در حین سفر و تجربه ی ناشناخته ها ، درگیر درون خود و خویشتن خود نیز می شود . « هنری میلر» در کتاب خود به نام « دیدار با کلوسوس» می نویسد:
« سفر ها در درون انجام می گیرند و نیازی به گفتن نیست که پرخطرترین سفرها بدون حرکت در مکان صورت می پذیرند… دشمن آدمی میکروب ها نیستند ، بلکه خود آدمی است غرور اوست، پیش داوری های او ، بلاهت او و خودپرستی اش … ما باید از سنگری سخت و مقاوم که خودمان را در آن چال کرده ایم رها کنیم و به هوای باز بیرون بیاییم. » ( میلر 1377، 53 )
در واقع در نظر “هنری میلر” که از آمریکا کنده شد تا در سرزمین پر رمز و راز یونان سرگردان شود ، مهمترین راه از بین رفتن غرور و خود پرستی آدمی و فاصله گرفتن از پیش داوری ها ، سفر است . ولی سفری که او مد نظر دارد ، تنها گردشگری ساده و نگاه سطحی و گذرا نیست. بلکه سفر او در حین گذر کردن و نظاره ی بناها و عناصر مادی ، رجوع به خویشتن و تجربه ی درونی محیط بیرون نیز هست.
در آخر فراموش نکنیم که سفر در محیطی رشد پیدا می کند که صلح برقرار باشد . بعلاوه می توان گفت نه تنها لازمه ی سفر صلح است بلکه سفر نیز به صلح و همیاری و آرامش بین انسان ها و فرهنگ های مختلف یاری می رساند . در سفر ، گوناگونی ، تنوع و اختلاف را تجربه می کنیم ، انعطاف پذیرتر می شویم و در نتیجه با جهان ، آدم ها و عناصرش مهربان تر خواهیم بود.
2-2-2- ابعاد مختلف گردشگری:
گردشگری ترکیبی از فعالیت ها ف خدمات ، سیاست ها ، ضوابط ، معیار ها و کالاهاییست که برای تحقق سفر ضرورت دارد. به عبارت دیگر گردشگری صنعتی چند بعدی است و برای شناخت ان بایداز زوایای مختلف به ان نگریست تا آن را به طور کامل شناخت . در واقع جهانگردی همچون منشوری چند وجهی است که هر سطح آن موضوعی خاص را در بردارد و برای درک آن شیوه ای ویژه ای ویژه لازم است.
2-2-2-1- گردشگری از دیدگاه فرهنگی :
جهان گردی یک عامل مهم برای پیشرفت و تکامل اجتماعی و فرهنگی کشور ها محسوب می شود. انگیزه ی مسافرت هر چه باشد در مجموع موجب برخورد فرهنگ ها شده و به عقاید و نظرات جدید دامن می زند و در اثر این برخورد ها تغییراتی در آداب و رسوم ، کردار و رفتار اجتماعی حاصل می شود.
آثار باستانی و کهن هر کشوری معرف فرهنگ و هویت خاص آن کشور است. این آثار دارای ارزش های زیادی برای مردم آن کشور بطور اخص و جاذبه هایی برای فرهنگ های دیگر به طور عام می باشد که در نتیجه باعث جذب و جلب دیگران برای بازدید و شناخت آن جاذبه ها و آثار می شود.
انسان ها نمایندگان فرهنگ های گوناگون هستند و تماس و رودررویی این نمایندگان، رودررویی فرهنگ ها را در پی دارد که در نهایت به گفتگوی مسالمت آمیز منجر می شود. غنای فرهنگی و پیشرفت و تکامل اجتماعی ، فرهنگی و اقتصادی نشات گرفته از همین روابط و تماس هاست. بنابراین می توان در ارتباط فرهنگ و جهانگردی به این نتیجه رسید که جهانگردی بستر بسیار مناسبی را برای تبادل فرهنگ ها و ارزش های مختلف فراهم می سازد و رشد فرهنگی با همدلی ، انعطاف پذیری ، وارستگی و حیات جمعی میسر می شود. زیرا اگر فرهنگ را به معنای مجموعه ی باور ها ، رفتار های اجتماعی ، شیوه ی زندگی و چگونگی برخورد با مسائل محیط پیرامون تبیین کنیم ، در این صورت بدون تردید جهانگردی عمده ترین عامل صیقل ، بهبود ، هماهنگی و تفاهم رفتار ها و روابط اجتماعی ما بین فرهنگ های مختلف و مهم ترین عامل در اعتلا و توسعه ی فرهنگی خواهد بود.
2-2-2-2- گردشگری از دیدگاه سیاسی:
امروزه ارزش سیاسی جهانگردی به صورت اصلی مسلم در آمده و اعتباری جهانی به خود گرفته است. در صحنه ی سیاست جهانی این انتظار از جهانگردی است که بتواند به صورت ابزاری موثر ، تفاهم متقابل ملت ها را فراهم نماید و از این راه به استواری و پایداری صلح جهانی کمک کند. در صحنه ی روابط بین المللی ، جهانگردی به طور مستقل قادر به ابتکار عمل نیست، بلکه عمل در این مورد در دست نیروهای سیاسی است.ولی اگر نیروهای سیاسی خواستار برقراری صلح باشند، جهانگردی می تواند کمک موثری برای آن ها باشد .
امنیت نحوه ی رفتار مقامات رسمی با «بیگانگان» و تاثیری که این نحوه ی رفتار بر رفتار عمومی مردم یک کشور می گذارد، آزادی های فردی و اجتماعی در سیستم قوانین مملکتی ، سابقه ی تاریخی و سیاسی، نوع تسهیلات و تاسیسات و بالاخره نوع مقررات ناظر بر امور جهانگردی و قوانین گمرکی ، همه از مصادیق رابطه ی جهانگردی و سیاست است.
2-2-2-3- گردشگری از دیدگاه جغرافیا:
دانش جغرافیا ، جهانگردی را چارچوب کلی جغرافیای انسانی و اجتماعی مورد بررسی قرار می دهد. در این رابطه محیط های طبیعی و انسانی و جاذبه های آن از جمله عواملی محسوب می شود که مورد ارزیابی قرار گرفته ، هر یک به طور نسبی نقش خود را در توسعه و رونق صنعت جهانگردی ایفا می نماید . تغییراتی که انسان در محیط های طبیعی ایجاد می کند منجر به پیدایش چشم انداز های جغرافیایی می شود ، از این رو اهمیت نقش انسان در سازماندهی محیط های جغرافیایی روز به روز بیشتر می شود. ( رضوانی 1377، 34)
محیط های اجتماعی و اقتصادی نیز از محیط های طبیعی متاثر شده و به نوبه ی خود بر آن اثر می گذارند و در آن تنوع ایجاد می کنند . مجموعه ی چنین شرایطی زمینه ساز فعالیت های گوناگونی است که صنعت جهانگردی نیز یکی از این فعالیت ها محسوب می شود . آنچه که در ارتباط با عوامل محیطی و صنعت جهانگردی قابل ملاحظه است ، آگاهی به توان های محیطی انسانی و اثرات ناشی از آن هاست که در جغرافیا ف به چشم انداز های شهری ، روستایی و عشایری و آن چه که انسان ها در هر یک از چشم انداز ها ایجاد نموده اند ف تعبیر می شود . در هر مطالعه ی جغرافیایی مربوط به جهانگردی ، باید مکان فعالیت های سیاحتی و ویژگی های آن مورد مطالعه قرار گرفته ، همچنین رابطه ی این فعالیت ها با دیگر پدیده ها مورد بررسی قرار گیرد ( شکویی 1365، 86 ) .
2-2-2-4- جهانگردی از دیدگاه اقتصادی:
اهمیت جهانگردی از یک طرف به عنوان بخشی از فعالیت اقتصادی که سهم بسزایی در رشد اقتصادی یک کشور دارد قابل ملاحظه است ؛ از طرف دیگر جریان سرمایه های وسیعی که هر ساله صرف سرمایه گذاری در این بخش می شود ، حاکی از اهمیت و جایگاه این صنعت در اقتصاد یک کشور است .
با توجه به لزوم ایجاد یک زیر بنای اقتصادی در بخش جهانگردی نه تنها سرمایه گذاران خصوصی مبالغ هنگفتی را بدین منظور به مصرف می رسانند بلکه اکثر کشور ها مقدار زیادی از منابع مالی و انسانی خود را صرف بهره برداری کامل از این منابع اساسی در آمد ملی یعنی جهانگردی کرده اند .
« امروزه ، در اقتصاد اجتماعی همانگونه که بازده ساعات کار مورد توجه است بازده ساعات فراغت نیز به عنوان معیار پیشرفت اقتصادی –اجتماعی ارزیابی می شود . هر چه جامعه ای کمتر رشد یافته باشد ، اوقات فراغت مردم آن بیشتر به گردش و مسافرت می گذرد . از این رو دو معیار تازه ، “مسافرت سرانه” و “گردش سرانه” به معیار های سنجش درجه توسعه یافتگی افزوده شده است.» ( ساسان )
به طور کلی اثرات اقتصادی جهانگردی را از این دیدگاه می توان به صورت زیر خلاصه نمود : ( پدریان 1374 )
1) جلوگیری از خروج ارز از کشور
2) کشش ارز از خارج
3) افزایش نرخ اشتغال
4) افزایش صادرات پنهان
5) افزایش در آمد ملی
6) افزایش در آمد دولت
در مورد افزایش در آمد ناشی از صنعت جهانگردی تنها کافی است به این نکته توجه کنیم که « بررسی های اتاق بازرگانی ایالات متحده امریکا نشان داده است که پول هایی که تنها 24 نفر گردشگر در هر روز پرداخت کرده اند اقتصاد جامعه را به اندازه ی یک کارخانه که سالانه 1000000 دلار دستمزد پرداخت کند ترقی می دهد». ( همان ماخذ)
همچنین اثرات مثبت دیگری نیز از لحاظ اقتصادی بر صنعت جهانگردی متصور است که از این قرارند:
1) منافع حاصل از مالیات های اخذ شده از فعالیت های جهانگردی و ایجاد امکاناتی برای جامعه
2) حفظ آثار باستانی، ابنیه ی تاریخی، جاذبه های طبیعی به عنوان منابع درآمدزای اقتصادی
3) توسعه ی صنایع دستی و محلی و فعال شدن صنایع قدیمی و فراموش شده ( میرزا محمدی)
2-2-2-5- گردشگری از دیدگاه جامعه شناسی:
در زمینه ی اثرات جامعه شناسی جهانگردی ، مباحث مختلفی چون رشد اجتماعی ، تعامل اجتماعی و آسیب شناسی اجتماعی مطرح می شود.همچنین جهانگردی را نوعی تبادل فرهنگی – اجتماعی باید دانست. لذا رابطه ی میان جهانگردی و شاخه های مختلف علوم اجتماعی مشخص شده و این اثرات در علوم اجتماعی به عنوان مهم ترین بخش های جامعه شناسی مطرح است. چگونگی تاثیر پذیری و تاثیر گذاری جوامع و فرهنگ ها بر یکدیگر ، بررسی آداب و رسوم و شیوه های مختلف زندگی ، انواع متفاوت خانواده در جوامع گوناگون و روابط مابین آنها و … می تواند در شاخه های مختلف جامعه شناسی مانند جامعه شناسی و انسان شناسی فرهنگی ، مردم شناسی ، جامعه شناسی خانواده و آسیب شناسی اجتماعی مورد تحقیق و بررسی قرار گیرد. ( Cohen 1996, 74 )
در واقع می توان گفت جهانگردی یکی از مهم ترین و مناسب ترین ابزار پژوهش در رشته ی جامعه شناسی محسوب می شود.
2-2-2-6- گردشگری از دیدگاه روانشناسی :
“روانشناسی جهانگردی ” را به این صورت تعریف کرده اند:
«مجموعه مطالعاتی است در مورد رفتار های جهانگردی و علل و انگیزه هایی که این رفتار ها را تعیین می کند» ( مانسفیلد)
در واقع می توان موضوع هایی که از این دیدگاه بررسی می شوند را در سه مورد کلی خلاصه نمود:
1) نیاز به سفر و جهانگردی و انگیزه های آن
2) مراحل روانی که جهانگردی را تعیین می کند
3) اعمال و کردار جهانگردان و رفتار هایی که با جهانگردان اعمال می شود
سفر یک ضرورت روانی و اجتماعی است و گاه یک الزام و اجبار است. امروزه توصیه موکد درمانی روان پزشکان و روان شناسان حاذق در کاهش فشارهای روانی و اجتماعی ، تغییر محیط ، ایجاد تنوع گریز از شرایط نامطلوب ، سفر به مناطق مختلف و فراموشی محرک های ناخوشایند و آزار دهنده ی محیط یکنواخت زندگی روزمره و بازیابی نشاط و انرژی روانی است. در مجموع از دیدگاه های مختلف روانشناسی ، می توان محرک ها و انگیز ه های جهانگردی را در چهار گروه زیر مورد بررسی قرار داد:
1) محرک های فیزیکی : انسان برای استراحت جسم ، فعالیت های ورزشی چون شنا ، اسکی و قایقرانی ، تمدد اعصاب و بازیابی توان و انرژی بدن به سفر می پردازد.
2) محرک های فرهنگی : انسان بر اساس کنجکاوی و جستجوی آگاهی ، خواهان شناخت دیگر جوامع و فرهنگ هاست . او مایل است تا زبان ، موسیقی ، هنر، آداب و رسوم ، مذهب و دیگر نمودهای فرهنگی جوامع دیگر را بشناسد و این خواست به صورت یکی دیگر از محرک های جهانگردی جلوه گر می شود.
3) محرک های ارتباطی : این محرک ها شامل دیدار و ارتباط با اقوام ، آشنایان ، دوستان یا یافتن یاران جدید می شود.
4) محرک های