یا کسی که مباشرت به اتانازی می کند پزشک متخصص و تحصیل کرده باشد. همچنین، اقدام پزشک در اجرای قتل ترحم آمیز، فعل مثبت مادی است.
برای مثال، وضعیت زیر را در نظر بگیرید: بیماری که در اثر ابتلا به سرطان لاعلاج گلو در حال احتضار است، از دردی جانکاه که تسکین آن غیرممکن است رنج می برد. بیمار به طور قطع در چند روز آینده می میرد اما از آن جایی که درد او غیرقابل تحمل است تصمیم می گیرد تا از ادامه زندگی در این چند روزه چشم بپوشد. بنابراین او و خانواده اش از پزشک معالج تقاضا می کنندتا هر چه زودتر به زندگی وی خاتمه دهد. یکی از راههایی که پزشک می تواند این خواسته را برآورده