باورصاد،1377 ) و به عنوان یک ویژگی سازمان یافته ( فرنهام، کانتر ، 1993 ) و مرتبط با فرهنگها ( هافستر ، 1980 ) تعریف شده است.
اولین اشاره ها به موضوع تحمل ابهام در سال 1948 در نشریه ی انجمن روانشناسی آمریکا صورت گرفته و در سال بعد یعنی 1949 در مقاله ای طولانی توسط برونزویک، مدل یا تئوری برای تحمل ابهام به عنوان یک متغیر « عاطفی شخصیتی محسوس» مطرح شد و این کار تحت تأثیر کار جانش در سال 1937 قرار گرفته بود. این کار افراد بسیاری را تحت تأثیر قرار داد ( آیزنگ ، 1954 ؛نقل از باورصاد ،1377).
بسیاری از پژوهشگران در رشته ی روانشناسی تعریف خود از تحمل ابهام را بر اساس کار اکزوانکل برونزویک قرار دادند و تحمل ابهام در این تعریف یک متغیر قدرتمند پیشگو می باشد، وی تعریف خود از این مفهوم را به واسطه ی موضوع مورد مطالعه، از مطالعه با افراد گوناگون در شرایط مختلف بیان کرده است. برونزویک تحمل ابهام را به دیگر متغیرهای شخصیتی مرتبط دانسته و یک رابطه ی مثبت بین آن و ویژگیهای شخصیتی با خانواده های مختلف را پیشگویی می نماید.
بادنر ( 1962 ) چنین اشاره نمود که « ابهام را به یک فعالیت پوشیده و یک هدف نامشخص تعریف می نماییم ». در این صورت تحمل ابهام فرد را به حمایت از مواردی همچون سانسور، رهنمود می نماید و سانسور ( در اکثر شرایط ) بخشی از تحمل ابهام می باشد. به عبارت دیگر تحمل ابهام یک ویژگی نامشخص که به رفتار و تجلیات خود شخص مربوط می باشند، منجر خواهد شد.
تحمل ابهام یک سازه ی شخصیتی است که در ادبیات روانشناسی به واسطه ی استنباطهای مختلف، خود را به شکلهای گوناگون نشان داده است.فرض کنید بسیاری باید بین دو نوع درمان احتمالی برای خود یکی را انتخاب کنند. درمان « الف » به تدریج بکار رفته و اطلاعاتی قوی وجود دارد که نشان می دهند میزان موفقیت آن %150 است. روش درمانی « ب » جدید است و اطلاعات کمی در مورد آن وجود دارد و بر اساس آن پزشک در بهترین شرایط شانس موفقیت را %50 می داند. نوع دوم که اطلاعات کمی در باره ی آن وجود دارد، ابهام را بوجود می آورد ( الس برگ[16]، 1961 ).دنیای انسان از ابهام خالی نیست. ابهام در بسیاری از موقعیتهای تصمیمگیری وجود دارد و به راحتی نمی توان « الف » را به جای « ب » و یا سیاه را به جای سفید انتخاب کرد. در زندگی واقعی به ندرت می توان از احتمالات حاصل آگاهی پیدا کرد.
مطالعات متعددی تمایل به دوری کردن از ابهام را در تصمیم گیرندگان شناسایی و معرفی نموده است ( کیوری، آتس و آبرامز ، 1986 ؛ اینهورن و هوگر، 1985 ). این ادعا که افرد در شرایط مختلف به جای نادیده گرفتن ابهام به آن پاسخ می دهند، حمایت آزمایشگاهی محکمی پیدا کرده است، همانند بلیط بخت آزمایی رایج ( یاتس و زیکووسکی، 1976 ) و انتخاب درمانهای بالینی ( کرلی، اریکر و یاستس ، 1984 ).
فرض کنید دو ظرف وجود دارد، یکی حاوی 50 گلوله ی قرمز و 50 گلوله ی سبز و دومی حاوی ترکیبی از 100 گلوله ی قرمز و سبز با نسبت نامشخص است. فرد باید بتواند رنگ گلوله ای را که یکی از دو طرف با چشمان بسته بیرون می کشد، درست حدس بزند. فرد روی کدامیک از ظروف شرط بندی خواهد کرد؟ السبرگ ( 1961 ) مطرح نمود که افراد ترجیح می دهند که روی رویدادهای روشن شرط بندی نمایند تا روی رویدادهای مبهم، این رفتار را دوری کردن از ابهام می نامند.
2-3-4 پژوهشهای انجام شده در مورد متغیرهای وابسته به تحمل ابهام
برای اولین بار مک دوگال سعی کرد در این زمینه بین صفات شخصیت و متغیرهای ابهام رابطه ایجاد کند. وی فرض کرد که ابهام را می توان بر اساس درجه ی نوسان به عنوان یک تست عینی مثل مکعب نکر اندازه گرفت. وی بیان کرد مکعب نکر برای درونگراها تغییر جهت می دهد، لیکن در آزمایشات مستقیم تئوری مک دوگال از فرضیه ی او حمایت نشد ( فردریکسون و گیلفورد ، 1934 ؛ گیلفورد و برالی ، 1930 ؛ گیلفورد و هانت ، 1931 ).
هوف دیتز و گیلفورد ( 1935 ) ارتباط قابل ملاحظه و مبهمی را بین درجه ی نوسان 15 پدیده ی مبهم و درونگرایی اجتماعی اندازه گیری شده بوسیله ی پرسشنامه ی شخصیتی نبراسکا پیدا کردند.
2-3-5 تحمل ابهام و ترجیح مخاطره
اینهورن و هوگارث (1985) اظهار می دارند که برای درک بهتر تصمیمات در هنگام بلاتکلیفی، تحمل ابهام باید همرا ه با ترجیح مخاطره در نظر گرفته شوند ( کاهن و سارین ، 1988 ).
افرادی که کمتر از خطر دوری می کنند و تحمل بیشتری برای ابهام دارند در انجام انتخاب اعتماد بیشتری را از خود نشان می دهند.
آزمایش برای بررسی اثر ابهام بر شرایط انتخاب روی چند خریدار انجام شده و حمایت معناداری بدست آورده است. یکی از یافته های جالب این آزمایش وجود یک نگرش به خطر انداختن است ( کاهنمن و ترسکی ، 1979 ). همچنین نتایج نشان داد که در حوزه ی دستیابی ( حوزه ی منفعت ) ابهام جویی در احتمالات با میانگین پایین و پرهیز از ابهام در احتمالات با میانگین بالا دیده شده است. در حوزه ی عدم دستیابی ( حوزه ی ضرر ) پرهیز از ابهام در احتمالات با میانگین پایین در ابهام جویی در احتمالات با میانگین بالا دیده می شود.

2-3-6 رابطه ی تحمل ابهام و نگرشهای سیاسی – اجتماعی
مطالعات نشان می دهد که افراد با تحمل ابهام بالا به طور کلی در برابر موضوعات پیچیده ی اجتماعی مانند اصول و عقاید مخالف راحت هستند ( مک دونالد ، 1970 ) و در برابر تغییر آمادگی بیشتری دارند ( مک دونالد، 1993 ). در حالی که افراد با تحمل ابهام پایین در کل نسبت به زنان و اقلیتهای نژادی و مذهبی دید مثبت کمتری دارند ( کاپلان و پکرس ، 1995 ).
علاوه براین، تفسیر اجتماعی از تحمل ابهام ( سیدانینز ، 1985 )، این چنین مطرح می نماید که سطوح بالای تحمل ابهام و نگرش عملگرا به برداشتن موانع سنتی در راه پیشرفت زنان، اقلیتهای نژادی و مذهبی و معلولین با هم رابطه دارند ( راپتر و اوکانل ،1983 ؛ چریست ، 1980). به نظر می رسد که افراد دارای تحمل ابهام بالا از نظر روانشناختی و انسانگرایانه ای جهت گیری پخته ای را کسب می کنند که درک بیشتری برای پذیرش دیدگاههای دیگران از خود نشان می دهند ( رپتر و اوکانل، 1982 ).

2-3-7 رابطه ی تحمل ابهام با ارزیابی موقعیتها
افراد با تحمل ابهام کم مایلند تا موقعیتها و اطلاعات مبهم، بلاتکلیف و ناهماهنگ را از نظر روانشناختی تهدید کننده ادراک نمایند ( بادنر، 1956 ؛ نورتون، 1975 ).

2-3-8 تحمل ابهام و شناخت و خلاقیت
بطور کلی تحمل ابهام بالا با سلامت روانشناختی، خلاقیت و روشهای شناختی و تسلط نیمکره ی راست ( فاکمن ، 1980 ؛ پروسن ، 1980 ) و تمایل به ابداع کنندگی و خلاقیت حل مسئله و تصمیمگیری ربط داده شده است ( کینتون ، 1981 ).
افراد خلاق بر خلاف افراد غیر خلاق توانایی آشکاری برای درک ابهام دارند ( کار ، 1992 ). تحمل ابهام بالا با طرحواره های شناختی پیچیده و انعطاف پذیر برای ارزیابی اطلاعات جدید یا غیر منتظره ارتباط دارد ( روتر و اوکانل، 1982؛ سیدانینز، 1985 ).

2-3-9 رابطه ی تفسیر جملات مبهم با اضطراب
این پژوهش توسط آیزنک، میشل دبلیو، موگ و کاراجم ام جان و همکاران ( 1991 ) صورت گرفت. در این بررسی تفسیر جملات مبهم با اضطراب در افراد مورد پژوهش قرار گرفت و نتیجه گیری شد که افراد مضطرب جملات مبهم را به صورت تهدید آمیز تفسیر می کنند.
پژوهشی توسط یوبانک و کولین و اسمیت ( 2002 ) با عنوان اضطراب و ابهام صورت گرفت. در این پژوهش 37 ورزشکار( 23 مرد و 15 زن ) با میانگین سنی 28 سال و انحراف معیار 4/9 که در ورزشهای ژیمناستیک، تنیس و بدمینتون در سطح ناحیه ای فعالیت داشتند، شرکت داشتند. تستی به نام پرسشنامه ی اضطرابِ صفتِ رقابتی (CIAI.2 )( فلتز و آلبرت ، 1987 ) به کار گرفته شد. در این تست شدت اضطراب بدنی و شناختی نمره گذاری شد، در یک مقیاس 4 نقطه ای که نمره ی پایین 9 بود و اضطراب کم را نشان می داد و نمره ی بالای 36 بود که اضطراب بالا را نشان می داد، مدیریت بدنی و شناختی اضطراب نیز توسط این تست اندازه گیری شد که نمره 27- نشان دهنده ی افرادی بود که دارای اضطراب بازدارنده بودند و نمره ی 27+ نشانگر افرادی بود که دارای اضطراب تسهیل کننده بودند. روش آماری ANOVA بکار رفته شد و نتایج زیر بدست آمد:
اشخاص با اضطراب صفت بالای تسهیل کننده در زمان روبرو شدن با ابهام آنرا به صورت هیجان یا چالش مثبت تفسیر می کنند، یعنی گرایش دارند به سوی تفسیر مثبت عاطفی چنین اطلاعاتی، به عنوان نمونه اگر کلمه ی دو معنایی Sharp را به این افراد ارایه دهینم، آنرا به صورت چابک و سریع معنا می کنند.
اشخاصی با اضطراب صفت بالای بازدارنده تمایل دارند که در هنگام روبرو شدن با ابهام آنرا به صورت تهدیدآمیز تفسیر می کنند، به عنوان نمونه اگر کلمه ی دو معنایی Sharp را به این افراد ارایه دهیم، آنرا به صورت تهدید آمیز یعنی تیز و برنده معنا می کنند.همچنین پژوهش مورد نظر تأثیر خلق متفاوت در بزرگی سوگیری تفسیر ابهام را بررسی کرد و نتایج زیر بدست آمد: افراد دارای اضطراب بالا و بازدارنده یک سوگیری تهدیدآمیز معنادار را در شرایط خلق منفی نشان می دهند نسبت به شرایط خلقی مثبت و خنثی، یعنی در شرایط خلقی منفی کلمات مبهم را بیشتر تهدید آمیز تفسیر می کردند. افراد دارای اضطراب بالای تسهیل کننده یک سوگیری بزرگ معنادار را در شرایط خلقی مثبت نشان می دادند، یعنی وقتی خلقشان مثبت بود، کلمات مبهم را بسیار مثبت تر تفسیر می کردند تا زمانی که خلقشان خنثی یا منفی بود.
در کل می توان نتیجه گرفت که پژوهش مورد نظر بیان می کند که شدت اضطراب با تفسیر کلمات مبهم به صورت تهدیدآمیز رابطه وجود ندارد، بلکه تفسیر اطلاعات مبهم وابسته به طریقی است که اضطراب تفسیر می شود، یعنی به این وابسته است که اضطراب تهدید کننده است یا بازدارنده.

2-3-10 رابطه ی تحمل ابهام با سن
رفمن، تدلاستون، آستینگتون و ژانت دبلیو ( 1994 ) در موسسه ی مطالعات تربیتی دانشگاه انتاریو در کانادا فهم و درک از ابهام رویدادی را مورد بررسی قرار دادند. این پژوهش که با صد و هشت کودک سه ساله و یازده ماهه انجام شد، نتیجه ی بدست آمده نشان داد که درک ابهام در حول و هوش چهار سالگی در بچه ها رشد می کند.
2-3-11 رابطه تحمل ابهام و جنسیت
پژوهشی که توسط باهر و داگاس ( 2001 ) صورت گرفت، مشخص شد که بین نمره های کسب شده در مقیاس عدم تحمل ابهام و جنسیت رابطه ی معنادار وجود ندارد.
2-3-12 رابطه ی تحمل ابهام با نگرانی
پژوهش ها پیشنهاد می کنند که عدم تحمل ابهام نقش خیلی مهمی را در فهم نگرانی بازی می کند (فریستون و همکاران ، 1999 ). شواهد برای رابطه ی بین عدم تحمل ابهام و نگرانی از بررسی های قبلی که بیان کرده اند، نگران ها ویژگیهایی را دارا می باشند که آنها را از افراد غیر نگران جدا می کند، بدست آمده است. برای نمونه نگران ها نیاز افراطی به مدرک و دلیل برای گرفتن تصمیم دارند ( تالیس، آیزنک و ماتیو ، 1991 ). نیاز به اطلاعات اضافی ممکن است به علت عدم تحمل ابهام باشد و به صورت وسیله ای برای کاهش سطح ابهام عمل کند. علاوه براین نگرانها در کامل کردن تکالیف مبهم خیلی سختی نشان می دهند ( متزگر، میلار، کوهن، سوفکا، بورکووس ، 1990 ).این نتایج پیشنهاد می کند که افراد نگران یک آستانه ی کم برای ابهام دارند که به عملکرد آنها در تکالیف مبهم صدمه می زند. به علاوه نگرانها به تعریف موقعیتهای مبهم به صورت تهدید آمیز تمایل دارند ( باتلر و متیو، 1983 ).
2-3-13 رابطه ی تحمل ابهام با حل مسئله
افراد با تحمل ابهام پایین چون محرک ها و موقعیت های مبهم، از جمله محرکهای جدید یا پیچیده را تهدید کننده می بینند( بادنر، 1962 )، برای سوالات گوناگون پاسخهای بدون درنگ و در دسترس را به سرعت می پذیرند ( مک دونالد، 1970 ). پژوهشها نشان داده است که هنگامی که ارزیابی ذهنی مشکلات با تکالیف جزیی همراه بود، افراد با تحمل ابهام پایین به کاربرد قوانین ثابت به شیوه ی سیاه و سفید تمایل