ک اجتمــاعی هســتند. او هم چنین خانه را یک حقیقت انسـانی مـیدانـد کـه انسان حتی در سخت ترین شرایط، برای دستیابی به خانـه آرمانی خود تلاش نموده است، و میتوان انتخاب های او را کــه مســتلزم وجــود ارزشــهای فرهنگــی اســت، در آن مشاهده نمـود.
لـذا فرهنـگ اجتمـاعی، عامـل اصـلی در ســاختار روش زنــدگی، و شــکل فیزیکــی خانــه هــا و سکونتگاه ها می تواند یک تجسم فیزیکی از محیط آرمانی در نظر گرفته شود. مفهوم خانه” به عنوان یک شکل کالبـدی، بـر اسـاس سازمان فضاهای داخلی قرار نمی گیرد، بلکـه “معنـی” در طراحــی آن اهمیــت پیــدا مــی کنــد. در زنــدگی روزمــره “معنی” در استفاده از فضاها نهفته است. مکـان دارای معنی هستند و خانه مکان اصلی فعالیتهای روزانه انسان می باشد(1995 Zukin,).
انســان بیشــترین ســاعات زنــدگی خــود را در آن می گذراند و مکانی است که تعاملات مرسـوم زنـدگی و تعاملات اجتماعی در آن صورت مـی گیـرد. اینکه انسان چگونه از فضاهای خانه خود استفاده می کند نیـز یـک پدیـده فرهنگـی اسـت. زیـرا اسـتفاده هدفمند از فضاهای مسکونی، آدابی را خلق می کنـد کـه تفاوت بین “خانه و کاشانه” (Home & House) را پدید می آورد ) 1995.(Lawrence,
در جامعه شناسـی “روش زنـدگی”، (Life style) بـه عنوان مجموعه ای از ارزشهای مشترک دیده شده است و زندگی روزمره و رفتارها در زمینه اجتمـاعی خاصـی معنی دار هستند. فعالیت هایی نظیر نوع و میزان ارتباطات اجتماعی افراد، نوع استفاده از فضـا، زمـان، نـوع روابـط خویشــاوندی و خــانوادگی و نظــایر آن در زمنیــه هــای مختلف اجتماعی فرهنگی متفاوت می باشند. در مفهوم “روش زندگی” نوع فعالیت هایی که صورت می گیرند، دلیل انجام آنها و این که فعالیت ها برای آنها چــه معنــی دارنــد، را تشــریح مــیکنــد. روش زنــدگی، روش های مختلف استفاده از مواد، محل هـا و زمـانی کـه آنها صرف می کنند را مشخص میکنـد(پوردیهیمی،1390).
بـه بیـانی دیگـر چگونگی استفاده از فضاها در زنـدگی روزمـره را تعیـین می نماید.آنچــه کــه انســان در زنــدگی روزانــه خــود بــه انجــام می رساند، انتظام بخشیدن به روش استفاده از فضاهاست. در واقع وجود رسم و رسوم زنـدگی، کوششـی اسـت برای حفظ فرهنگی خاص، بنـابراین فعـالیتی نظیـر غـذا پختن باید به عنوان یـک تجلـی فرهنگـی دیـده شـود. در حقیقت حتی وقتی امکانات متعددی وجود داشـته باشـد، کارهــای عــادی و روزمــره توســط ریشــه هــای فرهنگــی هــدایت مــی شــوند، نظیــر گردهمــایی هــای اجتمــاعی و رفتارهای فردی. توجه به این موضوع که انسانها چگونه از فضاهای زندگی در رسوم روزمـره اسـتفاده مـی کننـد، نکتــه ای کلیــدی اســت کــه مــی توانــد معــانی نهفتــه در محــیط هــای زنــدگی آنهــا را روشــن نمایــد(پوردیهیمی،1390).
لارنــس در این باره اظهـار مـی دارد کـه بـه منظــور درک معــانی نهفتــه در طراحــی کاشــانه هــا، بایــد چگــونگی انتظــام رفتارهــا و فعالیــت هــا در محــیط هــای مسکونی که از طریق قانون مندی و قواعد مرسـوم پدیـد می آیند، مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرند. رسـوم زنـدگی که نقش محوری در این ارتباط ایفا می کنند، می تواننـد در کشف شیوه استفاده از فضاها بسیار سودمند باشند (1995Lawrence,).
در میان برجسته تـرین رسـوم و قواعـد، رعایـت آداب ساخت و ساز، هم از نقطه نظر به نمایش گذاشـتن مقـام اجتمــاعی خــانواده و هــم از نقطــه نظــر رعایــت آداب اجتمــاعی در محــیط هــای مســکونی مــورد توجــه قــرار می گیرد. آداب ساخت و ساز بیشـترین تـأثیر را در روش استفاده از فضاهای عمومی، تعیین محدوده های مالکیـت، نوع جهت گیـری سـاختمان؛ فاصـله آنهـا از یکـدیگر و مهمترین آنها سلسله مراتب دسترسی از طریق توجه بـه شأن و مرتبه حرمت هر بنا در محیط پیچیـده محلـه ای ومحیط کلان شهری، خواهد داشت.تأثیرات متقابل محیط و رفتار، روش استفاده از فضـاها را تعیــین مــی کنــد. روش زنــدگی کــه منــتج از رفتارهــا و سیستم های رفتاری می باشـد، ارزشهـای فرهنگـی را در درون خود به همراه دارد(پوردیهیمی،1390).
معماران و برنامه ریـزان کـه بـا تحلیل های رفتاری نسبتاً آشنایی دارند، بایـد بـه “معنـی” به عنوان محصولی از ادراک محیط نیز توجه نماینـد. زیـرا در بســیاری از مواقــع تصــور نادرســتی از تفــاوت بــین “عملکرد” و” معنی” وجود دارد. “معنـی” فقـط شـرایط مهمی از عملکرد و رفتار نیست، بلکه مهـمتـرین نقـش کیفی و کارامدی “محیط مصنوع” را مطرح میکند، زیـرا شرایط ویژه ای از سیستم های رفتاری، منجر به ویژگی در قرارگاه های رفتاری مـی گـردد و محـیط هـای متفـاوت از یکدیگر به وجود می آیند، که منتج از رابطه بین فرهنـگ و محیط خواهـد بـود. لـذا روش زنـدگی و سیسـتم هـای رفتاری هر دو با هم در تحلیـل محـیط هـا در کنـار هـم حضور دارند. روش زندگی نظیـر کیفیـت هـای محیطـی نتیجـه یـک انتخاب است و در حقیقت یک انتخاب قاعده مند است از بــین گونــه هــای مختلــف کــه واجــد ویژگــی خاصــی می باشد(همان،1390).
با توجه به توضیحاتی که در رابطه ی انسان و روش زندگی آن با محیط مسکونی داده شد می توان به این مهم دست یافت که مسکن به این محدود نمی گرد که سرپناه و حافظ انسان در برابر شرایط نامساعد جوی و گزند حیوانات و احتمالا آسیب همنوعانش باشد . و یا قیمت کم و یا مناسبی داشته باشد ، و یا این که تامین آن برای هر کس مقدور باشد . همه اینها لازمند ، لکن کافی نبوده و همه مسائلی نیستند که در تعریف مسکن باید به آن ها توجه شود . یکی از نکات ضروری و بسیار مهم آن است که مسکن باید محل و فضایی فراهم آورنده آرامش ، آسایش و سکینه برای ساکن خویش باشد .
مسکن نه تنها باید شرایطی را داشته باشد تا خانوار ها از نظر اقتصادی توان تهیه آن را داشته باشند ، باید شرایطی را داشته باشد که بتواند به عنوان محل امن ، سکنی و آرامش انسان عمل نماید . اگر برخی عوامل مرتبط با مسکن مثل الگوی ساخت و نوع مصالح ( و حتی زمین ) ثابت و به عنوان ارزش فرض شوند و مدها بر آن حاکم باشند ، و از سویی میزان بودجه در اختیار برای تهیه باشند ، و از سویی میزان بودجه در اختیار برای تهیه مسکن نیز ثابت باشد ناچار دائما از ویژگی های کیفی و وسعت آن کاسته شده ، عنوان خانه ارزان قیمت و مسکن اقشار کم در آمد و امثال آن را به خود می گیرد . در حالی که اگر برای مسکن به صورت عام شرایط ، ویژگی ها و خصوصیاتی تدوین شود ، می توان بسته به زمان و مکان و شرایط ، تصمیم صحیح و مناسب را در طراحی و ساخت مسکن با کیفیت مطلوب برای زندگی اتخاذ نمود(نقی زاده،1379) .
همچنین کیفیت ها که مهم ترین ارزش هاى مورد نظر ساکنان در یک محیط مى باشند، یک مفهوم کلى است و نمى توان آن را به سادگى در طراحى مسکن براى زندگى ها تجویز نمود. زیرا کیفیت ها با موضوعات بسیارى مانند: روش زندگى مردم گونه هاى مختلف مسکن، نحوه آرایش متفاوت واحدها درمجموعه ها، نحوه عمل و مزیت هر یک از گونه ها و آرایش ها، یا نحوه تامین کیفیت ها در طراحى و در فرهنگ هاى مختلف ، بر نحوه رفتار انسان، تعامل او با محیط، تاثیر مى گذارند (پور دیهیمی، 1391).
بنابر این در این بخش ویژگی های کیفی مسکن به اجمال مورد بررسی قرار خواهند گرفت . در این خصوص نقی زاده (1379) در مقاله تحت عنوان”ویژگی های کیفی مسکن مطلوب(مبانی طراحی و روش تحصیل آن) “، این ویژگی را مورد بررسی قرار می دهد. این ویژگی‌های مورد نظر عمدتاً مشتمل بر اموری است که به عنوان ویژگی خانه و مکان زندگی در تعالیم اسلامی معرّفی شده‌اند و یا به نحوی بر تجلّی و ارتقای کیفیاتی که برای حیات انسان ، تأثیر مثبت دارند.

2-4-ویژگی های کیفی مسکن مطلوب
یکی از نکات ضروری و بسیار مهم آن است که مسکن باید محل و فضایی فراهم آورنده آرامش ، آسایش و سکینه برای ساکن خویش باشد . مسکن نه تنها باید شرایطی را داشته باشد تا خانوار ها از نظر اقتصادی توان تهیه آن را داشته باشند ، باید شرایطی را داشته باشد که بتواند به عنوان محل امن ، سکنی و ارامش انسان عمل نماید . برای مسکن و عوامل مربوط به مقوله سکونت دو دسته ویژگی اصلی را می توان مطرح کرد : دسته اول مشتمل بر ویژگی های اثباتی که مرئی داشتن آن توصیه می شود و دسته دوم ویژگی های سلبی هستند که حذف و یا عدم اجازه به ظهورشان ضرورت دارد . لازم به ذکر است که هر دوی این ویژگی های اثباتی و سلبی نیز به نوبه خود مشتمل بر مقولاتی جزیی تر هستند که از جمله آنها عبارتند از : صفات مسکن ( مثل امنیت و ایمنی ، خصوصیت ، آرامش و امثال آن ، امکانات مسکن ( از قبیل امکان ارتباط انسان با طبیعت ، امکان مرتفع شدن نیازهای انسانی ، و امکان دسترسی به منابع تامین کننده نیازها ) و انتظارات از مسکن یا تاثیر مسکن بر مقولات اجتماعی ( مانند ترجیح هویت جمعی به هویت فردی ، احترام به حقوق دیگران ، کمک به وحدت جامعه و امثال آن ) به شمار می رود(نقی زاده، 1379) .
2-4-1- توجه به انسان :
همان طور که گفته شد توجه به انسان مهمترین موضوعی که در ارتباط با مسکن باید مورد توجه قرار گیرد ، انسان است . به نظر می رسد آنچه که در وهله اول اهمیت دارد ، تأمین توأمان نیاز های مادی (پاسخ به کالبد)، نیاز های روانی (پاسخ به نفس ) و نیازهای روحی و معنوی (پاسخ به روح )انسان است . در حالی که تمرکز اصلی بسیاری تفکرات و الگوهای زیست معاصر بر جنبه های مادی حیات انسان است(همان، 1379).
مسکن می تواند در عین حالی که زیاده از حد متکبرانه ، خود نمایانه ،چشم پرکن و متمرکز بر پاسخگویی به نیازهای مادی که غالباً نیز راه افراط می پویند ،نباشد به نیازهای مادی و معنوی انسان در حد مطلوب پاسخ دهد . با این حال این وظیفۀبرنامه ریزان و طراحان است که پاسخگویی به جنبه های مختلف را هماهنگ و همراه نموده، جامعه را از تمرکز صرف بر جنبه های مادی حیات بر حذر نموده ، بالعکس مردم را به توجه توأم جنبه های مختلف حیات خویش ترغیب و هدایت نمایند (همان، 1379).

2-4-2- امنیت و ایمنی :
ویژگیهای معماری مسکن مطلوب باید به گونه ای باشد که درجات مختلف امنیت را برای ساکنین فراهم آورد . این امنیت اعم از امنیت در مقابل بلایا وسوانح طبیعی و غیر طبیعی ، امنیت در برابر تجاوز سایر آحاد جامعه ، امنیت در برابراثرات ناشی از فعالیتهای انسانی و سایر جنبه های امنیت به شمار می رود . در جهت تأمین امنیت ، منظور داشتن عوامل زیر توصیه می شوند : مکانیابی مناسب مسکن نسبت به سایر عملکردهای شهری ، انتخاب مصالح مناسب که الزاماً مصالح گران قیمت نیستند ،اتخاذ روشهای مناسب ساخت ، پیش بینی تمهیدات لازم برای تقلیل خسارت به هنگام وقوع سانحه و مکانیابی مناسب مسکن در ارتباط با عملکردهای مولد انواع آلاینده ها به ویژه آلودگی هوا و